پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - تا ابله در جهانه، مفلس در نميمانه ! تابستون پدر يتيمونه ! تا پريشان نشود كار بسامان نرسد ! تا ترياق از عراق آرند، مار گزيده مرده باشد ! تا تنور گرمه نون و بچسبون ! تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ ميان بيرون ! تا شغال شده بود به چنين سوراخي گير نكرده بود ! تا كركس بچه دارشد، مردار سير نخورد ! تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب ميشه ! تا مار راست نشه توي سوراخ نميره ! تا نازكش داري نازكن، نداري پاهاتو دراز كن ! تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها ! تا هستم بريش تو بستم ! تب تند عرقش زود در مياد ! تخم دزد، شتر دزد ميشه ! تخم نكرد نكرد وقتي هم كرد توي كاهدون كرد ! تا تو فكر خر بكني ننه، منو در بدر ميكني ننه ! ترب هم جزء مركبات شده ! ترتيزك خريدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد ! تره به تخمش ميره، حسني به باباش ! تعارف كم كن و بر مبلغ افزا ! تغاري بشكنه ماستي بريزد --- جهان گردد به كام كاسه ليسان ! تف سر بالا، بر ميگرده بريش صاحبش ! تلافي غوره رو سر كوره در مياره ! تنبان مرد كه دو تا شد بفكر زن دوم ميافته ! تنبل مرو به سايه، سايه خودش ميآيه ! تنها بقاضي رفته خوشحال برميگرده ! تو از تو، من ازبيرون ! تو بگو (( ف )) من ميگم فرحزاد ! توبه گرگ مرگه ! تو كه ني زن بودي چرا آقا دائيت از حصبه مرد ! تومون خودمونو ميكشه، بيرونمون مردم را ! توي دعوا نون و حلوا خير نميكنند !
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - جا تره و بچه نيست ! جاده دزد زده تا چهل روز امنه ! جايي نميخوابه كه آب زيرش بره ! جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته ! جواب ابلهان خاموشيست ! جواب هاي، هويه ! جواني كجائي كه يادت بخير ! جوجه را آخر پائيز ميشمرند ! جوجه همسشه زير سبد نميمونه ! جون بعزرائيل نميده ! جهود، خون ديده ! جهود، دعاش را آورده ! جيبش تار عنكبوت بسته ! جيگر جيگره ، ديگر ديگره !
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - چار ديواري اختياري ! چاقو دسته خودشو نميبره ! چاه كن هميشه ته چاهه ! چاه مكن بهر كسي، اول خودت، دوم كسي ! چاه نكنده منار دزديده ! چرا توپچي نشدي ! چراغي كه به خونه رواست، به مسجد حرام است ! چشته خور بدتر از ميراث خوره ! چشم داره نخودچي، ابرو نداره هيچي ! چشمش آلبالو گيلاس مي چينه ! چشمش هزار كار ميكنه كه ابروش نميدونه ! چغندر گوشت نميشه، دشمنم دوست نميشه ! چنار در خونه شونو نمي بينه ! چوب خدا صدا نداره ، هر كي بخوره دوا نداره ! چوب دو سر طلا ست ! چوب را كه برداري، گربه دزده فرار ميكنه ! چوب معلم گله، هر كي نخوره خله ! چو به گشتي، طبيب از خود ميازار --- چراغ از بهر تاريكي نگه دار ! چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن --- كه گوهر فرو شست يا پيله ور! چه خوشست ميوه فروشي --- گر كس نخرد خودت بنوشي ! چه عزائيست كه مرده شور هم گريه ميكنه ! چه علي خواجه، چه خواجه علي ! چه مردي بود كز زني كم بود ! چيزي كه شده پاره، وصله ور نمي داره ! چيزي كه عوض داره گله نداره !
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - خار را در چشم ديگران مي بينه و تير را در چشم خودش نمي بينه ! خاشاك به گاله ارزونه، شنبه به جهود ! خاك خور و نان بخيلان مخور ! (( ... خار نه اي زخم ذليلان مخور )) خاك كوچه براي باد سودا خوبه ! خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ؟! خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده ! خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز ! خاله سوسكه به بچه اش ميگه : قربون دست و پاي بلوريت ! خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست ! خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالي باشه ! خانه خرس و باديه مس ؟ خانه داماد عروسيست، خانه عروس هيچ خبري نيست ! خانه دوستان بروب و در دشمنان را مكوب ! خانه قاضي گردو بسياره شماره هم داره ! خانه كليمي نرفتم وقتي هم رفتم شنبه رفتم ! خانه نشيني بي بي از بي چادريست ! خانه همسايه آش ميپزند بمن چه ؟! خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي ! خدا برف را به اندازه بام ميده ! خدا جامه ميدهد كو اندام ؟ نان ميدهد كو دندان ؟ خدا خر را شناخت، شاخش نداد ! خدا داده بما مالي، يك خر مانده سه تا نالي ! خدا دير گيره، اما سخت گيره ! خدا را بنده نيست ! خدا روزي رسان است، امااِهني هم مي خواد ! خدا سرما را بقدر بالا پوش ميده ! خدا شاه ديواري خراب كنه كه اين چاله ها پر بشه ! خدا گر ببندد ز حكمت دري --- ز رحمت گشايد در ديگري ! خدا ميان دانه گندم خط گذاشته ! خدا ميخواهد بار را بمنزل برساند من نه، يك خر ديگه ! خدا نجار نيست اما در و تخته رو خوب بهم ميندازه ! خدا وقتي بخواد بده، نميپرسه تو كي هستي ؟ خدا وقتي ها ميده، ور ور جماران هم ، ها ميده ! خدا همه چيز را به يك بنده نمي ده ! خدا همونقدر كه بنده بد داره، بنده خوب هم داره ! خدايا آنكه را عقل دادي چه ندادي و آنكه را عقل ندادي چه دادي ؟ ((خواجه عبدالله انصاري )) خدا يه عقل زياد بتو بده يه پول زياد بمن ! خر، آخور خود را گم نميكنه ! خراب بشه باغي كه كليدش چوب مو باشه ! خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است ! خر است و يك كيله جو ! خر از لگد خر ناراحت نميشه ! خر باربر، به كه شير مردم در ! خر به بوسه و پيغام آب نمي خوره ! خربزه شيرين مال شغاله ! خربزه كه خوردي بايد پاي لرزش هم بشيني ! خربزه ميخواهي يا هندوانه : هر دو دانه ! خربيارو باقلا بار كن ! خر، پايش يك بار به چاله ميره ! خرج كه از كيسه مهمان بود --- حاتم طايي شدن آسان بود ! خر چه داند قيمت نقل و نبات ؟ خر خالي يرقه ميره ! خر، خسته - صاحب خر، ناراضي ! خر خفته جو نمي خوره ! خر ديزه است، به مرگ خودش راضي است تا ضرر بصاحبش بزنه ! خر را با آخورميخوره، مرده را با گور ! خر را جايي مي بندند كه صاحب خر راضي باشه ! خر را كه به عروسي ميبرند، براي خوشي نيست براي آبكشي است ! خر را گم كرده پي نعلش ميگرده ! خر، رو به طويله تند ميره ! خرس، تخم ميكنه يا بچه ؟ از اين دم بريده هر چي بگي برمياد ! خرس در كوه، بو علي سيناست ! خرس شكار نكرده رو پوستشو نفروش ! خر سواري را حساب نميكنه ! خر، سي شاهي ، پالون دو زار ! خر كريم را نعل كردن ! خر كه جو ديد، كاه نميخوره ! خر، كه علف ديد گردن دراز ميكنه ! خر گچ كش روز جمعه از كوه سنگ مياره ! خر لخت راپالانشو بر نميدارند! خر ما از كرگي دم نداشت ! خر ناخنكي صاحب سليقه ميشود ! خروار نمكه، مثقال هم نمكه ! خر وامانده معطل چشه ! خروسي را كه شغال صبح ميبره بگذار سر شب ببره ! خر، همان خره پالانش عوض شده ! خريت ارث نيست بهره خداداده س ! خري كه از خري وابمونه بايد يال و دمشو بريد ! خوشبخت آنكه خورد و كِشت، بدبخت آنكه مرد و هِشت ! خواب پاسبان، چراغ دزده ! خنده كردن دل خوش ميخواد و گريه كردن سر وچشم ! خواهر شوهر، عقرب زير فرشه ! خواست زير ابروشو برداره، چشماشو كور كرد ! خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو ! خوبي لر به آنست كه هر چه شب گويد روزنه انست ! خودتو خسته ببين، رفيقتو مرده ! خودشو نميتونه نگهداره چطور منو نگهميداره ؟ خود گوئي و خود خندي، عجب مرد هنر مندي ! خودم كردم كه لعنت بر خودم باد ! خوردن خوبي داره ، پس دادن بدي ! خوشا بحال كساني كه مردند و آواز ترا نشنيدند ! خوشا چاهي كه آب از خود بر آرد ! خوش بود گر محك تجربه آيد بميان --- تا سيه روي شود هر كه دراو غش باشد . خوش زبان باش در امان باش ! خولي بكفم به كه كلنگي بهوا ! يك ده آباد به از صد شهر خراب ! خونسار است و يك خرس ! خير در خانه صاحبش را ميشناسد ! خيك بزرگ، روغنش خوب نميشه !
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - يه سيب بندازي بالا تا بياد پائين هزارتا چرخ ميخوره حاكمي سوار بر پشت اسبي بود و سيبي را مي بوئيد .وي در همان حال از كسي به شدت ناراحت شد و فرمان قتلش را داد . اونقدر از دست اون طرف ناراحت شد كه دستور داد سيب را كه بالا مي اندازد تا قبل از پائين آمدن سيب بايد سر از بدن گناهكار جدا كنند و سيب را به هوا انداخت . اما در همين لحظه سيب جلوي پاي اسب به زمين خورد و اسب رم كرد و حاكم را به شدت به زمين زد تا جايي كه وي در جا طلف شد و در همان لحظات فرد محكوم خلاص شد
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - يه بوم و دو هوا .... قديما اصولا خانواده ها توي يه خونه بودند و هر خانواده اي يه اتاق داشتن . يه مادرشوهري بوده كه با پسروعروسش ، و دختر و دامادش توي يه خودنه زندگي مي كردند و تابستون بوده و هوا خيلي گرم . شبهاي تابستان بيشتر مي رفتند بالاي پشت بام مي خوابيدند . يه شب وقتي همه خانواده ها يعني مادر شوهره و پسره و زنش ، دختره و شوهرش رفته بودند بخوابند چند ساعت بعد از اينكه از خوابيدن ميگذرد ، مادر شوهره بلند مي شه مي بينه دختر و داماش يه كمي از هم فاصله دارند پتو رو ميكشه روشونو ميگه بچسبيد به همديگر يه كمي مهربونتر بخوابيد مگه نمي بينيد هوا سرده سرما ميخوريد . چند ساعت بعد دوباره بلند ميشه ميبينه پسرشو عروسش خيلي به هم نزديكن و مهربون خوابيدن طاقت نمياره و ميگه واي واي يه كم بريد عقب تر چقدر به هم چسبيديد !! هواي به اين گرمي چطوري مي تونيد به هم بچسبيد !! خفه شدم بريد عقب تر از همديگر . عروسه كه تمام ماجرارو شنيده بود بلافاصله برميگرده ميگه : ( يه مقدار آهنگين است ) قربون برم خدارو يه بوم و دو هوارو اينور بوم گرما رو آنور بوم سرما رو
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - حکایت آستین نو پلو بخور یه روز ملانصردین میره مهمانی مونتها مثل همیشه با لباس های کثیف ! وقتی وارد شد بخاطر لباس هایی که بر تن داشت پایین سفره نشادنش و غذای خوبی ندادن که بخوره!!! خلاصه اصلا تحویل نگرفتنش!!!!آ آز این موضوع چند ماهی گذشت تا دوباره به مهمانی رفت مونتها باسرو وضع مناسب به قدری به خودش رسیده بود که شناختنش کار حضرت فیل بود واقتی وارد مهمانی شد همه تحویلش گرفتن و بالای سفره نشاندنش....بعد ملانصردین میگه من خمون آدامی هستم که اون سری همه به من ناسزا گفتن: این حکایت میگه : تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه این لباس نشان آدمیت
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - ١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی) ٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی ) ۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی ) ۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يونانی ) ٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی ) ٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی ) ٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی ) ٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی ) ٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی) ١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی ) ١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی ) ١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی ) ١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی ) ١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی ) ١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی) ١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی ) ١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) ١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - فصل « آ » آب از دستش نميچكه ! آب از سر چشمه گله ! آب از آب تكان نميخوره ! آب از سرش گذشته ! آب پاكي روي دستش ريخت ! آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم ! آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره ! آب زير پوستش افتاده ! آب كه يه جا بمونه، ميگنده . آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري ! آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني ! آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه ! آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه ! آبي از او گرم نميشه ! آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد ! آخر شاه منشي، كاه كشي است ! آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه ! آدم بد حساب، دوبار ميده ! آدم تنبل، عقل چهل وزير داره ! آدم خوش معامله، شريك مال مردمه ! آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه ! آدم زنده، زندگي ميخواد ! آدم گدا، اينهمه ادا ؟! آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه ! آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه ! آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم ! آرزو بر جوانان عيب نيست ! آستين نو پلو بخور ! آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره ! آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه ! آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك ! آش نخورده و دهن سوخته ! آفتابه خرج لحيمه ! آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي ! آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه ! آمدم ثواب كنم، كباب شدم ! آمد زير ابروشو برداره، چشمش را كور كرد ! آنانكه غني ترند، محتاج ترند ! آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد . آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟! آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه ! آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه ! آنقدر مار خورده تا افعي شده ! آن ممه را لولو برد ! آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟ آواز دهل شنيده از دور خوشه !
پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها - فصل « الف » اجاره نشين خوش نشينه ! ارزان خري، انبان خري ! از اسب افتاده ايم، اما از نسل نيفتاده ايم ! از اونجا مونده، از اينجا رونده ! از اون نترس كه هاي و هوي داره، از اون بترس كه سر به تو داره ! از اين امامزاده كسي معجز نمي بينه ! از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد ! از اين ستون بآن ستون فرجه ! از بي كفني زنده ايم ! از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه ! از تنگي چشم پيل معلومم شد --- آنانكه غني ترند محتاج ترند ! از تو حركت، از خدا بركت . از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است ! از خر افتاده، خرما پيدا كرده ! از خرس موئي، غنيمته ! از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟! از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هات بده ! از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي ! از دور دل و ميبره، از جلو زهره رو ! از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه ! از شما عباسي، از ما رقاصي ! از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دايره كوزه ز گوهر سازند )) از كيسه خليفه مي بخشه ! از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند ! از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد ! از ماست كه بر ماست ! از مال پس است و از جان عاصي ! از مردي تا نامردي يك قدم است ! از من بدر، به جوال كاه ! از نخورده بگير، بده به خورده ! از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن ! از هر چه بدم اومد، سرم اومد ! از هول هليم افتاد توي ديگ ! از يك گل بهار نميشه ! از اين گوش ميگيره، از آن گوش در ميكنه ! اسباب خونه به صاحبخونه ميره ! اسب پيشكشي رو، دندوناشو نميشمرند ! اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور ! اسب دونده جو خود را زياد ميكنه ! اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده ! اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند ! استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟! اصل كار برو روست، كچلي زير موست ! اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد ! اگر بيل زني، باغچه خودت را بيل بزن ! اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره ! اگر بپوشي رختي، بنشيني به تختي، تازه مي بينمت بچشم آن وختي ! اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد ! اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد ! اگه تو مرا عاق كني، منهم ترا عوق ميكنم ! اگر جراحي، پيزي خود تو جا بنداز ! اگه خدا بخواهد، از نر هم ميدهد ! اگه خاله ام ريش داشت، آقا دائيم بود ! اگه خير داشت، اسمشو مي گذاشتند خيرالله ! اگر داني كه نان دادن ثواب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرابست ! اگه دعاي بچه ها اثر داشت، يك معلم زنده نمي موند ! اگه زاغي كني، روقي كني، ميخورمت ! اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي ! اگه علي ساربونه، ميدونه شترو كجا بخوابونه ! اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد . اگه لالائي بلدي، چرا خوابت نميبره ! اگه لر ببازار نره بازار ميگنده ! اگه مردي، سر اين دسته هونگ ( هاون ) و بشكن ! اگه بگه ماست سفيده، من ميگم سياهه ! اگه مهمون يكي باشه، صاحبخونه براش گاو مي كشه ! اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم ! اگه ني زني چرا بابات از حصبه مرد ! اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، يكساعته شوهر ميده ! اگه همه گفتند نون و پنير، تو سرت را بگذار زمين و بمير ! امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري ! امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي ! انگور خوب، نصيب شغال ميشه ! اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم ! اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام ! اول بچش، بعد بگو بي نمكه ! اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن ! اول بقالي و ماست ترش فروشي ! اول پياله و بد مستي ! اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد ! اي آقاي كمر باريك، كوچه روشن كن و خانه تاريك ! اين تو بميري، از آن تو بميري ها نيست ! اينجا كاشون نيست كه كپه با فعله باشه ! اين حرفها براي فاطي تنبون نميشه ! اين قافله تا به حشر لنگه ! اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات ! اينو كه زائيدي بزرگ كن ! اين هفت صنار غير از اون چارده شي است ! اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟! اينهمه خر هست و ما پياده ميريم !