1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

رضایت داشتن والدین در ازدواج

شروع موضوع توسط sayare ‏20/12/10 در انجمن کودک و نوجوان

  1. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏19/12/10
    ارسال ها:
    42
    تشکر شده:
    3
    امتیاز دستاورد:
    0
    رضایت داشتن والدین در ازدواج سری دوم

    آیا ممکن است این ملاکهای همسر گزینی در نسل های مختلف متفاوت باشند ؟ مثلا پدر بزرگ و مادر بزرگ بگونه ای فکر می کنند و پدر و مادر بگونه ای و فرزند به گونه دیگری . چه کار کنیم این ها بهم دیگر نزدیک شوند و کدام بر دیگری اولی است ؟
    هرکسی ، جایگاه خودش را دارد . پدر و مادر وظیفه شان است که برای ازدواج فرزندان اقدام بکنند. ما در آیات شریفه قرآن داریم : و انکح ایاما منکم و الصالحین من عبادتکم و امائکم . شما ملزم هستید برای ازدواج بچه هایتان اقدام کنید . این دستور قرآن است . پدر و مادر اقدام می کنند ، معرفی میکنند ، زمینه سازی می کنند و پیشنهاد ازدواج بعهده والدین است . ممکن است جوان خجالت نشود . حتی ممکن است تا احساس نکند که پدر و مادر آمادگی ازدواج او را داشته باشند خجالت بکشد که مطرح کند . و انکح ایاما منکم به پسر و دختر مجرد گفته میشود و الصالحین من عبادکم و امائکم ، همان بنده و برده و کنیزه ها هستند که در آن زمان داشتند و قرآن میگوید که برای صالحان آنها هم به فکر ازدواج باشید . زمینه سازی کنند ، برای رفع مشکل مالی اقدام کنند و رایزنی کنند و معرفی کنند . جوان عزیز ، مواردی را مادر و خواهر می بینند و وظیفه این ها است. حالا اگر فرزند احساس کرد که مورد خوبی است ، می روند و می بینند و ما توصیه مان این است که جوانان به معرفی والدین بیشترتوجه کنند ، مخصوصا مادر و خواهر که برای اولین بار می روند و می بینند ، چون زن هستند و زن شناس . برای جوانانی که خودشان به خواستگاری می روند و به این آداب و رسوم اهمیت نمیدهند و بعداً دچارمشکل میشوند ، بحثی خواهیم داشت . یکی اینکه او زن شناس نیست و نمیتواند بشناسد ولی مادر میتواند بشناسد چون خودش زن است و او دقت دارد . مادر معرفی میکند ، ممکن است عمه ، دایی ، همکار و همکلاسی در دانشگاه هم معرفی کنند ، اشکالی ندارد . چقد رخوب است و ثواب هم دارد . روایت از حضرت علی (ع) داریم : افضل شفاعات ان تشفع بین اثنینی فی نکاح حتی یجمع الله بینهما . بهترین واسطه ، واسطه گری بین دو نفر برای نکاح است تا اینکه خداوند بین آنها جمع کند . ولی الزامی نیست که فرزند شما فردی را که شما معرفی کرده اید ، بپذیرد .


    [​IMG]​

    بنظر شما یک جوان باید همسر آینده اش را صرفاً بر اساس انتخاب پدر و مادر انتخاب کند و اگر این طور نیست ، به پدر و مادرها بگویید : این قدر سختگیری نکنند .
    اگر منظورتان این است که بر اساس ملاکهای والدین ، همسر را انتخاب کنیم و ازدواج کنیم ، خیر. این اشتباه است . چون شما میخواهید ازدواج کنید و جوان هستید و ملاک برای ازدواج دارید و شما میخواهید با دختر خانم زندگی کنید نه پدر و مادرتان . ولی اگر منظور همین است که من قبل از طرح سوال توضیح دادم ، یعنی همان که مادر و خواهر معرفی میکنند ، توصیه میکنم مخالفت نکنید. یک مطلب ، این است که ازدید آنها انتخاب کنیم و کسی که از دید آنها مطلوب است ، انتخاب ما باشد . ما در اینجا میگوییم خیر . و یک مطلب اینکه ، آنها معرفی می کنند و شما حق انتخاب دارید که بپسندید یا نپسندید . تعصب در این مسئله اشتباه است . چه کسی دلسوزتر از مادر و پدر است؟ آنها رایزنی میکنند ، اصلا آداب و رسوم ما این است که آنها رایزنی کنند زیرا شما نمیتوایند به خانواده طرف زنگ بزنید که من میخواهم از دختر شما خواستگاری کنم زیرا این در شأن شما نیست و خانواده دختر هم قبول نمی کنند . پس شما بخاطر معرفی آنها مقاومت نکنید . ممکن است یک همکلاسی و یا یک همکار کسی را معرفی کند مگر شما تعصب به خرج میدهید ؟ پس چرا برای معرفی مادر ، تعصب به خرج می دهید . شما معرفی غریبه را می پذیرید ، خوب معرفی مادر را هم بپذیرید . ولی خودتان را ملزم به انتخاب نکنید. این آقا پسر می گویند : سخت میگیرند . اگر منظور تحمیل است که خیلی خطرناک است . ما در قضیه ازدواج ، یکی خود تحمیلی و یکی دیگرتحمیلی داریم . بعضی مواقع مادر تحمیل می کند ، مادر بزرگ ، تحمیل می کند. این خیلی خطرناک است .او میخواهد یک عمر زندگی کند . البته الان ، بخاطر تحصیلات و بالارفتن سطح فرهنگ مخصوصا در شهرهای بزرگ ، تحمیل های قدیم را کمتر داریم . الان یک مدل تحمیل مدرن داریم . به دختر خانم میگوییم این آقا را دوست داشتید ؟ می گوید : خیر . می گوییم : پس چرا قبول کردی ؟ میگوید : بخاطر اشک های مادرم ، آه پدرم ، قهر پدر . این خیلی خطرناک است . به مادر های عزیز میگویم : چرا اشک می ریزید ؟ حالا طرف پسر برادرتان است ومامان او را می پسندد و علایقی دارد و سلیقه شما او را می پسندد ، دختر شما نمی پسندد و به خاطر اشک های شما میگوید : بله . ولی اشک های شما بعداً جانسوز تر خواهد بود . تحمیل عاطفی نکنید . به جوانان هم میگویم : شما این تحمیل را قبول نکنید . الان مقداری اشک می ریزند و بعد خودشان را یک جوری وفق میدهند . ولی بعداً برای مادر جانسوزتر خواهد شد . حالا دخترشان اسمش روی کسی است و اگر در عقد باشد باز بهتر است ولی اگر ازدواج کرده باشد و فرزند هم داشته باشد و آن موقع بخواهد جدا شود ، اشک های مادر خیلی جان سوزترخواهد بود.

    آیا این درست است که فرزندان بدون توجه تجربیات پدر و مادر و فقط با متکی بودن به عشق و علاقه ، ازدواج کنند ؟
    ما در همه امور زندگی ، به غیر از والدین مشورت می کنیم . حضرت علی (ع) میفرمایند : هیچ پشتوانی مثل مشاوره نیست . و هیچ پشتوانی محکم تر از مشاوره و مشورت با دیگران نیست . حالا چرا ما در ازدواج ، با پدر و مادر مشورت نکنیم ؟ غریبه ، فقط جایگاه مشاور را دارد . از اطلاعات او استفاده می کنیم ولی دلسوز ما نیست . پدر و مادر دلسوز ما هستند و خوبی ما را میخواهند و با شما رابطه عاطفی دارند . آنها خوبی ما را میخواهند . اصل مشاوره در ازدواج مهم است . روایت داریم : نعم المُظاهرت المشاورة . مشاوره چه خوب پشتیبانی است . من شاور رجال ، شارک ها فی امورها . کسی که با اهل فن مشاوره میکند در عقل آنها شریک میشود . شما اصل مشاوره را جدی بگیرید و با پدر و مادر جدی تربگیرید . زیرا آنها یک رابطه عاطفی هم با شما دارند . دلسوزی پدر و مادر کجا و دلسوزی دایی و مشاور کجا ؟ این ها را جدی بگیرید .

    [​IMG]​


    آیا جوانانی که خودشان تحصیلات عالیه دارند و روانشناسی و جامعه شناسی خوانده اند ، باز هم احتیاج دارند از تجربیات و نظرات پدر و مادرشان استفاده کنند ؟
    قطعاً باید از تجربیات آنها استفاده کنند . درست است عاقل و فرهیخته هستند و تحصیلات عالیه دارند. ولی روایت داریم : لا تستغنل العاقل عن المشاوره . آدم عاقل هم از مشاوره مستغنی نیست . بله درست است علم چیز خوبی است . ولی تجربه کجا و علم کجا ؟ تجربه را نمیتوان با تحصیلات بدست آورد . بله تحصیلات دارند ولی تجربه در ازدواج ندارند . پدرها برای پسرها و مادرها برای دخترها و شاید از جهاتی برای دختر ، مشاوره با پدر بهتر باشد زیرا پدر مرد است و همچنین مادر برای پسر بهتر است . ما نمی گوییم که شما تحصیلات دارید ، مشاوره نکنید . آنها تجربیاتی دارند و شما از آنها استفاده می کنید . حضرت علی (ع) به فرزندش فرمود : پسرم از تجربیات من استفاده کن . من یک باراین مسیر را رفته ام .

    رضایت خانواده ها در ازدواج چقدر مهم است و آیا ممکن است نارضایتی والدین ، مشکلاتی را پیش بیاورد ؟
    خانواده مهم است . در کشور ما دو خانواده با هم ازدواج میکنند . مثل غرب نیست که دو جوان با هم ازدواج کنند . جوانان چاره ای ندارند جز اینکه خانواده ها را ، راضی کنند . وقتی دو خانواده راضی نیستند ، برای جوانها اضطراب و استرس می آورد و پیامد آن اضطراب است . بعد ، از تجارب خانواده در مورد ازدواج ، نمیتوانند استفاده کنند . وقتی خانواده راضی نباشند ، خودشان را کنار می کشند . و تجارب خودشان را ، در اختیار شما قرار نمیدهند . گذشته از این ، شما به حمایت مالی خانواده تان نیاز دارید . حالا آقا بگوید : من خودم شغل دارم و نیاز مالی ندارم . خوب درباره حمایت عاطفی چه می گویید ؟ شما باید از طرف خانواده و والدین حمایت بشوید . الان آقایی با خانمی ازدواج کرده اند ، خانواده پسر راضی نبودند . بفرض آقا پسر آنها را مجبور کند . ولی آیا عروس این خانواده ، نباید از مادر شوهر محبت ببیند ؟ یکی از موارد تنش در زندگی ها همین مورد است که مادر شوهر ، این عروس را نمی پذیرد . ممکن است ده سال گذشته و دو تا بچه هم دارند ولی مادر شوهر هنوز دلش با این عروس صاف نیست . متاسفانه آزار می بینند و اذیت می شوند . باید حمایت عاطفی داشته باشند . حالا دختر خانمی خانواده اش را اجبار کرده و با آقا پسر ازدواج کرده اند . خانواده حمایت اجتماعی از داماد نمیکنند . یعنی اینکه تحویلش بگیرند ، در جمع معرفی اش بکنند ، احترام بگذارند و این کارها را نمیکنند . حالا این خانواده کیست ؟ پدر و مادر . اگر شما خدای نخواسته ، دل پدر و مادر را بدست نیاورید و رنجشی در آنها ایجاد شود ، خداوند توفیقاتی الهی را از شما سلب میکند . خیلی ها توفیقات الهی از آنها سلب شده است . ما از رنجش آنها نگران میشویم و دغدغه داریم . کسانی هستند که درهای متعددی به رویشان بسته شده است . این قضیه را جدی بگیرند و رضایت خانواده مهم است .


    [​IMG]​

    میخواستم به پدر ها و مادرها بگویید که این قدر ، در انتخاب همسر فرزندانشان ، سخت نگیرند .
    اگر واقعا این باشد اشتباه است و ما نمی پذیریم . یک وقت سخت گیری پدر و مادر حق است . می بینند جوانشان کر و کور شده است و دارد به راه اشتباه می رود . اینجا سخت گیری میکنند . اینجا خوب است . اینجا وظیفه دارند سخت گیری کنند و جلوی ازدواج را بگیرند . چون به نفعش است . الان جوان گرم است ، بعد که سرد شد ، می بیند طرف برایش مناسب نیست . پس اینجا باید سخت گرفت . ولی اگر سخت گیری بر اساس دلایل بیخود باشد ، بر اساس حب و بغض باشد ، ما داشته ایم که خانم هیچی کم نداشته ، ولی مادر آقا می گوید : چون من خودم نشانش نکردم . خوب حالا شما نشان نکردید . دایی یا فرد دیگری واسطه بوده . بله درست است مادر دوست دارد خودش اقدام کننده باشد . ولی شما نباید اینجا سخت بگیرید . این یک عشق خیابانی نبوده که این قدر سخت می گیرید . یا پدر می گوید : چون از نزدیکان مادرت است . این ها حب و بغض است . یا برعکسش مادر می گوید : این از نزدیکان پدرت است . این ها واقعاً سخت گیری های بیخود است . مثلا طرف همه شرایط را دارد ولی میگویند : خوب احوال پرسی نکرد . بله اگر طرف بی ادبی کرده یا بی حرمتی کرده ، بله این نگران کننده است . گاهی تعصب ها ، این که می گویند : همشهری ما نیست . این ها دلیل نمیشود . گاهی اختلاف فرهنگی است . این مهم است و بعداً به آن اشاره خواهیم کرد . من موردی داشتم که مادر میگفته : چهل کیلومتر راه با ما اختلاف دارند . خوب این چه مشکلی دارد ؟ گاهی میگویند : هم محلی ما نیست . هم لهجه ما نیست . این ها سخت گیری ها ی بی جهت است . و این است که جوانان درد دل دارند و به ما میگویند به والدین بگویید سخت گیری نکنند .


    جوانی بیست و یک ساله هستم و به خواستگار خانمی رفتم که پنج سال از من بزرگتر است . پدر و مادرم مخالف هستند . ولی خانم همه شرایط لازم را دارند . آیا ممکن است این اختلاف سنی مشکل ایجاد کند ؟
    ما این سوال را قبلا عرض کردم . ولی چون مهم است باز آن را تکرار می کنم . توصیه ما این است که دقیقا برعکس این باشد . اگر شما بزرگتر بودید .خیلی خوب بود و مطلوب است . حالا اگر همسن بودید باز مشکلی نبود و حتی اختلاف شش ماه الی یکسال بود و خانم بزرگتر بود اشکالی نداشت . ولی این اختلاف سنی پنج سال خیلی مشکل ایجاد می کند . من برای این مشکل هفت دلیل آوردم . 1-خانم ها زودتر به بلوغ می رسند . خانم رشد عقلانی می کنند و شما آن رشد را نکرده اید . و شما مشکل بُعد فکری میشوید ما دوست داریم شما قُرب فکری داشته باشید . یکی از عوامل تنش درزندگی ، همین بُعد فکری است که فکر خانم و آقا ، بهم نمیخورد و بهم نزدیک نمی شوند .
    علت دیگر این است که هورمونهای جنسی در خانم ها زودتر فروکش می کند و در سن بالای چهل و چهل و پنج به سمت سرد مزاجی می روند . آقا این جور نیست و ایشان هنوز احتیاج دارند و مشکل پیش می آید و ممکن است به خطا بروند . و خانم می خواهد باردار بشود و این زایمانها بریا خانم پیری زودرس می آورد و خانم می شکند . و مهمتر از این ها ، ایشان جلوی اقتدار شما را می گیرد . جزء ویژگی های منحصر بفرد آقایان ، اثبات اقتدار است . منظورمان قلدری و زورگویی مرد نیست . اقتدار به این معنا که دوست دارد مرد خانه باشد . دوست دارد متکا باشد . دوست دارد خانم او را قبول داشته باشد و به او تکیه کند . الرجال قوامون علی النساء . دوست دارد حالت اقتدار داشته باشد . وقتی خانم بزرگتر است نیم گذارد آقا اقتدارش را اثبات کند . نقش مامان را پیدا می کنند نقش نوجوان را برایشان پیدا می کند . می گوید : دیر نکنی ، زود بیایی و معمولا این جور برخورد می کنند . و این برای مرد چیز جالبی نیست . گذشته از این ، عرف نمی پذیرد . خانم و آقا باید وقتی در خیابان راه می روند مردم بگویند خانم و آقا هستند نه اینکه بگویند این پسر خانم است . واقعا چند سال که می گذرد مردم فکر می کنند پسر اول این خانم است . این قدر اختلاف ظاهر دارند . در ضمن خانواده هم نمی پذیرند . ایشان هم گفته اند پدر و مادر م راضی نیستند ولی این را بگویم عرایض ما کلیّت دارد ولی عمومیت ندارد . ما می گوییم : پسر من ، شما این مشکلات را ببین . ممکن است آقای بگوید : من با همه این ها کنار می آیم البته اگر عقلایی تصمیم بگیرند . و گرنه اگر عاشق شده اند و کر و کور شده اند که اصلا فکر نمی کنند . اگر عقلایی تصمیم بگیرید و ببینید میتوانید کنار بیایید ، ما حرفی نداریم . این مثل بحث دیانت نیست که بتوانیم از آن بگذریم . ما می گوییم اگر دو طرف دین دار نباشند ، نمیتوانند با هم زندگی کنند . و دچار مشکل میشوند . ما این ها را می گوییم که شما عاقلانه جلو بروید .
    البته ما موارد داشته ایم ، خانمی بیست و پنج ساله میخواهند با آقای پنجاه ساله ازدواج کنند و می گویند من مشکلی ندارم و دوست دارم و این جور آدمها هم هستند و این استثنا هم دارد .


    دختری را در دانشگاه پیدا کرده ام و میخواهم ازدواج کنم ولی مادرم مخالفت می کند در حالیکه مادرم اجازه داده بود که خودم انتخاب کنم . لطفا راهنمایی بفرمایید .
    اینکه مادرها مخالفت می کنند این است که مادر از اینکه اقدام برای ازدواج پسرش می کند لذتی می چشد و تا شما در جای ایشان قرار نگیرید نمیتوانید درک کنید . و این را حس نمی کنید . بطور معمول ، مادر از اینکه خودش برای پسرش اقدام کند ، لذت می برد . البته همه این طور نیستند . و یکی اینکه برای خودش حقی قائل است . نه ماه اون را باردار بوده و دو سال به او شیر داده و بعد با تمام سختی ها او را بزرگ کرده و این حق را برای خودش قائل است که اقدام کند نه انتخاب کند . شاید مادر عزیز فکر میکنند این آقا با خانم مدتی دوست بوده اند . ولی اگر یک جوان عاقل که مادر او را قبول دارد بگوید فردی را در دانشگاه پیدا کرده ام و فکر می کنم مناسب است . هیچ وقت مادر حساسیت نشان نمیدهد . چرا حساسیت نشان دهد ؟ چون جوان خودش را می شناسد و اصلا هم مقاومت نمی کند . و آقا پسر هم می گوید مادر جان اگر صلاح می دانید اقدام بفرمایید . اینکه مادرها مقاومت میکنند همان قضیه است که می داند جوانش عاطفی است و با یک دختر بیست ساله که پر از منبع انرژی است رابطه برقرار کرده است و اینجا دغدغه دارد . چطور مادرها برای انتخاب رشته شما حساس نیستند ؟ این هم انتخاب است . چرا دخالت نمیکنند ؟ زیرا می دانند شما در انتخاب رشته احساسی عمل نمیکنید . خیالشان راحت است که شما کلی مشاوره کردید و با تعقل جلو می روید لذا در انتخاب رشته نکور شما دخالت نمی کند . ولی اینجا پای یک دختر که پر از انرژی و عاطفه است در میان است و پسر نوجوان بیست و یک ساله شان است که اینجا دغدغه دارند . شما گفتید قبلا موافق بوده اند حالا شاید شما اصرار کردید و وادارشان کردید . و حالا فهمیده اند رابطه داشته اید و نگران شده اید و برنامه ما را هم می بینند و بیشتر متوجه این داستانها میشوند .

    می خواهم با پسری ازدواج کنم خانوداه هایمان مخالف هستند و پسر به من گفته فرار کنیم و بعد ازدواج کنیم . آیا این فرار مشکلاتی را برای من پیش می آورد ؟
    بله این خیلی خطرناک است . بدون تردید پشیمان می شویید . شما با این کار حمایت خانواده هایتان را از دست می دهید . شما قاعدتا شهر را ترک می کنید و از آنجا می رویید و حمایت خانواده را از دست می دهید . حمایت اقتصادی خانواده را از دست می دهید و این خیلی مهم است . الان خانواده مخارج عروسی پسر ودختر را می دهند ، باز آنها مشکل اقتصادی دارند . و این گونه افراد که حامی ندارند ممکن است در دام های انحرافی هم بیفتند . و بفرض پسر وضع مالی خوب هم دارد و در شهر دیگر خانه ای هم می خرد ، آیا شما حمایت عاطفی نمی خواهید ؟ بیشتر این ازدواج ها آخرش به خوبی ختم نمیشود . زیرا شما الان کر و کور شده این و احساسات شدید دارید . آیا فکر می کنید این احساس و عشق تا آخر می ماند ؟ خیر این عشق فرو کش می کند و چشمانتان را باز می کنید و می بینید اطرافتان خالی است . احساس خلأ و غربت و دوری از وطن می کنید . بفرض با هر بدبختی است شما ادامه بدهید و بچه دار بشویید . آِا بچه شما دایی و خاله و عمه و پدر بزرگ و مادر بزرگ نمی خواهد ؟ دختر خوبم تقاضا می کنم این کار را نکنید . پسر عزیزی که دارید وسوسه میشویید که این کار را بکنید پشیمان می شویید . من در این سالها در این مورد استثنایی ندیدم . بعد دیگر روی برگشت به خانواده را ندارند و خانواده آنها را نمی پذیرد .



    آیا میشود پسر بدون اجازه مادر به خواستگاری برود و ازدواج کند ؟
    شرط صحت ازدواج ، رضایت مادر نیست . البته در دختر خانم رضایت پدر شرط است ولی پسر این طور نیست . اما شرط صحت اخلاقی و معنوی هست . رضایت پدر و مادر را جدی بگیرید. جوانان ما باید بدانند که پدر و مادر ، چه جایگاه ویژه ای در دین ما دارند . این قضیه را جدی بگیرید . سعی کنید رضایت مادر را جلب کنید . با محبت و رابطه عاطفی بیشتر و یا حتی با فرستادن واسطه مثل مادر بزرگ . زیرا آنها سعی می کنند رضایت مادر خود را جلب کنند بنابراین حرف مادر بزرگ را گوش می کنند . عموما در فرهنگ ما خواستگاری بدون والدین را نمی پذیرند . پسر حتی اگر با پدر و برادر خود به خواستگاری برود ، باز هم سراغ مادر را از آنها می گیرند . معمولا در فرهنگ ما این خیلی مهم است . در فرهنگ غرب خیلی به پدر و ماد رکاری ندارند . و برایشان مهم نیست . اولا به شما جواب نمی دهند و ثانیا رضایت ماددر ، رضایت خداست . این رضایت توأم با دعا ، بدرقه راه شماست . سرمایه زندگی شماست و باعث توفیقاتی میشود . وقتی مادر در خواستگاری همراه شماست ، اضطراب شما کم میشود . در ضمن درصد خطای ازدواج شما کم میشود . شما میتوانید از تجارب آنها استفاده کنید. از حمایت عاطفی و مالی آنها برخوردار شوید بفرض شما با این خانم ازدواج کنید بالاخره این خانم عروس خانواده شماست ، باید از طرف مادر شما حمایت شوند . مادر شما باید عروس خانم را دوست داشته باشد. رضایت والدین را در ازدواج کسب کنید. البته در دین ما برای فرزندان هم حق قائل است و در شرایطی برای دخترهم اذن پدر لازم نیست .