یادت هست گنجشکان در دست های ما دانه می خوردند؟ و موهایت در رودخانه های جهان می ریخت... و موهایت مسیر بادها را مشخص می کرد... و موهایت بادها را دیوانه می کرد... یادت هست در باران رقصیده بودیم؟ یادت هست؟ حیف، حیف که یادت نیست! "محمدرضا مختار"
گریه کردم گریه هم اینبار آرامم نکرد هرچه کردم... هرچه... آه! انگار آرامم نکرد روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد درددل با سایه و دیوار آرامم نکرد خواستم دیگر فراموشت کنم، اما نشد خواستم، اما نشد، این کار آرامم نکرد سوختم آنگونه در تب، آه! از مادر بپرس دستمال تببُر نمدار آرامم نکرد ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد. "زنده یاد نجمه زارع"
هزار سال پیش از آنکه جاده را رفتن آموخته باشند دلتنگِ تو بودم، انگار هزار سال منتظر بودم بیایی پشت پنجرۀ اتوبوس برایم دست تکان بدهی، تا این شعر را برایت بنویسم. "لیلا کردبچه"
ﺩﺭ ﻣــﻦ ﺁﺩﻡ ﺑــﺮﻓــﯽ ﺍﯼ ﺳــﺖ ﮐــﻪ ﻋــﺎﺷــﻖ ﺁﻓﺘــﺎﺏ ﺷــﺪﻩ ! ... ﻭ ﺍﯾــﻦ، ﺧــﻼﺻــﻪ ﻫﻤــﻪ ﺩﺍﺳﺘــﺎﻥ ﻫــﺎﯼ ﻋــﺎﺷﻘــﺎﻧــﻪ ﺟــﻬﺎﻥ ﺍﺳــﺖ . .
قایقت میشوم بادبانم باش. بگذار هرچه حرف پشت سرمان میزنند مردم، باد هوا شود دورترمان کند... "رضا کاظمی"
همه ی سنگ های جهان را به پنجره ای می زنی که شیشه ندارد. اسمم را بخوان اگر شکستن خیال تو نیست. "شیدا نوذری"
آسمان که نشد، چرا درخت نباشم ... وقتی تودر من اینهمه پرنده ای؟ ذهنم پُر از لانه هایی است که برای تو ساخته ام ! "کامران رسول زاده"