1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    مجنونم و خوناب جگر آوردم
    مجنونم و خون در دهنم می رقصد
    مجنون تو هستم که فقط گوش کنی
    بگذاری ام و باز فراموش کنی
    دیوانه تر از من چه کسی هست؟ کجاست ؟
    یک عاشق این گونه از این دست کجاست ؟
    پلکی بزنی به سیم آخر بزند
    تا بغض کنی درهم و بیچاره شود
    تا آه کشی بند دلش پاره شود
    آتش بزن این قافیه ها سوختنی ست
    این شعر پر از داغ تو آتش زدنی ست
    ابیات روانی شده را دور بریز
    این درد جهانی شده را دور بریز
    من را بگذار عشق زمین گیر کند
    این زخم سراسیمه مرا پیر کند
    این پچ پچه ها چیست رهایم بکنید
    مردم خبری نیست رهایم بکنید
    من را بگذارید که پامال شود
    بازیچه ی اطفال کهنسال شود
    من را بگذارید به پایان برسد
    شاید لت و پارم به خیابان برسد
    من را بگذارید بمیرد به درک
    من شاهد نابودی دنیای منم
    باید بروم دست به کاری بزنم
    حرفت همه جا هست چه باید بکنم
    بانو تو ندیدی که چه با من کردند
    مردم چه بلاها به سرم آوردند
    من عشق شدم مرا نمی فهمیدند
    در شهر خودم مرا نمی فهمیدند
    این دغدغه را تاب نمی آوردند
    گاهی همگی مسخره ام می کردند
    بعد از تو به دنیای دلم خندیدند
    مردم به سراپای دلم خندیدند
    در وادی من چشم چرانی کردند
    در صحن حرم تکه پرانی کردند
    در خانه ی من عشق خدایی می کرد
    بانوی هنر هنرنمایی می کرد
    یک "تو" وسط زندگیم گم شده است
    اوضاع خراب است مراعات کنید
    ته مانده ی آب است مراعات کنید
    از خاطره ها شکر گذارم بروید
    مال خودتان دارو ندارم بروید
    من از به جهان آمدنم دلگیرم
    آماده کنید جوخه را، می میرم
    در آینه یک مرد شکسته ست هنوز
    مرد است که از پا ننشسته است هنوز
    یک مرد که از چشم تو افتاد و شکست
    مرد است ولی خانه ات آباد ، شکست
    در جاده ی خود یک سگ پا سوخته بود
    لب برلب و دندان به زبان دوخته بود
    بر مسند آوار اگر جغد منم
    باید که در این فاجعه پر پر بزنم
    اما اگر این جغد به جایی برسد
    این خاطره ی پیر به هم می ریزد
    آرامش تصویر به هم می ریزد
    ای روح! مرا تا به کجا می بر ام
    دیوانه ی این سراب خاکستری ام
    می سوزم و می میرم و جان می گیرم
    با اینهمه هر بار زبان می گیرم
    در خانه ی من پنجره ها می میرند
    بر زیر و بم باغ قلم می گیرند
    این پنجره تصویر خیالی دارد
    در خانه ی من مرگ توالی دارد
    در خانه ی من سقف فرو ریختنی ست
    آغاز نکن این الک آویختنی ست
    بعد از تو جهان دگری ساخته ام
    آتش به دهان خانه انداخته ام
    بعد از تو خدا خانه نشینم نکند !
    دستان دعا بدتر از اینم نکند !
    من پای بدی های تو هم می مانم
    آواره ی آن چشم خمارت شده ام
    بیچاره ی آن طرز نگاهت شده ام
    هر بار که مرا می نگری می میرم
    از کوچه ی ما می گذری می میرم
    سو سو بزنی شهر چراغان شده است
    چرخی بزنی آینه بندان شده است
    لب باز کنی آتشی افروخته ای
    حرفی بزنی دهکده را سوخته ای
    بد نیست شبی سر به جنونم بزنی
    گاهی سرکی به آسمانم بزنی
    من را به گناه بی گناهی کشتی
    بانوی شکار اشتباهی کشتی
    بانوی شکار دست کمم می گیری
    من جان دهم آهسته ،تو هم می میری!
    از مرگ تو جز درد مگر می ماند
    جز واژه ی برگرد مگر می ماند
    این ها همه کم لطفی دنیاست عزیز
    این شهر مرا با تو نمی خواست عزیز
    دیوانه ام از دست خودم سیر شدم
    با هر کس هم نام تو درگیر شدم
    ای تف به جهان تا ابد غم بودن
    ای مرگ به این ساعت بی هم بودن
    دست از شب و روز گریه بردار گلم
    با پای خودم می روم این بار گلم
     
    tranquillity، n@der، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    ناخدای کشتی توقف کرد .
    ماه را دید
    که به دریا آمده .
    دریا به حرف آمد :
    آرامش خودم را با نور تو می خواهم .
    ماه در جواب گفت :
    نور من ، تو را زیبا تر کرده ،
    اما ،
    من باید بروم و همه جا را نورانی کنم .
     
    .AffectioN.، DaniyaL، OnlineBoy و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    جانا به نگاهی ز جهان بی خبرم کن، دیوانه ترم کن
    سرگشته و شیدا چو نسیم سحرم کن ، دیوانه ترم کن

     
    .AffectioN.، DaniyaL، OnlineBoy و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    بیا رها بکن مرا
    که ناگزیر رفتنم...
     
    .AffectioN.، OnlineBoy، M!TRA و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    داری سر ما سری بجنبان
    تو نیز بگو زهی تماشا
     
    OnlineBoy، M!TRA، tranquillity و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم
    با زبان زخم زدی ، ... دشنه زدی ... خندیدم
    معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم
    ساده لوحی ست ، ... بگویم که نمی فهمیدم !
    غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم
    تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم
    دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی
    تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم
    بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
    تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم
    بی سبب نیست ، ... فراموش شدی در یادم
    که تو مهتاب شبانگاهی و ... من خورشیدم
    عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم !
    مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم
    شکل یک سیب ، که گندیده و کرم افتاده ،
    کرم کردم ! ... و از اعماق درون گندیدم
    اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود
    بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم ...
    برو ای یار برو ! از تو گذشتم ، خوش باش
    برو ای یار ! که من مهر تو را بخشیدم.....
     
    M!TRA، tranquillity، Shahab و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    عشق درامد از درم،دست نهاد برسرم

    دید مرا که بی توام..
    گفت مرا:
    که وای تو...
     
    n@der، سایه، m naizar و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    تنها کس من بودی و من

    هیچ کس تو.....
     
    tranquillity، n@der، سایه و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    آيا شـبي براي دلم
    مـاه مي شوي؟

    يا باز هم مساوي يک آه مي شوی؟

    سربـاز زخـم خـورده ي شـطـرنـج عـاشـقي!

    یک شب براي دلخوشي ام شاه مي شوي؟

    يک بيت وصف چشم تو ، يک بيت وصف زلف

    بـا مـن در ايـن مـشـاعـره همراه مي شوي؟!
     
    tranquillity، n@der، سایه و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    دلم ...
    در دست او گیر است
    خودم از دست او دلگیر
    عجب دنیای بیرحمی
    دلم گیر است
    و دلگیرم ...
     
    OnlineBoy، M!TRA، n@der و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.