1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد ،
    گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید ...
     
    AftabGardoon از این پست تشکر کرده است.
  2. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/8/18
    ارسال ها:
    18
    تشکر شده:
    4
    امتیاز دستاورد:
    3
    [​IMG]

    دیوان اشعار ظهیر فاریابی

    ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ – ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کرده است. سخن ظهیر روان و پر از معانی دقیق و در عین حال فصیح و دارای معانی و الفاظ صریح می باشد.

    یک امشبم که خم ابروی تو محراب است

    چرا به گرد من از آب دیده غرقاب است

    مرا که با تو نشینم گریستن بر چیست

    اگر نه بخت بد وعاشقی زیک باب است

    چرا هوای لبت خون من به جوش آورد

    اگرنشاندن خون از خواص عنّاب است

    شراب در تو اثر کرد وشمع جمله بسوخت

    تو آن مبین که مرا از رخ تو مهتاب است

    بیا که بهتر از این فرصتی نخواهم یافت

    که چشم مست تویعنی که فتنه در خواب است

    بیا که غمزه جادو بیارمید از خشم

    اگر چه طرۀ فتان هنوز درتاب است

    خط ار به گرد عذرات همی نیارد گشت

    عجب مدار که مژگانت تیر پرتاب است

    متاب سر ز وفا گرچه در زمانه تو

    وفا چو فتنه به عهد امیر نایاب است

    قوام مُلک،نظام جهان،بهاءالدین

    که بر سرآمدِ اسلاف وفخر اعقاب است

    عمر بگو وبرستی که ملک و دولت را

    تفاخر است به نامش چه جای القاب است

    یگانه ای که فلک آفتاب قدرش را

    در ارتفاع معالی کمین سُطر لاب است

    زبهر خدمتش آید به کارگاه رَحِم

    هرآن لطیفه که در مُستقرِّ اصلاب است

    زجام همّت او آز را رسد هر دم

    همان خلل که خرد را زباده ناب است

    ایا رسیده بدان منزلت که هر ساعت

    به دولت تو جهان را هزار اعجاب است

    فلک به خاک جناب تو انتساب کند

    که این نسب به حقیقت بهین انساب است

    عقاب چرخ که گیتی شکار مِخلَب اوست

    به دور تو چو کبوتر اسیر مضراب است

    زتف قهر توشد خشک باغِ عمرِ عدوت

    اگرچه لافش ازین برکشیده دولاب است

    زباد سرد بد اندیش توست پنداری

    که سال وماه فلک در لباس سنجاب است

    اگر زفضل وهنر ماند درجهان رمقی

    سبب تویی که در تو سرای اسباب است

    همیشه تا زشفق روی چرخ سیمابی

    به سان خنجر رستم زخون سرخاب است

    زخون دل چو شفق باد روی دشمن تو

    که اشکش از فزع خنجرت چو سیماب است

    لینک این پست در ورناک

     
    Dorhato از این پست تشکر کرده است.
  3. مرا با حقیقت بیازار ،
    اما هرگز با دروغ، آرامم نکن !
     
    DaniyaL و AftabGardoon از این پست تشکر کرده اند.
  4. خطر وقتی به سراغت میاد که همه چی امن به نظر میرسه !
     
    AftabGardoon از این پست تشکر کرده است.
  5. وقتی تو نیستی
    نه هست های ما چونانکه بایدند
    نه باید ها...!
    هر روز بی تو
    روز مباداست...
     
    AftabGardoon از این پست تشکر کرده است.
  6. هر چه پل پشت سرم هست خرابش بنما
    تا به فکرم نزند
    از ره تو برگردم...
     
    AftabGardoon از این پست تشکر کرده است.
  7. گاهی اگر یک " دوستت دارم " را
    ثانیه ای به تاخیر اندازی
    سالها دیر می شود...
     
    AftabGardoon از این پست تشکر کرده است.
  8. دست تو نیست که در این دنیا آسیب ببینی یا نه , اما یک جورهایی دست خودت است که از چه کسی آسیب ببینی ...
     
  9. مشکل ترین چیز , این است که
    از جایت بلند شوی بدون آنکه جایی باشد که به آنجا بروی ...!
     
  10. همیشه درباره ی آدمهایی که
    عاشقشان هستیم دوبار خودمان را فریب می دهیم
    ابتدا برای مزیت هایشان سپس برای نقص هایشان...
     
    زَهـــرآツ❣ از این پست تشکر کرده است.