1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

3 داستان کوتاه جالب و خواندنی

شروع موضوع توسط ♥ yakamoz ♥ ‏11/9/11 در انجمن داستان

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,717
    تشکر شده:
    4,395
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    Telegram: vahid_yakamoz instagram: vahid_yakamoz
    [h=1][/h][h=1]
    [​IMG]​
    ​
    داستان کوتاه “قیمت تجربه”​
    مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت​
    او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد​
    دو سال بعد، از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های​
    چندین میلیون دلاری با اوتماس گرفتند​
    آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند​
    و هیچ کسی نتوانسته بود اشکال را رفع کند بنابراین، نومیدانه به او متوسل شده بودند​
    که در رفع بسیاری از این مشکلات موفق بوده است.​
    مهندس، این ا مر را به رغبت می پذیرد. او یک روز تمام به وارسی دستگاه می پردازد​
    و در پایان کار، با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه می کشد​
    و با سربلندی می گوید: اشکال اینجاست​
    آن قطعه تعمیر می شود و دستگاه بار دیگر به کار می افتد.​
    مهندس دستمزد خود را ۵۰۰۰۰ دلار معرفی می کند.​
    حسابداری تقاضای ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفی می کند​
    و او بطور مختصر این گزارش را می دهد:​
    بابت یک قطعه گچ: ۱ دلار و بابت​
    دانستن اینکه ضربدر را کجا بزنم: ۴۹۹۹۹ دلار !​
    ​
    ادامه داستان ها در لینک زیر ​
    ​
    ​
    داستان کوتاه “استانداردهای ژاپنی ها”​
    ​
    [​IMG]
    ​
    چند سال پیش، آی بی ام تصمیم گرفت که تولید یکی از​
    قطعات کامپیوترهایش را به ژاپنیها بسپارد​
    در مشخصات تولید محصول نوشته بود​
    سه قطعه معیوب در هر ۱۰۰۰۰ قطعه ای که تولید می شود قابل قبول است.​
    هنگامیکه قطعات تولید شدند و برای آی بی ام فرستاده شدند​
    نامه ای همراه آنها بود با این مضمون​
    مفتخریم که سفارش شما را سر وقت آماده کرده و تحویل می دهیم​
    برای آن سه قطعه معیوبی هم که خواسته بودید​
    خط تولید جداگانه ای درست کردیم و آنها را فراهم ساختیم​
    امیدواریم این کار رضایت شما را فراهم سازد !​
    ​
    داستان کوتاه “کشیش و رماتیسم”​
    ​
    [​IMG]
    ​
    کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست​
    مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید​
    پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟​
    کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است​
    مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد​
    بعد کشیش از او پرسید تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟​
    مردک گفت من روماتیسم ندارم​
    اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است​
    نکته:​
    پیش از پاسخ دادن مطمئن شوید سئوال را به خوبی متوجه شده اید و جواب آنرا می دانید !
    ​

    ​




    [/h]​