هزینه های تحقیق وتوسعه و دارائی نامشهود هزینه های تحقیق و توسعه مرتبط به یک پروژه خاص ، به شرط وجود احتمال بازیافت از طریق پروژه مستقیماً به حساب پروژه مزبور منظور خواهد شد اما اگر هزینه های مورد بخث در خصوص تولید محصولی جدید و یا افزایش کیفیت محصول قبلی باشد باید بر اساس روشی منطقی و سیستماتیک هزینه های تحمل شده به حساب تولیدات مربوط تخصیص یابد . استاندارد حسابداري شماره 7 حسابداري مخارج تحقيق و توسعه 10 . مخارج تحقيق محض و كاربردي (به استثناي اقلام مورد اشاره در بند 19 ) بايد در دوره وقوع، به عنوان هزينه شناسايي شود . 11 . مخارج تحقيقات محض و كاربردي را ميتوان به عنوان بخشي از عمليات مستمري تلقي كرد كه لازمه نگهداشت سطح فعاليت واحد تجاري و حفظ موقعيت رقابتي آن است. چون انتظار نميرود دوره مالي خاصي از نتايج اين مخارج بهرهمند گردد، لذا چنين مخارجي در دوره وقوع در صورت سود و زيان منعكس ميشود. 12 . اغلب ميتوان توسعه محصولات يا خدمات جديد و داراي كيفيت بهتر را از تحقيقات محض و كاربردي تميز داد. معمولاً اينگونه مخارج هنگامي انجام ميشود كه موفقيت پروژه از نظر تجاري و نيز منافع آتي حاصل (خواه به صورت افزايش درآمد و سود مربوط، و خواه به صورت كاهش هزينه)، به گونهاي معقول، مورد انتظار باشد. بنابراين، مخارج يادشده بايد تا حدي كه قابل بازيافت باشد به عنوان دارايي شناسايي گردد تا در دورههاي آتي براساس معيارهاي شناخت هزينه به سود و زيان منظور شود. 13 . مخارج توسعه بايد در دوره وقوع هزينه شود ، مگر در صورت وجود كليه شرايط زير كه بايد آن را به عنوان دارايي شناسايي كرد: الف. پروژهاي موجود بوده و به روشني تعريف ومشخص شده باشد ، ب . مخارج مربوط بهطور جداگانه قابل تشخيص و بهگونهاي اتكاپذير قابل اندازهگيري باشد، ج . ماحصل چنين پروژهاي ، از جهات زير ، با اطمينان معقولي ، مثبت ارزيابي شده باشد: ــ امكان پذيري آن از نظر فني ، و ــ قابليت تداوم نهايي آن از نظر تجاري در پرتو عواملي ، نظير شرايط احتمالي بازار (از جمله محصولات رقيب) ، افكار عمومي ، قوانين مربوط به حمايت ازمصرفكننده وقوانين محيط زيست،يا ــ حصول اطمينان معقول از قابل استفاده بودن محصول يا فرايند براي واحد تجاري در شرايطي كه هدف استفاده داخلي باشد ، د . به گونهاي معقول چنين انتظار رود كه درآمدهاي آتي مربوط ، مبالغي بيش از ميزان لازم جهت بازيافت مخارج توسعه و مخارج تحملشده بعدي (مخارج بعدي توسعه پروژه و مخارج توليد ، فروش و اداري مربوط) ايجاد ميكند ، و ه . جهت تكميل پروژه و تأمين هر گونه افزايش لازم در سرمايه در گردش ، منابع كافي موجود يا دسترسي به آن ، به گونهاي معقول مورد انتظار باشد. 14 . در شرايط يادشدهدر بند 13 ، مخارج توسعه را بايد تا ميزاني به عنوان دارايي شناسايي كرد كه نسبت به بازيافت آن اطمينان معقول وجود داشته باشد. 17 . اگر مخارج توسعه به عنوان دارايي شناسايي شود بايد آن را مستهلك كرد . استهلاك مخارج توسعه بايد با آغاز توليد تجاري يا كاربرد محصول ، خدمت ، فرايند يا سيستم شروع شود و برمبنايي سيستماتيك ، به هريك از دورههاي مالي تخصيص يابد . مبناي مذكور ممكن است ميزان فروش يا استفاده از محصول، خدمت، فرايند يا سيستم يا مدت زماني باشد كه انتظار ميرود موارد مذكور به فروش رسد يا مورد استفاده قرار گيرد . 18 . مخارج توسعه هر پروژه كه به عنوان دارايي شناسايي شده است ، بايد در پايان هر دوره مالي بررسي شود . در مواردي كه شرايط توجيهكننده شناخت مخارج به عنوان دارايي (مندرج در بند 13) وجود نداشته يا قابل ترديد باشد ، اين مخارج بايد ، پروژه به پروژه ، به ميزاني كه بازيافت نميشود ، بلافاصله هزينه شود . درهر سیستمی ملزم به داشتن یک نظام کنترلی رو محصولات خود از نظر کیفی می باشد به این ترتیب در اکثریت شرکتهای تولید جهان سیستم های qc(کنترل کیفیت),qa(تضمین کیفیت) وجود دارد که وظایف آنان انجام اموری که باعث بهبود کیفیت و نگهداری سطح کیفی محصول است و کل هزینه های مربوطه حتی بصورت تحقیقاتی وآزمایشگاه جاری تلقی میشود اما اگر شما تحقیقاتی انجام دهید که منجر به تولید یک فرمول یا یک محصول خاص گردد و حتی به تولید یک روشی که باعث صرفه جوئی در هزینه گردد این یک دارائی است لذا نظر شما را جلب میکنم به مطلب ذیل که در مطالب قبلی بیان شده بود: ويژگيهاي دارايي نامشهود 6 . واحدهاي تجاري معمولاً منابعي را صرف تحصيل، توسعه، نگهداري و بهبود داراييهاي نامشهود از قبيل دانش فني يا علمي، طراحي و اجراي سيستمهاي جديد، حق امتياز و علائم تجاري ميكنند. نمونههاي رايج از سرفصلهاي كلي فوق، نرمافزار رايانهاي، حق اختراع، حق تأليف، حق تكثير يا نمايش فيلمهاي سينمايي و ويديويي، سرقفلي محل كسب (حقكسب يا پيشه يا تجارت)، حق استفاده از خدمات عمومي، حق امتياز توليد يا خدمات است. ماهيت غير عيني 7 . داراييهاي نامشهود با تكيه بر ماهيت غيرعيني و غيرپولي آن تعريف ميشود. بدين ترتيب اقلامي از قبيل حسابهاي دريافتني در زمره اين داراييها قرار نميگيرد. 8 . برخي داراييهاي نامشهود ممكن است بر روي يا در درون يک عنصر عيني از قبيل لوحهاي فشرده (در مورد نرمافزار رايانهاي)، مدارك قانوني (در مورد حق اختراع يا پروانه رسمي) يا فيلم باشد. در چنين شرايطي طبقهبندي قلم مزبور به عنوان دارايي ثابت مشهود يا دارايي نامشهود مستلزم قضاوت در باره اين امر است كه كدام عنصر مهمتر است. مثلاً نرمافزار رايانهاي مربوط به راهاندازي ماشينآلات، عملاً بخشي از ماشينآلات است و بنابراين در سرفصل داراييهاي ثابت مشهود طبقهبندي ميشود. قابليت تشخيص 9 . طبق تعريف، دارايي نامشهود قابل تشخيص است، يعني ميتوان آن را از سرقفلي واحد تجاري متمايز كرد (از قبيل حق اختراع و حق تاليف). بدين ترتيب سرقفلي واحد تجاري كه از كل واحد تجاري يا ساير داراييهاي واحد تجاري قابل تشخيص نيست به عنوان دارايي نامشهود شناسايي نميشود، حتي اگر داراي منافع اقتصادي آتي باشد. منافع اقتصادي آتي ممکن است از همافزايي داراييهاي قابل تشخيص تحصيل شده يا داراييهايي حاصل شود که به صورت جداگانه حائز معيارهاي شناخت در صورتهاي مالي نيستند. با اين حال واحد تحصيلکننده مبالغي را بابت آنها در ترکيب تجاري ميپردازد (سرقفلي ناشي از تركيب تجاري در استاندارد حسابداري شماره 19 مطرح شده است). 10 . يک دارايي هنگامي معيار قابليت تشخيص را در تعريف دارايي نامشهود احراز ميکند که يکي از شرايط زير را داشته باشد: الف . جدا شدني باشد، يعني بتوان آن را به منظور فروش، انتقال، اعطاي حق امتياز، اجاره يا مبادله (به صورت جداگانه يا همراه با يک قرارداد، دارايي يا بدهي مرتبط) از واحد تجاري جدا کرد، يا ب . از حقوق قراردادي يا ساير حقوق قانوني ناشي شود، صرفنظر از اينکه آيا چنين حقوقي قابل انتقال يا جدا شدني از واحد تجاري يا ساير حقوق و تعهدات باشد