1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    بیا بیا، که نسیم بهار می‌گذرد
    بیا، که گل ز رخت شرمسار می‌گذرد
    بیا، که وقت بهار است و موسم شادی
    مدار منتظرم، وقت کار می‌گذرد
    ز راه لطف به صحرا خرام یک نفسی
    که عیش تازه کنم، چون بهار می‌گذرد
    نسیم لطف تو از کوی می‌برد هر دم
    غمی که بر دل این جان فگار می‌گذرد
    ز جام وصل تو ناخورده جرعه‌ای دل من
    ز بزم عیش تو در سر خمار می‌گذرد
    سحرگهی که به کوی دلم گذر کردی
    به دیده گفت دلم: کان شکار می‌گذرد
    چو دیده کرد نظر صدهزار عاشق دید
    که نعره می‌زد هر یک که: یار می‌گذرد
    به گوش جان عراقی رسید آن زاری
    از آن ز کوی تو زار و نزار می‌گذرد
     
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    با همه خوبم من اما با شما، خب بیشتر...

    دوستم داری ولیکن من تو را... خُــب بیشتر!


    لحظه ای مال منی و "تو" خطابت می کنم

    گرچه سعی ام بوده تا گویم: "شما" خب بیشتر


    غیر معمولی ست رفتار منو شک کرده اند...

    اهل خانه، دوستــانِ آشنا خب بیشتر


    اشک های بی هوا، بعضا سکوت بی دلیل ..

    شعر اما می کند رسوا مرا، خب بیشتر !
     
  3. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    چه خوش باشد که دلدارم تو باشی
    انیس و مونس و یارم تو باشی
    دل پردرد را درمان تو سازی
    شفای جان بیمارم تو باشی
    ز شادی در همه عالم نگنجم
    اگر یک لحظه غمخوارم تو باشی
    ندارم مونسی در غار گیتی
    بیا تا مونس غارم تو باشی
    اگرچه سخت دشوار است کارم
    شود آسان چو در کارم تو باشی
    اگر جمله جهانم خصم گردند
    نترسم چون نگهدارم تو باشی
    همی نالم چو بلبل در سحرگاه
    به بوی آنکه گلزارم تو باشی
    چه گویم وصف حسن ماهرویی
    غرض زان زلف و رخسارم تو باشی
    اگر نام تو گویم ور نگویم
    مراد جمله گفتارم تو باشی
    از آن دل در تو بندم چون عراقی
    که می‌خواهم که دلدارم تو باشی
     
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    به هر طرف که می چرخد

    "تو" را می بیند!

    آفتابگردانی که

    خورشید هم حسرت سرگردانی اش را می کشد ...
     
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    قایقت می شوم

    بادبانم باش

    بگذار هر چه حرف

    پشت سرمان می زنند مردم

    باد هوا باشد

    دورترمان کند ...
     
  6. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    از آتش عشق در جهان گرمیها

    وز شیر جفاش در وفا نرمیها

    زانماه که خورشید از او شرمنده‌ست

    بی شرم بود مرد چه بی شرمیها
     
  7. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    بوی عطری آشنا

    تو را

    یک روز بیدار خواهد کرد،

    حتا اگر یک عمر

    خوابیده باشی

    زیر سنگی سرد!
     
  8. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی

    شاگرد که بودی که چنین استادی

    خوبی و کرم را چو نکو بنیادی

    ای دنیا را ز تو هزار آزادی
     
  9. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    من كه خندم نه بر اوضاع كنون مي خندم
    من بدين گنبد بي سقف و ستون مي خندم
    تو بفرمانده اوضاع كنون مي خندي
    من بفرماندهي كن فيكون مي خندم
    همه كس بربشربوقلموني خندد
    من بحزب فلك بوقلمون مي خندم
    خلق خندند به هر ابله رخساري ومن
    برخ اين فلك ابله گون مي خندم
    هركس ايدون بجنون من مجنون خندد
    من بر انكس كه بخندد بجنون مي خندم
    انچه بايست بتاريخ گذشته خندم
    كرده ام خنده بر اينده كنون مي خندم
    هر كه چون من ثمر علم فلاكت ديدي
    مردي از گريه من دلشده خون مي خندم
    بعد ازين مي زنم از علم وفنون دم حاشا
    من به هرچه بتر علم وفنون مي خندم
     
  10. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    من پیر فنا بدم جوانم کردی

    من مرده بدم ز زندگانم کردی

    می ترسیدم که گم شوم در ره تو

    اکنون نشوم گم که نشانم کردی