چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرك می كنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندكی سكوت... حسین پناهی
دیدی خدایم نا خدای لعنتی ها نیست چیزی به جز پروردگار خط خطی ها نیست من این جهان لعنتی را دوست دارم در کوچه های نفتی اش خورشید می کارم شاید شبیه شهر های آسمانی شد شاید رها از عقد های باستانی شد شاید زمستان دست از این تقویم بردارد باید زمستان دست از این تقویم بردارد...