در متون اقتصادي رقابت حالتي از بازار اطلاق مي شود كه در آن مقدار زيادي خريدار و فروشنده مستقل براي بدست آوردن و يا فروش كالاهاي مشابه تلاش مي كنند. به عقيده آدام اسميت اساس رقابت اعمالي است كه بنگاهها عليه هم انجام ميدهند. استيگلر رقابت را شرايطي تعبير مي كند كه در آن قدرت انحصاري موثر وجود نداشته باشد و علاوه بر اين هيچ يك از خريداران و فروشندگان قدرت تعيين قيمت را نداشته باشند. مقام رقابت مقام رقابت نهاد يا مجموعه نهادهايي است كه ضامن اجراي قانون رقابت است. اين نهاد ضامن پيشگيري از سوء استفاده از قدرت انحصاري توسط يك بنگاه شده و ساير رفتارهاي ضد رقابتي است. از طرف ديگر از ادغام و يا تملكي كه نافي رقابت باشد، ممانعت مي كند. همچنين وقتي كه ساختار صنعت به سمت محدود كردن رقابت تغيير كند، مقام رقابت راه حل هاي ساختاري از قبيل محروميتهاي اجباري را در پيش مي گيرند. قانون رقابت هدف از قانون رقابت، حمايت از منافع عمومي در مقابل قدرت انحصاري است با آنكه قانون رقابت و سياستهاي رقابتي و نهادهاي تنظيم كننده ابزاري براي تامين اهداف دولت فراهم مي آورند ،داراي سه مفهوم متمايز هستند كه عدم هماهنگي بين آنها مي تواند منجر به نتايجي بر خلاف انتظار شود. موانع تنظيمي در مقابل رقابت شامل اقداماتي است كه از طريق واحدهاي دولتي(مثل دولت مركزي) و يا مجموعه هاي منتخب از سوي دولت به انجام رسد و در نهايت ممكن است مانع رقابت شده و منجر به از دست رفتن رفاه شود چنين اقداماتي را مي توان در زمينه هاي متعددي همچون مخابرات و خدمات مالي و ... مشاهده كرد. اقدامات مربوطه كه مي توانند بر ساختار و عملكرد بازار اثر منفي بگذارند عبارتند از: -اعمال محدوديت بر رقابت از طريق برقراري استانداردهاي غير معمول، اين مساله منجر به افزايش موانع ورود به بازار مي شود. -معاف كردن برخي فعاليت ها از قوانين رقابت.
پاسخ : رقابت -- مطالعه نظريات صاحب نظران و پژوهشگران مختلف نشان ميدهد که از رقابتپذيري تعريف و تعبير واحدي وجود ندارد. اما به طور کلي ميتوان رقابتپذيري را قابليتها و توانمنديهايي دانست که يک کسب و کار، صنعت، منطقه، کشور دارا هستند و ميتوانند آنها را حفظ كنند تا در عرصة رقابت بينالمللي نرخ بازگشت بالايي را در فاكتورهاي توليد ايجاد كرده و نيروي انساني خود را در وضعيت نسبتاً بالايي قرار دهند. به عبارت ديگر، رقابتپذيري توانايي افزايش سهم بازار، سوددهي، رشد ارزش افزوده و ماندن در صحنه رقابت عادلانه و بين المللي براي يک دوره طولاني است. رقابتپذيري در اثر ترکيبي از داراييها و فرايندها به وجود ميآيد. داراييها يا به صورت موهبتي است (مثل منابع طبيعي) و يا ساخته شده بهوسيلة انسان است (مثل زير ساختها) و فرايندها كه داراييها را به منافع اقتصادي حاصل از فروش به مشتريان تبديل ميكند و در نهايت موجب ايجاد رقابتپذيري ميگردند. اين مطالب را مي توان به صورتي كه در شكل (1) نشان داده شده به صورت فرمول رقابت پذيري جهاني نشان داد. در بررسي رقابتپذيري ميتوان از زاوية ديگري نيز به مسئله نگريست و آن منابع ايجاد رقابتپذيري است. منابع ايجاد رقابتپذيري را ميتوان در سه دستة فناوري، سازمان و نيروي انساني تقسيمبندي کرد. مزيت رقابتي حاصل از نيروي انساني دوام و پايداري بيشتري نسبت به ساير مزيتهاي رقابتي دارند و مدت زمان بيشتري لازم است تا رقبا بتوانند اين مزيتهاي رقابتي را تقليد كنند. استراتژي رقابتي ماهيت تدوين استراتژي عبارت است از مرتبط كردن يك شركت به محيط اطرافش اگرچه محيط مربوط خيلي گسترده است و عوامل اجتماعي و اقتصادي را دربرمي گيرد جنبه هاي كليدي محيط شركت صنعت يا صنايعي است كه شركت در آنها رقابت مي كند. ساختار صنعت نقش عمده اي در تعيين قواعد رقابت و استراتژي هايي كه بطور بالقوه در دسترس شركت قرار دارند ايفا مي كند. اهميت نيروي بيرون از صنعت اساسا به شكل نسبي است از آنجايي كه نيروهاي بيروني معمولا همه ي شركتهاي فعال در يك صنعت را تحت تاثير قرار مي دهند عامل اصلي در توانايي هاي متفاوت شركتها در برخورد با آنها مي باشد. شدت رقابت در يك صنعت را نمي توان به تصادف و يا بدشانسي ربط داد بلكه رقابت در يك صنعت ريشه در ساختار پايه اي اقتصاد آن دارد و فراتر از عملكرد رقباي موجود مي باشد ماهيت رقابت در يك صنعت بستگي به 5 عامل اساسي رقابتي دارد كه عبارتند از: 1- رقباي موجود 2- رقباي بالقوه 3- خريداران 4- تامين كنندگان 5- محصولات جديد توان جمعي اين چند عامل توان سود آوري را در يك صنعت تعيين مي كند. اين توان سوددهي با توجه به بازده دراز مدت سرمايه اندازه گيري مي شود. [FONT="]پتانسيل همه صنايع يكسان نيست و از آنجايي كه توان جمعي عوامل متفاوت است اصولا پتانسيل سود نهايي آنها نيز متفاوت خواهد بود.[/FONT]
پاسخ : رقابت -- مايکل پورتر از استادان دانشکدة بازرگاني دانشگاه هاروارد يکي از محققان فعال در زمينه مطالعات رقابتپذيري است. وي در سال 1980 کتاب «استراتژي رقابتي»، در سال 1985 کتاب «مزيت رقابتي» را به رشته تحرير در آورده است. همچنين در سال 1990 کتاب «مزيت رقابتي ملتها» را عرضه داشت که در آن مدل «الماس» (diamond model) در رقابتپذيري معرفي شده است. پورتر در اين مدل ، رقابتپذيري را حاصل تعامل وبر همکنش چهار عامل اصلي ميداند: 1- فاکتورهاي دروني؛ 2- شرايط تقاضاي داخلي؛ 3- صنايع مرتبط و حمايت کننده؛ 4 - استراتژي، ساختار و رقابت. به اعتقاد «پورتر»، اين فاكتورهاي چهارگانه به صورت متقابل بر يکديگر تاثير دارند و تغييرات در هر کدام از آنها ميتواند بر شرايط بقيه فاکتورها مؤثر باشد. علاوه بر آن، دو عامل بيروني دولت و اتفاقات پيشبيني نشده نيز بر عوامل چهارگانه تأثير غير مستقيم دارند و از طريق تاثير بر آنها ميتوانند در رقابتپذيري نيز تاثير گذار باشند. الف - فاکتورهاي دروني: مجموعهاي از عوامل مؤثر در توليد کالا يا خدمات، مانند مواد اوليه، کيفيت و ميزان دسترسي به آن، نيروي انساني بدون مهارت و يا ماهر و آموزش ديده، بهرهوري و خلاقيت و نوآوري نيروي انساني، زير ساختها، مسائل تکنولوژيک، ميزان سرمايه و دسترسي به آن، توانمنديها و قابليتهاي مديريتي و ... که براي رقابت در عرصه بازارهاي رقابتي ضروري است، فاکتورهاي دروني را تشکيل ميدهند. پورتر فاکتورهاي دروني را در دو دسته تقسيم بندي ميکند: - فاکتورهاي عمومي شامل مواردي مانند مواد اوليه، انرژي، نيروي انساني بدون مهارت خاص. - فاکتورهاي تخصصي شامل مواردي مانند نيروي انساني ماهر و متخصص، دانش فني پيشرفته و فناوري پيشرفته. فاکتورهاي تخصصي در مقايسه با فاکتورهاي عمومي مزيت رقابتي پايدارتري را ايجاد مي كند. ب- شرايط تقاضاي داخلي: شرايط تقاضاي داخلي ماهيت و چگونگي تقاضا را در بازارهاي داخلي براي محصولات يک صنعت مشخص ميکند. اندازه و رشد تقاضا در رقابتپذيري صنايع تاثير بسزايي دارد. پورتر معتقد است که وجود بازار داخلي بزرگ و در حال رشد موجب تشويق سرمايه گذاران براي توسعه فناوري و بهبود بهرهوري گرديده و اين مسئله به عنوان مزيت رقابتي براي آن ملت محسوب ميگردد. در مقابل، بازارهاي داخلي کوچک که داراي رشد پاييني هستند شرکتها و صنايع را به دنبال فرصتهاي صادراتي ميکشاند. تقاضاي داخلي داراي دو جنبه کمي و کيفي بازار است. اندازه تقاضاي داخلي حداقل مقياس اقتصادي فعاليتهاي بنگاههاي داخلي را تعيين كرده و آنها را قادر مي سازد تا از يک تقاضاي پايدار برخوردار گردند. اما بايد توجه داشت که منافع اصلي تقاضاي داخلي در رقابتپذيري از ديدگاه کيفي است. انتظارات مشتريان از کيفيت محصولات و خدمات ميتواند انگيزهاي براي افزايش قدرت رقابتپذيري يک کسب و کار گردد و به عنوان محرکي قدرتمند در جهت توسعه و ارتقاي رقابتپذيري بنگاهها و حتي از ديد كلان رقابتپذيري کشورها گردد. ج- صنايع مرتبط و حمايت کننده: صنايع مرتبط و حمايت کننده مي تواند شامل تأمين کنندگان مواد اوليه يا تجهيزات و ابزارآلات، توزيع کنندگان و فروشندگان، سيستمهاي توزيع محصول، موسسات تحقيقاتي، سرويسهاي مالي مانند بانکها و بورس اوراق بهادار، سيستمهاي حمل و نقل، دانشگاهها، مراکز و مؤسسات تحقيقاتي و صنايعي باشد که از يک نوع فناوري، مواد اوليه و امکانات آزمايشگاهي استفاده ميکنند. ارتباط و همکاري با اين صنايع و مراکز در توسعه سطح محصولات و خدمات و بهبود آنها و در نهايت ارتقاي رقابتپذيري مؤثر است. د- استراتژي، ساختار و رقابت: شرايطي که طبيعت و جوهره رقابت را در سطح کلان اجتماع تحت کنترل دارد و همچنين راه و روشي که بنگاهها و سازمانها تأسيس، سازماندهي و مديريت ميشوند بر رقابتپذيري تأثير بسزايي دارد. بنابراين، ساختار و استراتژيهايي که براي مديريت و راهبري يک بنگاه يا صنعت تدوين و اجرا ميگردد، تاثيري مستقيم بر عملکرد و رقابتپذيري آن دارد. پورتر به منظور ايجاد مزيتهاي رقابتي، استراتژيهاي عمومي را پيشنهاد مي كند. بر اساس اين استراتژيها يک کسب و کار از دو راه ميتواند براي خود مزيت رقابتي ايجاد كرده و موقعيت رقابتي خود را بهبود ببخشد: - ارائه کالا و يا خدمات با هزينة کمتر (مزيت هزينهاي)؛ - ارائه کالا و خدمات متنوع با ويژگيهاي متمايز (مزيت تمايز). هر يک از اين استراتژيها ميتواند توسط بنگاهها اعمال گردد و يا تنها بخشي از آن را پوشش دهند. هر يک از اين استراتژيها موقعيت رقابتي خاصي را براي بنگاه ايجاد ميكند. علاوه بر اين، پورتر ماهيت و ميزان رقابت در هر محيط صنعتي را به مجموعهاي از پنج نيروي مختلف وابسته ميداند و معتقد است که با افزايش تعداد رقبا و شدت يافتن رقابت بين اين نيروهاي پنج گانه، رقابتپذيري کل صنعت و به تبع آن کل کشور افزايش خواهد يافت. دليل اين مسئله را ميتوان در تلاش متقابل رقبا براي افزايش کيفيت و يا کاهش هزينههاي محصولات و يا خدمات براي کسب رضايت مشتريان دانست که در نهايت موجب افزايش سطح استانداردهاي زندگي و رضايتمندي بيشتر در مشتريان خواهد شد. ه – دولت: دولت به عنوان يک نيروي عمده، همواره در رقابتپذيري مؤثر است و با مداخله خود در امور مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي و اعمال قوانين و مقررات بر رقابتپذيري تأثير مثبت و حتي منفي داشته است. سياستهاي پولي، مالي و بازرگاني و قوانين مالياتي، سياستهاي حمايتي، سياستهاي اداري و تشکيلاتي، قوانين مربوط به صادرات و واردات، نرخ ارز، حجم پول و نرخ بهره، تورم، هزينههاي دولت و تصميمگيريهاي ديگر در سطح اقتصاد خرد و کلان، توافقهاي رسمي و غير رسمي مقامات سياسي، برقراري يا توسعه روابط سياسي تجاري و يا قطع روابط اقتصادي- تجاري با سايرکشورها از جمله بارزترين عوامل تأثير گذار بر رقابتپذيري بنگاهها، صنايع و کشورها هستند که به طور مستقيم با دولتها درارتباطند. [FONT="]و- اتفاقات پيشبيني نشده: اتفاقات پيشبيني نشده حوادث و مسائلي هستند که بر رقابتپذيري تأثير- مثبت و يا منفي- داشته ولي به صورت تصادفي و خارج از کنترل بنگاهها، صنايع و حتي دولتها رخ ميدهند. حوادث غير مترقبه، جنگ، تحريمهاي اقتصادي، شوکهاي نفتي، بحرانهاي اقتصادي- سياسي و يا نوآوريهاي عميق تکنولوژيک نمونهاي از اتفاقات پيشبيني نشده هستند.[/FONT]
پاسخ : رقابت -- [FONT="]مدل الماسپورتر اگر چه يکي از موفقترين مدلهاي ارائه شده در زمينة رقابتپذيري است و بسياري از تحقيقات بر پاية اين مدل پايهريزي شدهاند، ولي مدل مزبور عوامل مؤثر بر رقابتپذيري را تنها محدود به محيط داخلي يک کشور ميداند و از تحرک و جابه جايي منابع و عوامل گوناگون توليد مانند سرمايه، نيروي انساني، فناوري، دانش فني، تحقيق و توسعه در سطح جهاني و بينالمللي، بهخصوص توسط سرمايه گذاريهاي مستقيم خارجي و شرکتهاي چند مليتي غفلت كرده است. علاوه بر اين، دگرگونيهاي بينالمللي و شرايط سياسي- اقتصادي جهاني نيز رقابتپذيري کشورها را تحت تاثير قرار ميدهد. از سوي ديگر، علاوه بر شرايط تقاضاي دروني يک کشور بازارهاي جهاني و تقاضاي بينالمللي و پتانسيلهاي موجود براي صادرات نيز در رقابتپذيري مؤثرند. اين مسئله بويژه با گسترش تجارت جهاني اهميت فراوني يافته است. علاوه بر اين، دولتها در اقتصادهاي نسبتا کوچک و کشورهاي توسعه نيافته که بخش عمدهاي از فعاليتهاي اقتصادي در آنها در اختيار دولت است، نقش تعيين کنندهتري در رقابت پذيري دارا هستند. اين موارد موجب گرديده تا توسط صاحب نظران اصلاحاتي در مدل الماس پورتر صورت گيرد که نتيجة آن معرفي مدلهاي ديگري مانند «مدل الماس مضاعف» و بعد از آن مدل الماسمضاعف تعميم يافته، گرديده است كه در آنها توجه بيشتري به مسائل بينالمللي و تاثير ساير کشورها بر رقابتپذيري يک کشور و صنايع موجود در آن شده است.[/FONT]
پاسخ : رقابت -- رقابت پذيري، فرايندي است كه هر نهادي مي كوشد تا از آن طريق بهتر از ديگري عمل كرده و از وي پيشي گيرد. درواقع مي توان از آن به عنوان تلاشي ياد كرد كه يك بنگاه اقتصادي، صنعت يا كشور براي برتري يافتن نسبت به يك بنگاه اقتصادي، صنعت يا كشور ديگر در عرصه رقابت انجام مي دهد. در سطح بين المللي، كشورها به دليل كمبود منابع مالي، فني و تخصصــــي لازم، مي بايد براي رسيدن به ثروت و بهره مند ساختن آحاد جامعه خود از رفاه، با يكديگر به رقابت بپردازند. از اين رو، كسب توانمنديهاي رقابتي در جهان امروز به يكي از چالشهاي اساسي كشورهاي مختلف در سطح بين المللي تبديل شده است. براي برخورداري از توان رقابتي، عوامل مختلفي بايد وجود داشته باشندكه از جمله عوامل و شاخصهاي اصلي رقابت پذيري در دو سطح ملــي و بين المللي مي توان به عوامل ذيل اشـــاره كرد. الف - استاندارد سطح زندگي؛ ب - تجـارت؛ ج - بهره وري؛ د - سرمايه گذاري. تركيب اين عوامل با يكديگر، تعيين كننده ميزان رقــــــابت پذيري يك كشور در بعد بين المللي است. فناوري مي تواند درهريك از عوامل مذكور نقش اساسي ايفا كند. به كمك فناوري مي توان زيرساختهاي لازم براي سرمايه گذاري را فراهم آورد. همچنين فناوري سبب افزايش ميزان كارايي توليد و به تبع آن افزايش بهره وري مي شود. ازسوي ديگر، فناوري به ارتقا و تسهيل تجارت كمك قابل توجهي مي كند. در سطح بنگاههاي اقتصادي، فناوري از عوامل مهم افزايش توان رقابتي پذيري محسوب مي شود. زيرا از طريق تبلور در متمايزسازي محصولات، كاهش هزينه ها و ايجاد فرصتهاي جديد كسب و كار به بنگاههاي اقتصادي در كسب مزيت رقابتي كمك مي كند. درواقع فناوري مي تواند با كاهش قيمت تمام شده محصولات، بهبود كيفيت كالاها يا خدمات توليدي و تغيير مشخصات محصولات، عـــــاملي براي رقابت پذيري بنگاههاي اقتصادي در عرصه بازارهاي جهاني و منطقه اي باشد. در سطح صنعت، چنانچه آن صنعت توانايي بهبود، توسعه و نوآوري تكنولوژيكي را داشته باشد و بتواند با استفاده از سازوكارهاي مناسب به انتشار فناوري در بنگاههاي اقتصادي زيرمجموعه خود كمك كند، آنگاه با افزايش سطح توانمنديهاي مجموعه بنگاههاي زيرمجموعه خود، به سوي رقابت پذيري گام برخواهد داشت. [FONT="]اما عامل رقابت پذيري و حضور در بازارهاي مختلف، تنها عامل پيدايش و اهميت يافتن مديريت فنــــــاوري در عرصه ملي و بين المللي نبوده است. عوامل متعدد ديگري همچون محدود بودن منابع تكنولوژيك، سرمايه گذاريهاي هنگفت جهت نوآوري و توسعه فناوري، دشواري دستيابي به فناوريهاي توسعه يافته توسط ديگر بنگاهها، پررنگ شدن حمايت ازحقوق مالكيت معنوي و... ضرورت روزافزون مديريت اين منبع حياتي را در سطوح مختلف آشكار ساخته است[/FONT]
پاسخ : رقابت -- در سراسر دنیا ، بسیاری از کشورها مانند برزیل از منابع طبیعی فراوانی بهره مندند ، در حالیکه برخی دیگر ، مانند مکزیک می توانند نیروی کار ارزان قیمت ارائه نمایند. برخی مانند ژاپن برای تحصیلات و آموزش تعهد بسیار زیادی دارند ، در حالیکه برخی دیگر مانند ایالات متحده آمریکا دارای نوآوری و کارآفرینی می باشند. کشورها در نوع فعالیتی که می توانند انجام دهند ( آنچه را که می توانند عرضه کنند ) متفاوتند و شرکتها هم به صورتی فزاینده عملیات زنجیره ارزشی خود را در بخش هایی از دنیا متمرکز می نمایند که بتوانند از نعمتهای مختلف موجود در آن کشورها بهره مند گردند . پورتر در آخرین کتاب خود ابراز می دارد برخی از کشورها نسبت به بقیه از وجود درصد بیشتری از شرکتهای موفق ( درخاک خود ) بهره مندند . برای مثال ایالات متحده آمریکا در زمینه فعالیتهای تفریحی ، ایتالیا در سنگ های ساختمانی و موزائیک ، سوئد در کامیون ، ژاپن در صنعت بانکداری ، سوئیس در شیرینی جات و آلمان در صنعت خودرو . پورتر این ویژگیها را به حساب چهار عامل سرنوشت ساز گذاشت که عبارتند از : 1- وجود توانائیهای بالقوه در زمینه های فنی محدود در یک کشور 2- تقاضای بسیار زیاد برای نوع خاصی از محصول یا خدمت در یک کشور 3- وجود صنایع پشتیبان در همان کشور 4- وجود شرکتهای رقیب بسیار سرسخت در همان کشور برای مثال اغلب رقبای محلی موجب افزایش رشد شرکتهای عرضه کننده مواد اولیه و توزیع کننده محصولات ساخته شده می شوند. سازمانها باید در اجرای استراتژیهایی که موجب تقویت سازمان در راه سرمایه گذاری در زمینه تواناییهای نسبی و بالقوه در کشورهای مختلف می شود از هیچ کوششی فروگذار نکنند . از دیدگاه پورتر ، تفاوت نسبی بین کشورها باعث می شود که در زمینه مدیریت استراتژیک دیدگاههای زیر را تعمیم داد : - از نظر رقابت ، کاهش ارزش بد است. - چشم پوشی در برابر نقض قوانین ضد انحصاری بد است. - اغماض درباره بی توجهی به حفظ محیط زیست و نقض مقررات مربوطه بد است . - حذف مقررات و قوانین دست و پا گیر خوب است . - ترویج همکاری بین شرکتها بد است. - قراردادهای منظم بازاریابی بد است. [FONT="]- افزایش قراردادهای دفاعی بد است .[/FONT]