1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/15
    ارسال ها:
    349
    تشکر شده:
    2,283
    امتیاز دستاورد:
    113
    من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام
    این چنین هرگز نبودم گوییا بی خانه ام

    من گذشتم از تو اما فکر تو هرگز نرفت
    تو نرفتی از خیالم ای مه در دا نه ام

    ترک تو گفتم دعا کردم که مهرت هم رود
    گرچه میدانم نخواهد رفت از کاشانه ام

    دلبری ها میکنی دل را سبب ساز غمی
    غم چه شیرین میشود با بغض تو جانانه ام

    بعد عمری عاشق زلف شرابت من شدم
    من غلط کردم بسازم روی طوفان خانه ام

    میروم اما دلم پیش تو میماند گلم
    بر دلم دستی کشم دستی دگر بر چانه ام
     
    *Mitra* و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/15
    ارسال ها:
    349
    تشکر شده:
    2,283
    امتیاز دستاورد:
    113
    بردم دل دیوانه خود بر سر بازار
    گفتم بفروشم مگر این عاشق بیمار

    هرکس که نظر کرد به من گفت شکسته است
    دردا که ندارد دل بشکسته خریدار

    گفتم که ندیمی بخرم بهر دل خویش
    دیوانه ندیدم چو دلم در همه بازار

    گویا که ز تقدیر ازل کار چنین است
    هر کس که شد عاشق،شود او بیکس و بی یار

    هر چیز که خواهی به کف آری تو در عالم
    جز دوست که پیدا نتوان کرد به دینار
     
    m naizar، *Mitra* و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشم
    زخمه بر تار دلم زن که در آری به خروشم



    چون صدف مانده تهی سینه ام از گوهر عشقی
    ساز کن ساز غم امشب، که سراپا همه گوشم



    کم ز مینا نیم ای دوست که گردش بزدایی
    دست مهری چه شود گر بکشی بر بر و دوشم



    من زمین گیر گیاهم، تو سبک سیر نسیمی
    که به زنجیر وفایت نکشم هرچه بکوشم



    تا به وقت سحرم چون گل خورشید برویی
    دیده صد چشمه فرو ریخت به دامن شب دوشم



    بزمی آراسته کن تا پی تاراج قرارت
    تن چون عاج به پیراهن مهتاب بپوشم



    چون خم باده دراین شوق که گرمت کنم امشب
    همه شادی همه شورم، همه مستی همه جوشم



    تو و آن الفت دیرین، من و این بوسه شیرین
    به خدا باده پرستی، به خدا باده فروشم.



    "سیمین بهبهانی"
     
    OnlineBoy و *Mitra* از این پست تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    فردا
    با عطری که دوست دارم
    به باد بپیچ
    می خواهم قرنی را از یاد ببرم...

    "روزبه سوهانی"
     
    OnlineBoy، *NARIN*، z!ma و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    گم شدم در خود نمی‌دانم کجا پیدا شدم
    شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم

    سایه‌ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار
    راست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم

    زآمدن بس بی نشانم وز شدن بس بی خبر
    گوئیا یکدم برآمد کامدم من یا شدم

    می‌مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه‌ای
    در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم

    در ره عشقش چو دانش باید و بی دانشی
    لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم

    چون همه تن دیده می‌بایست بود و کور گشت
    این عجایب بین که چون بینا و نابینا شدم

    خاک بر فرقم اگر یک ذره دارم آگهی
    تا کجاست آنجا که من سرگشته‌دل آنجا شدم

    چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان
    من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم



    "عطار"
     
    z!ma، OnlineBoy و *Mitra* از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    هر گوشــه یِ شهر را
    که نگاه میکنی
    دِلــی اُفتـاده
    انگار ،
    بازیِ مرگ آورِ باد
    با موهایِ بـازِ تو
    نمی خواهد
    تمامی داشته باشد ...!

    "محمد رضا صالحی"
     
    AftabGardoon، m naizar، OnlineBoy و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/15
    ارسال ها:
    96
    تشکر شده:
    387
    امتیاز دستاورد:
    53
    دیشب صدای تیشه
    از بیستون نیامد

    شاید به خواب شیرین
    فرهاد رفته باشد...
     
    AftabGardoon، m naizar، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    دیوانه تر از خویش
    کسی می جستم...

    دستم بگرفتند و
    به دستم دادند...!

     
    *AliReza*، OnlineBoy، lord of dakness و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

    به جویبار که در من جاری بود

    به ابرها که فکرهای طویلم بودند

    به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من

    از فصل های خشک گذر می کردند

    به دسته های کلاغان

    که عطر مزرعه های شبانه را

    برای من به هدیه می آوردند

    به مادرم که در آینه زندگی می کرد

    و شکل پیری من بود

    و به زمین که شهوت تکرار من درون ملتهبش را

    از تخمه های سبز می انباشت

    سلامی دوباره خواهم داد

    می آیم می آیم می آیم

    با گیسویم: ادامه بوهای زیر خاک

    با چشمهایم: تجربه های غلیظ تاریکی

    با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار

    می آیم می آیم می آیم

    و آستانه پر از عشق می شود

    و من در آستانه به آنها که دوست می دارند

    و دختری که هنوز آنجا

    در آستانه پرعشق ایستاده، سلامی دوباره خواهم داد


    "فروغ فرخزاد"
     
    z!ma، OnlineBoy و *Mitra* از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    درختان پر شکوفه بادام را دیگر فراموش کن، اهمیتی ندارد

    در این روزگار

    آنچه را که نمی توانی بازیابی به خاطر نیاور

    موهایت را در آفتاب خشک کن

    عطر دیرپای میوه ها را بر آن بزن

    عشق من، عشق من

    فصل پاییز است...


    "ناظم حکمت"

    از کتاب: تو را دوست دارم چون نان و نمک
     
    m naizar، *NARIN*، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.