موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار زین چارچو بگذری نهنگ آید و مار آنکه به اسب و گوسفند است حساب حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار توضیح ومعانی: بقر=گاو حمدونه=میمون *در تقویم چینی نیز فقط بجای نهنگ اژدها میباشد.
به گزارش خبرنگار حوزه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، ۵ تن از شاعران کشور مجتبی باقی، نغمه مستشار نظامی، سمانه رحیمی، طاهری و محمدعلی یوسفی به مناسبت روز معلم اشعاری در پاسداشت مقام معلمان کشور سرودند. این اشعار به شرح زیر است: مجتبی باقی در میان تیرگیها مینمایی راه را با فروغت میشناسم راه خود از چاه را قطره بودم با کلامت راهی دریا شدم سوژه نامت هوایی کرده مهر و ماه را با نگاهت میتراود نور عشق و زندگی واژههایت رهنما باشد دل گمراه را ای چراغ دانشت روشنگر شبهای من! باز کن بر عاشقانت معبر و درگاه راَ همنشین علم و فرهنگ و تمدن کردهای آسمان چشمهای عاشقِ آگاه را انعکاس نور و شور و آیه بخشایشی روشنی بخشیدهای دلهای خلق الله را از دلم زنگار نا دانستنیها پاک شد تا نشان دادی به قلبم جلوه ألله را ای معلم آفتاب آسمان معرفت با تو فهمیدم مسیر علم و دانشگاه را نغمه مستشار نظامی گفتی (الف )،میان دلم آسمان نشست از (ب) بهار سر زد و در عمق جان نشست گفتی سلام، خنده تو صبح نور شد گفتی بخند، دسته گلی بر دهان نشست من میهمان مهر تو بودم تو میزبان بر سفره محبت مان عطر نان نشست گفتی بخوان،به خنده و شادی، بخوان گلم در قلب من نگاه تو ای مهربان نشست دست مرا گرفتی و وقت نوشتنم بر دفترم هزار گل ارغوان نشست روزت مبارک ای گل خوشبوی مهربان نام معلم از دل و جان بر زبان نشست سمانه رحیمی معلم آینهها را به من نشان میداد به جوهر قلمم ذره ذره جان میداد چهار فصل دلم را پر از غزل میکرد بهار را به نگاهم، پس از خزان میداد و من جهان خودم را شناختم با او چه درسها به من از وسعت جهان میداد کلاس، از قدمش شاخه شاخه گل میشد به دست تک تک گلها گلابدان میداد چه روزگار خوشی بود کودکی با او نگاه او به دلم رنگ آسمان میداد تقدیم به تمام معلمان عزیزم از کودکی تا امروز هر کس که کلامی به من آموخته آموزگار من است م.طاهری ماه اردیبهشت آمد و ماه بار دیگر به ما نظر کرده روی دوشش شبیه یک کشتی ساکنی از از بهشت آورده شغل او در زمین معلمی است می فشاند به خاک، دانایی می شکوفد به لطف و کوشش او در دل ما گُلِ توانایی بذر مهری که کاشت در دل ما همه شد میوههای دانش و دین از بهاری که او به باغ آورد شد شبیه بهشت، خاک و زمین من یکی از هزار غنچه ی او مینویسم شبیه یک خودکار: «روزت ای بهترین مبارک باد ای به باغ دلم زمردکار!» محمدعلی یوسفی بر مشام جان رسد بوی معلم پر زند دل هر زمان سوی معلم تیرگیهای جهالت محو گردد از نسیم تار گیسوی معلم روز گردد خانه ظلمانی دل از فروغ چشم جادوی معلم تا ابد عبد معلم باد هر کس بگذرد یک لحظه ازکوی معلم خلق و خوی نیک را در هر که بینی بیگمان نیکو شد از خوی معلم فاش میگویم که هر صاحب دلی شد در جهان شیدای ابروی معلم عارف و دانشور و عابد هماره میزند خیمه به اردوی معلم فیلسوف و عاقل و اهل هنر هم بهره جویند از خم موی معلم نرگس و نیلوفر و یاس و شقایق جملگی شرمنده روی معلم زندگی شیرین شود با زحمت او وز تلاش و هم تکاپوی معلم دل اگر عشق زلال و پاک خواهی رو نما بر قلب حق جوی معلم هر کسی قدر معلم را شناسد لاجرم گردد ثناگوی معلم اجر او را حق دهد زیرا نباشد هیج پاداشی تکافوی معلم انتهای پیام/
شعر ماه شمسی ز فروردین چو بگذشتی مه اردیبهشت آید بمان خرداد و تیر آنگه که مردادت همی آید پس از شهریور و مهر و آبان و آذر دی دان که بر بهمن جز اسفندارمذ ماهی نیفزاید
شعر ماه قمری ز محرم چو گذشتی بودت ماه صفر دو ربیع و دو جمادی ز پی یکدیگر رجب است از پی و شعبان رمضان و شوال پس به ذی القعده و ذی الحجه بکن نیک نظر
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، شامگاه گذشته شاعران آئینی شناخته شده، در محفل شعر غدیر سرودههایشان در وصف امیرالمومنین حضرت علی(ع) را برای حاضران قرائت کردند. حجتالاسلام سید محمد مهدی شفیعی، حجت الاسلام محمد مهدی خانمحمدی، سید محمد جواد شرافت، محمد غفاری، مهدی جهاندار، نجمه سادات هاشمی و سید حمید رضا برقعی از جمله شاعرانی بودند که سرودههایشان را در این محفل ارائه کردند. همچنین مرتضی حیدری آلکثیر شاعر خوزستانی ابتدا شعری عربی در وصف امیرالمومنین خواند و در ادامه سرودهای درباره معضل بیآبی خوزستان تقدیم حاضران کرد. این شعر را در ادامه میخوانید: هی فلانی! من به میز و منصبت کاری ندارم یک کشاورزِ خسارت دیده هستم، دامدارم چاههای نفت را بشکاف و پُرشو! نوش جانت! من فدای مردم این سرزمینِ استوارم بچه اینجایم آقا، بچه دارم، زن گرفتم لهجه دارم، بومیام، ایرانیام! جویای کارم کارِ کارونم تمام! از دست رفت این رود عاشق رخت بر بسته ست کرخه !من به بی آبی دچارم جلگهای سرسبز باید باشم اما خشکم اینک هستیام را میمکند از چارسو ...غرقِ غبارم من بدم میآید از این نفت آه این گنج بدبو تشنه هستم ...آبِ آشامیدنی را دوست دارم شیعه هستم! خاک پای زائران اربعینم از قضا، با شِمر بی تدبیریات در کارزارم دارم از این مردم بی باک میگویم که عمری مرزداری میکنند از میهن با اقتدارم یک نفر مسئول میخواهم که دردم را بفهمد یک نفر از جنس مردم! مردم ِ پر افتخارم تا که حقم را بگیرد مثل هر شهری در ایران وا کند حقآبهام را مثل شهر همجوارم تا عدالت هم گلویی ترکند در سرزمینم تا بروید از میان خاک و خاکستر بهارم از دیگر بخشهای این محفل که با اجرای محمد میرزایی بازرگانی همراه بود، مداحی سید مهدی میرداماد و غدیریهخوانی این مداح اهل بیت بود. محفل شعر غدیر به همت حوزه هنری استان قم، سازمان فرهنگی هنری شهرداری قم، بنیاد امامت و موسسه فرهنگی رویش جوانان انقلاب اسلامی در سالن آمفیتئاتر بنیاد امامت برگزار شد.نسخه تصویری این محفل همزمان با عید سعید غدیر خم از شبکههای سراسری صدا و سیما پخش خواهد شد. انتهای پیام خبرگزاری فارس
حافظ اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سمرقند بخارا را *****~~~~~***** صائب تبريزي اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را *****~~~~~***** شهريار اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم تمام روح اجزا را هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد نه چون صائب که مي بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاک گور مي بخشند نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها را *****~~~~~***** محمد عيادزاده اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنيا را نه جان و روح مي بخشم نه املاک بخارا را مگر بنگاه املاکم؟چه معني دارد اين کارا؟ و خال هندويش ديگر ندارد ارزشي اصلاً که با جراحي صورت عمل کردند خال ها را نه حافظ داد املاکي، نه صائب دست و پا ها را فقط مي خواستند اين ها، بگيرند وقت ما ها را.....؟؟ غرض از گذاشتن شعر آخر خط سیر شعرا و جوابیه هاشون بوده که بنظرم حالت طنز گونه و جالب داشت وگرنه توهین به شعرای گذشته بخصوص حافظ و سعدی و فردوسی نیست.
خوب که فکر می کنم می بینم گاهی یک شکلات ِ مغزدار بیشتر میچسبد تـــــا عاشقانه های این عاشق های تو خالی