1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

شروع موضوع توسط para3to ‏14/10/11 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    جامعه شناسی انحرافات


    مقدمه
    قوانین ،جرایم و مجازاتها
    تبیین کجروى
    جرم و آمار جنایی
    زندان و مجازات
    جنسیت و جرم
    جرایم دولتمندان و قدرتمندان
    مفهوم بیماری روانی
    همچنین ببینید


    مقدمه


    زندگی اجتماعی انسان تحت حاکمیت قواعد یا هنجارهاى اجتماعی است.اگر ما از قواعدی که بعضی انواع رفتار را در زمینه های معینی به عنوان رفتارهای مناسب و رفتارهای دیگری را به عنوان رفتارهای نامناسب تعریف می کنند پیروی نمی کردیم فعالیتهایمان دستخوش هرج و مرج می گردید.برای مثال رفتار منظم در شاهراهها ،چنانچه رانندگان قاعده راندن از سمت چپ و دیگر قواعد راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی کردند غیر ممکن می بود.هنجارهایی که ما در رفتارهایمان از آنها پیروی می کنیم به زندگی اجتماعی خصلتی منظم و قابل پیش بینی می بخشند،و جامعه شناسی تا اندازه زیادی با نشان دادن این که چگونه نظم اجتماعی برقرار می شود سروکار دارد .
    اما این داستان روی دیگری نیز دارد .همیشه همه کس با انتظارات اجتماعی همنوایی نمی کند.رانندگان گاهی قواعد رفتار عبور و مرور را رعایت نمی کنند،حتی اگر زندگی دیگران در نتیجه آن به خطر افتد.هنگامی که شخصی شتاب زده ،یا تحت تاثیر الکل باشد ممکن است از روی بی پروایی رانندگی کند،و حتی شاید در خلاف جهت یک خیابان یک طرفه میان بر بزند.افراد اغلب از قواعدی که انتظار می رود تبعیت کنند،منحرف می شوند.
    مطالعه رفتار انحرافی یکی از جذابترین وظایف جامعه شناسی است.این حوزه تحلیل جامعه شناسی پیچیده است چرا که به همان اندازه ارزشها و هنجارهای اجتماعی انواع فراوان تخلف از قانون نیز وجود دارد .از آنجا که هنجارها در میان فرهنگهای مختلف ،و حتی بین خرده فرهنگهای گوناگون درون یک جامعه فرق می کنند،آنچه که در یک محیط فرهنگی طبیعی است در محیط فرهنگی دیگری انحراف است.


    قوانین ،جرایم و مجازاتها

    قوانین هنجارهایی هستند که توسط حکومتها به عنوان اصولی که شهروندانشان می بایست از آنها پیروی کنند تعریف شده اند و علیه کسانی که از قوانین پیروی نمی کنند از ضمانتهای اجرایی رسمی استفاده می شود.هر جا که قانون وجود دارد جرم وجود دارد ،زیرا ساده ترین تعریف جرم عبارت است از هر شیوه رفتاری که قانون را نقض می کند.ماهیت رفتاری که مجرمانه در نظر گرفته می شود ،اهمیت نسبی جرایم مختلف،و شیوه های کیفر دادن فعالیتهای مجرمانه توسط مقامات دولتی__هر یک به گونه ای قابل ملاحظه در طول دو یا سه قرن گذشته تغییر کرده است.دلایل این امر را می توان در جانشینی جوامع سنتی مبتنی بر اجتماع محلی روستایى،بوسیله نظامهای اجتماعی صنعتی ،که در آن اکثر مردم در مکانهای ناشناس تر شهرهای کوچک و بزرگ زندگی می کنند ،جستجو کرد.
    جرایم در دوران پیش از صنعتی شدن
    دگرگونی در شیوه های مجازات
    زندانها و آسایشگاهها


    تبیین کجروى

    ماهیت و محتوای رفتار کجروانه هم از گذشته تاکنون و هم از یک جامعه تا جامعه دیگر بسیار فرق می کند .در مجموع هیچ یک از این نظریه ها تبیین جامعی از جرم فراهم نمی سازند ،تا چه رسد به تبیین همه انواع کجروی .اما این نظریه ها از بعضی لحاظ با یکدیگر تداخل می کنند و از پاره ای جهات دیگر می توانند با هم ترکیب شوند تا درک معقولی از جنبه های عمده رفتار کجروانه فراهم سازند.
    کجروی چیست
    انواع کجروی
    کنترل اجتماعی کجروی
    نظریه های زیست شناختی و روان شناختی
    جرم و کجروی
    استدلال از زیست شناسی
    جرم و شخصیت روان رنجور:دیدگاه روان شناختی
    جامعه و جرم:نظریه های جامعه شناختی
    تفاوت ارتباطات
    بی هنجاری،یک علت جرم و جنایت
    بی هنجاری و ارتباط:خرده فرهنگهای بزهکار
    نظریه برچسب زنی
    انتخاب عقلانی و تفسیرهای موقعیتی جرم

    جرم و آمار جنایی


    آدم کشی و جرایم دیگر

    آدم کشی
    جرایم خشن


    زندان و مجازات

    مجازات مرگ

    جنسیت و جرم

    مانند حوزه های دیگر جامعه شناسی ،مطالعات جرم شناسی به طور سنتی نیمی از جمعیت را نادیده گرفته اند.بسیاری از کتابهای درسی در رشته جرم شناسی هنوز تقریباً هیچ چیزی درباره زنان ندارند،مگر بخشهایی پیرامون تجاوز به عنف و فحشا ،و بیشتر نظریه های کجروی به همین نحو زنان را تقریباً به طور کامل مورد بی اعتنایی قرار داده اند.یک نمونه گزا رش مرتون از ساخت اجتماعی و بی هنجاری است.فرض شده است که "فشار برای موفق شدن "تقریباً به هر کسی در جوامع امروزی می رسد.بنابراین،به طور منطقی می توان استدلال کرد که زنان باید در مقوله های گوناگون کجروی که توسط مرتون مشخص گردیده اند بیشتر از مردان فعال باشند،از جمله جنایت،زیرا فرصتهایی که برای "پیشرفت"در برابر زنان گشوده است کمتر از مردان است.با وجود این ،میزان تیهکاری زنان به طور استثنایی اندک بوده یا به نظر می رسد که اندک باشد.حتی اگر زنان بنا به دلیلی کمتر از مردان ،مستعد شرکت در فعالیتهای کجروانه باشند،به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که آنها را به کلی نادیده انگاریم.
    میزان جرایم مرد و زن
    دختران در باندهای تبهکار
    خشونت در زندان زنان


    جرایم دولتمندان و قدرتمندان

    اگرچه قشرهای فقیرتر جامعه قسمت اعظم جمعیت زندان را تشکیل می دهند،پرداختن به فعالیتهای تبهکارانه به هیچ وجه به این قشرها محدود نمی شود .بسیاری از افراد ثروتمند و قدرتمند مرتکب جرایمی می شوند که نتایج آنها می تواند به مراتب فراگیرتر از جرایم غالباً کوچک توده های فقیر باشد.
    جرایم یقه سفیدان
    جرایم حکومتی


    مفهوم بیماری روانی

    عکس پیدا نشد


    دومین حوزه مهم رفتار کجروانه که مسلماً دولت با آن در ارتباط است،و نیز متضمن استفاده از سازمانهای باز داشتگاهی است،بیماری روانی است.این اندیشه که دیوانگان از نظرروانی"بیمار"هستند،همانگ ونه که گفته شد ،تنها از حدود دو قرن پیش آغاز می گردد .بیش از آن زمان ،افرادی که ما اکنون دچار آشفتگی روانی می دانیم به جای اینکه بیمار در نظر گرفته شوند،"جن زده"،"شریر"یا "مالیخولیایی"پنداشته می شدند.
    روان پریشی
    درمانهای جسمانی
    تشخیص بیماری روانی
    ماهیت دیوانگی:قانون شکنی ماندگار
    ---------- ،فشار اجتماعی و روان کاوی
     
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    جامعه شناسی انقلاب


    مقدمه
    انقلابها در قرن بیستم
    نظریه های انقلاب
    نتایج انقلاب
    جنبشهای اجتماعی
    جنبشهای اجتماعی و جامعه شناسی


    مقدمه

    در طول دو یا سه قرن گذشته انقلابها برخی از بزرگترین تغییرات اجتماعی را در تاریخ جهان پدید آورده اند.انقلابهای آمریکا و فرانسه ،به ترتیب در سالهای 1776 و 1789 مهمترین انقلابهای قرن هجدهم بودند.برخی از اندیشه های رهبران آنها بعدها تاثیر زیادی بر جای گذاشتند.مفاهیم آزادی،شهروندی و برابری که این دو انقلاب به خاطر آنها نبرد می کردند به صورت اساسی ترین ارزشهای ---------- مدرن درآمدند.اعلام این ارزشها به عنوان هدف و این فرض که با بسیج توده ای می توان آنها را تحقق بخشید یک نوآوری ژرف تاریخی بود.در دورانهای پیشین ،تنها آرمان گراترین خیالبافان جرأت کرده بودند اظهار کنند که انسانها می توانند نظمی اجتماعی ایجاد کنند که مشارکت ---------- در آن برای هر کسی آزاد باشد.
    انقلاب چیست؟چه شرایط اجتماعی منجر به دگرگونی انقلابی می شود؟چگونه باید جنبشهای اعتراض یا شورش را تحلیل کنیم؟بدون شناخت شرایطی که در آن فرایندهای عمده دگرگونی رخ داده اند ممکن نیست بتوان انقلاب را بطور کلی درک کرد.

    انقلاب

    انقلابها در قرن بیستم

    تقریباً همه انقلابهای قرن بیستم در جوامع در حال توسعه رخ داده اند ،نه در کشورهای صنعتی.دو رویداد انقلابی که عمیق ترین نتایج را برای کل جهان داشته اند،انقلاب 1917 روسیه و انقلاب 1949 چین بودند.هر دو انقلاب در جوامع عمدتاً روستایی و دهقانی رخ دادند،اگرچه شوروی از آن هنگام تاکنون به سطح بالایی از صنعتی شدن دست یافته است.بسیاری از کشورهای جهان سوم نیز انقلاب را در این قرن تجربه کرده اند برای مثال مکزیک ،ترکیه،مصر،ویتنام،کوبا و نیکاراگوئه.
    ایران در سال 1357 شمسی (1978 میلادی) انقلاب عظیم مردمی را پشت سر گذاشت .جامعه شناسان و متفکران غربی بنا به چند دلیل از پرداختن به انقلاب ایران و نظریه پردازی در مورد آن پرهیز کردند:اول اینکه ماهیت جامعه شناسی بطور اخص آن در غرب یک ماهیت سرمایه داری و در خدمت دولتهای استعمارگر غربی می باشد و انقلاب ایران در نقطه مقابل این تفکر می باشد.ثانیاً انقلاب ایران تمام نظریه پردازی های جامعه شناسی که در مورد ماهیت انقلاب در سراسر جهان بوده است را بر هم زده است.زیرا انقلاب اسلامی ایران منطبق با هیچ کدام از نظریه های جامعه شناسی انقلاب نیست.برای همین بطور مثال گیدنز که یک جامعه شناس انگلیسی و مشاور تونی بلر نخست وزیر انگلیس می باشد در کتاب مبانی جامعه شناسی خود در بیان انقلابهایی که در قرن بیستم رخ داده است نامی از انقلاب مردمی 1978 ایران نبرده است.
    انقلاب روسیه
    انقلاب چین
    انقلاب کوبا
    انقلاب ایران

    نظریه های انقلاب

    از آنجا که انقلابها در تاریخ جهان طی دو قرن گذشته بسیار مهم بوده اند،شگفت انگیز نیست که نظریه های گوناگونی به منظور کوشش برای تبیین آنها بوجود آمده است.برخی از این نظریه ها در اوایل عمر علوم اجتماعی تنظیم گردیدند؛مهمترین رویکرد در این زمینه نظریه کارل مارکس است.مارکس مدتها پیش از هر یک از انقلابهایی که به نام اندیشه های او رخ داده زندگی می کرد،اما بر آن بود که نظریاتش تنها به عنوان تحلیلی از شرایط دگرگونی انقلابی در نظر گرفته نشود،بلکه به عنوان وسیله ای برای پیشبرد این گونه دگرگونیها مورد استفاده قرار گیرد.اندیشه های مارکس،صرف نظر از اعتبار حقیقی آنها،تأثیر عملی فوق العاده زیادی بر دگرگونیهای اجتماعی قرن بیستم داشته اند.
    نظریه های مهم دیگر بسیار دیرتر به وجود آمدند و اندیشمندان کوشش کرده اند هم انقلابهای اولیه (مانند انقلابهای آمریکا یا فرانسه)و هم انقلابهای بعدی را تبیین کنند.برخی دامنه تحلیل را حتی گسترده تر ساخته و کوشیده اند فعالیت انقلابی را در ارتباط با شکلهای دیگر شورش یا اعتراض تبیین کنند.
    نظریه مارکس
    نظریه چالمرز جانسون
    نظریه جیمز دیویس
    نظریه چارلز تیلی

    نتایج انقلاب

    وقایع بعد از انقلاب تا اندازه ای تحت تأثیر همان رویدادهایی است که منجر به انقلاب شده اند.گاهی بعد از یک دوره مبارزه انقلابی کشور فقیر شده و به شدت دچار نفاق و از هم گسیختگی می گردد.بقایای رژیم شکست خورده یا گروههای دیگری که برای قدرت مبارزه می کنند،ممکن است نیروهای خود را دوباره گردآوری کرده و مجدداً دست به تهاجم بزنند.اگر دولتهای مجاور با حکومت جدید دشمن باشند،احتمال موفقیت حکومت جدید در بازسازی اجتماعی کمتر می شود مگر آنکه آنها از حکومت جدید طرفداری کرده و آماده حمایت جدی از آن باشند.
    نتایج کوتاه مدت
    نتایج دراز مدت



    جنبشهای اجتماعی

    علاوه بر جنبشهایی که به فعالیت انقلابی می پردازند،در جوامع امروزی انواع مختلفی از جنبشهای اجتماعی دیگر وجود دارد که برخی دیرپای و بعضی بسیار زودگذرند.جنبشهای اجتماعی به همان اندازه سازمانهای رسمی بوروکراتیک که اغلب مورد مخالفت آنها هستند یک ویژگی آشکار دنیای مدرن هستند.مطالعه ماهیت و تأثیر جنبشهای اجتماعی حوزه ای مهم و جالب توجه در جامعه شناسی است.
    جنبش اجتماعی چیست؟
    طبقه بندی جنبشهای اجتماعی
    نظریه های جنبشهای اجتماعی

    جنبشهای اجتماعی و جامعه شناسی

    جنبشهای اجتماعی از دو جهت مورد توجه جامعه شناسان قرار می گیرند.از یک طرف ،موضوعی برای مطالعه فراهم می سازند،اما مهمتر از این،ممکن است به تغییر شیوه نگرش جامعه شناسان نسبت به حوزه های رفتاری که در صدد تحلیل آنها هستند ،کمک کنند.برای مثال جنبش زنان تنها از این نظر که موضوعی برای تحقیق به دست می دهد مورد توجه جامعه شناسی قرار نگرفته است.این جنبش ضعفهایی را در چارچوبهای پذیرفته شده تفکر جامعه شناختی آشکار کرده و با توسعه مفاهیمی (مانند پدر سالاری )مسائل جنسیت و قدرت را قابل درک ساخته است.به این ترتیب نه تنها میان جنبشهای اجتماعی و سازمانهایی که رو در روی آنها قرار می گیرند،بلکه بین جنبشهای اجتماعی و خود جامعه شناسی نیز ارتباط متقابل مستمری وجود دارد.
     
  3. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    نهادهای اجتماعی



    نهاد اجتماعی ترجمه کلمه فرنگی intitution است که در مواردی به موسسه یا سازمان اجتماعی نیز ترجمه شده است .نهاد اجتماعی را در یک معنی به "الگوی رفتار منظم و بادوام و پیچیده که بوسیله آن کنترل اجتماعی صورت میگیرد "اطلاق گردیده است.

    "دورکیم" تعریفی که از جامعه شناسی نموده آن را علم به نهادهای اجتماعی میداند مقصود ولی از نهاد اجتماعی مجموعهای از اصول و مقررات است که در جامعه بنیان یافته و بر رفتار فرد ناظر است بطوریکه سرپیچی از آنها مشکل و گاهی غیر مقدور است و در این مورد نهاد را به همه عقاید و شیوههای رفتاری اطلاق نموده است که اجتماع نهاد یا تاسسیس کرده است.

    مارسل موس جامعه شناس فرانسوی که شاگرد دورکیم است در تعریف نهاد میگوید: "نهاد اعمال و افکاری اجتماعی اند که فرد در بدو تولد آنها را در مقابل خود ساخته و پرداخته مییابد و انتقال این اعمال و افکار غالباً از راه آموزش صورت میگیرد "و بالاخره مالینوفسکی مردم شناسی انگلیسی لهستانی الاصل نهاد اجتماعی را "اجزاء واقعی فرهنگ میداندکه دارای حساس ملاحظهای با دوام , عمومیت و استقلال است ".

    اگبرن و نیم کف نیز نهاد اجتماعی را به "مجموعهای از پوشش های اجتماعی اطلاق نموده اند که ناظر بر هدف یا هدفها و کارکردهای معینی بوده و کل یگانهای را بوجود میآورد"

    بطور کلی با در نظر گرفتن ویژگیهای نهاد اجتماعی , میتوان آنها را "مجموعهای از الگوهای رفتار و اعمال و افکاری تلقی نمود که دارای هدف , کارکرد و ضرورت و عمومیت و دوام بوده , خود را کم و بیش به فرد تحمیل نموده و فرد پس از تولد آنها را ساخته و پرداخته در مقابل خود میبیند "مثال مشخص این تعریف خانواده است که تداوم جامعه انسانی بدان بستگی داشته و تمام جوامع اعم از ابتدائی یا پیشرفته پای بند اصول و مقررات آن بوده و در حفظ و باقی آن میکوشند. افراد بدنیا میآیند و از بین میروند و در حالیکه نهادهای نخستین اجتماعی مانند خانواده و دولت پابرجا بوده و در طول نسل های متمادی هدفهای آشکاری را تعقیب میکنند. نهادهای نخستین اجتماعی از استمرار و دوام در طول تاریخ برخوردارند, چرا که به تدریج و آرام تغییر نموده و در مقابل جریانهای مخالف مقاوم اند.
     
  4. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    انواع نهاداجتماعی




    نهادهای اجتماعی بر اثر نیازهای جامعه بوجود میآیند. در حال اگر نیازمندی های جامعه را به دو بخش ,اصلی و فرعی تقسیم کنیم میتوانیم نهادهای اجتماعی را هم به دو گونه بدانیم: نهادهای اصلی یا نخستین ,نهادهای دومین یا ثانوی.

    نهادهای نخستین نهادهایی هستند که برای رفع نیازهای حیاتی افراد و بقای جامعه ضرورت دارند .از اینرو نهادهای نخستین یا اصلی عمومی و جهانی بودی یعنی در هر عصر و زمانی و در هر جامعهای وجود دارند. نهادهای اساسی مانند نهاد خانواده, آموزش و پرورش و دولت آنچنان برای یک فرهنگ اساسی هستند که بدون آنها نمیتوان اساساً زندگی اجتماعی را تصور کرد. مردم شناسان هرگز نتوانستهاند جامعه اولیه ای اعم از معاصر یا تاریخی را پیدا کنند که در آن نهادهای اساسی وجود نداشته اند . نهادهای اجتماعی اعم از نهادهای نخستین و ثانوی در سه خصوصیت زیر با هم مشترکند بقرار زیر :


    هدف
    کارکرد
    ضرورت

    اما نهادهای نخستین دارای ویژگیهای دیگری نیز هستند که آنها را از نهادهای ثانویی متمایز میکند: اول آنکه آن نهادهای نخستین همگانی بوده و در تمام جوامع انسانی عمومیت دراند . دوم آنکه ضرورت این نهادها در جامعه حیاتی و اساسی است سوم آنکه نهادهای نخستین قدیم بوده یعنی شکل گیری آنها مترادف با بوجود آمدن جامعه بشری است . چهارمین ویژگی این دسته از نهادها آنست که قبل از وجود آمدن فرد و هم بعد از وی وجود دارند و به عبارت دیگر فرد در بدو تولد آنها در مقابل خود مییابد. بالاخره پنجمین ویژگیهای آنها در اینست که به کندی تغیر میپذیرند ولی از بین نمیروند زیرا لازمه حیات اجتماعی میباشند. بدین ترتیب ملاحظه میگردد که نهادهای نخستین نظم بخش حیات اجتماعی بوده و عناصر مهم و اساسی فرهنگ جامعه بشری محسوب میگردند و بهمین دلیل این نهادها را نهادهای اصلی نیز میگویند.

    نهادهای ثانوی الزاماً ویژگیهای نهادهای نخستین را ندارند زیرا اولاً در تمام جوامع بشری عمومیت نداشته و نیز در تمام مقاطع تاریخ بشری وجود ندارد مثل حزب یا سندیکا . ضرورت نهادهای ثانوی ممکن است در مقاطع زمانی خاص در تاریخ جامعه مشخصی محسوس گردد و از طرف دیگر ثبات و دوام چنین نهادهایی نیز نسبی است و بالاخره آنکه ویژگیهای چهارم و پنجم نهادهای نخستین را نیز الزاماً دارا نیستند. بنابراین چنانچه بخواهیم تعریفی نیز از نهادهای ثانوی بدست دهیم میتوان نهادهای اجتماعی ثانوی را مجموعهای از الگوهای رفتار و اعمال و افکار و مقررات تلقیم نمود که دارای هدف ,کارکرد و ضرورت باشند.

    بنابراین نهادهای ثانوی شامل سازمانهای ورزشی , تفریحی ,تجاری , فرهنگی و بطور کلی موسساتی میگرد که بنابر نیاز و توافق اعضاء جامعه ایجاد میگردند . تا زمانیکه کارکرد آنها مورد نیاز جامعه باشد دوام میآورند و وقتی که این نیاز بر طرف گردید بتدریج و یا سریعا متلاشی میشوند. این قبیل نهادها را جامعه شناسان از لحاظ معنی به نهادهای عام در مفهوم "هرچه مورد نیاز جامعه است " نیز نامیدهاند که شامل تمام موسسات و سازمانها و مقررات اجتماعی میگردد که بر اساس نیاز جامعه و برای تأمین حوایج جسمانی و حیاتی و نفسانی افراد بوجود میآیند و تا زمانیکه جامعه بآنها نیاز دارد تداوم دارند و زمانیکه نیازی نباشد منحل میگردد. این نهادها بر خلاف نهادهای اصلی و اساسی قابل انحلال بوده و عمومیت و ضرورت جهانی نیز نداشته بلکه وجود آنها بسته به نیاز جامعه است و به همین علت این نهادها در جوامع پیچیده فراوان تر یافت میشوند. بعبارت دیگر به تناسب گسترش ور شد جوامع و پیچیدگی ساخت اقتصادی , اجتماعی وفرهنگی تعداد نهادهای ثانوی نیز افزایش مییابد.

    بنابراین در توجیه نهادهای ثانوی میتوان گفت که این نهادها به نیازهای درجه دوم انسان پاسخ میگویند و ضرورت همگانی و جهانی دارند بلکه وجود آنها بسته به نیاز جوامع است بدین معنی که اگر جامعه نیازمند برخی از آنها باشد در آن جامعه بوجود خواهند آمد (از قبیل بانک ,سندیکا, حزب وغیره....).در جوامع ساده و ابتدائی موسسات اجتماعی کمتری دیده میشود زیرا در چنین جوامعی یک نهاد به تنهایی دارای کارکردهای متعددی است . مثلاً درگذشته خانواده علاوه بر امر تولید (خوراک , پوشاک و....) حفاظت و تعلیم و تربیت کودکان و نیز حمایت جوانان را حتی پس از ازدواج بعهده داشت, نهادهای هنری یا تفریحی نیز بصورت مستقل وجود نداشتند و جزئی از نهاد خانواده محسوب شدند.
     
  5. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    ساختار نهادهای اجتماعی


    "ساخت "یا "ساختار" یا "ساختمان" ترجمه کلمه structureاست و در مباحث اجتماعی فراوان بکار برده میشود و غالباً نیز تعابیر متفاوت و مفاهیم متعددی از آن مستفاد میگردد گاهی ساخت را تعادل موقت بین اجزاء تشکیل دهنده یک کل دانسته و گاهی نیز ساخت اجتماعی را مجموعه گروهها و نهادهای عمدهای میدانند که سازنده جوامع میباشند, در توجیه این مفهوم میتوان گفت که هر کل اجتماعی عناصر و اجزائی دارد که آنرا تشکیل میدهند و روابطی نیز این عناصر و اجزاء را بهم پیوند داده و نوعی تعادل و هماهنگی بین آنها بوجود میآورد و بطوریکه آن کل اجتماعی مدتها بتواند موجودیت خود را حفظ کند.

    اصطلاح تعادل موقف یا نسبتآً پایدار را نیز بدین علت در تعریف ساخت بکار میبرند که هر کل اجتماعی بتدریج دچار تغییراتی شده و یا در آن دگرگونی سریع بوجود میآید مثلاً خانواده گسترده پدر سالاری در نتیجه تغیر نوع معیشت و گسترش شهرنشینی و صنعت به تدریج کارکردهای خود را از دست میدهد و تبدیل به خانواده از نوع هستهای یا زن و شوهر میگردد که ساختی کاملاً متفاوت با ساخت پیشین دارد.

    ساخت اجتماعی را میتوان چنین تعریف کرد: وضعیت ناشی از تعادل و همآهنگی نسبتاً پایدار بین اجزاء و عناصر تشکیل دهنده یک کل اجتماعی را ساخت آن کل گویند
     
  6. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    تفاوت موسسه و نهاد
    گاهی نیز اصطلاح نهاد را با موسسه مترادف دانستهاند و بهمین دلیل در غالب مواد کاربرد این دو اصطلاح بجای یکدیگر نوعی سردرگمی و ابهام ایجاد کرده است ولی با مختصر تعمقی این ابهام را میتوان زدود و براحتی میتوان این دو را از هم تفکیک نمود بدین معنی که اگر محتوای موسسات را از قالب و مکانیکه این محتوی در آن صورت میپذیرد جدا سازیم , مقصود حاصل میشود.

    مثلاً سندیکای کارگری یک موسسه است در حالیکه آئین و رویههایی که طی آن کارگران موفق به گرفتن امتیازات میگردند محتوی این موسسه و در نتیجه نهاد تلقی میشود. بعبارت دیگر مقررات و رویههایی که برای ارضای هدفهای موجود در یک موسسه یا تنظیم روابط افراد یک موسسه وجود دارد و نهاد محسوب میشود و به همین سیاق خانواده یک موسسه است ولی ازدواج روابط متقابل بین والدین و فرزندان , کارکردهای آموزشی ,تربیتی (و در مورد خانواده روستائی , کارکرد تولیدی) آن نهاد است , ونیز آموزشگاه یک موسسه است ولی نظام تعلیم و تربیت , مقررات موجود آموزشی, امتحان و جریانهایی از این قبیل که ناظر بر هدف و هدفهای معنی بوده و دارای کارکرد مشخصی میباشند, مجموعاً نهاد تعلیم و تربیت نامیده میشوند.

    همچنین حزب یک موسسه است ولی اعمال و رفتار تبلیغاتی و مبارزات گروهی ---------- و کارکردهایی از این قبیل نهاد است و یا موقعی که از بیمارستان سخن به میان میآوریم, اگر مجموع خدمات پزشکی و تدارکات خصوصی عمومی که برای ارضاء یک نیاز اجتماعی معینی انجام میگیرد و به تیمار و مواظبت بیماران مربوط میشود را در نظر آوریم در اینصورت سر و کار ما با یک نهاد اجتماعی است و اگر چنانچه مجموعهای از پزشکان , پرستاران , بهیاران و سایر خدمه اداری و فنی بیمارستان و کل تشکیلات آنرا در نظر گیریم , در اینصورت سروکار ما با یک موسسه است .آئین ها , مقررات , شیوههای عمل و رفتار و بطور کلی محتوای یک موسسه رامیتوانیم نهاد گوییم.

    نکته قابل ذکر در ارتباط با نهادهای اجتماعی آنست که نهادهای اجتماعی توسط گروههای مختلف اجتماعی بکار گرفته میشوند بعبارت دیگر این شیوههای عمل خواه از سوی موسسات وضع شده باشد یا بصورت غیر رسمی بر اثر انباشت تجربیات اجتماع گسترش یافته باشد نمیتوانند از افرادی که این نهادها را بکار میبرند جدا باشد از این رو تحقیق در واقعیت های اجتماعی غالباً شامل نهادها و گروههای انسانی هر دو میگردد.
     
  7. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    تفاوت نهاد و مراسم
    تفاوت بین رسم اجتماعی و نهاد تنها در میزان عمومیت و شناخت عمومی نهاد در جامعه است بعبارت دیگر نهاد دقیق تر در جامعه شناخته شده است بعنوان مثال ازدواج را نهاد مینامیم اما شیوههای همسر گزینی بهتر است که مراسم نامیده شود. نهادها دارای نشان هایی از شناخت عمومی هستند در حالیکه مراسم دارای چنین کلیت و عمومیتی نیستند. از طرف دیگر اصطلاح نهاد در روابط اجتماعی بیشتر تاکید بر عامل غیر شخصی دارد مثلاً وقتی از مراسم اجتماعی سخن بمیان میآید, غالباً به طرق پذیرفته شدهای که مردم کارهایشان را بر طبق آن (با برخوردهای شخصی) انجام میدهند, توجه میشود, در حالیکه در بحث از نهادهای اجتماعی بیشتر یک سیستم کنترل که در ماوراء روابط شخصی قرار دارد متبادر به ذهن میگردد.

    این سیستم کنترل , گذشته و حال و حال وآینده را بهم پیونده میدهد و افراد را از سوئی به نیاکانشان و از سوی دیگر به نسل های آتی متصل میسازد و بهمین دلیل افراد در جامعه غالباً تغییرات مربوط به رسم گزینی یا لباس پوشیدن یا گذران اوقات فراغت را جدی نمیگیرند در حالیکه برعکس تغییرات احتمالی در "مالکیت "و "ازدواج" ,روابط تولید و سوداگری آزاد و پدیدههایی نظیر اینها و افراد را دچار اضطراب و نگرانی مینماید.

    کارکردهای اجتماعی آداب و رسوم را میتوان بشرح زیر بیان نمود:


    آداب و رسوم بسیاری از رفتار فردی را تعیین و مشخص میکند, آداب و رسوم در هر جامعه با فشار مداوم نامحسوس خود بروی افراد , محدودیتها و اجبارهایی را برای رفتار اجتماعی در جامعه بوجود میآورد.
    آداب و رسوم هویت فرد در گروه را تعیین میکند, بدین معنی که اگر آداب و رسوم از یک سو بمنظور همنوائی فرد با جامعه یا با گروه بر او فشار وارد میکند, فرد از سوی دیگر با دنباله روی از این آداب و رسوم هویت خود را در جامعه مییابد. از این رو فرد آن دسته از قیودات اجتماعی را که مشخصاً لازمه زندگی اجتماعی است حفظ میکند.
    آداب و رسوم موجب تداوم انسجام اجتماعی است . هر واحد اجتماعی از گروهها تا طبقات و از خانواده تا یک ملت دارای آداب و رسوم خاص خود میباشند. کارکرد آداب و رسوم در هر یک از این گروها حفظ همبستگی و انسجام گروهی است . کارکرد آداب و رسوم در جوامع روستایی در مقایسه با جوامع شهری بیشتر و پر اهمیت تر است و بیشتر سبب یگانگی گروهی میگردد. و در مقابل در شهر ها به علت تنوع آداب و رسوم ونیز نفوذ شیوه فرهنگی از جوامع دیگر افراد در انتخاب آنها دچار سردرگمی و آشفتگی میشوند.
     
  8. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    انبوه خلق


    انبوه خلق گروه بی سازمان یا شبه گروه تلقی میگردد که در نتیجه مجاورت مکانی بین عدهای و در ارتباط با محرک واحدی, شکل میگیرد. چنین انبوهی که بدلیل ازدهام یا حادثه خاصی بوجود میآید, دارای ویژگیهایی است که آنرا با گروه اجتماعی متمایز میکند:


    انتقال سریع هیجانات افراد به یکدیگر, بدین صورت که افراد تابع احساسات و هیجانات آنی گردیده و در اندک زمانی هیجانات شدید تمام افراد را فرا میگیرد.
    شخصیت افراد تحت تاثیر شدید احساسات و هیجانات در جمع مستحیل گردیده و تابعی از هیجانات جمعی میگردد.
    در انبوه خلق تشکل سازمانی دیده نمیشود.
    انبوه خلق بر اساس هدف قبلی و از پیش اندیشیدهای استوار نیست.
    در انبوه خلق سرعت انتقال احساسات به حدی است که افراد فرصت تفکر و تعقل در مورد عملی را که انجام میدهند ندارند.

    پدیده انبوه خلق که ترجمه اصطلاح CROWD در انگلیسی وfoule در زبان فرانسه است برای اولین بار توسط "گوستاولوبون" فرانسوی مطرح گردیده است . "گوستاولوبون" سه چیز را علت پدیده رفتار انبوه خلق میداند: نخست احساس قدرت شکست ناپذیری است که توجه به مجازات و ترس از مجازات را در او تضعیف میکند, دوم پدیده سرایت و تقلید است و سوم تلقین پذیری زیاده از حد است .
    ظاهراً گوستاولوبون زمانی به تحلیل این پدیده پرداخته است که جنبش ها و اعتراضات کارگری قرن نوزدهم بر علیه کارفرمایان بیرحم و استثمارگر سراسر اروپای غربی را فراگرفته بود و وی نیز به منظور بی هدف و بی معنی جلوه دادن این اعتراضات که احتمالاً در ارتباط با اضافه دستمزد ,مسکن و وضعیت رفاهی صورت میگرفته است, همه آنها را از نوع انبوه خلق که وی آنرا ( موجودی خاص و خطرناک) مینامند تلقی نموده است
     
  9. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    عامه مردم


    عامه مردم به نوعی دیگر از گردهم آیی افراد اطلاق میگردد که در مقایسه با انبوه خلق روابط نسبتاً پایدارتری بین آنها بر قرار است. در اینجا هم سرکار ما با شبه گروه است و هنوز به گروه واقعی دست نیافتهایم .

    در عامه مردم هدف قبلی از عوامل اصلی تشکل افراد است و اعمال و رفتار افراد نیز بر نظم و تفکر عقلائی استوار است بنابراین ولی در عین حال روابط نسبتاً قوی و نیروی پیوند بخش و تداوم کنش های متقابل حاصل نگشته است بنابراین عامه مردم ضمن دارا بودن ویژگیهایی که آنرا به گروه حقیقی نزدیک میکند به دلیل روابط سست و ناپایدار اعضایش , نمیتواند به صورت یک گروه اجتماعی حقیقی محسوب شود.

    نمونههایی از عامه مردم را میتوان در جماعتی که برای شنیدن یک سخنرانی در مکانی جمع شدهاند یا تماشاگران یک مسابقه ورزشی در ورزشگاهی ذکر نمود گاه حتی شنوندگان برنامهای خاص از رادیو یا تلویزیون را نیز میتوان در این رده قرار داد .

    ویژگیهای عامه مردم به قرار زیر است :


    تشکیل عامه مردم اتفاقی و ناگهانی نیست بلکه زمینههای قبلی دارد.
    جماعت متشکل تر از انبوه خلق است.
    تشکیل این پدیده در ارتباط با هدف و قصد افراد شرکت کننده است .
    زمینه عاطفی مشترکی بین افراد وجود دارد.
    در این پدیده فرصت تلقین پذیری کمتری نسبت به انبوه خلق وجود دارد.
     
  10. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : مجموعه مقالات مرتبط با جامعه ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    گروه اجتماعی

    منظور از گروه اجتماعی مجموعه ای از افراد است که روابط قوی و نسبتاً پایداری باهم داشته , در بعضی از عقاید و احساسات باهم شریک بوده دارای کنش اجتماعی بوده و هدف یا هدفهای مشترکی را دنبال نمایند.

    از گروه اجتماعی تعاریف مختلفی عرضه گردیده است که در غالب آنها صفات مشترکی از قبیل کنش اجتماعی , روابط درونی ,روابط پایدار یا مستمر , هدف مشترک , احساسات مشترک سازمان یافتگی و...دیده میشود. بنابراین با توجه به ویژگیهای فوق ابتدا میباید گروه اجتماعی را از پدیده اجتماعی مشابه ای که از آن تحت عناوین "شبه گروه" یا گروه "بی سازمان" یا "گروه" اتفاقی و تصادفی" یا گروه "بی شکل " نام میبرند, متمایز نمود, زیر در ارتباط با این مفاهیم , صفات اصلی گروه واقعی در میان افراد تشکیل دهنده آنها دیده نمیشود.


    در "شبه گروه" تعداد و دارا بودن لااقل یک خصوصیت مشترک مطرح است و به هیچ وجه وجود ارتباط پیوند رسمی یا غیر رسمی در میان افراد مطرح نیست بعنوان مثال عدهای که پیاده رو یک خیابان را طی میکند گر چه دارای جهت مشترکی نیز باشند, یک گروه آماری یا "تجمع " را بوجود میآورند در این حالت نه نیروی پیوند بخش و نه روابط پایدار ب اگر درجه همبستگی و پیوند افراد دارای ویژگیهایی شود که در تعریف گروه اجتماعی از آن سخن به میان آمد. یعنی آنکه بین افراد روابط پایدار یا نسبتاً پایداری مبتنی بر هدف یا هدفهای معین و احساسات و عواطف مشترک بوجود آید و دارای کنش متقابل گروهی شوند, ما در برابر خود یک گروه اجتماعی حقیقی خواهیم یافت . انجمنها , سازمانها و احزاب از جمله گروههای اجتماعی محسوب میشوند و نه شبه گروه . در هر یک از انجمنها , موسسات اجتماعی و ---------- ,ما با افرادی روبرو هستیم که دارای روابط پایدار یا نسبتاً هستند و سایر ویژگیهای گروه اجتماعی را نیز در آنها مییابیم.

    اولین مفهومی که از ترکیب این دو لغت بوجود آمدن اصطلاح گروه اجتماعی به ذهن متبادر میگردد تجمع افراد بشر است , تحت عامل و یا عوامل مشخص که موجب همکاری آنها با همدیگر میگردد.
    در جامعه شناسی , گروه در مفهوم کلی اشاره به واحدی مرکب از چند نفر میکند که انواع مختلف وجود دارد, از جمله میتوان گروه خانواده یا گروه همبازی ,تیم ورزشی, , اتحادیههای کارگری و غیره را نام برد. تاکنون تعاریف بسیار متنوع و متفاوتی توسط صاحبنظران علم الاجتماع از گروه اجتماعی بیان گردیده است , که به منظور شناخت بیشتر آن به چند نمونه که جامعیت بیشتری دارند میپردازیم .

    "گورویچ" گروه اجتماعی را چنین تعریف میکند: گروه اجتماعی واحدی است اجتماعی که هدفش بوجود آوردن اثر مشترک است و از خلال وضعهای نفسانی و رفتارهای مشترکی تجلی میکند و رو به تعادلی میرود که در آن نیروهایی که به مرکز میشتابد بر نیروهای گریز از مرکز غلبه دارد."

    "لیند" یکی دیگر از متفکرین اجتماعی میگوید: گروه اجتماعی عبارت از جمعی افراد که با یکدیگر دارای روابط درونی و فعل انفعالات متقابل میباشند و میکوشند تا نیازهای فردی و گروهی خود را از طریق کوششهای جمعی تامین نمایند.

    "چینوی" در تعریف گروه اجتماعی میگوید: تعداد اشخاصی که روابطشان بر اساس یک رشته نقش ها و پایگاههای پیوسته استوار شده باشد. اعتقادات و ارزشهای مشترکی داشته باشند, به حد کفایت از ارزشهای مشترک و مشابه و نیز روابطشان با یکدیگر آگاهی داشته باشند تا بتوانند خود را از دیگران مشخص گردانند.

    جامعه شناس دیگری میگوید: گروه اجتماعی به دو نفر یا بیشتر اطلاق میشود که بین آنها نوعی رابطه یا نیروی پیوند بخش وجود دارد و این افراد تحت تاثیر آن نیرو یا رابطه به یکدیگر مربوط میشوند و دارای نوعی روابط که کیفیت آن متفاوت است میباشند.

    با توجه به تعاریف فوق و تعاریف دیگری که در مورد گروه اجتماعی بعمل آمده است , میتوان ویژگیهایی به قرار زیر را برای گروه اجتماعی مشخص نمود:


    هدف یا اهداف مشترک
    احساس و عواطف مشترک
    ارتباط متقابل اجتماعی
    کنش اجتماعی
    تداوم نسبی

    سادهترین تعریف که بر اساس ویژگیهای فوق میتوان برای گروه اجتماعی ارائه داد این است که بگوییم گروه اجتماعی عبارت از تجمع دو تن یا بیشتر که بوسیله نیروئی پیوند بخش به یکدیگر ارتباط یافته باشد.

    در تعریف اخیر نیروی پیوند بخش در حقیقت چیزی جز مجموعهای از ویژگیهای فوق نیست و بنابراین میتوان نیروی پیوند بخش را برآیند یا نتیجه آن ویژگیها محسوب نمود.

    با تکیه بر ویژگیهای گروه علاوه بر تعریف ارائه شده قبلی در تعریف دیگر نیز برای گروه اجتماعی میتوان بشرح زیر ارائه داد:


    گروه اجتماعی واحدی اجتماعی است مرکب از دو تن یا عده بیشتری که بر اثر کنش های متقابل اجتماعی به یکدیگر پیوند یافته باشند, کنش های متقابل اجتماعی افعالی هستند که بین دو تن یا عده بیشتری بوجود میآیند و در آنان نوع هماهنگی ایجاد میکند. کنش های متقابل اجتماعی خود بر ارتباط متقابل اجتماعی استوار میباشند.
    در تعریف دیگر میتوانیم گروه اجتماعی را این چنین تعریف کنیم: "منظور از گروه اجتماعی مجموعهای از افراد است که در بعضی عقاید و احساسات باهم شریک بوده ,هدف یا اهداف مشترکی داشته و دارای روابط نسبتاً پایدار مبتنی بر کنشهای متقابل اجتماعی باشند."