1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حکایتهایی از امام حسن (ع)

شروع موضوع توسط سجاد.اروميه ‏3/9/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏8/8/11
    ارسال ها:
    4,021
    تشکر شده:
    408
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    بماند
    عبادت سيد نجيبان در پيشگاه الهي


    وقتي وضو مي گرفت، تمام بدنش از ترس خدا مي لرزيد و چهره اش زرد مي شد. مي پرسيدند: اي پسر رسول خدا! چرا؟ مي فرمود: «بنده و عبد خدا بايد هنگامي که آماده بندگي به درگاه او مي شود، از ترس او رنگش تغيير کند و اعضايش بلرزد».(1)
    وقتي به آستان مسجد مي رسيد، مي گفت: «خدايا! مهمانت بر در خانه است. اي نيکو کار! بدرفتار به سويت آمده است. اي خداي کريم! به زيبايي هايي که داري، از زشتي هايي که از من مي داني، در گذر».(2)
    وقتي به نماز مي ايستاد، تمام تنش مي لرزيد.
    امام صادق (عليه السلام) مي گفت: «امام مجتبي (عليه السلام) عابدترين مردم زمان خودش بود».(3)


    1-به نقل از: ابن شهر آشوب، مناقب، ج4، ص14.
    2-به نقل از: بحارالانوار، ج43، ص339.
    3-به نقل از: همان، ص 331. ​