در سال 1336 در خلوت خانواده اي مؤمن كودكي به دنيا آمد كه او را محمد مهدي نام نهادند . وي قرآن را از ابتداي رشد در دامان پر مهر پدر و مادر آموخت و اين كتاب الهي را سر لوحه تمامي اعمال و كارهايش قرار داد. شهيد فولاد فر پس از گذراندن دوران مختلف تحصيل در سال 1356 موفق به اخذ مدرك ديپلم گرديد و مدتي بعد به خدمت سربازي رفت .روزهاي پر التهاب سال 1356 آبستن بسياري از حوادث بود. سيل خروشان اين انقلاب يك سال بعد با جريان توفنده اش كاخ ظلم را ويران نمود و علم پيروزي را در اقصي نقاط ايران اسلامي بر افراشت . شهيد فولادفر در هفده شهريور 57 به فرمان پير فرزانه انقلاب به جمع مردم مي پيوندد و با ترك پادگان ، خود را در كنار مردمي ميبيند كه بر جواناني چون او آغوش گشوده اند . پس از پيروزي شب شكنان بر ظلمت دير پاي ستم شاهي ، از خدمت سربازي معاف ميشود . ليكن شعله اي كه در نهادش افروخته شده اورا لحظه اي آرام نمي گذارد ، بالاخره در سال 1359 به خيل جان بر كفان سپاه مي پيوندد تا سبزي و جودش ، سرخي گلزار ولايت را جلوه اي نو ببخشيد . در همين ايام او كه پرواز ملكوتي كبوتران حرم را مشاهده كرده بود در اجراي فرمان ولي امر مسلمين به ميادين جهاد مي شتابد و در تكرار حماسه ، چنان گوي سبقت از دوستان مي ربايد كه حضورش تبلوري از ايثار و عشق مي شود ، چنان كه گويي مسكن و مأوايي به جز جبهه ندارد . او كه تعهد و تخصص از ويژگيهاي بارز وجودش بود ، مسؤوليت پست هايي چون معاون اطلاعات در جبهه هاي فارسيات ، مريوان و دهلاويه را به خوبي عهده دار شد ، تا هم دين خويش را به انقلاب ادا كرده باشد و هم انتقام خون شهيدان عزيزي را بگيرد كه غريبانه جان در راه اهداف متعالي خويش باخته بو دند . شوق شهادت كه از اوان جواني با وجودش آميخته بود زماني شعله گرفت كه با دست خويش برادر غرقه به خونش را به خاك شهادت سپرد . محمد مهدي فولاد فر با رزم بي امان خود ، عرصه را بر دشمن تنگ نمود و لحظه اي از پاي ننشست تا آنكه تلاشش مقبول درگاه احديت قرار گرفت و در 26 آبان ماه 1361 مصادف با بيست و هشتم ماه محرم ، جان عزادارش به جمع عاشو راييان پيوست و بر هودج نور ، از محور شر هاني به مقصد جاودانگي عزيمت كرد. .