این شعرها که بوی سکوت می دهند از غیبت لب های توست کلمات مثل زنجره های خشکیده ی تابستانی از معنا خالی شدند و در انتظار مورچه هایند توشه بار زمستانی شان را در حفره ی تاریک خالی کنند- اندوهی که سرازیر می شود در سینه ی خاموش من... "شمس_لنگرودی"
بهار امسال ﺗﻮ ﺟﺎ ﺯﺩﻱ ﻣﻦ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ اﻭ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺖ و ﻫﻤﻴﻦ یک ﺟﺎﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ! . . . حالا که میروی کمی آهسته قدم بردار نترس !!! دل شکسته ام به پای تو نمیرسد لطفا پشت سرت در زندگی را هم ببند ؛ خسته ام … ️
...کاش زندگی از آخر به اول بود پیر بدنیا می آمدیم آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم سپس کودکی معصوم می شدیم و در نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم...!!! ...
با #سلامی گرم با #درودی پاک , می آغازم این پیغام روزگارت بی که با من بگذرد خوش باد ای طلایی رنگ , ای ترا چشمان من دلتنگ راستی از کدامین راز با تو پرده برگیرم منکه چون کودکی دلباخته بازیچه اش بی تو غمگینم قلبت آیا مهر , با من هیچ خواهد داشت؟ چشمت آیا با من هیچ راست خواهد گفت؟ کاش با من مهربان بودی ای #طلایی رنگ ای ترا چشمان من #دلتنگ زندگی را با ترنم های رنگین نگاهت بسته میبینم تک درختی دور و تنها مانده ام ای باد کولی پای با من از گلگشت زرین بهاران مژدگانی ده من ترا بانوی قصر پرشکوه عشق خواهم کرد ای #طلایی رنگ ای ترا چشمان من #دلتنگ عشق ما چون هیمه ای افسرده اما گرم انتظار کنده های خشکتر را میکشد بیتاب من نگاه مهربانم را که از اعماق قلبم ریشه میگیرد , شادمانه تا به صبح انتظارت میدوانم, گرم
شاد بودن هنر است شاد کردن هنر والاتر لیک هرگز نپسندیم به خویش که چو یک شکلک بیجان شب و روز بیخبر از همه خندان باشیم بیغمی عیب بزرگیست که دور از ما باد! کاشکی آینهای بود درونبین که در او خویش را میدیدیم آنچه پنهان بود از آینهها میدیدیم میشدیم آگه از آن نیروی پاکیزهنهاد که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن پیک پیروزی و امید شدن. شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد زندگی صحنهی یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمهی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ..