1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    سخت است هریک لحظه ات یک سال باشد
    دلتنگ باشی و زبانت لال باشد

    عمری درخت آرزویت را بكاری
    آخر تمام میوه هایش كال باشد

    با گریه میخندم... كمی غیرطبیعی ست
    احساس آدم اینقدر سیال باشد...
     
    سماع شمس، سایه، Pari_A و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    گوش کن...
    جاده صدا می زند از دور
    قدم های تو را...
     
    DΞlλr®ληη، سماع شمس، Shahab و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    ای دل من، سر مزن بر سینه این سان نا شکیبا
    لحظه ای دیوانه جان ،آرام بنشین ، خواهد آمد

    خواهد آمد، خواهد آمد، خواهد آمد، ور نیاید
    باز سقف آسمان امروز پایین خواهد آمد...
     
    DΞlλr®ληη، سماع شمس، Shahab و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    موسیقی عجیبی ست مرگ.
    بلند می شوی
    و چنان آرام و نرم می رقصی
    که دیگر هیچکس تو را نمی بیند ...

    "گروس عبدالملکیان"
     
    AftabGardoon، Sanazz، OnlineBoy و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دخترک خنده کنان گفت که چیست
    راز این حلقه ی زر
    راز این حلقه که انگشت مرا
    این چنین تنگ گرفته است به بر

    راز این حلقه که در چهره ی او
    این همه تابش و رخشندگی است
    مرد حیران شد و گفت :
    حلقه ی خوشبختی است ، حلقه زندگی است

    همه گفتند : مبارک باشد
    دخترک گفت : دریغا که مرا
    باز در معنی آن شک باشد
    سال ها رفت و شبی

    زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر
    دید در نقش فروزنده ی او
    روزهایی که به امید وفای شوهر
    به هدر رفته ، هدر

    زن پریشان شد و نالید که وای
    وای ، این حلقه که در چهره ی او
    باز هم تابش و رخشندگی است
    حلقه ی بردگی و بندگی است...

    "زنده یاد بانو فروغ فرخزاد"
     
    M!TRA، DaniyaL و n@der از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    هوا آرام،
    شب خاموش،
    راه آسمان ها باز

    خیالم چون کبوترهای وحشی
    می کند پرواز ...
     
    yasamann، .AffectioN.، سایه و 11 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    به همه عـشـق بـورز
    به تعداد كمے اعتماد كن
    به هيچ‌كس بدی نكن
     
    yasamann، سایه، OnlineBoy و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    این روزها باد مےوزد
    مےتوانے در مقابلش هم دیوار بسازی
    هم آسیاب بادی
    تصمیم با توست
     
    yasamann، سایه، OnlineBoy و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    کاش از پشتِ این دریچه‌ی بسته
    دستِ کم صدای کسی از کوچه می‌آمد
    می‌آمد و می‌پرسید
    چرا دلت پُر
    و دستت خالی
    وُ سیگارِ آخرت ...
    خاموش است؟

    و تو فقط نگاهش می‌کردی
    بعد لای همان کتابِ کهنه
    یک جمله‌ی سختِ ساده می‌جُستی
    و دُرُست رو به شبِ تشنه می‌نوشتی: آب!
    می‌نوشتی کاش دستی می‌آمد وُ
    این دیوارهای خسته را هُل می‌داد
    می‌رفتند آن طرفِ‌ این قفل کهنه و اصلا
    رفتن ... که استخاره نداشت
    حالا هی قدم بزن
    قدم به قدم
    به قدرِ همین مزارِ بی‌نام و سنگ،
    سنگ بر سنگِ خاطره بگذار
    تا ببینیم این بادِ بی‌خبر
    کی باز با خود و این خوابِ خسته،
    عطرِ تازه‌ی چای و بوی روشنِ چراغ خواهد آورد!
    راستی حالا
    دلت برای دیدنِ یک نَم‌نَمِ باران،
    چند چشمه، چند رود و چند دریا گریه دارد!؟

    سیدعلى صالحى
     
    n@der، m naizar، M!TRA و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    چه لذت دردناکیست
    رها بودن مثل بادها
    و گذشتن از همه جا و همه کس
    روزی اگر خواستی به یادم بیاوری
    به درختان خم شده نگاه کن که از یک سو
    توان دل کندن از زمین ندارند و از سوی دیگر
    از انتظار خسته شده اند...
     
    سماع شمس، Shahab، M!TRA و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.