1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پندی از سقراط حکیم

شروع موضوع توسط Mohammad ‏5/10/11 در انجمن داستان

  1. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .

    علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :

    در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.

    جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.

    سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟

    مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.

    سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد.

    آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟

    مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود .

    سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟

    مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.

    سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی .

    آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟

    و آیا کسی که رفتارش نا درست است ، روانش بیمار نیست ؟

    اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟

    بیماری فکری و روان نامش غفلت است.

    و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

    پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده.

    بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است.