چیزی بنام راحتی محض وجود ندارد ، پس سعی کن از همین حالا راحت باشی به قول حكيم خيام تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وين عمر به خوشدلی گذارم یا نه پر کن قدح باده که معلومم نیست کاين دم که فرو برم برآرم یا نه فردا علم نفاق طی خواهم کرد با موی سپید قصد می خواهم کرد پيمانه عمر من به هفتاد رسید اين دم نکنم نشاط کی خواهم کرد امروز ترا دسترس فردا نيست و انديشه فردات به جز سودا نيست ضایع مکن این دم ار دلت بیدار است کاین باقی عمر را بقا پيدا نيست
پاسخ : كي راحت مي شم دلی که زخمها دارد در خود و در دریا غصه ها غرق است باید از گوشه خونه بگریزد و سر به دشت و کوه بگذارد"هق هق گریه را پای درخت پیر باید ریخت و گذری به باغ دلها باید داشت!"
پاسخ : كي راحت مي شم تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وين عمر به خوشدلی گذارم یا نه پر کن قدح باده که معلومم نیست کاين دم که فرو برم برآرم یا نه فردا علم نفاق طی خواهم کرد با موی سپید قصد می خواهم کرد پيمانه عمر من به هفتاد رسید اين دم نکنم نشاط کی خواهم کرد امروز ترا دسترس فردا نيست و انديشه فردات به جز سودا نيست ضایع مکن این دم ار دلت بیدار است کاین باقی عمر را بقا پيدا نيست