مگذار شب فراق ممتـــــــــــــــــــــد بشود حال دلم آن سان که نباید بشـــــــــــــــــود این جاده تو را بگیرد از من؟؟؟!!! هرگز..... از روی جنــــــــــــــــــــازه ام مگر رد بشود!
می شود عاشقِ دلداده و یارم باشی؟ و به کوتاهیِ"یک عمر"کنارم باشی؟ حسرتِ دیدنِ تو،کرده زمین گیر مرا «دردِ بیچاره»منم!کاش دچارم باشی سوختم،سوختم از گرمی احساساتم آهِ مرداد شدم تا تو بهارم باشی بی قرارت شده ام در تب و تابم هرشب می شود«عشق»تو یک لحظه قرارم باشی؟ ترسم از مرگ و از آن رفتن اجباری نیست ترسم آن است که«تو»چوبه ی دارم باشی آه!یارم نشدی،کاش که بعد از مرگم شمعِ جا مانده به پهلوی مزارم باشی رقیه نوری پور
لعنت به همه راه هایی که عرضه ندارند من را به تو برسانند مــن حواس فـــاصله ها را پرت میکنم, تــــو فــــقط بیـــــاا...
در کوی خرابات، کسی را که نیاز است هشیاری و مستیش همه عین نماز است اسرار خرابات بجز مست نداند هشیار چه داند که درین کوی چه راز است؟ تا مستی رندان خرابات بدیدم دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است خواهی که درون حرم عشق خرامی؟ در میکده بنشین که ره کعبه دراز است از میکدهها نالهٔ دلسوز برآمد در زمزمهٔ عشق ندانم که چه ساز است؟ چون بر در میخانه مرا بار ندادند رفتم به در صومعه، دیدم که فراز است آواز ز میخانه برآمد که: عراقی در باز تو خود را که در میکده باز است
یک شب دل تو پرنده شد،ماهی شد تا آبی بیــــــــــــــکرانه ای راهی شد یک روز چو این علامت پرسش،تو قلاب دهـــــــــان ماهیان خواهی شد...
یک شعر تمیز و تازه تحویل بگــــــــــــــــیر! ازسنگ بیاگــــــدازه تحویل بگـــــــــــــــــیر! هرکس به توگفت:پشت چشمت ابروست تو اسم بده؛جنازه تحویل بگــــــــــــــــــــیر...
می بخشی اگر زعشق نام آوردم در محضر ذوق تو کــــــــــلام آوردم من مثل بلوط پیر ،تو صخره ی سخت باچنــــــــــــــگ زدن به تو دوام آوردم....
بی تیر وکمان مخواه آرش باشی سودابه ندیده ای سیاوش باشی ای سرو بلـــــــــند!قایق و پارو شو هیزم نشوی که سهم آتش باشی