در من پرنده ای به انتظار نشسته است تا بگویی دوستت دارم .. و ثابت کند آسمان آنقدر ها هم که میگویند بلند نیست ... مریم_قهرمانلو
شکوهی در جان ام تنوره می کشد گویی از پاک ترین هوای کوهستانی لبالب قدحی در کشیده ام. در فرصتِ میانِ ستاره ها شلنگ انداز رقصی میکنم ـــ دیوانه به تماشای من بیا! احمد_شاملو
مثل کوه که گذر می کند از ابر و مه انبوه مثل آب که گذر می کند از صخره و سنگ خزه پوش مثل گل که گذر می کند از پردهی خاک مثل چیزی که نمی دانم من دلم می خواهد بگذرم از تو من تو را کشف کنم سرزمین تو، مرا کشف کند! "عمران صلاحی"
از عشق اگر به زبان آمدیم فصلی را باید برای خودم صدا کنیم تصنیف ها را بخوانیم که دیگر زخم هامان بوی بهار گرفت. "احمدرضا احمدی"