1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    با من راه بیا
    برای تو
    از بیراهه های زیادی گذشته ام.​

    "نگار الهی"​
     
    ☀❀Hadi$eh ❀☀، m naizar و *Mitra* از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
    فال من خوب نیامد که به یارم برسم

    بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
    نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

    شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
    شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

    استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
    بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

    عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
    عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

    مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
    می‌روم شاید روزی به مزارم برسم



    "سید‌علی رکن الدین"
     
    *NARIN*، yasamann و *Mitra* از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/8/16
    ارسال ها:
    9
    تشکر شده:
    23
    امتیاز دستاورد:
    3
    حرفه:
    دانش آموز
    خبر به دور ترین نقطه جهان برسد
    نخواست به من خسته و بی گمان برسد
    شکنجه ای هست بالاتر از این
    کسی که سهم تو بود به دیگران برسد
    گلایه ای نکنی و خویش خود را بخوری
    تا به او که دوستش داشته خوش برسد
    .
    .
    .
    خدا کند که نه،نفرین نمی کنم که مباد
    به او که دوستش داشتم زبان برسد
    (نجمه زارع)
     
    سایه، *NARIN*، shaer1 و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    خســـــــتگی هایت یکجا چند ؟
    به تبسمی
    به کلامی
    به بوسه ای

    به ناز نگاهی همه را بپاش روی دنیام

    خســــــــتگی هایت یکجا چند ؟
    دستهات را بده
    به نوازشی
    به قدمی
    به رقص انگشتانمان در دل هم

    همه را ببخش به من
    خســــــــــــــتگیهات یکجا چند ؟

    به عطر موهاتـــــــــ
    به قوس اندامت
    به برق چشمت

    خســـــــــــــتگیهات یک جا چند؟

    به غزلی بلند
    به تک بیتی عاشقانه
    به سپیدی چون برف

    خســــــــــــــــتگیهات یکجا چند؟

    تمام خســـــــــــــــــــتگی هات مال من
    فقط من مال تــــــــــــــــو !
     
    سایه، *Mitra*، *NARIN* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/15
    ارسال ها:
    349
    تشکر شده:
    2,283
    امتیاز دستاورد:
    113
    ﻭﻗـتي ڪسي

    ﺗــــﺼـــــﻤــــﯿـﻢ ﻣـي گﯿـﺮِﻩ

    ﺑــــﺮﻩ...

    ﺣـــــﺘـــي ﺍَگہ ﻧــﺮﻩ

    ﺩﯾــــگہ ﭘـــــﯿـﺸـﺖ

    ﻧـﯿـــــﺴـﺖ!
     
    سایه، yasamann و *Mitra* از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    می رود
    کز ما جدا گردد ولی

    جان و دل با اوست،
    هر جا می رود
    ....
     
    OnlineBoy، سایه، ☀❀Hadi$eh ❀☀ و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    غیر از دو بیت شعر لال!
    چند ردیف نا ردیف.
    قافیه های تنگ !
    تنگ؟
    تنگ!!!

    آخ که چقدر دلم برایت تنگ شده است
     
    *Mitra*، سایه، ☀❀Hadi$eh ❀☀ و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    گفتند
    شعر های من
    جوشش دریاست
    خروش رود
    بی شک
    کمی بالاتر
    به چشمه ای می رسند
    که تو هستی.
     
    *Mitra*، سایه و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/15
    ارسال ها:
    349
    تشکر شده:
    2,283
    امتیاز دستاورد:
    113
    مجنونم و خو کرده به هرگز نرسیدن
    با این همه سخت است دل از چون تو بریدن !

    از تو فقط آزردن و هی کوزه شکستن
    از من همه دل دادن و پا پس نکشیدن

    دل کفتر ماتم زده ای بود که با عشق
    کارش شده بـی واهمــه از بام پریدن

    چون سرخ ترین سیب در آغوش درختی
    سخت است تو را دیدن و از شاخه ! نچیدن

    آن گونه دچارت شده یوسُف که خودش هم
    افتاده به عاشق شدن و جامه دریدن

    اعجاز تو مغرورترین ساحره ها را
    وادارنمود ست به انگشت گزیدن

    تا این که به هر جا ببرد عطر تنت را
    واداشته ای باد صبا را به وزیدن

    ای چادر گلدار پریشان شده در باد
    خوب است به دنبال تو یک دشت دویدن
     
    *Mitra*، z!ma، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏25/6/15
    ارسال ها:
    495
    تشکر شده:
    4,020
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    فال من را بگیر و جانم را
    من از این حال بی کسی سیرم

    دستِ فردای قصه را رو کن
    روشنم کن چگونه می میرم

    "علیرضا آذر"
     
    Mehdi.Samiya، سایه، OnlineBoy و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.