1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

( معرفي چند علم مربوط به ادبيات )

شروع موضوع توسط Zarirr ‏23/11/10 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113


    1 - عروض : علم مربوط به آهنگ شعر ، علم عروض نام دارد هر يك از آهنگ هاي اصلي شعر



    را يك « بحر » مي نامد و مجموع بحر ها « ‌بحور عروضي » ناميده مي شود .



    2 – علم بديع : نام علمي است كه در آن زيبايي هاي ادبي مورد بررسي قرار مي گيرد . از حدود





    قرن 5 كه كتاب خاصي به زبان فارسي در مورد بديع تاليف شده است . تا كنون نويسندگان



    بسياري در مورد زيبايي هاي ادبي سخن گفته اند . و امروزه ده ها مورد زيبايي در آثار ادبي



    شناخته و شرح داده شده است .



    هر يك از زيبايي هاي ادبي را يك صنعت مي نامند . اگر آن زيبايي به آهنگ ياشكل كلمه ها



    مربوط شود صنعت لفظي نام دارد . و چنانچه آن لطف و زيبايي به معني كلمات يا جملات ارتباط



    داشته باشد . « صنعت معنوي » خوانده مي شود .



    3 - علم معاني : علمي است كه درباره چگونگي تركيب و جاي كلمات در جمله بحث مي كند تا



    جمله اي كه گفته مي شود . بيشتر با وضع شنونده متناسب باشد . مثلا ، اگر شنونده هيچ اطلاعي



    راجع به موضوع مورد نظر نداشته باشد جمله را بدون تاكيد بيان مي كنند . اما اگر نسبت به آن



    موضوع ، ترديد يا انكار داشته باشد جمله بايد با تاكيد همراه باشد . اگر بگوييم : ( من اين كتاب



    را از دوستم گرفته ام ) . تنها به شنونده سخن خود ، گرفتن كتاب را اطلاع داده ايم اما اگر بگوييم



    : ( اين كتاب را من از دوستم گرفته ام ) . با آوردن مفعول جمله در آغاز جمله خواستيم كه بر



    گرفتن كتاب تاكيد كنيم .



    4 – علم بيان علمي است كه به كمك آن مي توانيم يك مطلب واحد را به چند روش بيان كنيم ؛ مثلا



    اگر بخواهيم قدرتمند بودن شخصي را به كسي اطلاع دهيم ، مي توانيم از 5 طريق استفاده كنيم :



    حقيقت : بيان يك مطلب است، به صورت صريح : فلاني قدرتمند است ؛ فلاني قدرت بسياري دارد



    مجاز : بحث مجاز در علم بيان بسيا گسترده است و شكل هاي گوناگوني دارد ، اگر بگوييم



    فلاني ( فلاني در همه جا دست دارد ) . كلمه دست به معني قدرت يا دخالت به كار برده ايم و چنين



    معنايي در كلمه دست وجود ندارد. همچنين اگر بگوييم ( بشقابت را بخور ) و منظورمان از



    بشقاب محتواي آن باشد مجاز است .



    كنايه : جمله اي است كه معني ظاهري آن در مورد نظر نيست بلكه منظور گوينده غير از ظاهر



    آن است و در حقيقت ، معني ظاهري، اشاره اي به مفهوم اصلي و باطني آن است وقتي مي گوييم



    ( آبگينه خويش به سنگ آزمودم – دهخدا ) منظورمان امتحان كردن استحكام شيشه نيست ، بلكه



    مي خواهيم بگوييم : قدرت خودم را آزمايش كردم و اين كنايه است .



    تشبيه : بيان شباهت ميان دو چيز است كه واقعا شباهت دارند و يا گوينده ، نوعي شباهت ميان آن



    ها تصور مي كند : در مصراع ( كوه از درخت ، گويي مرد مبارز است كوه به مردي مبارز

    تشبيه شده است .

    استعاره : اين است كه كلمه را به جاي كلمه ديگر به كار ببريم به دليل شباهتي كه بين آن ها است :



    وقتي شاعر مي گويند : ماه من از سفر آمد ...) منظورش از ماه يار اوست كه رويي چون ماه زيبا



    دارد . به كار بردن لاله به جاي شهيد نيز استعاره است .