1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگینامه خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی + اشعار

شروع موضوع توسط Zarirr ‏21/11/10 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

    گوهر هر کس از این لعل توانی دانست

    قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس

    که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست


    عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده

    بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست


    آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم

    محتسب نیز در این عیش نهانی دانست


    دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید

    ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست


    سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق

    هر که قدر نفس باد یمانی دانست


    ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی

    ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست


    می بیاور که ننازد به گل باغ جهان

    هر که غارتگری باد خزانی دانست


    حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت

    ز اثر تربیت آصف ثانی دانست
     
  2. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    روضه خلد برین خلوت درویشان است

    مایه محتشمی خدمت درویشان است

    گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد

    فتح آن در نظر رحمت درویشان است


    قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت

    منظری از چمن نزهت درویشان است


    آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه

    کیمیاییست که در صحبت درویشان است


    آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید

    کبریاییست که در حشمت درویشان است


    دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال

    بی تکلف بشنو دولت درویشان است


    خسروان قبله حاجات جهانند ولی

    سببش بندگی حضرت درویشان است


    روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند

    مظهرش آینه طلعت درویشان است


    از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

    از ازل تا به ابد فرصت درویشان است


    ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را

    سر و زر در کنف همت درویشان است


    گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز

    خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است


    من غلام نظر آصف عهدم کو را

    صورت خواجگی و سیرت درویشان است


    حافظ ار آب حیات ازلی می‌خواهی

    منبعش خاک در خلوت درویشان است
     
  3. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

    ببین که در طلبت حال مردمان چون است

    به یاد لعل تو و چشم مست میگونت

    ز جام غم می لعلی که می‌خورم خون است


    ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو

    اگر طلوع کند طالعم همایون است


    حکایت لب شیرین کلام فرهاد است

    شکنج طره لیلی مقام مجنون است


    دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است

    سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است


    ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی

    که رنج خاطرم از جور دور گردون است


    از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز

    کنار دامن من همچو رود جیحون است


    چگونه شاد شود اندرون غمگینم

    به اختیار که از اختیار بیرون است


    ز بیخودی طلب یار می‌کند حافظ

    چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است
     
  4. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    خم زلف تو دام کفر و دین است

    ز کارستان او یک شمه این است

    جمالت معجز حسن است لیکن

    حدیث غمزه‌ات سحر مبین است


    ز چشم شوخ تو جان کی توان برد

    که دایم با کمان اندر کمین است


    بر آن چشم سیه صد آفرین باد

    که در عاشق کشی سحرآفرین است


    عجب علمیست علم هیئت عشق

    که چرخ هشتمش هفتم زمین است


    تو پنداری که بدگو رفت و جان برد

    حسابش با کرام الکاتبین است


    مشو حافظ ز کید زلفش ایمن

    که دل برد و کنون دربند دین است
     
  5. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست

    چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست

    گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی

    او سلیمان زمان است که خاتم با اوست


    روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک

    لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست


    خال مشکین که بدان عارض گندمگون است

    سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست


    دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران

    چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست


    با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل

    کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست


    حافظ از معتقدان است گرامی دارش

    زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست
     
  6. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

    که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست

    نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر

    نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست


    صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد

    که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست


    نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس

    بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست


    مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را

    که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست


    نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است

    فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست


    زبان ناطقه در وصف شوق نالان است

    چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست


    رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت

    چرا که حال نکو در قفای فال نکوست


    نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است

    که داغدار ازل همچو لاله خودروست سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

    که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست

    نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر

    نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست


    صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد

    که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست


    نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس

    بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست


    مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را

    که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست


    نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است

    فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست


    زبان ناطقه در وصف شوق نالان است

    چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست


    رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت

    چرا که حال نکو در قفای فال نکوست


    نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است

    که داغدار ازل همچو لاله خودروست
     
  7. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    دارم امید عاطفتی از جانب دوست

    کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

    دانم که بگذرد ز سر جرم من که او

    گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست


    چندان گریستم که هر کس که برگذشت

    در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست


    هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان

    موی است آن میان و ندانم که آن چه موست


    دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت

    از دیده‌ام که دم به دمش کار شست و شوست


    بی گفت و گوی زلف تو دل را همی‌کشد

    با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست


    عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده‌ام

    زان بوی در مشام دل من هنوز بوست


    حافظ بد است حال پریشان تو ولی

    بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست
     
  8. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

    آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

    خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار

    خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست


    دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم

    زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست


    شکر خدا که از مدد بخت کارساز

    بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست


    سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار

    در گردشند بر حسب اختیار دوست


    گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند

    ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست


    کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح

    زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست


    ماییم و آستانه عشق و سر نیاز

    تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست


    دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک

    منت خدای را که نیم شرمسار دوست
     
  9. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

    بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست

    به جان او که به شکرانه جان برافشانم

    اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست


    و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

    برای دیده بیاور غباری از در دوست


    من گدا و تمنای وصل او هیهات

    مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست


    دل صنوبریم همچو بید لرزان است

    ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست


    اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را

    به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست


    چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد

    چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست
     
  10. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

    تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

    واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس

    طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست


    زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من

    بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست


    سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر

    هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست


    بس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنک

    دردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوست


    گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا

    خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست


    میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

    ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست


    حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز

    زان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست