1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    به کسيکه عاشق توست
    بگو
    هر روز
    با زيباترين تعابير جهان
    بيدارت کند!

    من اينجا هر شب
    تو را
    با زيباترين تعابير جهان
    به خواب مى‌سپارم...

    کامران_رسول_زاده

     
    *AliReza*، وضعیت سفید، z!ma و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها
    که سر به صخره گذارد
    غریبی و پاکی
    ترا ز وحشت توفان به سینه می فشردم
    عجب سعادت غمناکی
    ...

    "منوچهر آتشی"
     
    AftabGardoon، M!TRA، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]

    اینجا ویران است

    صدای دلتنگی .

    هم نوا ی عزیز

    با سرعت تمام

    دوری کنید .

    اینروزها

    اوضاع

    قمر در عقرب است .

    وهمه چیز آلوده

    و مُسری ست .

    حتی دلتنگی .

    حواستان باشد

    بیمار نشوید ....​
     
    ☀❀Hadi$eh ❀☀، z!ma، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    چاره من نمی کنی, چون کنم وکجا روم
    شکوه بی نهایت و خاطر نا شکیب را

    گر به دروغ هم بود, شیوه مهر ساز کن
    دیده عقل بسته ام, کز تو خورم فریب را...

    رهی_معیری
     
    OnlineBoy، وضعیت سفید و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    رازی است در آن چشم سیاهت، بنمایش

    شعری نسروده ست نگاهت، بسرایش

    خوش میچرد آهوی لبت، غافل ازین لب

    -این لب که پلنگانه کمین کرده برایش-

     
    yasamann، OnlineBoy، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    آن که می گوید دوست ات می دارم
    خنیاگرِ غم گینی ست
    که آوازش را از دست داده است.
    ای کاش عشق را
    زبانِ سخن بود

    شاملو
     
    کوکی♥❄، Αli язza، وضعیت سفید و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن


    شعرها را …
    ورق ورق دور بریز !
    بیا کنار خودم
    روی این قالیچه بنشین
    آری !
    همان که تار و پودش را باهم بافتیم
    حرف زیاد دارم بانو
    زیر کتری حوصله را روشن کن
    میخواهم تا خود صبح
    روی دامنت
    استکان ، استکان بغض بریزم
     
    وضعیت سفید و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  8. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    دعا کردیم بمانی
    بیایی کنار پنجره، باران ببارد
    و باز شعر مسافر خاموش خود را بشنوی
    اما دریغ که رفتن
    راز غریب همین زندگی است
    رفتی
    پیش از آنکه باران ببارد...

    .......................
    ولی چون نوشتی کنار پنجره منتظرم باش هنوز پنجره باز است...

    برگرد...
     
    وضعیت سفید و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]

    میخواهم از زوایای لبخندت عکس بگیرم از سیب سرخ لبانت همه را بیاویزم به بندِ دلم!


    @z!ma
    @*Mitra*

    :x@};-
     
    *Mitra*، OnlineBoy، ☀❀Hadi$eh ❀☀ و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد گرفت

    که شکیب دل من دامن فریاد گرفت


    آن که آیینه ی صبح و قدح لاله شکست

    خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت


    آه از شوخی چشم تو که خونریزِ فلک

    دید این شیوه ی مردم کُشی و یاد گرفت


    منم و شمع دل سوخته، یارب مددی

    که دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت


    شعرم از ناله ی عشّاق غم انگیزتر است

    داد از آن زخمه که دیگر ره بیداد گرفت


    سایه! ما کشته ی عشقیم، که این شیرین کار

    مصلحت را مدد از تیشه ی فرهاد گرفت.


    "هوشنگ ابتهاج"
     
    Shahab، shirin 333، OnlineBoy و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.