1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

جام دل تهی نمی ماند

شروع موضوع توسط minaaa ‏7/10/11 در انجمن کودک و نوجوان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    ه نام خدایى كه « مقلّب القلوب» است. دل‏ها را زیر و رو و دگرگون مى‏سازد ، با این گونه تحولّات درونى ، زندگى بیرونى هم دگرگون مى‏شود ، خدایى كه در دل عارفان صاحب‏دل جاى دارد و از رهگذر چنین دل‏هاى پاك، مى‏توان « سلوك معنوى » داشت و راهى به سوى خدا یافت و «خدایى» گشت و «الهى» زیست.
    قلب، رهبر وجود

    آن چه با عنوان قلب و دل، در قلمرو معارف دینى و آموزه‏هاى عرفانى و اخلاقى مطرح است، با آن «دل» كه خاستگاه هوس‏هاى شیطانى و تمایلات نفسانى است، متفاوت است.

    این، راه به ملكوت مى‏گشاید، آن به بیراهه نفسانیّات مى‏كشاند.

    این، مدبّر و مدیر وجود است، آن مدار وسوسه‏هاى دون.

    در روایات، براى «قلب» ، نقشى هدایت‏گر و كنترل كننده و پیشوا معرفى شده است. پیامبر اكرم ـ صلى‏اللّه‏علیه‏وآله ـ فرموده است: قلب چون پادشاهى است كه لشكریانى دارد. اگر پادشاه صالح باشد، سربازانش هم صالح مى‏شوند و هرگاه فرمانروا خراب باشد، سپاهیان او نیز فاسد و خراب مى‏شوند.

    این، یعنى همان نقش رهبرى، هدایت‏گرى ، سامان‏بخشى و مدیریت در حالات و رفتار و خصلت‏هاى انسان، كه در اختیار دل است.

    به همان نحو كه «رهبرى» در جامعه و انسان‏ها از حساسیت و اثرگذارى برخوردار است ، قلب انسان نیز (نه آن عضو صنوبرى شكل درون قفسه ی سینه) حسّاس و كارساز و نقش پرداز است. پس باید در مراقبت از آن و كنترل حالاتش و ورودى‏ها و خروجى‏هایش و اثرگذارى و اثرپذیرى‏هایش دقت شود.

    گاهى كسى از «قلب سلیم» برخوردار است و دیگرى از «قلب مریض». آیا بیمار دلان با صاحبان دل‏هاى صاف و زلال یكسانند؟

    گاهى قلبى مهر و موم شده و بسته و ختم شده است و گاهى دل، باز و گشوده است و شرح صدر وجود دارد. آیا این دو گونه قلب، دو گونه رفتار و زندگى پدید نمى‏آوردند؟

    « قلب » ، چهار راه گرایش‏ها

    آن چه در دل مى‏گذرد ، بر زبان هم جارى مى‏شود ، در عمل هم انگیزه مى‏آفریند ، هدف‏ساز هم هست و جهت را نیز تعیین مى‏كند.

    پس باید دید كه دل ، كجایى است ، چگونه است و به كدام پایگاه وابسته است؟

    درست است كه با یك «دل» نمى‏توان دو « دلبر» داشت و درست گفته‏اند كه: «اى یك دله صد دله، دل یك دله كن».

    امّا مهم آن است كه آن دل‏دار و دلبر، ارزنده و قیمتى و لایق « دل دادگى » باشد ، وگرنه دل هر جایى هر روز بر شاخه‏اى مى‏نشیند و صاحب دل را آواره و هرجایى مى‏كند.
    از قرآن كریم الهام بگیریم كه فرموده است:
    « خداوند در درون هیچ‏كس، دو قلب قرار نداده است.»
    البته این روشن است كه هیچ كس دو قلب ندارد ، لیكن رهنمود قرآن ، به آن دلى است كه كانون عشق‏ها ، گرایش‏ها، عواطف و احساسات ، باورها ، محبّت‏ها و گرایش‏هاست و باید تكلیف آن را روشن ساخت و هشیار ساخت و هشیار بود كه آیا جایگاه خداست، یا پایگاه شیطان؟
    باید « تعیین راه » و « تعیین جهت » كرد ، تا دل ، سرگردان نماند و طعمه ی غارت‏گران نشود.
    مراقبت از دل

    اگر بزرگان عرفان و اخلاق ، « دربانى دل » را رمز و راز رسیدن به كمالات دانسته‏اند و در پاسخ به این سوءال كه از كجا به این مقامات رسیده‏اید؟ گفته‏اند: دربان دلمان بودیم ، این نكته، گویاى ضرورت نظارت بر ورودى‏هاى دل است و این كه با قلب خودمان چه مى‏كنیم و چه كنترلى بر آن داریم و به كه مى‏سپاریم و به چه مى‏فروشیم؟
    گفته‏اند كه: « القلب حرم الله...» ، دل حریم الهى است و در این حرم مقدّس ، جز خدا را راه نده.

    این دل، سراى توست، نه بیگانه
    در راه دل نشسته و در بانم
    حاشا كه جز تو ره به دلم یابد
    جانم فدایت، اى همه جانانم
    خداوند را در روى زمین ظرف‏هایى است ، آگاه باشید كه آن ظرف‏هاى الهى ، قلب‏هاست ، پس بهترین این ظرف‏ها نزد خدا ، دلى است كه نسبت به برادران نازك‏تر و از گناهان پاك‏تر و در راه خدا استوارتر باشد.
    عرش رحمانى كه مى‏گویند ، آن نام دل است
    بر در دل حلقه زن، كام دل از دل حاصل است
    در ظرف دل چه باید ریخت و آن را از چه باید آكند؟

    بالاخره این « جام دل » ، تهى نمى‏ماند. اگر از عشق به خوبى‏ها و خوبان پر نكنى ، از علاقه‏هاى بدلى و محبوب‏هاى عوضى و معشوق‏هاى بى‏ارزش پر مى‏شود و آن گاه ، خالى كردن این خانه كه به اجاره یا مالكیّت یك « بیگانه » در آمده است ، بسیار دشوار است! از اول باید مواظبت كرد كه یك « نامطلوب » وارد آن نشود و آن جا خانه و بیتوته نكند.

    اگر بتوانیم « مرغ دل » را بر شاخه ی « حبّ خدا » بنشانیم و اگر گرفتارش مى‏كنیم ، گرفتار عشق خوبان و پاكانش كنیم ، یقیناً ما را به بیراهه نمى‏كشد و پشیمانى به بار نمى‏آورد.

    اگر بتوانیم در دل ، «چراغ معرفت» برافرازیم.

    tebyan.net