تا امروز از تو نوشتم امشب از عشقت انصراف می دهم سخت است دوست داشتن تو خسته ام می خواهم کمی استراحت کنم شاید فردا دوباره عاشقت شدم. "غلامرضا بروسان"
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد حافط
راستی گر شبی نباشم من چه غریب است ساحل تنها من و این مرغ های سرگردان پرسه ها می زنیم تا فردا تازه شعری سروده ام از تو غزلی چون خود شـما زیبا تو که گوشت بر این دقایق نیست باز هم ذوق گوش ماهی ها ! "محمدعلی بهمنی"
مرا خیالِ تو، خود بی خیالِ عالم کرد» همـان خیال تو ما را دچـار این غم کرد هزار بوسه برایم به ارمغان آرند به چشم مستِ تو کی آن ارادتم کم کرد چه "بارها "که نهادی به فتنه بر دوشم تو شاد رفته و این بار ، پشتِ ما خم کرد به حیرتم که حوای دلم هوایی شد بَری زِ عالم و آدم، هوای آدم کرد!! به عنکبوتِ نیازش، مبر دلی طارق دلم ببُرده و دیدم که پُر ز ماتم کرد طارق خراسانی