1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگینامه خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی + اشعار

شروع موضوع توسط Zarirr ‏21/11/10 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

    باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست

    از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است

    غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست


    منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش

    که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست


    دولت آن است که بی خون دل آید به کنار

    ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست


    پنج روزی که در این مرحله مهلت داری

    خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست


    بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی

    فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست


    زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار

    که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست


    دردمندی من سوخته زار و نزار

    ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست


    نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی

    پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست
     
  2. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست

    تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست

    از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم

    این شکر گرد نمکدان تو بی چیزی نیست


    جان درازی تو بادا که یقین می‌دانم

    در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی نیست


    مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق

    ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست


    دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت

    ای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیست


    درد عشق ار چه دل از خلق نهان می‌دارد

    حافظ این دیده گریان تو بی چیزی نیست
     
  3. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    جز آستان توام در جهان پناهی نیست

    سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست

    عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم

    که تیغ ما بجز از ناله‌ای و آهی نیست


    چرا ز کوی خرابات روی برتابم

    کز این به هم به جهان هیچ رسم و راهی نیست


    زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر

    بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست


    غلام نرگس جماش آن سهی سروم

    که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست


    مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن

    که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست


    عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن

    که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست


    چنین که از همه سو دام راه می‌بینم

    به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست


    خزینه دل حافظ به زلف و خال مده

    که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست
     
  4. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

    و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

    گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

    گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت


    یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

    پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت


    در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست

    خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت


    خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم

    کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت


    گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

    شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت


    وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر

    ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت


    چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت

    شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت
     
  5. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

    بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

    یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم

    افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت


    بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار

    حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت


    با این همه هر آن که نه خواری کشید از او

    هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت


    ساقی بیار باده و با محتسب بگو

    انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت


    هر راهرو که ره به حریم درش نبرد

    مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت


    حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی

    هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت
     
  6. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت

    من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت

    گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز

    که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت


    چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید

    نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت


    به می عمارت دل کن که این جهان خراب

    بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت


    وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد

    چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت


    مکن به نامه سیاهی ملامت من مست

    که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت


    قدم دریغ مدار از جنازه حافظ

    که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت
     
  7. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

    که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

    من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

    هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت


    همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

    همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت


    سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها

    مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت


    ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل

    تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت


    نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس

    پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت


    حافظا روز اجل گر به کف آری جامی

    یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت
     
  8. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

    ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

    گل بخندید که از راست نرنجیم ولی

    هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت


    گر طمع داری از آن جام مرصع می لعل

    ای بسا در که به نوک مژه‌ات باید سفت


    تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد

    هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت


    در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا

    زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت


    گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو

    گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت


    سخن عشق نه آن است که آید به زبان

    ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت


    اشک حافظ خرد و صبر به دریا انداخت

    چه کند سوز غم عشق نیارست نهفت
     
  9. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

    آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت

    تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین

    کس واقف ما نیست که از دیده چه‌ها رفت


    بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش

    آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت


    دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم

    سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت


    از پای فتادیم چو آمد غم هجران

    در درد بمردیم چو از دست دوا رفت


    دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت

    عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت


    احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست

    در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت


    دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید

    هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت


    ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه

    زان پیش که گویند که از دار فنا رفت
     
  10. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

    ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت

    برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت

    جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت


    در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار

    هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت


    عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار

    گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت


    گر دلی از غمزه دلدار باری برد برد

    ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت


    از سخن چینان ملالت‌ها پدید آمد ولی

    گر میان همنشینان ناسزایی رفت رفت


    عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه

    پای آزادی چه بندی گر به جایی رفت رفت