1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    تو چنگم نی در آوردی به ناله
    چو چنگم خوش بساز و با نوا کن
     
    ☀❀Hadi$eh ❀☀، OnlineBoy، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد
    به وداعی دل غمدیده ما را شاد نکرد
     
    yasamann، *Mitra* و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/15
    ارسال ها:
    349
    تشکر شده:
    2,283
    امتیاز دستاورد:
    113
    ماه آمد و هی دور تو چرخید...دلش ریخت
    با دیدن این منظره خورشید دلش ریخت

    نزدیک زمین شد، همه جا آتشی افتاد
    از سوختنت ابر که ترسید، دلش ریخت

    باران زد و لیلای درختان شدی آنروز
    باران زد ومجنون تو شد بید... دلش ریخت

    آشفته که در باد سوی خانه دویدی
    یک شهر-فقط بوی تو پیچید- دلش ریخت

    در راه ترا دیدم و افتادم و هرکس-
    آن بغض مرا دید که ترکید دلش ریخت

    یکسو زدی از صورت خود موی خودت را
    تا آینه چشمان تو را دید دلش ریخت
     
    m naizar، *Mitra* و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    قبله

    چشم

    تو‌

    احرام

    نماز است

    مرا
     
    m naizar، *Mitra* و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏25/6/15
    ارسال ها:
    495
    تشکر شده:
    4,020
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    عشق در دل ماند و
    یار از دست رفت....

    "حافظ"​
     
    *Mitra*، سایه، OnlineBoy و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    از همین حدود ِ شاعرانه
    تا جغرافیای ِ بودن ِ تو
    شعر دستاویز تسخیری عاشقانه ست
    تاریخ تکرار میشود ،امــا
    باتو میتوان همیشه فاتح بود.



    "نیلوفر ثانی"​
     
    OnlineBoy، *NARIN*، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    دیشب باران قرار با پنجره داشت

    روبوسی آبـــدار با پنجره داشت

    یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

    چک چک،چک چک،چکار با پنجره داشت؟

    قیصر امین پور​
     
    آخرین ویرایش: ‏27/7/16
    ☀❀Hadi$eh ❀☀، *Mitra*، OnlineBoy و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    * بر ماسه ها نوشتم :
    دریای هستی من
    از عشق توست سرشار
    این را به یاد بسپار

    * بر ماسه ها نوشتی :
    ای همزبان دیرین
    این آرزوی پاکیست
    اما به یاد بسپار
    - فریدون مشیری-
     
    OnlineBoy، *NARIN*، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    میان من و تو
    به همان اندازه فاصله هست
    که میان ابرهایی که در آسمان و انسانهایی که بر زمین سرگردانند
    شاید روزی به هم باز رسیم
    روزی که من به سان دریایی خشکیدم و
    تو چون قایقی فرسوده بر خاک ماندی
    هر کس آنچه را که دوست دارد در بند میگذارد و هر زن مروارید غلتان خود را به زندان صندوقش محبوس میدارد
    بگذار کسی نداند که
    چگونه من به جای بوسیده شدن و نوازش شدن
    گزیده شده ام بگذار هیچ کس نداند ، هیچکس
    و از میان این همه ی خدایان ،
    خدایی جز فراموشی بر این همه رنج آگاه نگردد ...

    "شاملو"
     
    m naizar، *Mitra*، Shahab و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/15
    ارسال ها:
    349
    تشکر شده:
    2,283
    امتیاز دستاورد:
    113
    تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شد
    تا که دیدم روی خندانت،نمیدانم چه شد

    عشق بود آیا ؟ جنون ؟ هرگز ندانستم چه بود
    تا سپردم دل به دستانت،نمیدانم چه شد

    تا که افتادم به دامت،رشته ی صبرم گسست
    تا که خوردم تیرِ مژگانت،نمیدانم چه شد

    تا گرفتی دستهایم را،دلم دیوانه شد
    تا نهادم سر به دامانت،نمیدانم چه شد

    گم شدم چون قایقی کهنه،میان موجها
    در شبِ زلفِ پریشانت،نمیدانم چه شد

    بی وفا...رفتی و من با خاطراتت مانده ام
    آن قرار و عهد و پیمانت...نمیدانم چه شد

    گفته بودم تا ابد عاشق نخواهم شد،ولی
    تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شد
     
    علی081، m naizar، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.