پاسخ : الونک تنهایی من صفحهً زندگي من اگر روح پریشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازی دوران دارم دل گریان،لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم در غمستان نفسگیر، اگر نفسم میگیرد آرزو در دل من متولد نشده، می میرد یا اگر دست زمان درازای هر نفس جان مرا میگیرد دل گریان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارم من اگر پشت خودم پنهانم من اگر خسته ترین انسانم به وفای همه بی ایمانم دل گریان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دار
پاسخ : الونک تنهایی من به نامش... من اکنون احساس می کنم، بر تل خاکستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم، تنها مانده ام. و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم. و اعماق آسمان ساکت را می نگرم. و خود را می نگرم. و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ، این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است، و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر که تو این جا چه می کنی؟ امروز به خودم گفتم: من احساس می کنم، که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد. همین و همین. دکتر علی شریعتی
پاسخ : الونک تنهایی من [COLOR=#330066][IMG]http://blissfullydomestic.com/wp-content/gallery/photo-bliss/love-story.jpg[/IMG][/COLOR] عشق...عشق...عشق... چه واژه ی غریبی سرد...بی معنا...خاک خورده... چه به سرش آمد؟ کسی می داند؟! آن کلمه که ژرفای تمام زندگی بود حالا دیگر به عنوان یک کلمه هم از او یاد نمی شود. چه باید کرد؟ سرنوشتش این بود. این که در ویرانی ها گم گردد. این که دیگر هیچکس قدرت درک آن را نداشته باشد این که دل هم تنها باشد...تنهای تنها... سرنوشت است.کاری نمی شود کرد.
پاسخ : الونک تنهایی من فرقـے نمـے کند !! بگویم و بدانـے ...! یا ... نگویم و بدانـے..! فاصله دورت نمی کند ...!!! در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد. دلــــــــــ ــــــــــــــــــــ ـــ ــــــــــــــــــــ ـم
پاسخ : الونک تنهایی من کنار آشیانه ات آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم ... کسی سوال می کند: بخاطر چه زنده ای؟! و من برای زندگی تـــو را بهانه می کنم ...
پاسخ : الونک تنهایی من [COLOR=#c2e7ff][COLOR=#c2e7ff][IMG]http://www.aftabblog.com/uploads/z/zari/154166.jpg[/IMG] [/COLOR][/COLOR]بگذار این خاطرات بهانه ای باشند برای لحظه های دلتنگی...
پاسخ : الونک تنهایی من دستانم را بگیر... مرا از باتلاق کابوس های شوم نجات ده... مرا با گام های استوار خویش همراه کن... من به تکیه گاه گرم تو نیاز دارم...نجاتم بده...
پاسخ : الونک تنهایی من [h=2][/h] سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولى دل به پائیز نسپرده ایم چو گلدان خالى لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر خون دل بود، ما خورده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر داغ شرط است، ما برده ایم اگر دشنه دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گرده ایم گواهى بخواهید، اینک گواه همین زخم هایى که نشمرده ایم! دلى سر بلند و سرى سر به زیر از این دست عمرى به سر برده ایم