دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست قانعم ، بیشتر از این چه بخواهم از تو گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافیست من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا، خوبترینم! کافیست "محمد علی بهمنی"
زیباترین دریا دریایى است که هنوز در آن نرانده ایم زیباترین کودک هنوز شیرخواره است زیباترین روز هنوز فرا نرسیده است و زیباتر سخنى که میخواهم با تو گفته باشم هنوز بر زبانم نیامده است "ناظم حکمت"
چه جالب است ناز را می کشیم؛ آه را می کشیم؛ انتظار را می کشیم؛ فریاد را می کشیم؛ درد را می کشیم؛ ولی بعد از این همه سال، آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم! " از هر انچه آزارمان میدهد" .... احمد_شاملو
دستانم، تاب دوری ات را ندارند به هر شاخه گلی می آویزند تا عِطر نفس های تو را وام بگیرند... قدم هایم، یارای مقاومت ندارند به هر بوم و برزنی کشیده می شوند تا ردی از تو یابند.... چشمانم، دو دو می زنند، تا مگر میان چهره ی دلبرکان سیمین بر، نام و نشانی از تو یابند.... افسوس! چه دیر فهمیدم قرن هاست که از اینجا کوچیـــده ای!... از: زهره طغیانی
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من. "خیام" (یا ابوسعید ابوالخیر)
تو را به تمامِ زبانهای دنیا دوست داشتهام ! و این به زبانِ خودمان یعنی تو دوستم نداشتی کامران رسول زاده