پاسخ : مهندسی صنایع - گرایش مهندسی صنایع ، گرایش برتر کارشناسی ارشد به شمار میآید که به فارغالتحصیلان کارشناسی همین رشته اختصاص دارد ؛ سطح رقابتی برای ورود به این گرایش بسیار بالاست و با توجه به کمیت پایین پذیرششوندگان ، نخبگانی که احاطه افزونتری به دروس آزمون ارشد داشته باشند قادر به ادامه تحصیل در این گرایش میباشند . گرایش سیستمهای اقتصادی - اجتماعی ، به نوعی گرایش دوم مقطع کارشناسی ارشد در حساب میآید که فارغالتحصیلان سایر رشتههای فنی - مهندسی نیز مجازند بخت خود را برای قبولی در این رشته بیازمایند . مدیریت سیستم و بهرهوری را میتوان چکیده دوره کارشناسی مهندسی صنایع دانست که به فارغالتحصیلان سایر رشتههای فنی و مهندسی که حداقل سه سال سابقه مدیریتی داشته باشند اختصاص یافته است . لازم به یادآوریست که گرایش مدیریت مهندسی ، به عنوان یکی دیگر از گرایشهای کارشناسی ارشد مهندسی صنایع در حال گسترش بوده و هماکنون در دانشگاههایی نظیر دانشگاه صنعتی امیرکبیر ، در این گرایش نیز پذیرش صورت میگیرد .
پاسخ : مهندسی صنایع - موقعيت شغلي صنايع مهندسي صنايع هدف: مهندسي صنايع رشته اي است كه با طراحي، بهبود و پياده سازي سيستم هاي يكپارچه از افراد، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي مرتبط است و در اين راه از علوم رياضي، طبيعي، اجتماعي و نيز قوانين و روش هاي تجزيه و تحليل مهندسي و دانش تخصصي خود بهره مي گيرد. براي تاسيس يك واحد صنعتي پيشرفته و بزرگ كه توليد آن از كميت و كيفيت بالايي برخوردار باشد، چه امكاناتي مورد نياز است؟ - مواد اوليه خوب؟ - نيروي كار لايق و كارآمد؟ رعايت موارد فوق بسياري ضروري است اما چرا بعضي از واحدهاي صنعتي با وجود رعايت مواد ذكر شده، بازدهي خوبي نداشته و يا با شكست روبرو مي شوند؟ اين سوال را مهندسان صنايع پاسخ مي گويند. امروزه با رشد و پيشرفت سريع تكنولوژي و تبديل سيستم هاي توليدي و خدماتي كوچك و سنتي به كارخانجات و موسسات بزرگ و پيچيده ديگر نمي توان با تكيه بر مديريت سنتي كه موروثي بوده و از پدر به پسر منتقل ميشود اين واحدها را اداره كرد بلكه به روش هاي علمي و فني جهت مديريت و اداره اين گونه واحدها نياز مي باشد. از سوي ديگر مقياس توليد و خدمات آنچنان گسترش يافته كه رشته هاي مهندسي سنتي نمي توانند پاسخگوي كليه مسايل اين موسسات باشند. براي جبران چنين كمبودي در قرن حاضر، به ويژه طي چند دهه اخير، از پيوند رشته هاي گوناگون، رشته جديدي تحت عنوان مهندسي صنايع به وجود آمده است. ماهيت: يكي از ويژگي هاي رشته مهندسي صنايع اين است كه نمي توان اين رشته را در يك جمله خلاصه كرد و آن را مانند يك كپسول كوچك ارائه داد. اين رشته تحصيلي بسيار وسيع است و از مديريت گرفته تا زمان سنجي، از كنترل كيفيت تا تجزيه و تحليل و طراحي، همه را شامل مي شود و به همين دليل وقتي شما مي گوييد "من يك مهندس صنايع هستم" مردم نمي توانند تخصص شما را در يك محدوده كوچك و تنگ محصور بكنند. دكتر قدسي پور استاد مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي اميركبير نيز در معرفي اين رشته مي گويد: مهندسي صنايع بيشتر با مديريت واحدهاي توليدي سروكار دارد و با يك نگرش سازمان يافته مسائل و مشكلات كارخانه را تحليل كرده و به گونه اي عمل مي كند كه با حداقل ورودي مواد حداكثر خروجي را داشته باشد. چون طراحان يك واحد از صنعتي مهندسي مكانيك گرفته تا برق و يا ساير رشته ها عموماً وقتي مشغول طراحي مي شوند از مسائل اقتصادي، افزايش بهره وري و ساير مسائل غافل مي مانند اما يك مهندس صنايع براي مثال هنگام برنامه ريزي براي اداره كارخانه اي كه داراي كارگران زياد و ماشين آلات بسيار است به مساله توجه مي كند كه چگونه مي توان بيكاري ماشين آلات را به حداقل رساند و از نيروي انساني نيز بهترين استفاده را كرد و در ضمن محصول كارخانه فوق كمترين ضايعات را داشته و نگهداري و تعميرات ماشين آلات نيز به بهترين نحو انجام بگيرد. "آيا اين بهترين روش است؟" اين سوالي است كه فكر يك مهندس صنايع را دائماً به خود مشغول مي كند تا به اين وسيله بهترين راه را براي توليد محصول و حل مسايل و مشكلات يك واحد صنعتي يا خدماتي پيدا كند. دكتر سيدحسيني استاد مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت ايران مي گويد: البته همه مهندسان سعي مي كنند كه بهترين روش را براي ساختن چيزي پيدا كنند ولي مساله اين جا است كه آنها فقط در زمينه رشته خود داراي دانش فني هستند ولي مهندس صنايع كسي است كه براي مثال مطلبي از مهندس شيمي مي گيرد و در مورد مشكل مهندسي مكانيك از آن استفاده مي كند و بهترين روش را بدست مي آورد، از سوي ديگر يك مهندس صنايع مي تواند شكاف عميق مابين مديران اجرايي و مهندسان طرح و توسعه را پرنمايد چون يك مهندس مي تواند حرفهاي تخصصي اش را به يك مهندس صنايع تفهيم كند، در صورتي كه ممكن است نتواند به رئيس غيرمهندس خود نشان بدهد كه در حال كوشش براي انجام چه كاري است. گرايش هاي مقطع ليسانس: چهار گرايش: توليد صنعتي، تحليل سيستم ها، تكنولوژي صنعتي و ايمني صنعتي البته به گفته استادان و دانشجويان اين رشته، گرايش هاي ذكر شده در سطح كارشناسي تفاوت چنداني با يكديگر ندارند چرا كه دانشجويان هر كي از گرايش هاي فوق از ميان 142 واحدي كه در دوره كارشناسي مي گذرانند، تنها 10 تا 15 واحدشان با يكديگر متفاوت است كه دانشجويان همين واحدهاي متفاوت را نيز مي توانند در 8 واحد اختياري خويش انتخاب كرده و بگذرانند. (گرايش ايمني با 25 واحد اختصاصي متفاوت بيشترين تفاوت را با گرايش هاي ديگر دارد) با اين وجود ما از اساتيد دانشگاه خواستيم كه در يك معرفي اجمالي، داوطلبان آزمون سراسري و دانش آموزان عزيز را با سه گرايش اين رشته بيشتر آشنا سازند. دكتر معطر حسيني استاد مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي اميركبير در پاسخ به اين درخواست ما مي گويد: هدف از گرايش توليد صنعتي، تربيت مديران توليد واحدهاي صنعتي مي باشد. گرايش تحليل سيستم ها نيز يك مقدار جنبه نرم افزاري دارد و بيشتر به ارائه راهكاري سيستماتيك مي پردازد. گرايش تكنولوژي صنعتي نيز نسبت به دو گرايش ديگر فني تر بوده و به مهندسي مكانيك نزديكتر مي باشد و اين گرايش به تربيت تكنولوژيست هاي كارخانه مي پردازد و بالاخره گرايش ايمني صنعتي به مسائل مشكل ساز در صنعت از لحاظ ايمني مي پردازد كه براي مثال مي توان به كورهها و يا آلودگي هوا اشاره نمود. يكي ديگر از اساتيد دانشگاه نيز در معرفي دو گرايش توليد صنعتي و تحليل سيستم ها مي گويد: گرايش توليد صنعتي فن به كارگيري مهارت هاي تكنيكي – اقتصادي و استفاده موثر و نظام يافته از نيروي انساني، زمان، ماشين آلات، ساختمان و مواد به منظور توليد كالا با كيفيت مطلوب مي باشد و فارغ التحصيلان اين گرايش مي توانند به تجزيه و تحليل و حل مسائل برنامه ريزي كنترل توليد، افزايش كارايي، توليد و طرح ريزي واحدهاي توليدي بپردازند. به زبان ديگر دانش هايي كه دانشجويان اين گرايش مي آموزند، عبارت است از: - انتخاب فرايند توليد و روش هاي مونتاژ - انتخاب و طراحي ابزارها و تجهيزات توليدي - طراحي كارخانه مشتمل بر ساختمان، ماشين آلات، وسايل حمل و نقل، انبار مواد خام كالاهاي ساخته شده - بهبود ساختار محصول - توسعه و اجراي سيستم هاي ارزيابي كار و زمان - پياده سازي نگهداري و تعميرات جهت بالا بردن كارايي تجهيزات - طراحي و بهبود سيستم هاي برنامه ريزي و كنترل توليد موجودي و كيفيت و در گرايش تحليل سيستم ها نيز درسي از قبيل: - طراحي و اجراي سيستم هاي مديريت اطلاعات - استفاده از تكنولوژي در سيستم هاي اداري هدف اين گرايش تربيت كارشناساني است كه بتوانند با بهره گيري از روش هاي جديد و سيستماتيك و مدل هاي رياضي، مسائل تصميم گيري در سطح واحدهاي صنعتي بزرگ را تجزيه و تحليل نموده و بيشترين رهنمودها را در استفاده از منابع موجود در عملكرد اجزاء تشكيل سيستم ارائه بدهند. وي در ادامه مي گويد: البته بايد گفت دروس دانشگاهي به صورتي است كه يك فارغ التحصيل گرايش توليد صنعتي مي تواند به جاي فارغ التحصيل گرايش تحليل سيستم ها فعاليت بكند و يا بالعكس. آينده شغلي، بازار كار، درآمد: امروزه چهارچوب اقتصادي اكثر كشورها بر نظام اقتصاد آزاد استوار است. در اين نظام اقتصادي هر واحد صنعتي كه تركيب صنايع را بهتر انجام دهد يعني تلفيق بهينه اي از انسان، ماشين و مواد داشته باشد، عملكرد بهتري داشته و موفقيت بيشتري دارد و در واقع ادامه حيات او تضمين مي شود. از همين جا مي توان به اهميت رشته مهندسي صنايع و موقعيت شغلي نسبتاً خوب آن در جامعه امروز پي برد چرا كه وظيفه مهندسي صنايع استفاده بهينه از منابع در واحدهاي صنفي و خدماتي مي باشد. در واقع امروزه مهندسان صنايع صرفاً در رابطه با يك سازمان و يا يك نوع سازمان نيستند و يا حتي نمي توان گفت كه تنها در صنايع توليدي كار مي كنند بلكه هم اكنون به صورت فزاينده اي در بيمارستان ها، ارتش، حمل و نقل، سيستم ها ي تحصيلي و موسسه هاي مالي و دولتي مشغول به كار هستند. ظرفيت پذيرش كل و گرايش مختلف: طي سه سال تحصيلي 75 تا 77 بطور متوسط در هر سال 560 نفر داوطلب در رشته مهندسي صنايع پذيرفته شده اند. دكتر سيدحسيني بااشاره به همين امر مي گويد: فارغ التحصيلان اين رشته در بانك ها، سازمان ها، كارخانجات و در كل هر جا كه نياز به برنامه ريزي و مديريت دارد، حضور دارند. براي مثال من به تازگي مقاله اي با عنوان "مهندسي صنايع در سينما" در يكي از مجلات ديدم كه در آن از حضور مهندسي صنايع در هنر سينما سخن مي گفت. چرا كه در سينما توليد، بهره وري و ضايعات وجود دارد و ممكن است براي تهيه 5 دقيقه فيلم، 5 ساعت فيلم تهيه شود. حال اگر ديدگاه مهندسي صنايع در اين هنر حضور داشته باشد، مي توان ضايعات را كم و ميزان بهره وري را بالا برد. دكتر قدسي پور نيز مي گويد: خوشبختانه اين رشته در چند سال اخير خوب جا افتاده و جايگاه خود را يافته است و اكثر مسوولان و متخصصان نيز به اين موضوع واقف شده اند كه جامعه نياز بسياري به تخصص فارغ التحصيلان اين رشته دارد. چرا كه رشته مهندسي صنايع افراد را براي مديريت پرورش مي دهد و بهترين و نزديكترين رشته به كارهاي مديريتي و برنامه ريزي و اداره امور است و اگر قرار باشد براي مديريت بخش توليد يك واحد صنعتي بين مهندس مكانيك، برق و صنايع كه داراي شرايط مساوي هستند، يك نفر را انتخاب كرد، مهندس صنايع اولويت اول را دارد. بنابراين رشته از نظر بازار كار مشكلي ندارد. وي در ادامه مي گويد: همچنين بايد توجه داشت كه امروزه در هر فعاليت صنعتي، بالا بردن بهره وري مد نظر است و در اين زمينه مهندسان صنايع مي توانند كمك بسياري بكنند و در برنامه ريزي ها و فن آوري هاي روز نيز توانمندي بيشتري نسبت به سايرين دارند. توانايي هاي جسمي، علمي، رواني و ... مورد نياز و قابل توصيه الف) توانايي علمي: دانشجويان رشته مهندسي صنايع بايد در دو درس رياضي و فيزيك قوي باشند. بخصوص در درس رياضيات جديد كه آمار و احتمالات اين درس تاحدي به مهندسي صنايع مربوط مي شود. همان طور كه گفته شد رشته مهندسي صنايع حيطه بسيار گسترده اي دارد و به همين دليل دانشجوي اين رشته نيز باشد اطلاعاتي گسترده و متنوع و همچنين ويژگي هاي بسياري داشته باشد. براي مثال چون اين رشته ارتباط نزديكي با مديريت دارد، دانشجوي آن بايد توانايي هاي مديريتي داشته و قدرت تحليل و درك بالايي داشته باشد. ب) توانايي جسمي: قوي بودن در يك يا دو درس و به واسطه آن وارد شدن به اين رشته كافي نيست بلكه فرد علاوه بر قوي بودن در دروسي مانند فيزيك، رياضي و آمار، بايد روابط عمومي فوق العاده قوي داشته باشد تا بتواند با افراد مختلف ارتباط برقرار بكند چرا كه يك مهندس صنايع بايد بين ساير مهندسان مشغول به كار در يك كارخانه ارتباط برقرار كند. همچنين يك دانشجوي مهندسي صنايع بايد از خلاقيت و نوآوري برخوردار باشد. ج) علاقمنديها: صمصامي يكي از دانشجويان مهندسي صنايع نيز در مورد جذابيت اين رشته مي گويد: جذابيت اين رشته در ارتباط نزديك آن با صنعت نهفته است. وي در توضيح سخن خويش مي گويد: بيشتر دانش اموزان دبيرستاني بخصوص دانش آموزان رشته رياضي به ارتباط نزديك با صنعت علاقمند هستند. آنها مي خواهند بدانند كه در داخل كارخانه ها چه مي گذرد و منظور از خط توليد و افزايش بهره وري در كارخانه چيست؟ به نظر من اين رشته حس كنجكاوي چنين افرادي را ارضا مي كند. د) توانايي مالي: وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر: (كارشناسي ارشد و ...) در كليه گرايش هاي رشته مهندسي صنايع امكان ادامه تحصيل تا سطح كارشناسي ارشد در داخل و يا سطوح بالاتر در داخل و يا خارج از كشور وجود دارد. رشته هاي مشابه و نزديك به اين رشته: در هر يك از رشته هاي مديريت و اقتصاد دروسي هستند كه با رشته مهندسي صنايع مشترك اند.
پاسخ : مهندسی صنایع - گام چهارم تاریخچه مهندسی صنایع به چه زمانی باز میگردد ؟ اهرام ثلاثه را حتما تاکنون بارها و بارها دیدهاید و بیشک میدانید که یکی از عجایب هفتگانه جهان به شمار میآیند . آیا به دلیل این انتخاب اندیشیدهاید ؟! آیا میدانید که مهندسی پیچیده و اندیشمندانهای که در ساخت آنها به کار رفته ، اهرام ثلاثه را به یکی از معظمترین آثار تمدن بشری تبدیل ساختهاست ؟! درست حدس زدهاید ؛ نخستین گامهای ملموس مهندسی را می توان در ساخت اهرام مصر دید که تاریخ آنها به قرنها پیش از میلاد مسیح باز میگردد . مهندسین بینالنهرین ( سرزمین مابین دجله و فرات در عراق کنونی ) نیز پی برده بودند که برای ساخت ساختمانهای عمومی باید زمین را گود کنند و بدین ترتیب آغازین کاربردهای بیل در کندن زمین مرسوم شد . از سوی دیگر ، مهندسین یونانی نیز نقش بسیار زیادی در امر مهندسی و بویژه در ساختمان سازی و مکانیک داشتهاند ... گرچه در این سوابق ، پیشینه بارزی از مهندسی صنایع به چشم نمیخورد ، اما کاربرد مهندسی صنایع در آنها نهفته و به سزاست ؛ در آن زمان هنوز تعریفی از مهندسی صنایع و حتی مهندسی وجودنداشته اما دستاندرکاران باستانی ما بیآنکه بدانند نخستین فعالیتهای مهندسی را پایهریزی میکردهاند و هدف ما از بیان چنین مواردی نیز همین بوده تا دانسته شود کوششهایی که ماهیت مهندسی داشتهاند ریشه در اعماق تاریخ دارند و آغازشان صرفا به یک یا چندین قرن اخیر باز نمیگردد . پس از بیان این مقدمات گمان میکنید اغراق می شود اگر ادعا کنیم : انسان از بدو خلقت مهندس آفریده شده است ؟! با همه اینها طلیعه پیشرفت چشمگیر در علوم مهندسی به اواخر قرن هیجدهم میلادی باز میگردد : انقلاب صنعتی ! در گامهای آتی و پس از تبیین مفهوم كار به تشریح این پدیده خواهیم پرداخت ... گام پنجم مفهوم كار را چگونه تعریف نماییم ؟ كار ، حاصلجمع تمامی فعالیتهای فیزیكی و فكری انسان در جهت تولید كالاها و خدمات موردنیاز وی میباشد . هنگامیكه این فعالیت با هدف دریافت دستمزد انجام گیرد باید آن را كار یا شغل با دستمزد عنوان نمود . كار انسان ابتدایی برای اطمینان از حفظ و بقای خود و مستلزم رویارویی وی با طبیعت بود . با گذشت زمان ، با انجام كارهای كشاورزی میان ارتباط مسقیم نتایج كار و رفع نیازهای فردی انسان فاصله افتاد كه به علت روند تكامل اقتصادی روزبهروز غیر مستقیمتر از پیش میشد . این ارتباط با تبلور نخستین نظام معامله پایاپای بود كه منجر به پیشرفت اقتصاد پولی شد . به مرور با تقسیم كار و تخصصی كردن آن ، ارتباط مستقیم میان كار و نیازهای انسان فاصله افتاده و درك معنای نهایی كار از سوی او به صورت غیر مستقیم درآمده است . در دوران باستان كار به معنای فعالیت پَستی بود كه برای افرادی پایینتر از یك شهروند تحصیلكرده و اشرافی در نظر گرفته میشد . در یونان باستان طبقات اشرافی طراحان دقیق فعالیتهایی بودند كه برتری خود را در انجام موفقیتآمیز آن در حوزههای نظامی و شهری به اثبات برسانند ؛ این فعالیتها به معنای انجام كارهای فیزیكی نبود ، بلكه كار توسط بردهها یا عوام به انجام میرسید . عوام جزو شهروندان آزاد بودند با این وجود مجبور بودند برای امرار معاش خود كار كنند ؛ از اینرو نمیتوانستند حتی بخشی از فعالیتهای خود را صرف فعالیتهای اجتماعی برتر همانند هنرآموزی یا تجارت كنند . بعدها ، تحت تاثیر تعالیم مسیحیت ، كار تعریف اجتماعی مثبت و ارزشمندی پیدا نمود . در سفر پیدایش تورات آمده است كه دنیا در شش روز كار دقیق و پرزحمت خلق گردید و انسان به عنوان مظهر خداوند خوانده شد تا نهتنها در كار خود ، بلكه در اعمال دیگر نیز ، در روز هفتم از خالق پیروی كند . كار فیزیكی و فكری ، هر دو به عنوان فضیلت اخلاقی محسوب میشدند ؛ این واقعیت كه بسیاری از جوامع اروپایی به عنوان جامعه كاری نامیده میشوند ، میتواند ثمره اصول اخلاقی كار در كلیسای پروتستان باشد كه از پایان قرن پانزدهم به بعد ، صرفنظر از طبقات اجتماعی گسترش یافته است . بدینترتیب ، مفاهیم ادیان الهی همچون اسلام كار را به عنوان برترین فعالیت ، مقدس و موجب نزدیكی انسان به خداوند میدانند . در گام آتی با انقلاب صنعتی همراه خواهیم بود ... گام ششم انقلاب صنعتی را بیشتر بشناسیم ! در گام پیشین در بیان تاریخچه مهندسی به سرفصل جدیدی رسیده بودیم : انقلاب صنعتی ! براستی از انقلاب صنعتی به عنوان موج نوین پیشرفت تولید و صنعت چه میدانیم ؟! در اواخر قرن هیجدهم فعالیتهای صنعتی توسعه بسیاری یافت ؛ ظهور اختراعات جدید به خصوص در زمینه صنعت نساجی همانند ماشینهای ریسندگی ، دستگاه نختابی و دستگاه بافندگی برقی در این زمینه حائز اهمیت بودند . از سوی دیگر ، استفاده از موتور بخار این امکان را برای کارخانه ها فراهم ساخت تا روش کهن بهره جستن از آب به عنوان نیرو را کنار بگذارند . در کنار این و با گسترش اختراعات و توسعه تکنولوژی ، امکان استفاده از ماشین به جای انسان فراهم آمد و کارگاههای کوچک و سنتی جای خود را به کارخانههای بزرگتر و پیشرفتهتر دادند و تولید دستی و محدود به تولید انبوه تبدیل گردید . این تحولات به واسطه وسعتی که داشت انقلاب صنعتی نامیده شد . تحت شرایط جدید اداره کارخانهها دیگر به صورت سنتی امکانپذیر نبود ؛ با گذشت زمان و توسعه کارخانهها ، نیاز به روشهای علمی جهت مدیریت این گونه واحدها افزایش یافت و بدینسان زمینههای لازم جهت شکلگیری و ظهور مهندسی صنایع فراهم آمد . در کنار هم و از گذشتههای دور به قرن حاضر نزدیک شدهایم ؛ داستان ما با تبلور مهندسی صنایع ادامه خواهد یافت ؛ در گام آتی پیشتازان تقسیم كار را خواهیم شناخت ... گام هفتم پیشتازان تقسیم كار چه كسانی بودند ؟ همزمان با افزایش حجم تولید ، مساله تقسیم كار مطرح شد تا كارها تخصصیتر شده و بتوان كارگران را به كارهای متفاوتی واداشت . عموما تصور میشود روشهای تقسیم كار ، در قرن بیستم و با تئوریهای مدیریت علمی شكل گرفتند اما باید دانست كه با شروع انقلاب صنعتی و تكاملش ، اینگونه روشها نیز توسط بزرگانی چون آدام اسمیت به تدریج ابداع گردیدند اما از آنجا كه كمیت محصولات در سطح پایینی بود ، تاثیر این متدها نیز چشمگیر نبود . كریستوفر پولهم ، مخترع سوئدی را میتوان نخستین بهكارگیرنده روشهای تقسیم كار به شمار آورد ؛ از جمله اقدامات وی ساخت ماشینهای سكهزنی برای جرج اول پادشاه بریتانیا بود . كریستوفر پولهم از طرفداران سرسخت استفاده از نیروی بخار بود ؛ او میكوشید تا در كلیه مراكز صنعتی نیروی بخار را جانشین نیروی انسانی كارگران سازند و خود در سال 1700 كارخانهای برای ساخت ماشینآلات بخاری ساخت كه با نیروی بخار كار میكرد . اما كسی كه برای اولین بار به اصل تقسیم كار در دنیای جدید تولید ، صورتی گسترده و نظامیافته داد ، هنری فورد صنعتپیشه آمریكایی بود . فورد نخستین اتوموبیل خود را در سال 1893 ساخت كه دارای دو سیلندر بود و پس از آنكه خودش آن را 1600 كیلومتر راند ، به بهای دویست دلار فروخت و متعاقبا در سال 1899 یك شركت برای ساخت اتوموبیلی كه خرج آن را خود تهیه كرده بود ، تاسیس نمود . نظر اصلی فورد ، ساخت نوعی اتوموبیل ارزان برای استفاده عموم بود و قصد داشت تا با بالابردن محصول كارخانه ، قیمت تمامشده محصول نهایی ارزان گردد ؛ بدینمنظور وی دستور داد بهجای آنكه كارگران بهسراغ قسمتهای مختلف اتوموبیل بروند و آنها را بر روی یكدیگر سوار كنند ، بر جای خود متوقف بمانند ؛ مطابق منظور فورد ، اجزای اساسی اتوموبیل كه در انبارهای مخصوص گردآوری شده بودند ، در خطوط فرعی - كه هر یك از آنها به سوار كردن یكی از واحدهای سازای اتوموبیل ( نظیر شاسی ، موتور و ... ) تخصیص داده شده بود - به راه می افتادند و جملگی این خطوط به خط اصلی سوار كردن اتوموبیل منتهی میشدند . بعدها اصولی كه فورد برای تولید كالا در حجم بالا به كار برده بود در سایر موسسات صنعتی نیز اعمال گردیدند . هنری فورد در عین حال طرحهایی برای سهیم كردن كارگران در سود كارخانهها به مورد اجرا گذارد ، بهنحوی كه به عنوان نمونه در سال 1914 ، معادل سی میلیون دلار سهم از آن كارگران شد . داستان تقسیم كار در صنعت ، با مطالعات فردریك تیلور در باب مدیریت علمی شكل آكادمیك گرفت و یكی از اركان زمینهساز شكلگیری مهندسی صنایع در سالها بعد گردید . در گام بعدی از نخستین پیشگامان مهندسی صنایع به معنای امروزین آن سخن خواهیم گفت . علاقهمند نیستید تا بدانید پروسه شکل گیری رشته مان را به چه کسانی مرهونیم ؟! ...
پاسخ : مهندسی صنایع - گام چهارم تاریخچه مهندسی صنایع به چه زمانی باز میگردد ؟ اهرام ثلاثه را حتما تاکنون بارها و بارها دیدهاید و بیشک میدانید که یکی از عجایب هفتگانه جهان به شمار میآیند . آیا به دلیل این انتخاب اندیشیدهاید ؟! آیا میدانید که مهندسی پیچیده و اندیشمندانهای که در ساخت آنها به کار رفته ، اهرام ثلاثه را به یکی از معظمترین آثار تمدن بشری تبدیل ساختهاست ؟! درست حدس زدهاید ؛ نخستین گامهای ملموس مهندسی را می توان در ساخت اهرام مصر دید که تاریخ آنها به قرنها پیش از میلاد مسیح باز میگردد . مهندسین بینالنهرین ( سرزمین مابین دجله و فرات در عراق کنونی ) نیز پی برده بودند که برای ساخت ساختمانهای عمومی باید زمین را گود کنند و بدین ترتیب آغازین کاربردهای بیل در کندن زمین مرسوم شد . از سوی دیگر ، مهندسین یونانی نیز نقش بسیار زیادی در امر مهندسی و بویژه در ساختمان سازی و مکانیک داشتهاند ... گرچه در این سوابق ، پیشینه بارزی از مهندسی صنایع به چشم نمیخورد ، اما کاربرد مهندسی صنایع در آنها نهفته و به سزاست ؛ در آن زمان هنوز تعریفی از مهندسی صنایع و حتی مهندسی وجودنداشته اما دستاندرکاران باستانی ما بیآنکه بدانند نخستین فعالیتهای مهندسی را پایهریزی میکردهاند و هدف ما از بیان چنین مواردی نیز همین بوده تا دانسته شود کوششهایی که ماهیت مهندسی داشتهاند ریشه در اعماق تاریخ دارند و آغازشان صرفا به یک یا چندین قرن اخیر باز نمیگردد . پس از بیان این مقدمات گمان میکنید اغراق می شود اگر ادعا کنیم : انسان از بدو خلقت مهندس آفریده شده است ؟! با همه اینها طلیعه پیشرفت چشمگیر در علوم مهندسی به اواخر قرن هیجدهم میلادی باز میگردد : انقلاب صنعتی ! در گامهای آتی و پس از تبیین مفهوم كار به تشریح این پدیده خواهیم پرداخت ... گام پنجم مفهوم كار را چگونه تعریف نماییم ؟ كار ، حاصلجمع تمامی فعالیتهای فیزیكی و فكری انسان در جهت تولید كالاها و خدمات موردنیاز وی میباشد . هنگامیكه این فعالیت با هدف دریافت دستمزد انجام گیرد باید آن را كار یا شغل با دستمزد عنوان نمود . كار انسان ابتدایی برای اطمینان از حفظ و بقای خود و مستلزم رویارویی وی با طبیعت بود . با گذشت زمان ، با انجام كارهای كشاورزی میان ارتباط مسقیم نتایج كار و رفع نیازهای فردی انسان فاصله افتاد كه به علت روند تكامل اقتصادی روزبهروز غیر مستقیمتر از پیش میشد . این ارتباط با تبلور نخستین نظام معامله پایاپای بود كه منجر به پیشرفت اقتصاد پولی شد . به مرور با تقسیم كار و تخصصی كردن آن ، ارتباط مستقیم میان كار و نیازهای انسان فاصله افتاده و درك معنای نهایی كار از سوی او به صورت غیر مستقیم درآمده است . در دوران باستان كار به معنای فعالیت پَستی بود كه برای افرادی پایینتر از یك شهروند تحصیلكرده و اشرافی در نظر گرفته میشد . در یونان باستان طبقات اشرافی طراحان دقیق فعالیتهایی بودند كه برتری خود را در انجام موفقیتآمیز آن در حوزههای نظامی و شهری به اثبات برسانند ؛ این فعالیتها به معنای انجام كارهای فیزیكی نبود ، بلكه كار توسط بردهها یا عوام به انجام میرسید . عوام جزو شهروندان آزاد بودند با این وجود مجبور بودند برای امرار معاش خود كار كنند ؛ از اینرو نمیتوانستند حتی بخشی از فعالیتهای خود را صرف فعالیتهای اجتماعی برتر همانند هنرآموزی یا تجارت كنند . بعدها ، تحت تاثیر تعالیم مسیحیت ، كار تعریف اجتماعی مثبت و ارزشمندی پیدا نمود . در سفر پیدایش تورات آمده است كه دنیا در شش روز كار دقیق و پرزحمت خلق گردید و انسان به عنوان مظهر خداوند خوانده شد تا نهتنها در كار خود ، بلكه در اعمال دیگر نیز ، در روز هفتم از خالق پیروی كند . كار فیزیكی و فكری ، هر دو به عنوان فضیلت اخلاقی محسوب میشدند ؛ این واقعیت كه بسیاری از جوامع اروپایی به عنوان جامعه كاری نامیده میشوند ، میتواند ثمره اصول اخلاقی كار در كلیسای پروتستان باشد كه از پایان قرن پانزدهم به بعد ، صرفنظر از طبقات اجتماعی گسترش یافته است . بدینترتیب ، مفاهیم ادیان الهی همچون اسلام كار را به عنوان برترین فعالیت ، مقدس و موجب نزدیكی انسان به خداوند میدانند . در گام آتی با انقلاب صنعتی همراه خواهیم بود ... گام ششم انقلاب صنعتی را بیشتر بشناسیم ! در گام پیشین در بیان تاریخچه مهندسی به سرفصل جدیدی رسیده بودیم : انقلاب صنعتی ! براستی از انقلاب صنعتی به عنوان موج نوین پیشرفت تولید و صنعت چه میدانیم ؟! در اواخر قرن هیجدهم فعالیتهای صنعتی توسعه بسیاری یافت ؛ ظهور اختراعات جدید به خصوص در زمینه صنعت نساجی همانند ماشینهای ریسندگی ، دستگاه نختابی و دستگاه بافندگی برقی در این زمینه حائز اهمیت بودند . از سوی دیگر ، استفاده از موتور بخار این امکان را برای کارخانه ها فراهم ساخت تا روش کهن بهره جستن از آب به عنوان نیرو را کنار بگذارند . در کنار این و با گسترش اختراعات و توسعه تکنولوژی ، امکان استفاده از ماشین به جای انسان فراهم آمد و کارگاههای کوچک و سنتی جای خود را به کارخانههای بزرگتر و پیشرفتهتر دادند و تولید دستی و محدود به تولید انبوه تبدیل گردید . این تحولات به واسطه وسعتی که داشت انقلاب صنعتی نامیده شد . تحت شرایط جدید اداره کارخانهها دیگر به صورت سنتی امکانپذیر نبود ؛ با گذشت زمان و توسعه کارخانهها ، نیاز به روشهای علمی جهت مدیریت این گونه واحدها افزایش یافت و بدینسان زمینههای لازم جهت شکلگیری و ظهور مهندسی صنایع فراهم آمد . در کنار هم و از گذشتههای دور به قرن حاضر نزدیک شدهایم ؛ داستان ما با تبلور مهندسی صنایع ادامه خواهد یافت ؛ در گام آتی پیشتازان تقسیم كار را خواهیم شناخت ... گام هفتم پیشتازان تقسیم كار چه كسانی بودند ؟ همزمان با افزایش حجم تولید ، مساله تقسیم كار مطرح شد تا كارها تخصصیتر شده و بتوان كارگران را به كارهای متفاوتی واداشت . عموما تصور میشود روشهای تقسیم كار ، در قرن بیستم و با تئوریهای مدیریت علمی شكل گرفتند اما باید دانست كه با شروع انقلاب صنعتی و تكاملش ، اینگونه روشها نیز توسط بزرگانی چون آدام اسمیت به تدریج ابداع گردیدند اما از آنجا كه كمیت محصولات در سطح پایینی بود ، تاثیر این متدها نیز چشمگیر نبود . كریستوفر پولهم ، مخترع سوئدی را میتوان نخستین بهكارگیرنده روشهای تقسیم كار به شمار آورد ؛ از جمله اقدامات وی ساخت ماشینهای سكهزنی برای جرج اول پادشاه بریتانیا بود . كریستوفر پولهم از طرفداران سرسخت استفاده از نیروی بخار بود ؛ او میكوشید تا در كلیه مراكز صنعتی نیروی بخار را جانشین نیروی انسانی كارگران سازند و خود در سال 1700 كارخانهای برای ساخت ماشینآلات بخاری ساخت كه با نیروی بخار كار میكرد . اما كسی كه برای اولین بار به اصل تقسیم كار در دنیای جدید تولید ، صورتی گسترده و نظامیافته داد ، هنری فورد صنعتپیشه آمریكایی بود . فورد نخستین اتوموبیل خود را در سال 1893 ساخت كه دارای دو سیلندر بود و پس از آنكه خودش آن را 1600 كیلومتر راند ، به بهای دویست دلار فروخت و متعاقبا در سال 1899 یك شركت برای ساخت اتوموبیلی كه خرج آن را خود تهیه كرده بود ، تاسیس نمود . نظر اصلی فورد ، ساخت نوعی اتوموبیل ارزان برای استفاده عموم بود و قصد داشت تا با بالابردن محصول كارخانه ، قیمت تمامشده محصول نهایی ارزان گردد ؛ بدینمنظور وی دستور داد بهجای آنكه كارگران بهسراغ قسمتهای مختلف اتوموبیل بروند و آنها را بر روی یكدیگر سوار كنند ، بر جای خود متوقف بمانند ؛ مطابق منظور فورد ، اجزای اساسی اتوموبیل كه در انبارهای مخصوص گردآوری شده بودند ، در خطوط فرعی - كه هر یك از آنها به سوار كردن یكی از واحدهای سازای اتوموبیل ( نظیر شاسی ، موتور و ... ) تخصیص داده شده بود - به راه می افتادند و جملگی این خطوط به خط اصلی سوار كردن اتوموبیل منتهی میشدند . بعدها اصولی كه فورد برای تولید كالا در حجم بالا به كار برده بود در سایر موسسات صنعتی نیز اعمال گردیدند . هنری فورد در عین حال طرحهایی برای سهیم كردن كارگران در سود كارخانهها به مورد اجرا گذارد ، بهنحوی كه به عنوان نمونه در سال 1914 ، معادل سی میلیون دلار سهم از آن كارگران شد . داستان تقسیم كار در صنعت ، با مطالعات فردریك تیلور در باب مدیریت علمی شكل آكادمیك گرفت و یكی از اركان زمینهساز شكلگیری مهندسی صنایع در سالها بعد گردید . در گام بعدی از نخستین پیشگامان مهندسی صنایع به معنای امروزین آن سخن خواهیم گفت . علاقهمند نیستید تا بدانید پروسه شکل گیری رشته مان را به چه کسانی مرهونیم ؟! ...
پاسخ : مهندسی صنایع - گام هشتم نخستین پیشگامان شكلگیری مهندسی صنایع چه كسانی بودهاند ؟ با ظهور انقلاب صنعتی و پیشرفت چشمگیر دانش تكنولوژیكی بشر در قیاس با گذشته ، به تدریج مفاهیم نوینی در باب مدیریت و صنعت گشوده شد ؛ اگر چه در آن زمان هنوز مهندسی صنایع به زبان امروزین آن وجود نداشت اما ارائهدهندگان این نظریات را آغازین پژوهشگران علم مهندسی صنایع به شمار میآوریم . بیتردید پروسه تكامل مهندسی صنایع تا مرز كنونی آن مرهون تمامی این تلاشها و تفكرات است . با هم به معرفی بزرگان اندیشه در قرون پیشین میپردازیم ؛ این روند را با متفكرین قرن هجدهم آغاز مینماییم : آدام اسمیت ، بیتردید نامی آشنا در عرصه علم و دانش بشریست . وی در دورانی مقارن با انقلاب صنعتی ( نیمه دوم قرن هجدهم ) فوائد تخصصی كردن كارها برای كارگران كارخانه را مورد توجه قرارداده و درباره مفاهیم نظارت و محاسبات بازده سرمایه ، نظریاتی ارزشمند ارائه نمود . آدام اسمیت كه از وی به عنوان مبتكر تقسیم كار یاد میشود یكی از پیشگامان ارزشمند پیشرفت دانش و آگاهی بوده است . توماس جفرسون نیز در اواخر قرن هجدهم در طی تحقیقات خود ، توجه متخصصین را به قسمتهای قابل تعویض سازمان جلب نمود . الی ویتنی نیز نظریهپرداز دیگری بود كه در سالهای پایانی دهه 1790 میلادی نظریاتی ارزشمند در ارتباط با كنترلكیفیت ، مدیریت و نیز حسابداری قیمت تمام شده ارائه نمود . باید اذعان نمود كه بیشك این سه تن تنها نمونهای هستند از تمامی آنانی كه آشكارا و نهان برای روند صعودی دانش مهندسی و بویژه مهندسی صنایع در قرن هجدهم كوشیدهاند و نتیجه این تلاشها امروزه در اختیار ما قرار گرفته است ؛ برماست كه راه آنان را در جهت نیل به تكامل حقیقی و همه جانبه انسانی ادامه دهیم . در گام آتی با هم بزرگان تفكر صنعتی در قرن نوزدهم را خواهیم شناخت ... گام نهم متفكران و نظریهپردازان عرصه صنعت در نیمه نخست قرن نوزدهم چه كسانی بودند ؟ جیمز وات ، نامی آشناست كه بیشتر از او در درسهای فیزیك و مكانیك شنیدهایم ؛ اما جالب است بدانیم كه وی در اوائل قرن نوزدهم نظریاتی ارزشمند در باب روشهای استاندارد عملیاتی ، متدهای كار ، طرح ریزی ، دستمزد ، زمانهای استاندارد ، اطلاعات استاندارد ، بیمه كاركنان و موارد كاربرد بازرسی و حسابداری بیان نموده است . لیستی طویل و موضوعاتی پراهمیت هستند ، چنین فكر نمیكنید ؟! رابرت اون ، نظریهپرداز دیگری بود كه احتیاج به استفاده و كاربری عملیات كارگزینی را صراحتا بیان نمود و مسئولیت آموزش كارگران را بر عهده مدیریت نهاد ؛ وی همچنین برای كارگران ، خانه و امكانات معیشتی مناسب درنظر گرفت . جیمز میل ، در دهه 1820 حركات انسانی را تجزیه ، تحلیل و تلفیق نمود . چارلز بیچ متفكر دیگری بود كه در دهه 1830 روشهای علمی انجام كار را مورد تایید قرارداد ؛ تشریح مختصات شغل را تاكید نمود و در موضوعاتی چون تقسیم كار ، مطالعه حركت ، زمان حسابداری قیمت تمامشده و نیز عوامل موثر بر كارایی كاركنان ، نظریاتی ارزشمند بیان نمود . جیمز استوارت میل ، این بار در دهه 1850 ، مباحثی در باب حوزه نظارت ، وحدت فرماندهی ، نظارت كاری و اداری ، تقسیم كار و نیز حقوق و دستمزد ارائه نمود . هنری یور ، در همان زمان ( دهه 1850 ) درمورد اصول سازمان ، ارتباطات و اطلاعات مورد استفاده در سازمان نظریاتی ارائه داد . در گام دهم ، پیشگامان نیمه دوم قرن نوزدهم را به بررسی خواهیم نشست ... گام دهم پیشگامان پروسه شكلگیری مهندسی صنایع در نیمه دوم قرن نوزدهم چه كسانی بودند ؟ در ادامه معرفی نظریه پردازان صنعتی قرن نوزدهم به نیمه دوم این قرن میرسیم : در دهه 1850 دانیل.ی.مكالیوم در ارتباط با موارداستفاده چارت و نمودار در نشاندادن تركیب سازمانی و كاربرد منظم مدیریت در سازمان راهآهن مباحث خویش را بیان داشت . دبلیو.ی.جنیوتر در دهه 1870 میلادی ، مطالعاتی در باب حركت و خستگی كارگران و تاثیر وسایل مختلف بر روی كار ارائه نمودهاست . در سال 1881 بود كه جوزف وارتون ، درس مدیریت را در سطح كالج به وجود آورد . هانری میكالیف در دهه 1880 ، نظریاتی در مورد علم اداره و شركت در سود كارخانه ارائه نمود . فردریك هالسی متفكر دیگری بود كه در باب سیستم پاداش نظریات خویش را بیان نمود . به قرن بیستم میرسیم ؛ سالهایی كه شتاب مضاعفی را در تكامل مهندسی صنایع با خود به همراه داشت . قرن بیستم را در گام یازدهم با پدر مدیریت علمی آغاز خواهیمنمود ...
پاسخ : مهندسی صنایع - گام یازدهم آیا پدر مدیریت علمی را میشناسید ؟ شخصی که او را به عنوان پدر مدیریت علمی میشناسیم فردریک تیلور ( 1915 - 1856 ) است . وی یک مهندس مکانیک بود که در طول فعالیت خود در صنایع فولادسازی ، روش بهتری برای انجام فعالیتهای کارگری پایهگذاری کرد و به این ترتیب اولین فردی شد که یک فرضیه کامل در اصول مدیریت و مطالعه روشها پایهگذاری نمود ؛ به بیان بهتر زمینه کاری وی بهرهوری بود . او بیش از همه در توسعه رشته مهندسی صنایع به صورت منظم و تعریف شده نقش داشته اما هیچگاه در نوشتههایش اصطلاح مهندسی صنایع را به کار نبرده و از ترکیب مدیریت علمی برای کارهایش استفاده نموده است . دو کتاب تیلور به نامهای مدیریت کارخانه و اصول مدیریت علمی از نخستین آثاری هستند که در آنها به طور منطقی و برنامهریزی شده مسایل مدیریت تولید و کارخانه مورد بررسی قرار گرفتهاند . فرمول تیلور برای به حداکثر رساندن سطح تولید شامل سه عنصر کار مشخص ، زمان مشخص و روش مشخص بود که این فرمول از مفاهیم پایهای مهندسی صنایع به شمار میرود . جیمز چاپمن نقش بینظیر تیلور را چنین عنوان نموده است : 1- تعیین علمی استانداردهای کار 2- سیستم پرداخت دستمزد بر مبنای استانداردی از کار انجام شده توسط هر کارگر 3- ریاست وظیفه ای 4- انقلاب فکری که تیلور آن راپیشنیاز برپایی و اجرای مدیریت علمی میدانست . شناخت پیشگامان مهندسی صنایع را در قرن بیستم با فردریک تیلور آغاز نمودیم و در گام بعدی با هنری گانت راهمان را ادامه خواهیم داد ... گام دوازدهم نخستین دغدغههای برنامهریزی تولید از آن چه کسی بود ؟ در گام پیشین و در مبحث پیشگامان مهندسی صنایع در قرن بیستم از فردریک تیلور به عنوان پدر مدیریت علمی نام بردیم و سپس تصمیم بر آن شد تا به سراغ هنری گانت برویم . گانت نیز یک مهندس هم عصر تیلور بود که در توسعه تفکر مدیریتی تاثیر بسزایی داشت . اهم فعالیتهای او به سالهای همکاری با تیلور و به عنوان مشاور باز میگردد . او نخستین کسیست که مسایل برنامه ریزی تولید را مطرح نمود و با علاقه و توجهی که به هزینه های تولید ، انتخاب مناسب کارگران و آموزش آنها و نقش پاداشهای نقدی در تولید نشان داد ، قدمهای ارزندهای در این زمینهها برداشت . اهم تلاشهای او را میتوان در موارد ذیل خلاصه نمود : 1- فعالیت در زمینه سیستمهای انگیزشی و تقویتی برای کارگران . 2- تقویت مدیریت و حمایت از آموزش کارگران . 3- توجه به مسئولیتهای اجتماعی در تجارت و صنعت . 4- ارزیابی نتایج مدیریت به وسیله نمودارهای گانت و دیگر روشها . جالب اینجاست که علیرغم آنکه تیلور و گانت با هم کار میکردند نظریاتشان در باب مدیریت علمی با یکدیگر متفاوت بود ؛ تیلور به خصوصیات علمی و تکنولوژیک کار در صنعت علاقهمند بود ، حال آنکه گانت به مسایل و فاکتورهای انسانی توجه بیشتری داشت . در گام آتی با برادران گیلبرت همراه خواهیم شد ... گام سیزدهم از برادران گیلبرت و مطالعات حركت بیشتر بدانیم ! آیا تاكنون در مباحث ارزیابی كار و زمان نام این دو برادر را نشنیدهاید ؟ فرانك و لیلیان در اوائل قرن بیستم در نتیجه مطالعاتی كه بر روی حركت - به عنوان یك تكنیك در امور مهندسی - انجام دادند تاثیر بسیاری بر مهندسی صنایع نهادند . دستاوردهای فرانك گیلبرت در زمینه بهبود روشهاست ؛ وی پس از آنكه مشاهده نمود تفاوتهای اساسی در روشها و حركات افراد مختلف برای انجام فعالیتی واحد وجود دارد ، بر آن شد تا بهترین روش انجام یك كار را بیابد . فرانك در توسعه مطالعه حركات ریز ، حركات را به عناصر پایه ای به نام تربلیگ تقسیمبندی نمود ؛ او سرانجام در سال 1911 اصول مطالعات حركت را منتشر نمود . از سوی دیگر ، دلبستگی لیلیان به روانشناسی صنعتی در بسیاری از نوشتههای او هویداست . وی تاثیر بسزایی در زمینههایی چون فرصتبخشی به كارگران تازهكار و بیمهارت برای كسب تجربه ، مطالعه استراحتهای مجاز برای رفع خستگیهای غیرقابلترمیم و مفاهیمی از این دست داشت . در گام آتی روند معرفی نظریهپردازان نیمه اول قرن بیستم را ادامه خواهیمداد ... گام چهاردهم پیشگامان مهندسی صنایع در نیمه اول قرن بیستم چه كسانی بودند ؟ در گامهای پیشین چهار چهره برجسته نیمه نخست قرن بیستم را به تشریح شناختیم ؛ در كنار این بزرگان ، نظریهپردازان دیگری نیز بودهاند كه مطالعات و تحقیقات آنان تاثیرات بسزایی در پیشرفت دانش صنعتی داشته است : جیمز گان ، در سال 1901 برای نخستین بار واژه مهندسی صنایع را در مجله مهندسی به كار برد . در سال 1908 ، هوگو دریمر نخستین برنامه آموزشی مهندسی صنایع را در دانشگاه پنسیلوانیا ارائه نمود و خود او نخستین نوشته در حوزه مهندسی صنایع به معنای نوین آن را با عنوان « كارخانه ، سازمان و سازماندهی » در سال 1910 به رشته تحریر درآورد . كی ایرلانج ، در دهه 1910 تئوری خط نوبت را بیان نمود و لزوم كاربری مدیریت علمی را در امور اداری و دفتری مورد تاكید قرار داد . والتر اسكات ، در مباحث خود اهمیت كاربرد دانش روانشناسی را در تبلیغات و مدیریت پرسنلی مورد تایید قرار داد . اچ.اف.دوج ، رونالد فیشر ، دبلیو.آ.استوارت ، اچ.جی.رومیك ، كه مباحث خود را در باب كاربرد و استنباط آماری ، تئوری احتمالات در بازرسیهای نمونهای ، تئوریها و متدهای مدرن آماری ، طرحهای تجربی و تئوری نمونهگیری ، در مطالعاتی مشابه ، بیان نمودهاند . تی.سی.فربتی ، در ارتباط با تئوری صف نظریات خویش را در دهه 1920 میلادی بیان نمود . چستر برنارد ، كتابهای معروف خود را به نام وظایف مدیران بلندپایه در سال 1938 و سازمان مدیریت در سال 1948 ، در باب تئوری سازمان ، جامعه شناسی مدیریت و لزوم ارتباطات و نیز مسائل رهبری سازمان به رشته تحریر درآورده است . والتر استوارت در كتاب كنترل كیفیت اقتصادی در سال 1930 ، تئوری آمار استنباطی و احتمالات در كارخانجات بل را در مسائل اقتصادی به كار گرفت و نمودارهای آماری به وجود آورد . نوربرت وینر در باب استعمال تجزیه و تحلیل سیستمها و سیستم اطلاعات و سایبرنتیكس ، نظریات خود را در دهه 1940 ارائه نمود . در تحقیقاتمان به نیمه قرن بیستم رسیدهایم و اینك شناختی مفید و جامع از اغلب آنانی كه تلاشهایشان در تكامل مهندسی صنایع تا مرز كنونی آن نقش داشته ، حاصل نمودهایم . اما در اینجا این پرسش به ذهن متبادر می شود كه نخستین دانشكده برای تربیت مهندسین صنایع در چه سالی و در كجا تاسیس گردید . در گام آتی این سوال را به پاسخ خواهیم نشست ...
پاسخ : مهندسی صنایع - گام پانزدهم آیا میدانید سابقه تاسیس دانشكدههای مهندسی صنایع در ایران و جهان به چه تاریخی باز میگردد ؟ با توسعه كاربرد مدیریت علمی در نتیجه تلاش افرادی چون تیلور و گانت ، با آغاز قرن بیستم تحولی در كارخانهها به وجود آمد و كارایی و بهرهوری آنها به چندین برابر افزایش یافت ؛ اما هنوز هم هیچ دانشكدهای تحت نام دانشكده مهندسی صنایع وجود نداشت تا آنكه در دهه 1920 چندین دانشگاه در آمریكا رشته مهندسی صنایع را دایر نمودند و اولین درجه دكترای مهندسی صنایع در سال 1933 به آقای بارنس در دانشگاه كرنل اعطا شد ؛ پایاننامه دكترای او نیز در زمینه مطالعات حركت بود . با تاسیس انجمن مهندسی صنایع آمریكا در سال 1948 و همزمان با تشكیل انجمن كنترل كیفیت آمریكا ، پیشرفت چشمگیری در مهندسی صنایع به وجود آمد ؛ زینپس بود كه مطالعات و تحقیقات در باب مفاهیم تخصصی مهندسی صنایع شكل جدیتری به خود گرفت و این سرآغاز راهی بود كه همچنان ادامه دارد و تا بی نهایتِ دانش نیز ادامه خواهد داشت . و اما در ایران و برای نخستینبار دانشكده مهندسی صنایع در دانشگاه صنعتی شریف در سال 1347 راه اندازی گردید . با تمام آنچه گفته شد به این نتیجه نرسیدهاید كه مهندسی صنایع رشتهای نوپاست ؟! این بیشك ما را به گستره وسیع فعالیتهای ممكن رهنمون میسازد و بر ماست كه بر تلاش خود در پیمودن این راه بیافزاییم . در گام آتی و در ادامه سیر تاریخی شكل گیری مهندسی صنایع در قالب كنونی آن ، تاثیرات چشمگیر جنگ جهانی دوم را بر پیشرفت مهندسی صنایع مورد بررسی قرار خواهیم داد ... گام شانزدهم از پیشرفتهای مهندسی صنایع در طول جنگ جهانی دوم چه میدانیم ؟ جالب است كه بدانیم جنگ جهانی دوم با همه ویرانیها و تلفات ، تاثیرات شگرفی در پیشرفت دانش بشری و از جمله مهندسی صنایع داشت ؛ توفق و پیروزی در جنگ نیازمند برخورداری از دانش برتر در قیاس با سایرین بود و همین كشورهای درگیر را به سوی سیر تكنولوژیكی سوق میداد . در طول جنگ جهانی دوم و با پیشرفتهایی كه در زمینههای پژوهش در عملیات ، طرحریزی واحدهای صنعتی ، ارزیابی مشاغل ، حملونقل مواد و برنامهریزی و كنترل تولید حاصل گردید ، فعالیتهای مهندسی شكل بهتری یافت . همچنین جنگ جهانی سبب بذل توجه افزونتر به طراحی و تحلیل سیستمها با هدف برنامه ریزی و كنترل فرایندها گردید ؛ یكی دیگر از روشهایی كه كاربرد گستردهای یافت برنامهریزی شبكه بود ؛ این روش نیز در طی جنگ جهانی دوم و توسط نیروی دریایی آمریكا شكل گرفت . روشهای برنامه ریزی شبكه مانند روش مسیر بحرانی و روش ارزیابی و بازنگری برای برنامهریزی و كنترلپروژه ها به كار گرفتهشد تا این پروژهها در كوتاهترین زمان و با كمترین هزینه به انجام رسند . مهندسی ارزش نیز یكی دیگر از دستاوردهای جنگ جهانی دوم بود كه در حقیقت به دنبال كمبود مواد اولیه و اهمیت یافتن آن و در پی تلاشهای لری مایلز شكل گرفت . در دهه 1950 و با تأسیس انجمن پژوهش در عملیات آمریكا (ORSA)و انجمن علوم مدیریت (IMS) دامنه تحقیقات تئوری در زمینه مهندسی صنایع افزایش چشمگیری یافت و به طور موثر از علوم ریاضی به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل و طراحی سیستمهای صنعتی استفاده گردید . چندین سال بعد و طی دهه های 1960 و 1970 كه با توسعه وسیع كامپیوتر همراه بود ، مهندسی صنایع از طریق گسترش تحقیقات در واحدهای آموزشی و تحقیقاتی ، پایه و اساس ریاضی پیدا كرد ؛ مدلهای ریاضی برای معرفی و بررسی سیستمها تعریف شد و از سوی دیگر سیستمهایی نظیر طراحی به كمك كامپیوتر (CAD) و ساخت به كمك كامپیوتر (CAM) ، سیستمهای ساخت انعطافپذیر (FMS) ، سیستمهای ساخت یكپارچه كامپیوتری (CIM) و روبوتها ، پا به عرصه مهندسی صنایع نهادند . در گام آتی تشریح این روند تكاملی را ادامه خواهیم داد ... گام هفدهم در نیم قرن گذشته و پس از جنگ جهانی دوم چه تحولاتی در حوزه مهندسی صنایع به وقوع پیوسته است ؟ جنگ جهانی دوم آغازی برای تسریع روند تكاملی حوزه دانش شد و بهطبع آن مهندسی صنایع نیز از این قاعده مستثنی نبود . پس از جنگ جهانی و در طول دهه پنجاه عنایت به مباحثی نظیر قابلیت اطمینان (Reliability) ، كنترل عددی (Numerical Control) و شبیهسازی (Simulation) باب گردید . از آغازین سالهای دهه شصت و در سالهای پس از آن كه عصر فضا نام گرفته بود ، تئوری تصمیمگیری (Decision Theory) ، سیستمهای اطلاعاتی (Information Systems) ، تئوری بهینهسازی (Optimization Theory) ، مشاركت زمان (Time Sharing) ، برنامهریزی احتیاجات مواد (MRP) ، مدیریت منابع (Resource Management) و پردازش از راه دور (Teleprocessing) از جمله حوزههایی بودند كه به گستره علوم و دانش مهندسی صنایع پیوستند . با نزدیك شدن به سالهای پایانی هزاره ، تكنولوژیهای نوین پا به عرصه ظهور نهادند و روشهای تولید ژاپنی (Japanese Production Techniques) ، سیستمهای تولید انعطافپذیر (Flexible Manufacturing Systems) ، هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) ، شبكههای كامپیوتری (Computer Network) ، پردازش اطلاعات توزیعی (Distributed Data Processing) ، تولید به كمك كامپیوتر(Computer Integrated Manufacturing) ، برنامهنویسی به كمك صدا (Voice Programming) ، بازرسی خودكار (Automated inspection) ، كنترل سلسله مراتبی (Hierarchial Control) و اتوماسیون اداری (Office Automation) از جمله ابزارها و تكنیكهای نوپای حوزه مهندسی صنایع گردیدند . و اما سالهای اخیر نیز ، سالهای نظریاتی چون طراحی جامع سیستم ، سیتمهای اجتماعی (Total Systems Design , Social Sys) ، نظریه كنترل سیتمهای بزرگ (Large Scale Systems Control Theory) سیبرنتیك نظریه رفتاری (Behavioral Theory) بوده است و بیتردید این روند رو به رشد تا بینهایت دانش نیز ادامه خواهد یافت. منبع: مهندس مصطفی هاشم زاده - ieir.persianblog.com