1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

شروع موضوع توسط Am!R~Mr ‏17/9/11 در انجمن اخبار فرهنگی

  1. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    18-رمان نو (موج نو)

    جنبش «رمان نو» یکی از جنبش‌های ادبی و هنری غرب، در رابطه با تحولات اجتماعی و سیاسی در اواخر دهه پنجاه در فرانسه شکل گرفت و نویسندگانی چون آلن رب گری‌یه، میشل بوتور، کلود سیمون و ناتالی ساروت هم‌زمان به انتقاد از شیوه‌های بیان واقع‌گرایانه و کلاسیک در رمان پرداختند. «رمان نو» كه در ميان انگليسي‌زبانان بيشتر به ‍‍ضد رمان شهرت دارد با انتقاد از عناصر سنتي روايت داستاني مانند شخصيت، حادثه و طرح بر آن بود تا با تأكيد بر لزوم تحول دايمي در ادبيات، گونه‌اي نو از روايت داستاني را ابداع و معرفي كند كه با اوضاع اجتماعي و زندگي جديد انسان هم‌خواني بيش‌تري داشته باشد. ساروت در کتاب معتبر خود عصر بدگمانی ضمن انتقاد از رمان کلاسیک، سیر تحولات این ژانر ادبی را از دوره کافکا تا به امروز دنبال کرده است.
    ​
     
  2. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    آلن رب گری یه( Alain Robbe Grillet )
    در این مطلب برای روشن شدن و توضیح بیشتر به زندگی و دیدگاه های یکی از نویسندگان رمان نو (آلن رب گری یه) Alain Robbe Grillet می پردازیم
    آلن رب گری یه دوره آموزش متوسطه را ابتدا در برست و سپس در دبیرستاهای بوفون و سن لویی پاریس گذراند. از انستیتو ملی کشاورزی فرانسه مدرک مهندسی گرفت. و از 1945 تا 1948 در انستیتو ملی آمار پاریس کار کرد. سپس به عنوان کارشناس کشاورزی سه سال را در نقاط گرمسیری مختلفی مانند مراکش، مارتینیک، گوادلوپ و گویان فرانسه گذراند. ولی در سال ۱۹۵۱ به علت بیماری مجبور به بازگشت به فرانسه شد. او در سال ۱۹۴۹ رمان «شاه کشی» را به پایان رسانده بود که از سوی انتشارات گالیمار رد شد، کتابی که سرانجام سی سال بعد پس از بازنویسی توسط انتشارات مینویی به چاپ رسید. رب گری یه هنگام بازگشت با کشتی به فرانسه در1951 نوشتن رمان پاک کن ها را آغاز کرد و در همان سال با کاترین راستاکیان هنرمند نامدار فرانسوی ازدواج کرد و برای کتاب او «تصویر» پیشگفتاری با نام مستعار نوشت.


    در سال ۱۹۶۰ در بحبوحه جنگ استقلال الجزایر آلن رب گری یکی از ۱۲۱ روشنفکر فرانسوی بود که بیانیه‌ معروف حمایت از مردم الجزایر را امضا کرد. با این وجود رب گری یه برخلاف ژان پل سارتر به تعهد سیاسی نویسنده باور نداشت و معتقد بود نویسنده مجاز نیست تا آثارش را در خدمت این یا آن جریان سیاسی قرار دهد.


    نخستین رمان رب گری یه با نام «جوانی» در بیست و دو سالگی نوشته شد، اما هرگز منتشر نشد. پاک کن ها اولین اثر رب گری یه بود که در ۱۹۵۳ توسط انتشارات مینویی چاپ شد. این رمان که مضمونی پلیسی داشت در آن سال برنده جایزه فنئون شد و به شدت مورد توجه رولان بارت منتقد برجسته ادبیات فرانسه قرار گرفت.


    آلن رب گری یه در سال 195۵ در مقام مدیر ادبی انتشارات مینویی قرار گرفت و رمان چشم چران را به چاپ رساند. این کتاب که به روان شناسی یک زنا کار در حال و هوایی سوررئالیستی می پرداخت جایزه منتقدان را از آن او کرد. او از آن پس شروع به همکاری با گاهنامه اکسپرس کرد. مقالات آلن رب گری یه در این مجله سال‌ها بعد در کتاب مستقلی با عنوان درباره رمان نو به چاپ رسید.


    موفقیت اصلی رب گری‌یه اما در سال ۱۹۵۷ رخ داد. رمان حسادت که گذشته و حال و آینده را در کنار یکدیگر عرضه می کرد، نوید ظهور یک نویسنده صاحب سبک را می داد. این کتاب برای آلن شهرت و اعتبار فراوانی را به ارمغان آورد.
    ​
     
  3. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    آلن رب گری یه (2)
    رب گری یه از مهمترین چهره های جنبش ادبی و هنری رمان نو یا موج نو بود که در دهه 1960 هیاهوی بسیاری به پا کرد رب گری یه از نظر فکری به فلاسفه المانی به ویژه هایدگر و سبک داستان پردازی کافکا گرایش داشت و دیدگاه او با تفاوت قائل شدن میان واقعیت و رئالیسم، به این معنا که درک رئالیستی واقعیت نمی تواند تمامی آنرا بیان کند، بسیار نزدیک به جریان فلسفی پست مدرنیسم می شد که در همان زمان در فرانسه پا گرفته بود. رولان بارت از برجسته ترین شارحان پست مدرنیسم به ویژه در حوزه هنر و ادبیات همواره به طرز اغراق آمیزی داستان های آلن رب گری یه را تحسین می کرد.

    رب گری یه به شدت از توصیفات رئالیستی مبتنی بر راوی دانای کل، آن چنان که در آثار بالزاک به چشم می آید پرهیز می کرد و با توصیف عینی جزئیات و خودداری از به کارگیری صفت به گوستاو فلوبر نزدیک می شد.

    روش او در بهره گیری از تلفیق رویا و واقعیت و در هم ریختن خط طولی زمان، داستان های مارسل پروست را به یاد می آورد.

    از دیگر علایق مهم رب گری‌یه نگارش فیلمنامه و کارگردانی فیلم است. او در فاصله سال‌های ۱۹۶۴- ۱۹۶۱ فیلمنامه «سال گذشته در مارین باد» را نوشت که به وسیله آلن رنه ساخته شد و جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را از آن خود کرد. کارگردانی فیلم «قطار سریع‌السیر اروپا» با شرکت ژان لویس ترن تینان که با استقبال فراوانی روبه رو شد و همچنین دو فیلم «لغزش تدریجی لذت» و «بازی با آتش» از دیگر فعالیت‌های سینمایی آلن رب گری یه به حساب می‌آید.
    ​
     
  4. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    رمان نو
    ادیسون دومینویی صومعه ای قدیمی و مشهور در پاریس است که در زمان اشغال نازی ها تاسیس شد تا آثار نهضت مقاومت فرانسه را چاپ و توزیع کند . نویسندگان این نهضت بساط حکومت اگزیستانسیالیم را برچیدند و به هیچ گروه و دسته ای ، چه سورئالیسم یا شخصیت گرایی یا ساختارگرایی تعلق نداشتند .

    این نویسنده ها با نوعی انتزاع ادراک حسی شناخته شدند و به نظر می رسید در آن دوران نو آوریشان در همین حد بود . به زودی آن ها را " رمان نویسان نگاه " نامیدند ، اما از آنجایی که دقت این اصطلاح مورد تردید قرارگرفت و همچنین تنوع این دسته از نویسندگان مدام بیشتر می شد و رمان هایشان پیچیده تر و معماگونه تر می گردید ، بعدها صفت " نو " به آثار آن ها اطلاق شد .

    هنگامی که نام رمان نو بر سر زبان ها افتاد برخی از فرهیختگان پاریس ، بی آنکه هیچ یک از این رمان ها خوانده باشند ، یا در مورد آنها به درستی تحقیق کرده باشند ، به بحث درباره نظریه ی رمان نو پرداختند ، و گروهی هم گمان کردند که هدف از این رمان ها آشکار کردن این نظریه است . اما این نبود . رمان نو و نقد نو در فرانسه در واقع از سویی شورش در برابر ارزش هایی بود که هنوز باقی مانده بودند – هرچند بخش اعظم آن ها در سیل بنیان کن جنگ از بین رفته بودند – و از سوی دیگر بیان احساسات نوستالژیک فرانسوی ها نسبت به این ارزش ها بود .

    نویسندگانی چون آلن رب گری‌یه، میشل بوتور، کلود سیمون و ناتالی ساروت هم‌زمان به انتقاد از شیوه‌های بیان واقع‌گرایانه و کلاسیک در رمان پرداختند. «رمان نو» كه در ميان انگليسي‌زبانان بيشتر به ‍‍ضد رمان شهرت دارد با انتقاد از عناصر سنتي روايت داستاني مانند شخصيت، حادثه و طرح بر آن بود تا با تأكيد بر لزوم تحول دايمي در ادبيات، گونه‌اي نو از روايت داستاني را ابداع و معرفي كند كه با اوضاع اجتماعي و زندگي جديد انسان هم‌خواني بيش‌تري داشته باشد. ساروت در کتاب معتبر خود عصر بدگمانی ضمن انتقاد از رمان کلاسیک، سیر تحولات این ژانر ادبی را از دوره کافکا تا به امروز دنبال کرده است.
    ​
     
  5. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    جریان فکر فرانسوی
    بین کشورهای اروپایی می توان گفت فرانسه از غنی ترین و تاثیرگذارترین کشورها در حوزه فرهنگ و ادبیات است . فرانسه کشور جریان سازی است به این معنی که بسیاری از جریان های نوی فکری در ادبیات و هنر و فلسفه در فرانسه پایه ریزی شدند . موج نویی که در فرانسه شکل می گیرد و در ادبیات ، سینما و فلسفه ی آن اثر می کند جریانی است که در مرزهای فرانسه نمی ماند . اما این که آیا فرانسه می تواند این توانایی جریان آفرینی را در خودش حفظ کند موضوع دیگری است .
    در فرانسه فلسفه ، ادبیات و هنر از هم جدا نیستند و یک جور پیوستگی بین آن ها وجود دارد که جالب توجه است . بعد از انقلاب ، چپ ضد روحانی تشخیص داد که فلسفه باید وارد نظام آموزشی شود ، و بنابراین فلسفه همیشه جزئی از فرهنگ عمومی ، ادبی ، و هنری فرانسه بوده . این موضوع را در قرن بیستم هم می بینیم . یعنی بدون آگاهی از تحولات فلسفی معاصر نمی توان ادبیات ، نمایشنامه سینما ، یا هنرهای بصری و سیر زندگی سیاسی در این قرن را کاملا فهمید . و همین طور تحولات فلسفی را نیز فقط می توان در بستر تحولات گسترده فرهنگی دوره در ک کرد . به گمان من متفکران فرانسه را نمی توان در حوزه های تعریف شده ی ادبیات یا فلسفه محدود کرد و گنجاند ، چون جایی که به عنوان مثال سخن از امکان ادبیات می رود ما با دستاوردی بین فلسفه ای و بین ادبیاتی مواجهیم .
    فرانسه ی سال های 1940 کشوری بود درگیر جنگ جهانی دوم با اوضاعی آشفته . وقتی ارتش فرانسه شکست خورد جو عمومی جامعه بر این اعتقاد بود که همه چیز در فرانسه تباه شده و این شکست تاوان انحطاط نهادهای کشوری است . در چنین جوی بسیاری از متفکران به نهضت مقاومت پیوسته بودند مثل سارتر ، کامو ، رب گریه و غیره .
    لیوتار می گوید : " قرن نوزده و بیست به مراتب ، بیش از حد توان ، به ما رعب و وحشت ارزانی داشته اند . ما بهای نسبتا گزافی برای نوستالژی ، بابت کل و واحد ، برای آشتی بین مفهوم و محسوس ، و بابت تجربه ی قابل ارتباط و شفاف پرداخته ایم . تحت لوای درخواست کلی برای سکون و آرامش می توانیم زمزمه هایی مبنی بر تمایل به بازگشت به رعب و وحشت ، تمایل به تحقق یافتن غلبه ی تخیل بر واقعیت را بشنویم . پاسخ این است : بیایید جنگ علیه کلیت راه بیاندازیم . بیایید شاهدی بر امر غیر قابل عرضه باشیم . بیایید تفاوت ها را فعال کنیم ، و شرف نام را نجات بخشیم .
    ​
     
  6. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    پست مدرن فرانسوی


    تعابیر و برداشت های متعددی از پست مدرنیسم وجود دارد اما در نگاه کلی می توان آن را به عنوان یک جریان قدرتمند فرهنگی ، سیاسی و روشنفکری دانست که از دهه ی هفتاد به این سو سر بر آورده است و تا امروز محل چالش ها و انتقادات بسیار بوده . این جریان سبب گردید تا بسیاری از سنت ها و رشته ها و حوزه های معرفت بشری به فکر ضرورت بازنگری در مبانی و اصول نظری و فلسفی خود بیافتند . و اساسا به صرافت بیافتند که لازمه ی بقا و تداوم آن ها در گرو تعریف مجدد و ترسیم دوباره موضوعات مورد مطالعه و شیوه های تحقیق آن ها نهفته است .
    پست مدرن به مجموعه ی پیچیده ای از واکنش هایی مربوط می شود که در قبال فلسفه ی مدرن و پیش فرض های آن صورت گرفته است . بدون آن که در اصول عقاید اساسی کمترین توافقی بین آن ها وجود داشته باشد .


    نظریه پردازان پست مدرنیته خود را محدود به حوزه ی خاصی نکرده اند . یکی از زمینه های تحقیق و پژوهش آن ها ادبیات داستانی و رمان است .


    فرانسه خاستگاه پیدایش و تکامل اندیشه های پست مدرن شناخته شده . شارحان و بنیان گذاران این مکتب عمدتا فرانسوی اند . متفکرانی چون فوکو ، لیوتار ، دریدا ، بودریار ، لاکان ، دلوز ، گاتاری و ... بنابر این به اعتقاد بسیاری از منتقدان ، پست مدرن بیشتر از هر چیز بیانگر حال و هوای روشنفکری دوگانه دهه های 60 و 70 فرانسه است . فضای تا حدودی متضاد رمانتیک ، ماجراجویانه ، لطیف ، رادیکال ، انقلابی ، و ویرانگر . مجموعه ای متضاد و دو گانه از لطافت و خشونت ، بیم و امید ، گذشته و آینده ، طنز و جد و ... بنابر این در خود فرانسه هم انتقاات بسیاری بر پست مدرنیته روا گردید . سیلورمن در کتابش به عنوان مواجهه با پست مدرنیته می گوید : اندیشه ی معاصر در فرانسه سعی می کند نشان دهد که نظریه ی فرهنگی فرانسه در ارتباط با بستر سیاست های مربوط به معضلات و مسائل امروز فرانسه باید مورد بررسی قرار گیرد . مسائلی مثل : زوال و در هم پاشی شهر ، نژادپرستی خشونت بار ، بحران های متعدد فرهنگی ، زوال هنجارها و ارزش های اخلاقی ، ظهور فرد گرایی و ...
    یکی از زیر ساخت های اساسی تفکر پست مدرن جریان ساختارشکنی است .
    بین پست مدرن ها بیشترین نفوذ را بر نظریه پردازان علوم انسانی میشل فوکو داشته . در مولف چیست مولفی که فوکو می خواهد بساط آن را برچیند نماد خاصی از همان سوژه یا انسانی است که فوکو مرگ عاجلش را اعلام می کند . فوکو ظاهرا در مخالفت با دیگر پست مدرن هایی مثل رولان بارت و دریدا در تاکیدگذاری بر مرگ مولف ، و اهمیت بخشیدن به اثر یا متن یا نوشتار مدعی است که این رویکرد مانع از انهدام کامل انگاره ی مولف می شود .
    ​
     
  7. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    پست مدرن فرانسوی(2)


    دریدا پدر شالوده شکنی و مبدع واژه های جدید در فرهنگ و زبان فرانسه شناخته شده . او در سال 1967 با انتشار کتاب درباره ی نشانه شناسی خط تحول پر سر و صدایی در عرصه ی زبانشناسی خط به وجود آورد . که بحث و جدل های فراوانی را در محافل علمی و آکادمیک به خصوص در میان زبانشناسان بر انگیخت . او در این کتاب بحث می کند که آوامحوری یا مرکزیت صدا با اولویت قائل شدن و اهمیت بیش از حد دادن به حضور شخص گوینده یا متکلم و سخنران در مقابل نویسنه و نگارنده یا مولف متن و خالق اثر ، سبب تضعیف و تحلیل پیام های متنی می گردد
    رولان بارت از خلاق ترین متفکران معاصر دارای بینشی منحصر به فرد در حوزه ی ادبیات است . مرگ مولف و از اثر به متن او در هر بحث پست مدرنیستی در حوزه ی ادبیات جا دارد . سبکش هنرمندانه است و بیان موجزی دارد . از جوانبی به دریدا نزدیک است اما برای خودش خصوصیات منحصر به فردی هم دارد . بارت همچون باتای خواننده ای است که در عین حال نویسنده ، نقاد و نظریه پرداز نیز هست . او نگارنده ای است که با رویکرد بینارشته ای و بینامتنی می نویسد .
    ژان بودریار به به خاطر دیدگاه های تازه و تکان دهنده اش به عنوان نامتعارف ترین متفکر معاصر فرانسه ، سردمدار پست مدرن نامیده شده . پایان آناتما بخشی از فصل نابودی خدا دو نوشته از بودریارند که پی آمد های موضع نامتعارف او در حوزه ی ادبیات و مطالعات ادبی اند . او در پایان آناتما به زبان شناسی سوسوری حمله ور می شود که با تفکر رولان بارت و ژاک دریدا همخوان است اما درواقع او با برداشت های رایج پست مدرن در نگاه بارت و دریدا هم موافق نیست . بودریار ژانر داستان علمی – تخیلی را به عنوان نمود برجسته ای از ادبیات معاصر اساسا به پرسش می کشد .
    علاوه بر ساختارشکنی دیدگاه ها و نظریات پراگماتیست ها و نو پراگماتیست هایی مثل رورتی نیز در شکلگیری مبانی نظری و فلسفی پست مدرنیته سهم بسزایی دارد .
    ​
     
  8. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    جریان فکر فلسفی در فرانسه
    هرچند فلسفه وطن ندارد و شاید خیلی درست نباشد که از وطن فیلسوفها صحبت کنیم ، آن هم از وطن فلاسفه ای که همه ی دغدغه شان زیر سوال بردن مولف اثر است ، اما فرانسوی بودن و قرن بیستی بودن فیلسوفان فرانسوی مهم است .
    این که آیا می توان به فیلسوفان فرانسوی لقب فیلسوف داد یا نه مورد بحث و نزاع است . این فلسفه از سوی انگلیسی ها و فلاسفه ی تحلیلی مورد یک جور بی تفاوتی قرار می گیرد ، گویی این شکل از تفکر اصلا فلسفه نیست یا فلسفه به معنای واقعی نیست . شاید چون گرایش فلاسفه ی فرانسوی از آن آغاز بیشتر به سوی علوم انسانی مثل ادبیات و هنر و علوم اجتماعی و روانشناسی و از این دست بوده تا مثلا ریاضیات یا علوم . در سنت فرانسوی فرض بر این بوده که فلسفه با فرهنگ ادبی و هنری خویشاوندی دارد و علایق فکری فیلسوف بیشتر به پرسش های اخلاقی ، ادبی ، معنوی ، اجتماعی – سیاسی ، و فرهنگی متمرکز بوده تا بر منطق و علم ؛ برخلاف فلسفه ی تحلیلی که ذاتا انگلیسی است ، و گرایشش دقیقا منطق و ریاضیات است و از ادبیات و هنر به دور . گرایش غیر علمی و حتی ضد علمی فلسفه ی فرانسه در قرن بیست فرانسه بسیار آشکار است ، هرچند قبل از این هم در این کشور گرایش فیلسوفان هرگز علم نبوده و بیشتر مسائل اجتماعی ، اخلاقی و شخصی مورد توجه شان قرار می گرفته . پرسش آن ها بیشتر شبیه ضمیر اول شخص مونتی یعنی " چه می دانم ؟ " بوده تا پرسش کلی و تعمیم یافته ی لاک درباره ی یقین و کانت درباره محدوده ی شناخت انسان .
    بنابر این فلسفه نقش تعیین کننده ای در زندگی فرهنگی عمومی فرانسه داشته . ویژگی برجسته ی تحول فلسفه ی فرانسه در قرن بیستم ، تعمیق بحران ناشی از دیدگاه عقل گرا و انسان گرا درباره ی جهان است . فیلسوفان فرانسوی این دوره بر اهمیت جسمانیت و انضمامیت ، و رد مفهوم عقلانیت الگو گرفته از ریاضیات پا فشاری می کنند ، و زمان و شدن را به رسمیت می شناسند .
    فلسفه ی قرن بیست فرانسه را می توان به چهار دسته تقسیم کرد :
    1 - پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم " سارتر و مرلو- پونتی "
    2 – مارکسیسم فرانسوی


    3 – ساختارگرایی " لاکان و فوکو "
    4 – پسا ساختارگرایی " لویناس و دریدا و لیوتار
    ​
     
  9. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    شعر فرانسه
    وقت است بزدایی شاعر، نامت را، زادت را ، نژادت را
    سن- ژون پرس
    آنجایی که هستی خودش را بر فرد می گشاید ، و با هزار واژه بر اندام نحیف انسانی سرریز می کند ، نایی برای فرد نمی گذارد و حالا وقت دیوانگی است . باید از قالب های منظم فکر و منطق زبان بیرون زد و زبانی آفرید که شایسته این چیز تازه گشوده شده باشد . و هنر تنها زبانی است که در آستین راه های تازه بسیار دارد. گویی شعر زبان هستی است . فلاسفه ای هستند که معتقدند تفکر اصیل تنها در شعر شاعران امکان تحقق یافتن دارد ، و چنین می نماید که فضای فرانسه که موضوع مطالعه ی اینجای ماست محیط مناسبی بوده برای شعر ، حالا چه بخواهیم به عنوان بخشی از ادبیات به آن نگاه کنیم و در چهارچوب ادبیات از آن سخن بگوییم و چه معتقد باشیم که شعر چیز جدیدی است و در بند تعریف های ما از ادبیات نمی ماند .
    این دسته بندی شامل شعر فرانسه از آغاز تا 1984 است .
    در قرون وسطی یک جور وحدت در تفکر مردم غرب اروپا دیده می شد . زبان واحد لاتین بود . در کمدی الهی دانته می شود نمود این وحدت فرهنگی را دید . اما قلب این جریان فرانسه بود . فرانسه بود که بر این وحدت و یکپارچگی تسلط داشت و به آن شکل می داد . شعر از فرانسه شروع شد . هرچند شعر آن دوره رمانس و اشعار شوالیه ای بود که با آواز رولان آغاز شد . رولان نخستین حلقه زنجیره شعر پهلوانی است که تمام موضوعش جنگ است . رمانس به شعریا داستانی گفته می شود که به یکی از زبان های بومی نوشته شده باشد ، و این به معنای این است که اشعار آن دوره عمدتا عامیانه بودند . رمانس ها شباهتی به اشعار هومر نداشتند بلکه درواقع آثار کوتاه و پراکنده ای متناسب با فضای کند و آرام قرون وسطی بودند . مضمون نخستین آثار از رمانسهای قرون وسطی درباره اعمال قهرمانی و پهلوانی های شارلمانی و درباریان او بود، هر چند ،گاه نیز به معاصران دوران شارلمانی در اعصار تاریک می پرداختند. به دنبال این آثار نخستین، رمانسهایی در باره پهلوانی های تاریخی یا اساطیر روم ؛ یونان و تروا و قصه هایی از ماجرای شگفت انگیز آرتور ، پادشاه انگلستان، و شهسوارانش پدید آمد . بزرگترین رمانسی که بر پایه مضامین کلاسیـک در این دوران ساختــه شد ، رمانس تــروا بود که توسط "بنوا دوسی مور" از مردم شمال شرقی فرانسه در قالب مجموعه ای با سی هزار مصراع به رشته نظم در آمد . رمانسهایی تاریخی از این قبیل در عصر جدید نیزنوشته شده اند . مانند جنگ و صلح تولستوی .
    رمانس تروا به زبانهای مختلف ترجمه شد و حتی بیش از آن نمونه ای شد برای تقلید نویسندگان دیگر. از آن جمله باید به« شرح انهدام تروا» اشاره کرد که توسط گیدو دو کلومنیس در فرانسه و به زبان لاتین نوشته شد. این کتاب در سراسر اروپا با توفیق عظیمی روبرو شد که یکی از دلایل آن زبان جهانی آن بود.
    رمانس تروا تنها یکی ازصدها رمانسی بود که بر اساس مضامین کلاسیک ساخته شد ، البته باید گفت که کیفیت و کاربرد تاریخی همه آنها و منابع آنها نیز یکی بود ، برای مردمان قرون وسطی تاریخ جهان و بسیاری از سرزمینهای جهان ناشناخته بود از این رو هرکس قصه های شگفت و غریب درباره هر یک را به رغبت می شنید و می پذیرفت
    ​
     
  10. پاسخ : آشنایی با مکاتب ادبی جهان -

    شعر فرانسه (2)
    در قرون وسطی اشعار عاشقانه ای نیز به چشم می خورد . درواقع زمینه ی رمانتیک شعر دوره جدید اروپای غربی از قرون وسطی به یادگار مانده بود . جالب توجه است که این مفهوم در زادگاه خود فرانسه از میان رفت و در جامعه جدید فرانسه به ندرت می توان نشانی از آن یافت. بسیاری از نویسندگان این مفهوم را در آثار خود قلب کرده اند ، برای مثال رمانهای مونترلان و رمان تهوع نوشته سارتر بیان بیزاریند و کتاب بزرگ دیگری هست که نماد فساد و انحطاط آن است. قهرمان کتاب مادام بواری است که در جستجوی شور و عشق زندگی خود را به تباهی می کشاند حال آنکه شوهر با او رفتاری طبیعی، معقول، مانند همه شوهران فرانسوی و بسیاری از مردان زمان ما دارد .
    رمانسهای فرانسوی قرون وسطی ، بیش از هر چیز به سه موضوع می پرداختند . جنگ ، عشق، غرایب. با گذشت سال ها با اندک پیچیده شدن جهان قرون وسطایی ، موضوع جنگ به تدریج اعتبار خود را از دست داد و عشق و غرایب اهمیت بیشتری یافت و اوید بزرگترین شاعری بود که از غرایب و حوادث شگفت انگیز ، استحاله معجزه آسای موجودات و ماجراهای خارق العاده نجیب که غالبأ با نکته جنسی چاشنی می یافت عجین شده است. قصه اوید خیلی زود به ادبیات داستانی اروپا راه یافت که نخستین نمونه آن شاید منظومه فرانسوی پیراموس و تیسبه باشد .

    شعر امروز فرانسه متفاوت است چون توانایی این را داشت که در خود بشکند و چیز جدید سربر آورد . برای گریز از واقعیت قتل و آدم کشی راهی جز گریز به فریادهای برآمده در عالم خواب نبود . سورئالیسم شکل گرفت . چیزی که ساتر آن را فعالیتی در حد اعلای کمال نامید . در سال هزار و نهصد و چهل و پنچ که سورئالیسم هنوز چندان شناخته شده نبود ، در یک شعر تکوین یافته ناگهان روح راهنمای همه ی انواع ادبی شد و تنها یک چهارم شاعران از آن کنار ماندند . بعد از گذشت بیست و پنج سال سورئالیسم جدیدی پا گرفت که آنچه را نتوانسته بود در سال های میان هزار و نهصد و بیست تا هزار و نهصد و چهل بدست آورد ، در مه 1968 به دست آورد . این سورئالیسم تازه شکل گرفته ، بزرگان را به سخره گرفت و حکومت بورژوازی را به خطر انداخت . شعارهایش در و دیوار را پوشاند و آوازش به انگلستان و آمریکا رسید . اما حقیقت این است که خیلی پیش از مه 1968 ، میشل کاروژ توانسته بود بنویسد : " فلسفه ی سورئالیست ها یک نظریه ی کامل جهانی است که شیوه ای زنده از ویرانگری ها را القا می کند . در عین حال نوعی کیهانشناسی عملی است ، شیوه ای عملی است . جهان بینی سخت موافق با رویه ی عادت است ، دیدی کامل است که نخستین مواجهه با تحرک یک انقلاب کامل را ارمغان می کند . "

    نهضت طی نزدیک نیم قرن اظهار وجود کرده بود . در این زمان نویسنده ای توانسته بود پیش از همه با نفوذ سبک اثرگذار خود بدرخشد "آندره برتون" بود .
    ​