پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی رنگ بندی و رنگ آمیزی در فرش [HR][/HR] نقشه و رنگ در فرش ایران دو ویژگی مهمی هستند كه به فرش زیبایی و ارزش هنری می بخشند. چنانچه در هریك از این دو ویژگی نقصی پیدا شود، نه تنها بر ویژگی دیگر اثر می گذارد، بلكه به كل ارزش فرش نیز آسیب می رساند. هرچند در مقایسه این دو ویژگی، اهمیت نقشه فرش بیشتر است؛ ولی رنگ فرش نیز در جای خود ارزش خاصی داشته و شهرت بسیاری از فرشهای گذشته ایران به خاطر زیبایی و جلوه رنگهای آنهاست. در فرش، رنگ بندی و رنگ آمیزی دو معنای متفاوت دارد كه باید به هر یك جداگانه پرداخت شود: الف- رنگ بندی هدف از رنگ بندی در نقشه فرش، كنار هم قرار دادن رنگها به نحوی است كه در كل نقشه یك هماهنگی و توازن پدید آید. همان طور كه گفته شد، در هنرهای سنتی ایران و به خصوص فرش كه تداوم و تكامل این هنرهاست، نقش آفرینی محدود است. محدودیت نقش آفرینی طبیعتاً به محدود شدن رنگها نیز منجر می شود و از آنجا كه در رنگ آمیزی سنتی در ایران، سایه زدن و ایجاد حالات با استفاده از نور و حجم كاربرد ندارند، بنابراین استفاده از رنگها محدود بوده و غالباً به وسیله مرزهای مشخصی از یكدیگر جدا می شود. همان طور كه نقش آفرینان و هنرمندان نقاش به علت محدودیت دركار خویش به ریزه كاری و هنرنمایی در محدوده های كوچك هنری پرداخته اند، در مورد رنگ نیز با تمرین و تجربه و كاربرد تعداد محدودی رنگ در زمینه های مشخص، توانسته اند در استفاده از آنها به حد كمال برسند. اوج زیبایی در هنر رنگرزی نقاشان ایرانی را می توان در مینیاتور و تزیینات كتابهای كهن مشاهده كرد. بدین ترتیب باید دانست كه استفاده از رنگهای مختلف در طراحی و نقاشی ایرانی تا حدود زیادی محدود است و هر رنگی را نمی توان در نقاشی ایرانی استفاده كرد. بدین ترتیب طی سالها استفاده از رنگها، مقرراتی به وجود آمده است كه اوج آن را می توان در روی رنگهای به كار رفته در فرش مشاهده كرد. به طور مثال استفاده از رنگهای تند و خالص در هنر ایرانی رایج نیست؛ رنگها عموماً ناخالص هستند كه به آنها رنگهای پخته می گویند. رنگ بندی فرشهای ایران حتی اگر دارای تیرگی نباشد، فرشهای زمینه سرمه ای و یا قرمز، دارای نرمش و لطافتی است كه در بیننده ایجاد آرامش می كنند. یكی از دلایل این امر ( ایجاد آرامش ) را می توان استفاده نكردن از رنگهای تند و خالص نظیر نارنجی، زرد و یا رنگهای تركیبی سبك نظیر بنفش، صورتی و یا سبز ( اصطلاحاً فسفری ) دانست. قرار دادن رنگهای تیره چنانچه در زمینه و یا در حاشیه باشد، به وسیله گلها و یا نقوشی با رنگهای آرام و شاد تعدیل می شوند و اصولاً رنگهای تیره كنار یكدیگر قرار نگرفته و هر رنگ به وسیله نقطه چین رنگ روشن از رنگ دیگر جدا می شود. چنانچه متن فرش تیره تر باشد، به طور معمول حاشیه آن رنگ روشن دارد و برعكس، اگر در حاشیه فرش رنگ تیره به كار رفته باشد، در متن از رنگهای روشن استفاده می شود. همان طور كه در مورد نقوش فرش گفته شد، در سالهای اخیر با وارد شدن تابلو بافی و نقشه هایی كه در آنها تعداد زیادی رنگ به كار رفته، تا حدود زیادی محدودیت سنتی كه ناشی از استفاده از رنگهای گیاهی بوده است از بین رفته است. با این وجود حتی در رنگ بندی فرشهای تابلویی، بخصوص تابلوهایی كه بر اساس مینیاتورهای ایرانی تهیه می شود، روح كلی حاكم بر رنگ بندی ایرانی را می توان احساس كرد. ب- رنگ آمیزی و نوع رنگ با آنكه رنگ بندی اولیه در نقشه به میزان زیادی تعیین كننده رنگهای فرش است؛ ولی نوع رنگ به كار رفته در فرش نیز بسیار مهم است؛ تا آنجا كه می توان گفت یكی از دلایل برتری فرشهای ایرانی نسبت به انواع مشابه چینی یا هندی، نوع خاص رنگهای ایرانی است. این در شرایطی است كه می دانیم در كشورهای آسیایی، بخصوص دو كشور چین و هند رنگ ارزش خاصی دارد. رنگهای مورد استفاده در فرش، رنگهای خاصی هستند كه به آنها اصطلاحاً رنگ پخته می گویند. این رنگها عمدتاً ناخالص بوده و نسبت به رنگهای خالص صنعتی از شفافیت و درخشندگی كمتری برخوردارند. علت اصلی این خاصیت آن است كه در گذشته برای رنگرزی نخهای مورد استفاده در فرش، عمدتاً از رنگهای گیاهی و طبیعی استفاده می شده است و ساختمان رنگی این گیاهان ( یا قرمزدانه كه رنگ حیوانی است ) عمدتاً ناخالص است. به طور مثال در ماده رنگی روناس، تركیبات رنگی مختلفی وجود دارد كه به هنگام رنگرزی بر روی یكدیگر و بر روی خامه فرش اثر گذارده و رنگ حاصله را تغییر می دهند. تركیبات موجود در ماده رنگی روناس كه عمدتاً در ریشه آن می باشد، ممكن است دارای رنگ ارغوانی، صورتی مایل به زرد یا قرمز یا تركیبی از این هر سه رنگ باشد. به همین دلیل به هنگام رنگرزی این رنگها، روی خامه رنگ شده اثر می گذارند. گاه نیز به علت محدود بودن رنگهای طبیعی، برای به دست آوردن رنگهای بیشتر از تركیب این رنگهای گیاهی استفاده می شود. مثل رنگ سبز كه از تركیب نیل با اسپرك یا گندل به دست می آید و انواع قرمزها، كِرِمها و سبزها كه رنگهای تركیبی هستند. این نوع رنگها كه از قدیم در فرشهای بافته شده ایرانی دیده می شود، بعدها نیز در فرشهایی كه طرحهای آنها دارای تعداد رنگهای بیشتری بود، اثر گذارد؛ بدین ترتیب كه حتی رنگ آمیزی فرشهای تابلویی و یا منظره مجموعه رنگهای آرام و هماهنگی به نظر می رسند و فاقد تندی یا زنندگی می باشند. باید بدانیم كه برای رسیدن به این نتایج درخشان در رنگهای فرش، تجربیات عالی رنگرزان ماهر و پرحوصله ایرانی بسیار مؤثر بوده است. رنگرزان ایرانی در كارگاههای سنتی خود، گاه برای به دست آوردن یك فام ( مایه رنگی )، روزها و هفته ها تلاش می كردند. نخ رنگ شده را بارها شسته و در آفتاب پهن كرده و مجدداً به كمك دانه ها و مواد كمكی دیگر رنگ می كردند و حاصل كار آنها این بوده است كه رنگهایی كه در گذشته بر روی فرشهای ایرانی دیده می شود، یكی از دلایل شهرت این فرش است. به طور كلی همان طور كه در مورد نقش گفته شد، رنگ نیز یك عامل مهم ارزش دهنده و هویت بخش فرش ایران است و حتی گاهی جلوه بخشی واقعی نقشها، ناشی از رنگهای به كار رفته در آنها می باشد. بنابر این شهرت رنگهای ایرانی را باید در درجه اول مدیون مهارتـ تجربه و دقت رنگرزان هنرمند و بعد از آن وفور رنگهای گیاهی در ایران و نوع رنگهای خاصی كه از آنها به دست می آید دانست.
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی نقش خواني [HR][/HR] فرياد ناصري: فرش ازآخرين بازماندگان واصيلترين نشانههاي دوران حاكميت سنت است. دوراني كه هر چيز امريست رمزي و زندگي جستجوي سادهدلانهي وجوديست كه هميشه دلتنگ آنيم، فرش نقش درگيري ذهن انسان گذشته با حقيقتيست كه فكر ميكرد وجود دارد، هندسهي تلاش اوست براي اشاره به ماوراء و آرزوي تقرب اوست، به آن حقيقت متعالييي كه ميپنداشت در ماوراء وجود دارد. اگر چه در دل بافندگان و طراحان چنين آگاهييي با اين شفافيت وجود نداشته، بسياري از اصحاب حكمت سنتي، بخش اعظم محتواي رموز را دلالت مابعدالطبيعي آنها ميدانند، اما من بهدلالت اعتقادي ندارم، نه به خود دلالت كه به دلالت مابعد الطبيعي رموز، بلكه آنها را تنها نشانهي دغدغههاي ماورايي انسان ناآگاه و سرگرداني ميدانم كه براي يافتن آرامش، متافيزيك و ماوراء، را خلق كرده است. قصد دارم در ميان اين باورها و ناباوريها چند نقش مايه از نقوش فرشهاي ايراني را با شما به خوانش بنشينيم، خوانشي تفسيري و نشانه شناسيك. 5-1نقشخواني ترنج ترنج نقشي اصيل و شناخته شده در بسياري از نقوش و فرشهاي ايراني است، نقشي مركزي كه با حفظ ساختار و مركزيتاش با اندك تفاوتي در اكثرفرشها وجود دارد. آشناترين شكل آن چهارضلعيييست به فرم لوزي، دراينجا نسبت به دانستههايمان ازهنرهاي سنتي و رابطهي آنها باهم وآينهواريشان دربرابرطبيعت و انسان و خواستهاي انسان ازطرفي و ازطرف ديگر نسبت به ويژگيهاي شكلي و جايگاهي اين نقش مايه سعي درقرائت معناهاي پنهان آن ميكنيم. در فصل اول از زبان مسكويه درتوصيف فرش بهارستان خوانديم كه نقش ديري در ميانهي آن بوده است، آنگاه با استناد به گفتههاي تورج ژوله به رابطهي باغ و فرش ايراني اشاره كرديم و عقايد ايرانيان در مورد بهشت و بازتاب آن در نقشههاي معروف به گلستان يا باغي(ژوله، 1381، ص13) اگر كمي به خيال، فراغ بال دهيم، تا درلابهلاي ديدهها و شنيدهها به جستجو بپردازد، آيا نميتوانيم گمانههايي در رابطهي آن دير در ميانه و ترنج در ميان نهيم؟ آيا نميتوانيم ازچهارجهت اصلي و چهارايوان مساجد وآتشكدهها با چهار ضلع فرش و ترنج و تصور گذشتگان در مورد زمين ربطهايي پيدا كنيم؟ ميخواهم به يافتههاي ذهني خودم اعتبار بدهم و در آنها به تامل بنشينم، آنگاه درسيرتاريخ دين باستاني ايران-آئين زرتشتي - را مغلوب دين اسلام كنم تا دير درميانه جاياش را به كعبه بدهد، كعبه در حالت ساده شده و تزئين شده با طرحهاي سنتي در نمايي از بالا، به شباهت ساختاري قلعههاي مسكوني بينديشم و فرشها، حاشيهي فرش را بارو بگيرم و ترنج را درمركز، دارالخلافه و مسجد، تا به اين طريق هم نقشهخواني بكنيم و هم نقش خواني وَ اگر مجالي بود به همنشيني قدرت در مقام سياست و دين در مقام حمايت از قدرت بينديشيم. اصلن بيائيد از اين فكرهاي وسوسهگردورشويم و ترنج را حوضي بدانيم درحياط عمارات و مساجد و به نقش آب درانديشهي انسان ايراني بينديشيم، ميبينيد همهي اينها به ترنج در ميانه اشاره ميكنند و ترنج به همهي اينها ذهن و خيال ايراني در طول قرنها و سالها تمام اين مفاهيم را بر عهدهي اين نقشمايه گذاشته، نقشمايهاي اصيل و ساده كه اگر پرده از رو بگيرد، چه نگارها كه ديده نخواهد شد. حال براي اينكه بهتر بتوانيم به اين ربطها بينديشيم، تكتك اين انگارهها را به خواندن مينشينيم و براي مطول نگشتن حرف، بعضي انگارهها را با تمام تفاوتهايشان در ذيل يك بخش قرار ميدهيم، آنهم به دليل رابطههاي مفهومي آنها در حالت نمادينشان. 5-2 ترنج درمقام كعبه و دير آن احتمال جابجايي واين همنشيني نامها، گويي ميخواهد، ازتساهل ديني مردمان ايران خبر بدهد كه براي آنها ايمان مهمتراست تا، طاعت كه ايمان به آزادي ميرسد و طاعت به بندگي، سواي اين امر در فرهنگ مصور نمادهاي سنتي در مدخل پرستشگاه آمده است"انگارهي عالم(mundi imago)، عالم اكبر، مركز دنياي روحاني، نقطهي مقابل نخستين صورت مثالي مينوي، محل سكناي خدا در زمين، نيروي پناه دهي مادر كبير، برابري، محل تلاقي سه جهان چرا كه نقطهي اتصال آسمان، زمين و جهان زيرين با آبهاي آن است"(كوپر، 1379، ص7) پرستشگاه در ادامهي توضيحات مفهومي پرستشگاه به رابطهي زيگوراتها و طبقاتشان و رابطهي ساختاري اين طبقات و ارتباط بين انسان و خدا ميپردازد، كه ميتوان ترنج را به همان صورتي كه ذكر شد، نماي از بالاي زيگوراتها هم گرفت يا درتصوير بالا به چهارجهت و چهار دروازه دقت كنيد كه در مركز آن به جايگاه ويشنو ميرسند. بگذاريد به مفهوم كعبه بپردازيم"كعبه: نقطهي ارتباط بين خدا و انسان است، قلب هستي ، هفت طوف حجاج مظهرهفت نشانهي خداست. چون مكعب است و درنمادهاي آن سهيم است"(كوپر، 1379، ص292) "مكعب[cube]كره در نقش قلمرو آغاز هستي، شروع و حركت مدور، در كنار مكعب مظهر مرحلهي نهايي چرخهي ساكن است؛ مكعب تربيع دايره است. مكعب حقيقت نيز هست زيرا موجوديست كه هميشه همان گونه ديده شدهاست. كمال، كامل، ثبات، تكامل ايستا، قانون بي عيب، به معني چند لا نيزهست، در معماري سنتي مكعب به مفهوم ثبات است و به عنوان سنگ شالودهي بنا در بخش زيرين ساختمان، به كاررفته است، دايره گنبد در اين بناها اعلي عليين است... كعبه، مكعب است، مظهر ثبات و تكامل ايستاست"(كوپر، 1379، ص353) ترنج در جايگاهي كه در فرش به خود اختصاص داده با مر كز نيز رابطه دارد "نمادهاي مركز عبارتند ازستون، درختكيهاني، كوهستان مقدس، قلب، مذبحآتش، چشمه يا چاه حيات، اجاق، مارپيچ، هزار تو هرم يا هر فضاي مقدس ديگر"(كوپر، 1379، ص350) در بينش اسلامي مركز "نقطه، اقامتگاه الهي، مقام الهي، موزوني، برابري و نظم، مركز سري، امر ناگفتني ، چشم دل"(كوپر، 1379، ص350) تعبير ميشود. همانطوركه ميبينيد كوهستان مقدس با پرستشگاه، چشمه وچاه حيات با حوض رابطه دارند، خود مركز نيز در فرهنگ مصورنمادهاي سنتي اينطور معنا ميشود"كليت، تماميت، واقعيت مطلق، وجودناب، منشاءهمهي هستي، وجود غيرمتعين، محوردنيا، قطب، بهشت، عامل بالقوه، نقطهاي كه حاوي كل ممكنات است، فضاي مقدس، شكافي درفضا و نقطهي ارتباطي بين سه جهان، محل تقاطع عالم اكبر و عالم اصغر، نظم كيهاني، جايي كه همهي اضداد ظاهر ميشوند"(كوپر، 1379، ص349) نماد ديگري كه ترنج به آن نزديكي شكلي دارد مربع است"مربع[square]زمين، با دايرهي آسمان در تضاد است. هستي خاكي، كمال ايستا، تغييرناپذيري، يكپارچگي، جنبهي ثابت چهارگانگي، ظهور خدا درآفرينش، تماميت ربوبيت...است، مربع نوع كامل مكانهاي محصورمثل باغها، دالانها، حياطها و غيرهاست و پايندگي و استحكام را نمادين ميسازد. در معماري مقدس يعني معرفت متعالي"(كوپر، 1379، ص347) همانطور كه مي بينيد هيچ نمادي به تنهايي قابل خواندن نيست، نمادها درتعامل باهم ودر بسترهاي متفاوت، معناهاي متفاوتي را برميتابند، چنانكه ديديم ترنج نيز در نزديكياش با انواع نمادها چنين است. 5-3 ترنج در مقام خانه در بينش فرد ايراني خانه فضايي مقدس است، فضايي كه به خصوص در تفكر روستايي، تن به نزديكي با نمادهاي زيادي ميدهد. ترنج در مقام خانه كه قرار ميگيرد با نمادهاي مركز چون اجاق و مفهوم"حاوي كل ممكنات" با مربع در مفهوم زمين، با باغ و حياط، با ظهورخدا درآفرينش و معماري خوانش تازهاي به دست ميدهد. ترنج در مقام خانه، زنانگي خود را نيز بيشتر عيان ميكند در اجاق و زمين و..."خانه همچون شهر و معبد در مركز دنيا واقع است. خانه تصوير جهان است. خانهي سنتي چيني(مينگ-دآنگ)مربع است... خانهي عربي هم مربع است و در وسط حياطي مربع را محصور كرده. در وسط حياط باغچه يا حوضي قرار دارد؛ اينجا جهاني بسته با چهار بعد است، كه باغ مركزي آن يادآور بهشت است"(شواليه-گربران، 1382، ص63) البته بهتر بود به جاي صفت عربي نگارنده از صفت اسلامي استفاده كند چرا كه بيشتر خانههاي قديمي ايران نيز اين ويژگيها را در حد اعلي در خود جا دادهاند، خانههاي ايراني چون قلعهها شكل ديگر فرشها هستند يا فرشها شكل ديگر خانه و قلعه، خانه با حياطي مربع و باغچه و حوضي در وسطاش، وقتي كه بخواهيم اين خانه را ترسيم كنيم لاجرم ديوارها حاشيه و ترنج، باغچه و حوض ميشوند. "به عقيدهي باشلار، خانه به معني درون آدمي است، طبقات خانه و سرداب و... نماد مراحل مختلف روح هستند"(شواليه-گربران، 1382، ص66) "درضمن، خانه نمادي زنانه است، با مفهوم پناهگاه، مادر، حمايت، سينهي مادر... روانشناسي، روياي خانه را با معاني مختلفي تعبير ميكند. و اتاقهاي مختلف خانه را به سطوح مختلف روان ربط ميدهد"( شواليه-گربران، 1382، ص66) با همهي اينكه به اين ربط و پيوندهايي كه اشاره ميكنم باور دارم، اما نسبيت را نيز فراموش نميكنم، بدون نسبيت انسان در باورهاياش به سخت پوستي و يبوست دگم بودن دچار ميشود و براي به پايان بردن بحث ترنج، آن را در مقام حوض نيز بررسي مي كنيم. 5-4 ترنج در مقام حوض حوض يكي از نمادهاي روشن تلاقي آسمان، زمين و جهان زيرين با آبهاي آن است(كوپر، 1379، ص70) نشان زيستن در جهان خاك، جوشش و فوران از دل تاريكيها به سمت نور و بالاست. جوشش آب و رياضت انسان براي زلال شدن و جاري شدن است، حوض پا در خاك بودن وآسماني بودن است و درآينهگياش با فرش همخون است، هر دو آينهاي هستند در برابر بينهايت آسمان، در برابر باغهاي آسماني، اما چرا حوض چنين مفاهيمي پيدا كرده است. حوض نه درخودي خود كه به خاطر ظرف بودناش براي آب است كه بازتابندهي چنين مفاهيم خيال انگيزي شده است. حوض نشانهي حضورآب و آباداني است، پس اشارتگر به آب است، پس آب است كه حوض در معماري معابد و مساجد، در باغ و ذهن و هنر ايراني جاري شده است. تصوير 21 قالي باغي- شمال غرب ايران- قرن 17يا18 ميلادي بگذاريد آب را در اساطيرمان پي بگيريم تا بيشتر زلالي حضوراش را دريابيم، در قسمت ترنج در مقام كعبه و دير از جابجايي شكلها و نامها سخن گفتيم و ثبات ايمان و يكي بودناش* به جز ما كسان ديگري نيز از اين جابجايي و تغيير سخن گفتهاند"بايد گفت كه عبادتگاهها ي پيش از اسلام، در بعضي موارد بعدها به صورت مسجد درآمدهاند"(اتينگهاوزن-گرابر، 1381، ص300) اگر چه منظور ما بيشتر تغيير در ذهن بود منظور اين جمله تغيير در واقعيت، اما گمان نكنم لزومي باشد كه از رابطه و تاثير عين و ذهن بر همديگر سخني به ميان آوريم، كه تغيير در ذهن لاجرم به تغيير در عين ميانجامد. آب در آئينها و كيشهاي پيش از اسلام ايران، حضور بسيار مهم و چشمگيري داشته است. يكي از اين حضورها نقش آب در نگهداري فـّر زردشت و انتقال آن به دخترانيست كه بايد سوشيانسها(رهاننده ها) را در پايان هزارهها بدنيا بياورند" زراتشت اسفنتمان، انوشروان باد، برخاست كه به ايران ويج شود، در مدت سه ماه با زن خويش سه بار نزديكي كرد، هر بار كه آن زن برخاستي و برفتي، و چشمهي آب هست از آن سوي قهستان و آنرا كانفسه خوانند و در آن آب نشستي و سر و تن در آن آب بشستي و مني در آن آب بگميختي. دادار اورمزد نه بيور و نه هزار و نهصد و نود ونه فروهر اشوان بر آن مني موكل كردهاست تا آن مني نگه ميدارند"(مقدم، 1380، ص21) اين قسمتي از داستان انتقال فر زردشت در درياچهي كيانسي يا كانفسه است كه دردفتر دوم روايات داراب هرمزد يار و در صد در بندهشن نقل شده است. داستان وقتي جالب ميشود كه بدانيم سوشيانسها از دختران پاك و باكره چون مريم كه عيسي را بزاد، متولد ميشوند، كه اين تشابه در پرستشگاهها نيز ديده ميشود يعني پرستشگاههايي"به نام دوشيزه ناهيد مادر مهر"(مقدم، 1380، ص29) و پرستشگاههايي كه عيسويان"به نام مريم عذرا نامگذاري كردهاند"(مقدم، 1380، ص29) در بين نامهاي مريم و ناهيد ترادفات معنايي زيادي به چشم مي خورد، محمد مقدم در پاورقيهاي كتاباش از برهان قاطع نقل مي كند كه"ناهيد ستارهي زهره را گويند، و كنايه از دختر رسيده است"(مقدم، 1380، ص29) و در همآنجا دوباره عذرا و زهره و زهرا را به معناي دوشيزه ميداند و مينويسد كه"زهرا نيز به معناي دوشيزه است كه در صفت بتول نيز آمده"(مقدم، 1380، ص29) گويي او در اين چند خط پاورقي قصد دارد يك دنياي در هم بافته از اديان زرتشتي و عيسوي و اسلامي را بدست دهد، كه با همهي حاشيه بودناش نسبت به بحث اصلي ميتوانند، متني اصيل به حساب بيايند به خصوص وقتي كه در پرانتز مينويسد"آبها در روايتها كابين بتول زهراست"(مقدم، 1380، ص29) ميتوان اين درهم تنيدگي روايات را حتا به نجات دهندهي آخر الزماني نيز كشاند، به سوشيانس و حضرت مهدي (عج)كه غيبت خود را از چاهي در سامرا آغاز ميكند براي ظهور نجات دهندهاش، اما ما نيز خود اين بحث را در همين جا تمام ميكنيم اگر چه آب به خاطرهمين ارتباطها و در هم تنيدگي روايتهاست كه براي انسان ايراني ارزشمند و معتبر شده است و براي بازگشت به بحث اصليمان دوباره از همان پاورقيها كمك ميگيريم كه"در بندهشن آمده است كه فر زردشت در زره كيانسي به ايزد اناهيت سپرده شد"(مقدم، 1380، ص29) اين روايتها همبستگي آب با اديان به خصوص پيش از اسلام را به طور كاملن واضحي توضيح ميدهند چنانكه در اوستا سرودي به نام آبان يشت و ناهيد"بانوي آبها" وجود دارد، براي همين ميتوانيم ادعا كنيم كه"چشمه يا چاه آب يا تالاب و بركه هميشه جزئي جدا نشدني از پرستشگاههاي دين مهر هستند" اين حضورآب در پرستشگاهها با پشتوانهي روايتهاي اسلامي، در پرستشگاههاي اسلامي نيز تداوم مييابد و وارد هنرهاي اسلامي و سنتي ميشود. از اين داستانها ميتوان دوباره به امر زنانه نقب زد از دوشيزگي، از بانوي آبها ميشود خواسته و ناخواسته تدوام حضور زنانه را دريافت و پي گرفت اما مراد ما از اين بحثها نشان دادن دليل حضورآب و حوض و اعتبارآن در انديشه و هنر ايراني بود، نشان دادن حضور حوض در باغ ها، در حياطها، در مساجد و اينكه چرا اين موتيف چنين فراگير است و در اين ميان فرش نيز با همهي محدوديت مقياسياش در مقابل معماري بيشتر ازآن توانسته با برجسته كردن اين موتيف در انتقال و حفظ مفاهيم چند گانهاش تاثير گذار باشد.
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی فهرست موزههاي معروف دنيا كه قاليهاي ايراني در آنجا نگهداري ميشوند [HR][/HR] موزه برلن ( آلمان ) ·موزه بوستون ( ايالات متحده آمريكا ) ·موزه پولدي پتسولي ميلان ·موزه گوبلن پاريس ·موزه متروپليتن نيويورك ·موزه منسوجات واشنگتن ·موزه مونيخ ( آلمان ) ·ناشیونال گالري واشنگتن ·موزه ويكتريا و آلبرت لندن ·موزه هنرهاي تزئيني پاريس ·موزه هنرهاي دستي وين ·مجموعه فرشهاي نفيس برتميتزا ( موزه لوگانو ) ·موزه مطهر امام رضا ، ( مشهد ) ·موزه كاخ گلستان ·موزه كاخ سعدآباد ·موزه فرش ايران ·موزه ايران باستان ·موزه باشگاه افسران ·موزه فرش تركيه استانبول ·موزه هنرهاي زيباي مردمان شرق( مسكو ) __________________
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی فرش دستباف استان اردبيل ، آميزه اي از تار هنر با پود جان فرش دستباف به عنوان هنري کاملا ايراني از ديرباز در اين خطه از کشورمان با دست هنرمند پيشينيانمان توليد مي شده و اسناد تاريخي و باستاني از جمله کشف قديمي ترين فرش منقوش جهان با علامت صليب شکسته در شهرستان گرمي گواه محکمي بر جايگاه فرش در استان اردبيل است. با اين حال آثار ماندگار فرش دستباف در استان اردبيل از حدود 400 سال قبل و با طرحهاي قفقازي، قيچي، شيخ محمد، اوچ گل و انواع طرحهاي شکسته و هندي با رنگهاي سير و زنده توليد شده است که برخي از اين آثار به جاي مانده هنوز هم زيبايي خاصي دارند. قالي شيخ صفي که از شاهکارهاي هنري جهان محسوب مي شود ، يکي از اين آثار ماندگار است که در دوره اول صفويه و مقارن با 946 هجري قمري بافته شده است. اين شاهکار هنر قاليبافي که دردوره قاجاري توسط شرکت انگليسي زيگلر از ايران خارج شد، هم اکنون در موزه ويکتوريا آلبرت لندن نگهداري مي شود. اين قالي با تار و پود ابريشمي و پرزهاي پشم و با رنگهاي طبيعي بسيار زيبا و با شعر "جز آستان توام در جهان پناهي نيست / سر مرا به جز اين در حواله گاهي نيست" از اشعار شاه اسماعيل صفوي بافته شده است. قاليبافان استان اردبيل در کنار کار کشاورزي و دامداري حرفه قاليبافي را به عنوان تفنن، شغل و برآورده کردن احتياجات و مفروش کردن محل زندگي خود، همواره به عنوان يک صنعت و هنر نگه داشته و تار هنر را با پود زندگي و فرهنگ منطقه آميخته اند، به همين علت فرشهاي اين منطقه علاوه بر ويژگيهاي هنري داراي ويژگيهاي فرهنگي و مردم شناختي نيز مي باشد. کيفيت فرش دستباف استان اردبيل زبانزد خاص و عام است به طوري که فرش اين استان هم اکنون به کشورهاي آمريکا ، آلمان و ساير کشورهاي اروپايي صادر مي شود. سالهاي رکود بازار فرش ايران بر بازار فرش اين منطقه نيز همچون ساير مناطق مهم فرشبافي کشور تاثير گذاشت و قافله فرش دستباف استان از تجارت پرسود فرش دستباف عقب ماند و متاسفانه در ساليان گذشته ، گامهاي عملي و مثبتي براي نجات اين صنعت آميخته به هنر برداشته نشد. در سالهاي اخير پس از تجميع امورات فرش در وزارت بازرگاني تحت عنوان مرکز ملي فرش ايران و واگذاري کليه امور فرش استانها به سازمانهاي بازرگاني، گامهاي مهم و موثري براي احياي جايگاه فرش ايران برداشته شده که تاثيرات آن در آينده بيشتر مشخص خواهد شد. در سايه حمايتها و سياستهاي سه سال اخير در حوزه فرش دستباف هم اکنون در شهرستانهاي خلخال و گرمي فرشهايي با 70 رج به بالا بافته مي شود و شهرستان مشگين شهر نيز به مرکز توليد تابلو فرش و فرشهاي ريزبافت تبديل شده است. اتحاديه بافندگان فرش استان اردبيل نيز با هدف احياي جايگاه قبلي فرش دستباف اين استان در سال 85 با همکاري امور فرش سازمان بازرگاني استان تشکيل شده و هم اکنون در زمينه صدور کارت شناسايي به فعالان هنر صنعت فرش دستباف استان فعاليت مي کند. مسوول اداره فرش سازمان بازرگاني استان اردبيل در گفتگو با خبرنگار ايرنا با اشاره به صدور 14 هزار و 500 فقره کارت شناسايي بافندگي به فرشبافان استان از زمان تشکيل اين اتحاديه گفت: تاکنون از اين تعداد سه هزار و 200 نفر در کلاسهاي بهبافي شرکت کرده و سه هزار و 200 نفر نيز براي بيمه شدن به سازمان تامين اجتماعي استان معرفي شده اند. ميراعلاء سيدي افزود: تاکنون براي حرف مربوط به فرش دستباف استان اردبيل نيز 55 فقره پروانه کسب صادر شده و چهار کارگروه اختصاصي شامل کارگروه توليد ، آموزش ، تحقيق ، تجارت و بازرگاني براي ساماندهي امور فرش استان تشکيل شده که در خصوص فرش دستباف استان تصميم گيري مي کنند. وي تشکيل اتحاديه تعاوني روستايي متشکل از هشت تعاوني در هشت شهرستان استان را از ديگر اقدامات امور فرش استان براي احياي جايگاه فرش دستباف ذکر کرد و گفت: تعداد بافندگان اين اتحاديه 600 نفر هستند و تهيه مواد اوليه براي اعضا، توليد فرش دستباف و خريد محصولات اعضا براي فروش در دفتر مرکزي و نيز توزيع ابزار آلات فرشبافي از جمله اقدامات اين اتحاديه تعاوني است. وي اضافه کرد: انجمن طراحان و نقاشان فرش دستباف استان نيز در سال 86 به عنوان پنجمين استان کشور به منظور ساماندهي طراحي و نقاشي فرش استان تشکيل شد و دوره هاي ويژه براي آموزش دست اندرکاران فرش دستباف استان و توليدکنندگان و طراحان برگزار کرد. وي اظهارداشت: اين انجمن براي بافت فرش با طرحهاي نو با هدف سفارش پذير کردن توليدات، توليد فرش مطابق با سليقه مشتريان و نيز تجاري کردن بافت فرش با استفاده از مواد اوليه مرغوب تشکيل شد و خوشبختانه نتيجه مطلوبي نيز به دست آمد. وي با اشاره به عضويت 800 نفر از فرشبافان استان در شرکت سهامي فرش اردبيل گفت: اعضاي اين شرکت با راهنمايي شرکت فرشهايي با نقشه هاي متنوع سفارش پذير مي بافند و پس از توليد، محصول خود را به شرکت سهامي فرش مي فروشند. سيدي، بافت فرش با نقشه هاي گنجه ، باکو ، سه گل ، قفقاز ، قيچي ، سماق ، گل ، ماهي و قره باغ در استان اردبيل را از جمله نقشه هاي رايج فرش دستباف در اين خطه اعلام و بيان کرد: تاکنون براي معرفي قابليتها و توانمندي فرش دستباف استان دو نمايشگاه بزرگ تخصصي فرش دستباف هر کدام به مدت يک هفته ، سه المپياد دانش آموزي و دانشجويي فرش دستباف و يک نمايشگاه طرح و نقشه باغ گره در استان برگزار شده است. وي از برگزاري 69 دوره کلاس بهبافي براي بافندگان خانگي در سطح استان اردبيل خبر داد و گفت: در اين دوره ها و کلاسها که با هدف استفاده از مواد اوليه مرغوب ، نقشه خواني ، استفاده از کارگاههاي مناسب و بهداشتي و نيز توليد کيفي محصولات برگزار شد ، سه هزار و 200 نفر آموزش ديدند. وي، ميزان توليد فرش دستباف در استان اردبيل را يکصد هزار متر مربع اعلام کرد و افزود: 80 درصد فعالان فرش دستباف استان را زنان و 20 درصد بقيه را مردان تشکيل مي دهند و در مجموع 130 توليد کننده غير متمرکز و 10 توليد کننده متمرکز داراي پروانه توليد در زمينه فرش دستباف استان فعال هستند. رييس اداره فرش سازمان بازرگاني استان اردبيل تعداد تقريبي فعالان فرش دستباف استان را 35 هزار نفر اعلام کرد و اظهارداشت: از اين تعداد تاکنون 14 هزار و 500 نفر به عنوان فعالان فرش دستباف استان ساماندهي شده اند. وي بيان کرد: حمايت از توليد فرش دستباف در استان به صورت جدي انجام مي شود و در اين زمينه براي استفاده از کمکهاي فني و اعتباري 32 طرح بزرگ و کوچک فرشبافي براي دريافت تسهيلات به بانکها معرفي شده و اين طرحها شش ميليارد و 100 ميليون ريال تسهيلات دريافت کرده اند. وي اضافه کرد: يک هزار و 850 نفر ديگر از فرشبافان استان نيز از محل تفاهم نامه بانک سپه و مرکز ملي فرش ايران براي دريافت تسهيلات معرفي شده اند و 24 ميليارد و 320 ميليون ريال تسهيلات به آنها پرداخت شده است. وي با اشاره به بررسي 400 فقره از نامه هاي فرشبافان استان در دور دوم سفر رياست جمهوري به استان اردبيل و صدور کارت شناسايي بافندگي براي آنها اظهار داشت: شش هزار و 140 نفر از فرشبافان تک باف استان از محل اعتبارات مرکز ملي فرش ايران منتظر دريافت تسهيلات هستند. وي حمايت دولت در سال 87 از فرشبافان دستباف استان را مطلوب دانست و گفت: به ازاي هر دار قالي دستباف 10 نفر مشغول به کار مي شوند به شرط آن که دولت واقعا حمايت کند. وي افزود: با توجه به تصويب قانون بيمه بافندگان فرش دستباف و فعالان و دست اندرکاران اين هنر صنعت در مجلس اميدواريم که با اجراي اين قانون بيمه در ازاي پرداخت 20 درصد سهم بيمه توسط دولت و هفت درصد توسط خود شخص ، کليه فرشبافان و دست اندرکاران اين هنر صنعت بيمه شوند و يکي از نگراني هاي عمده آنها برطرف شود. وي گفت: در تاريخ 22 فروردين ماه امسال نخستين جشنواره فرش دستباف استان برگزار شد و از 30 هنرمند فعال در اين هنر صنعت تجليل شد و در جشنواره هفته گذشته نيز برترين فعالان رشته فرش دستباف استان تجليل شدند. رييس اداره فرش استان اردبيل و دبير دومين جشنواره فرش دستباف استان هدف از برگزاري اين جشنواره را ارتقاي منزلت شغلي قاليبافان و دست اندرکاران هنر صنعت فرش دستباف ، ارايه راهکارهاي مناسب براي توسعه فرش دستباف استان ، شناساندن پيشينه تاريخي ، ابعاد و ويژگيهاي منحصر به فرد فرش دستباف به نسل جديد ، ايجاد فضاي رقابتي سالم و بسترسازي جهت شکوفايي استعدادها و خلاقيتها در بين دست اندرکاران هنر صنعت فرش دستباف استان ، برقراري ارتباط بردارانه بين دست اندرکاران فرش دستباف با مسوولان کشوري و استاني ، معرفي توانمنديهاي فرش استان ، انتشار و ترويج يافته ها و تبادل تجربيات فرشبافان و طراحان فرش عنوان کرد. سيدي گفت: هدف نهايي ما احياي جايگاه تاريخي فرش اردبيل به عنوان ميراث گرانقدر هنري اين خطه است و از هيچ تلاشي در اين راستا دريغ نخواهيم کرد. وي با اشاره به جايگاه رفيع فرش در ميان مردمان استان اردبيل گفت: هنرمندان و صنعتگران فرش دستباف استان در طول ساليان متمادي اين هنر صنعت را ماندگار کرده اند و يادگار ارزشمندي براي ما به ارث گذاشته اند که حتي امروزه مي توانيم با استفاده از قابليتهاي فرش دستباف علاوه بر ارايه وجوه هنري به اشتغالزايي در اين زمينه هم بپردازيم. وي با تاکيد بر ضرورت سليقه يابي و توليد محصولات فرش دستباف مطابق با سليقه و ذائقه مشتريان ، بيان کرد: رقابت شديدي در زمينه توليد فرش دستباف در داخل کشور و حتي در بين کشورهاي آسيايي به وجود آمده که اين امر لزوم توجه به سليقه بازار و مشتريان را دو چندان مي کند. وي با اشاره به برگزاري 30 جلسه کاري توسط کميته فرش استان براي حل مشکلات فرشبافان اين منطقه ، پيگيري براي صدور دفترچه درماني فرشبافان ، اخذ سهام عدالت براي توليدکنندگان و دست اندرکاران فرش دستباف ، پيگيري و اخذ تسهيلات براي آموزش بهبافي مقدماتي و تکميلي ، پيگيري اخذ تسهيلات براي نامه هاي رياست جمهوري و هماهنگي به منظور اعطاي تسهيلات به شش هزار و 140 نفر بافنده ثبت نام شده خانگي و نيز برگزاري چهارمين المپياد فرش دستباف و سومين نمايشگاه فرش دستباف استان را از جمله برنامه هاي در دست اقدام اداره فرش سازمان بازرگاني استان در سال آينده ذکر کرد. رييس سازمان بازرگاني استان اردبيل نيز در گفتگو با خبرنگار ايرنا صدور دفترچه بيمه ، نوسانات قيمت مواد اوليه ، تخصيص نيافتن اعتبارات کافي از منابع استاني و ملي براي صنعت فرش دستباف استان ، استفاده از مواد اوليه نامرغوب ، استفاده از طرحها و نقشه هاي تکراري و منسوخ شده ، توليد محصولات بدون در نظر گرفتن خواسته خريداران و بازار فروش ، بي توجهي به استفاده از علم روز و فناوريهاي جديد ، عدم توجه به آموزشهاي ارايه شده و همکاري ضعيف بانکها در پرداخت تسهيلات به کارگاههاي فرشبافي را از جمله مشکلات صنعت فرش دستباف استان ذکر کرد. ياور صفرپور ايجاد شوراي مزد ، بهره گيري از آموزشها ، عضويت همه فرشبافان در اتحاديه ها و تعاونيهاي فرشبافي ، عرضه مواد اوليه مرغوب از طرف اتحاديه فرشبافان ، اعطاي تسهيلات به تکبافان ، تلاش براي صادرات و توليد محصولات مطابق با سليقه و ذائقه مشتريان و بازار را از جمله راهکارهاي حفظ و احياي هنر صنعت فرش دستباف در اين استان ذکر کرد. وي اضافه کرد: سال آينده موضوع بيمه کليه بافندگان فرش دستباف استان ، اعطاي سهام عدالت به بافندگان و فعالان اين عرصه ، برگزاري دوره هاي آموزشي بهبافي براي هر شهرستان در سه مرحله ، برگزاري سومين جشنواره فرش دستباف استان ، برگزاري المپياد رشته هاي مختلف هنر صنعت فرش دستباف استان و عرضه محصولات و مواد اوليه مرغوب جزو برنامه کاري اداره فرش سازمان بازرگاني استان قرار گرفته و اين اهداف براي حمايت از فرش دستباف استان به صورت جدي پيگيري خواهد شد. رييس سازمان بازرگاني استان اردبيل با اشاره به آموزش 10 هزار نفر از فرشبافان استان در طول سه سال گذشته گفت: اردبيل در فرش دستباف جايگاه رفيعي دارد ولي اين جايگاه به علت استفاده از مواد نامرغوب در توليد فرش طي ساليان گذشته کمرنگ شده است. وي گفت: فرش دستباف نقش مهمي در تاريخ ، فرهنگ و اقتصاد جامعه ما داشته و هميشه به عنوان يک کالاي تجاري و هنري در نقش سفير فرهنگ ايران اسلامي در خارج از کشور ظاهر شده است. وي افزود: استان اردبيل همواره سهم مهمي در حفظ و نشر اين هنر صنعت داشته و فرش شيخ صفي با گلهاي افشان شاه عباسي که هم اکنون در موزه ويکتوريا آلبرت لندن نگهداري مي شود، نمونه اي از فرشهاي بافته شده در اين خطه است. وي بيان کرد: فعاليت هنرمندان پيشکسوت اين هنر صنعت با خلاقيت و نبوغ هنرمندانه ، چهره استان را در زمينه توليد و صادرات فرش دستباف دگرگون کرده و اعتبار جهاني به اين استان بخشيده است. وي اضافه کرد: قاليبافان هنرمند اين استان همواره نقش هنر را با پود جان به هم گره مي زنند تا علاوه بر تامين نيازهاي خانواده خود ، اثري ماندگار را بر خانه هاي ديگر انسانها به يادگار بگذارند و همين ماندگاري اثر هنري آنها جايگاه والايي به آنها مي دهد که فراتر از هر تجليل است.
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی طراحی فرش در گذر زمان [HR][/HR] تحقیق و پژوهش از اساسیترین و ریشه ای ترین عوامل در راه توسعه یک سیستم انسانی میباشد. امروزه ما به علت محدود شدن امکانات و نیز فقدان زمان لازم، به دست آوردن بیشترین بهره از کمترین سرمایه در کوتاهترین زمان، مهمترین هدف هر جامعه و سیستمی میباشد و این به اثبات رسیده است که این حاصل نمیگردد مگر با تحقیق و پژوهشهای پایهای و اصولی در هر بخش.در جامعهٔ رو به رشد ما سرمایهای که به وفور یافت میشود و از آن استفاده و بهرهٔ آنطور باید و شاید مفیدی حاصل نمیگردد، صنعت قالیبافی است. هنر – صنعتی که به علت بعضی افراط و تفریطها دچار معضل و حتی مرگ ناگهانی شده است. گروهی آنرا در چارچوب سنتی قدیم اسیر نمودهاند و شکستن این چارچوب را خیانت به اصالت ایرانی میدانند و گروهی نیز با تقلیدهای کورکورانه و عجولانه سعی در منطبق نمودن فرش ایران با بازارهای جهانی دارند. به هر حال بهترین راه برای حل مشکل فرش ایران ، یافتن نقاط ضعف و یافتن راه حل برای تقویت آن میباشد و این خود محتاج تحقیقات گسترده و تخصصی است.در اینجا فرصتی دست داده تا از دیدگاهی دیگر و با هدف ترویج فرهنگ تحقیقات در زمینه فرش، نگاهی داشته باشیم به طراحی فرش ایران که خود از عوامل اساسی و بنیادی هنر – صنعت فرش میباشد. این رساله ماحصلی است که به سفارش مرکز تحقیقات فرش دستباف ایران و با همکاری سازمان صنایع دستی ایران تهیه گردیده است شاید که تلنگری باشد به خفتگانی که خود را بیدار میپندارند.در اینجا لازم میدانم که از مدیرت محترم صنایع دستی استان همدان جناب آقای مهندس مولابیگی به خاطر رهنمودها و تشویق های بیدریغشان کمال تشکر را داشته باشم.با نگرش در طبیعت و هر آنچه که در آنست میبینیم که خداوند همه را در کمال زیبایی و در جای مخصوص خود آفریده است و چیزی را کم نگذاشته است. طرحی عظیم از جهان زیبای آفرینش، طرحی که هیچ کم و کسری ندارد، طرحی زیبا که چنان مینماید که با انسان لب به سخن گشوده و انسان را از قدرت بیانتهای خداوندی مطلع میکند و انسان، این اشرف مخلوقات خداوند و این شاهکار آفرینش نیز به جهت روح خداوندی که در او دمیده شده است ، دست به آفرینش میزند. چون خوب در اطراف خود بنگریم متوجه آفریدههای متفاوت دست انسان میشویم که هرکدام در طرحی و شکلی خاص جلوه مینمایند و چون انسان فطرتاً زیبادوست است سعی در آفریدن طرحها و نقوش زیبا و دلفریب در محیط زندگی خویش میکند و البته نه تنها در زندگی ظاهری بلکه در زندگی معنوی خویش.از جمله نقوشی که هم جنبه ظاهری زیبا و هم جنبه معنوی دلفریب دارد، نقوش موجود در فرشهای اصیل ایرانی است که از هزاران سال قبل بوسیله هنرمندان خوش ذوق ایرانی بر این صفحه آشنا نقش بسته است که خود دایرهالمعارفی از نقوش زیبای جهان است با تنوعی به وسعت افکار و اندیشههای آدمیانی که در طول تاریخ با فرش آشنا بودهاند، از فرشهای اولیهای که با برگ درختان ساخته شد تا قالیهای ابریشمی خوش آب و رنگ قصههای هزار و یکشب. دنیای طراحی فرش به یک منطقه و یک کشور و یک فرهنگ خلاصه نمیشود، بلکه این جهانی است از فرهنگها و سنتهای مختلف که هرکدام به طریقی در صحنه پهناور فرش به منصهٔ ظهور میرسند. نقوش و طرحهای قالی نه تنها زینتبخش خانهها و تالارهاست بلکه روایتکنندهٔ داستانها و افسانههای ملی و دربردارندهٔ هنر، فرهنگ، سنت و آداب و رسوم یک منطقه است. بطور کلی میتوان گفت که نقش و نگارهای فرش زبان گویای یک فرش میباشند و بدون آنها فرش مرده است.
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی اولین طرحها [HR][/HR] با بررسی طرحها و نقوشی پیدا شده در غارهای متعلق به ماقبل تاریخ پی به ذوق و فطرت هنرمندانهٔ انسانها اولیه میبریم که اکثراً با تقلید از طبیعت و محیط اطراف و با کمک از فطرت ناخودآگاه خود نقوش بدیع و انتزاعی آفریدهاند.این طرحها بیشتر جنبه آیینی داشته و ارضاءکننده فطرت پرستشگر انسان میباشد که در نقاشیهای خود با یاری گرفتن از نیرویی غیبی سعی در غلبه بر طبیعت و دشمنان خود دارد، کشیدن تصاویری که در آنها حیواناتی را نشان میدهد که به وسیله انسانها شکار میشوند نشان از آن دارد که خود را برتر و قویتر از دیگر مخلوقات نشان دهد. در طرحهایی که انسانهای اولیه از خود بجای گذاشتهاند نشانی از جنبه تزیینی و زیباشناسانه نمیبینیم و این بعدها در مسیر هدف هنرمند قرار گرفت. انسان در وحله اول جنبه کاربردی قضیه را مدنظر قرار داد و طراحی را وسیله ای برای بیان افکار، اندیشهها، آداب و مذاهب خود بکار برد، طراحی وسیله ای شد برای ارتباط بین انسانها که در مسیر تکاملی خود، منجر به اختراع خط شد.طراحی زبانی است زنده که عواطف و روحیات درونی هنرمند را عیان میکند و به او این امکان را میدهد که به راحتی با دیگر انسانها ارتباط برقرار نماید.انسان طرحهایش را بر در و دیوار غارها و بعد بر روی بیشتر دستساختههای خود اعم از سفال، ابزار و وسایل زندگی و نیز بر روی فرشها و زیراندازهایش حک کرد و به این طریق در دنیایی از طرح و نقش قوطهور شد، دنیایی پر از طرحها و رنگهای متفاوت. بخش سه: طراحی سنتی با شنیدن اسم طراحی سنتی اولین موردی که به ذهن میرسد طرحهای تزیینی با ترکیبی از ختاییها و گلهای شاهعباسی همراه با اسلیمی و ... میباشد. در این که موتیفها جزء طرحهای سنتی هستند شکی نیست اما طرحهای سنتی فقط به چند عنصر و یا چند موتیف خاص محدود نمیشود و در اصل طراحی سنتی مشتمل است بر طرحها و نگارههایی که نشاندهندهٔ فرهنگ، آداب و رسوم و سنتهای رایج در جامعه مربوطه میباشند، که حال این مقوله نیز همانند بسیار موارد دیگر از یک تمدن در گذر زمان و با تغییر و تحول در فرهنگ و آداب و رسوم آن جامعه، تغییر مییابد و چهرهای نو که دربرگیرندهٔ سنتهای قدیمی است به خود میگیرد.طراحی سنتی هم جنبه معنوی و کاربردی دارد و هم جنبه ظاهری و تزیینی. ازنظر معنوی شامل تمامی نمادها و نشانههایی است که به شکلی مفهومی خاص را بیان میکنند و در اصل قسمتی از فرهنگ و سنت یک جامعه هستند و از نظر ظاهری حسن زیباشناسانه و ذوق سرشار هنرمند طراح را عیان میکند که با استفاده از هنر طراحی و ظرافتهای موجود در آن، اثری بس زیبا و دلفریب را بجای میگذارد.
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی درباره طرح ها و نقش های فرش ایرانی [HR][/HR] كشورهای معدودی در جهان وجود دارند كه دارای سابقه فرشبافی طولانی هستند. از جمله این كشورها می توان از چین، هندوستان، تركیه و بعضی از كشورهای آسیای مركزی نام برد. ولی شناخته شده ترین نام در تولید فرش دستباف در دنیا، كشور ایران است. موزه های جهان و غالب هنردوستان عالم چنانچه نمونه ای از فرش ایران را در اختیار داشته باشند، از آن همچون گنجینه ای گرانبها نگهداری می كنند. در دنیا، امروز حتی رقبایی كه سعی می كنند نقشه های ایرانی را در فرشهای خود ببافند، بعد از بافت نیز با افتخار نام نقشه ایران را بر روی برچسب فرش بافته شده می زنند تا فروش آن تضمین شود. اما برای آنكه بدانیم علت این شهرت و اعتبار فرش ایران در جهان چیست، باید از مسائل زیر آگاهی پیدا كنیم: 1- ویژگیهای نقوش ایرانی 2- پیوستگی نقوش فرش با سایر هنرهای ایرانی 3- پیوستگی نقوش فرش با فرهنگ اجتماعی ایران 4- رنگ بندی و رنگ آمیزی در فرش ایران 1- ویژگیهای نقوش ایرانی در اینجا هدف آنست كه بدانیم چرا نقشه های فرش اینگونه است. مثلاً گل اناری و یا گل حنایی و یا شكل درخت یا حیوانات چرا شباهاتی با نمونه های واقعی ندارند. این شكل نقاشی را ذهنی و یا غیر واقعی می گویند كه معادل خارجی آن سوررآلیسم است. این نوع سوررآلیسم یا ذهن گرایی با آنچه كه در غرب سوررآلیسم گفته می شود متفاوت است. زیرا سوررآلیسم و یا غیر واقعی گرایی در هنر غرب نوعی نقاشی از اشیاء، تفكرات و حتی رؤیاهایی است كه اصلاً ارتباط چندانی با واقعیت ندارند. اما در هنر ایران سوررآلیسم و یا ذهن گرایی، شكلی است كه هنرمند با ساده كردن اشیاء واقعی به وجود می آورد. به طور مثال حیوانات یا گلها و درختها را به جای آنكه حجم دار و یا سه بعدی تصویر كند، با دو بعد تصویر می كند. در بیان علمی، این روش نسان دادن اشیاء یا موجودات را هنر دو بعدی و یا هنر بدون پرسپكتیو استلیزه می گویند. این نقاشی كه فقط با خط كشیده می شود، فاقد سایه است. بدین ترتیب آنچه كه مثلاً گل اناری و یا گل شش پر نامیده می شود و یا معنای غنچه دارد، نموداری از نمای كلی این عناصر است. از ویژگیهای دیگر نقشه های ایرانی ریزه كاری و پر كار بودن آنهاست. یعنی هنگامی كه به یك فرش نگاه می كنیم، تمام سطح فرش از گل و برگهایی كه به وسیله خطوط گردان و یا شكسته به نام اسلیمی به هم وصل شده اند، پوشیده شده است و زیبایی این نقشه ها در آن است كه در عین شلوغ بودن و در هم آمیختگی طرحها، دارای آرامش و هماهنگی می باشند. طرحهای سنتی ایران عمدتاً دارای تقارن است و تقارن در بالا و پایین و دو طرف و گوشه ها و حاشیه های فرش را كاملاص می توان مشاهده كرد. باید گفت كه این شیوه نقشه كشی در فرش ایران به طور تصادفی به وجود نیامده است؛ بلكه از آنجا كه به دلایل مختلفی كه یكی از آنها محدودیت ترسیم موجودات زنده بوده است، هنرمندان ایرانی این تصاویر را كه فقط طرحی از موجود جاندار را نشان می دهد، برگزیده اند و ضمناً با استفاده فراوان از تصاویر گل و گیاه و درخت و سایر اشیاء اطراف زندگی خویش، به تزئین نقاشی خود پرداخته اند. به همین دلیل نقاشی ایرانی كه روی فرش نیز دیده می شود، نقاشی تزئینی نامیده می شود. باید دانست كه با وجود محدودیت نقاشی ایرانی، هنرمندان برجسته سرزمین ما چه آنان كه نقشه های فرش را در كارگاهها رسم می كرده اند و چه قالیبافان روستایی كه فرش را با نقوش ذهنی می بافته اند، همواره در حال نوآوری در نقشه های فرش بوده اند. برای مثال هنگامی كه از یك نقشه ذهنی به نام لیلیان یادمی شود، اگرچه نقشه اصلی دارای طرح مشخصی می باشد، ولی بافنده های با ذوق و هنرمند روستایی آن را به كمك تغییرات ذهنی خویش، به دهها صورت بافته اند.
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی پیوستگی نقشه های فرش با سایر هنرهای ایرانی [HR][/HR] هنر ایرانی همان طور كه گفته شد به دلیل ریزه كاری و ذوقی كه هنرمندان این مرز و بوم، در تمام گوشه های طرح خود به كار برده اند، هنر تزئینی نامیده می شود. كاملترین و گسترده ترین شكل این هنر را روی فرش می توان دید. هنر تزئینی از قدیمترین ایام روی تمام صنایع و هنرهای دستی از جمله سفالهایی كه در بین آثار تاریخی ایران به دست آمده است و همچنین اشیاء و ظروف مختلف، دیده می شود. به طور مثال چرخش اسلیمی و گل حنایی و گل نیلوفر را در پایه ستونهای تخت جمشید و ظروف بسیار زیبای فلزی و بلورین زمان ساسانی می توان دید. بیشتر این طرحها بعدها نیز در هنرها و صنایع دستی دوره های بعد از ظهور اسلام روی پارچه های زمان آل بویه، اشیاء و ظروف و بناهای عصر سلجوقی و سپس تذهیب و تشعیر و جلد كتابهای قرن هفتم هجری به بعد دیده می شود. این امر نشان می دهد كه نقوش ایرانی ریشه در هنرهای اصیل و كهن ایرانی دارد و هر گل و یا حیوان و یا جزیی از یك طرح، یادآور مفهومی تاریخی و فرهنگی است و به همین دلیل برای هرگونه تغییر و یا نوآوری در این طرحها، آشنایی با سابقه و پیوستگی های دیرین آنها ضروری است. __________________
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی نحوه مراقبت و نگهداری اصولی از فرش فرش نیز مانند هر وسیله دیگری به منظور طولانی تر شدن عمر نیاز به نگهداری و مراقبت صحیح و اصولی دارد. رعایت نکات ذیل می تواند شما مصرف کننده گرامی را در رسیدن به این خواسته یاری کند. روش شستشوی فرش ابتدا فرش را در محلی شیبدار پهن کرده و سطح آن را کاملا خیس نمایید. سپس محلولی از شامپوی فرش و آب ولرم تهیه کرده و بوسیله اسفنج کلیه نقاط فرش را بشویید. پس از اتمام سطحسطح فرش را با آب طوری شستشو دهید که مواد شوینده بطور کامل از فرش خارج گردد. در انتها فرش را جهت خشک کردن در محلی آویزان نمایید یا در محلی با شیب تند قرار دهید. تا رطوبت موجود در آن خارج شده و کاملا خشک گردد. توصیه می گردد حتی المقدور فرش را جهت شستشو به قالیشوییهای معتبر تحویل دهید. نحوه مراقبت و نگهداری 1. از قراردادن فرش در مکانهای مرطوب خودداری نمایید. زیرا رطوبت در دراز مدت سبب پوسیدگی فرش شما میگردد. 2. از قرار دادن فرش در زیر نور مستقیم آفتاب خودداری نمایید. 3. از قراردادن فرش در نزدیکی منابع حرارتی و آتش زا بپرهیزید. 4. حتی المقدور در زمان جابجاکردن فرش آنرا رول کرده و سپس اقدام به جابجایی نمایید 5. اسباب و اثاثیه سنگین نظیر مبل ، میز و ... را در دوره های زمانی متفاوت تغییر مکان دهید تا از ایجاد فشردگی موضعی در سطح فرش جلوگیری گردد. 6. فرشها همیشه در معرض لگد مال شدن ، کثیف شدن و ... قرار می گیرند. لذا حداقل هفته ای یکبار بوسیله جارو برقی سطح فرش را تمییز نمایید. 7. در صورت ایجاد لکه بر روی سطح فرش سریعا نسبت به رفع آن مطابق دستورالعمل زير اقدام نمایید. روشهای لکه زدایی: 1. هر کدام از لکه ها را که قابل برداشتن است، بوسیلفه قاشق بردارید. 2. محلولی از سرکه سفید، شامپوی فرش و آب ولرم را تهیه کرده و در محل لکه بریزید. 3. پارچه سفید و تمیزی که به تینر یا الکل سفید آغشته شده است بر روی محل لکه قرار داده و مالش دهید. 4. محلولی از شامپوی فرش و آب ولرم تهیه نمایید. 5. پارچه سفید و تمیزی که آغشته به محلول شامپوی فرش و آب ولرم می باشد بر روی محل لکه قرار دهید. 6. محل لکه را طوری مالش دهید که مواد لکه زا بطور کامل در محلول حل شوند. 7. با یک پارچه سفید و خشک محل لکه را بطور کامل مالش دهید تا اثرات لکه و آب حاوی آن بخوبی پاک شده و جمع گردد دستورالعمل نگهداری و شستشو: پاکیزه کردن : ـ برای تمیز کردن فرش جاروی دستی توصیه می شود . از جاروی برقی با دور خیلی تند و همچنین از جارو با برس چرخ دنده ای استفاده نفرمائید. ▪ نورآفتاب: ـ هرگز فرش را بطور مداوم در جهت نور آفتاب شدید قرار ندهید. جهت جلوگیری از نور شدید از پرده ضخیم یا کرکره استفاده نمائید. ▪ سایش : ـ هر چند وقت یکبار فرش سر و ته شود که به یک اندازه پا خورده و در معرض سایش قرار گیرد . اگر مجبور هستید قسمتی از فرش را زیر درها قرار دهید ، درب را طوری تنظیم کنید که هنگام چرخش با فرش تماس نداشته باشد . ▪ حرکت فرش : ـ فرشها نیز بعضاً در روی موکتهای صاف یا سنگ و موزائیک و سرامیک کف اطاق بر اثر پاخوردن حرکت می کنند . برای جلوگیری از این مورد می توان از آسترهای اسفنج مانند یا شبکه های توری از جنس ( پی وی سی ) نرم استفاده نمود. این آسترها بایستی کوچکتر از ابعاد فرش باشند . تمیز کردن لکه ها : ▪ لکه آدامس را با یخ سفت نمائید . با احتیاط با کمک یک کاردک آن را از سطح فرش جدا کنید . ▪ لکه شمع را با یخ سفت نمائید . با احتیاط با کمک یک کاردک آن را از سطح فرش جدا کنید. ▪ لکه جوهر معمولی ( دوات ) را با کمی ماست مخلوط نمائید و جمع کنید . این کار را چند نوبت انجام دهید تا کاملاً جوهر جذب ماست شود. ▪ آب میوه ، چای ، شیر ، شکلات و قهوه را با آب نیمه گرم و صابون و یا شامپو تمیز نمائید. ▪ مایعات شیرین ( شربت ، چای شیرین و ... ) پوسیدگی فرش را تسریع می کند. حتماً اثر این مایعات را سریعاً از فرش پاک نمائید. ▪ برای زدودن اثرات روغنی و چربی و واکس از صابون و سرکه سفید و پاک کننده های خنثی استفاده نمایید . ▪ اثرات خون و تخم مرغ با محلول نمک ، صابون و سرکه سفید با آب نیمه گرم پاک می شوند. ▪ روغن ریخته شده را ابتدا با قاشق جمع کنید . یک تکه پارچه سفید بر روی محلول آلوده شده بگذارید و روی آن را با اطوی نیمه گرم اطو کنید، روغن موجود در جسم فرش جذب پارچه سفید خواهد شد . ▪ جهت زدودن دوده، به ویژه بر روی موکت تیره رنگ، روی لکه نمک بپاشید. پس از ۵/۱ ساعت با جارو برقی آن را پاک کنید. شستشوی فرش : ـ توصیه می شود شستشوی فرش را به شرکتهای معتبر قالیشوئی بسپارید . قبل از شستشو گرد و خاک از فرش زدوده شود. از شامپوی مخصوص فرش استفاده کنید. ▪ خشک کردن فرش : ـ فرش را روی داربستهای مخصوص ، در نور ملایم آفتاب پهن کنید بطوریکه هوا در اطراف آن کاملاً جریان داشته باشد . ـ از آویزان کردن یا بر روی چمن پهن کردن یا استفاده از نور تند و سوزنده آفتاب جهت خشک کردن فرش خودداری نمائید. ـ استفاده از حرارت مستقیم وسایل حرارتی چون بخاری ، شومینه ، رادیاتور و ... جهت خشک کردن فرش ، به فرش صدمه می رساند . ـ جهت خشک کردن رطوبت قسمتی از فرش ،به کمک اسفنج ، حوله و یا پارچه پنبه ای ، آب را جمع آوری کرده و سپس قسمت مرطوب را در مقابل آفتاب ملایم و یا بوسیله حرارت ملایم سشوار دستی ، از پشت و روی فرش خشک نمائید. __________________
پاسخ : صنعت فرش، گلیم و قالی بافی چه فرشی برای كجا مناسب تر است رابطه خصوصیات محیط با طرح و نقشه فرش: پیش از هر توصیه ای در این زمینه یادآوری این مطلب خالی از لطف نیست كه معمولاً فرش های دستباف اكثر شهرهای ایران در سه قالب اصلی به لحاظ طرح بافته می شوند كه عبارت اند از لچك ترنج- خشتی و افشان كه در میان آنها لچك ترنج از قدیم مورد استقبال بیشتری قرار گرفته و اغلب فرش هایی را كه شما در منازل یا در فرش فروشی ها می بینید در همین طرح بافته شده اند. البته طرح های دیگری نیز وجود دارند كه در شهرهای مختلف بر آن اساس بافته می شوند. گبه ها، فرش های تركمنی و غیره از این دسته اند. در فرش های لچك ترنج دار علاوه بر حاشیه ای پهن كه دور تا دور فرش را احاطه كرده است، نقشی در قالب شكل هندسی دایره و یا بیضی در میان قرار گرفته كه به آن ترنج می گویند و در چهار گوشه داخلی حاشیه چهار نقش با فرم مثلثی قائم الزاویه كه وتر آن خطی هلالی است وجود دارد كه هر یك از این چهار نقش را هم لچك می گویند. برخی از كارشناسان فرش ادعا می كنند كه طرح های اصلی فرش های ایرانی برگرفته از معماری ساختمان های آن روزگار است. در نتیجه هنگامی كه در ساختار خانه ها تغییری اساسی ایجاد می شده، طراحان فرش نیز از این تغییر تبعیت می كرده اند. آنها بر این عقیده اند كه طرح لچك ترنج فرش ها از طرح پردیس معماری ساختمان های سده آخر دوره اشكانیان الهام گرفته است. این معماری از فضای اندرونی بیرونی تشكیل شده بود و در واقع فرش های لچك و ترنج دار نمادی از حیاط این ساختمان ها بوده اند. «لچك»ها باغچه های سبزیكاری چهار وجه حیاط و «ترنج» حوض میانی حیاط را یادآور می شدند. گل های میان آنها نیز به گلكاری های گل محمدی حیاط اشاره می كرده اند. پس از گذشت زمان و ایجاد تغییرات در معماری و حذف حوض میانی و باغچه های سبزیكاری، طرح افشان فرش به وجود آمد. در این طرح دیگر اثری از لچك و ترنج نبود و با حفظ همان حاشیه اصلی در فضای میان حاشیه ها نقش هایی از انواع گل و ساقه و برگ دیده می شدند. طرح های خشتی جمله دیگر طرح های فرش های ایرانی هستند كه براساس آن تمام سطح داخلی مابین حاشیه ها به مستطیل هایی مساوی تقسیم شده و در داخل هر یك نقشه ای بافته می شود كه ممكن است این نقشه ها چندین بار در خشت های مختلف تكرار شود. البته عدم تكرار آنها نشانی بر مرغوبیت نقشه و ابتكار طراح است. این طرح در برخی از شهرها به گلستان نیز معروف است. امروزه طراحان نقشه های فرش با ابتكارات خود و براساس سلایق متقاضیان در همین قالب های اصلی به ارائه طرح های متفاوت و زیبا پرداخته اند كه با توجه به نامشان ثبت شده است. مثلاً در فرش های تبریز نقشه های علیا، بهشتی، شیوا، بنام، تقی زاده، قلی نامی و بسیاری نقشه های دیگر وجود دارند كه با توجه به نام طراحانشان نامگذاری شده اند و اگرچه به لحاظ طرح و رنگ با هم متفاوت هستند ولی همگی در قالب طرح اصلی لچك ترنج جای می گیرند. با توجه به تنوع موجود، دست برای انتخاب مناسب ترین فرش برای فضای مورد نظر باز است. ▪ پس در همین راستا به پیشنهادات زیر توجه كنید: - در فضایی با وسعت كم، پهن كردن فرش با نقش و نگاری فشرده و متراكم، به شلوغی فضا و در نهایت كوچكتر به نظر آمدن آن كمك می كند. - هنگامی كه كفپوش ثابت فضای مورد نظر شما طرح دار است فرشی با طرح های خلوت انتخاب كنید تا تعادل طرح و نقش در كف محیط حفظ شود. مثلاً در صورت امكان استفاده از گبه به لحاظ سبك دكوراسیونی محیط بهترین انتخاب برای روی كفپوش پاركت آن هم در فضای مدرن گبه است. - دكوراتورها همواره فرش های با طرح افشان را برای فضا های كوچك توصیه می كنند. -انتخاب فرش های لچك ترنج برای فضای معمولی و نسبتاً بزرگ بسیار مناسب است ولی انتخاب فرش خشتی برای این قبیل مكان ها توصیه نمی شود زیرا سبب كوچكتر جلوه كردن محیط می شود. ▪ رنگ و انتخاب فرش: برای فضایی با وسعت كم، فرشی با تركیب رنگی روشن انتخاب كنید. این مسئله در مورد مكان های با محدودیت نور كافی نیز توصیه می شود. هر چه كف زمین روشن تر باشد فضا بزرگتر و نورانی تر جلوه می كند. در ضمن به هنگام انتخاب رنگ فرش، به پالت رنگی موجود در فضا شامل رنگ دیوارها، پارچه روكش مبلمان، پرده ها و حتی رنگ چوب لوازم و از همه مهمتر رنگ كفپوش، توجه كنید. حفظ هماهنگی میان طرح و رنگ فرش انتخابی و دیگر عناصر یك فضا از جمله مهمترین موارد در انتخاب فرش مناسب است. ▪ كاربرد محیط و فرش مناسب: این كه فرش مورد نیاز در چه مكانی و با چه كاربردی پهن می شود در انتخاب تعیین كننده است. مثلاً برای فضاهای پر رفت وآمد مثل اتاق نشیمن و فضای ورودی خانه، فرش های روشن و با بافت ظریف و به اصطلاح رج بالا انتخاب نكنید. اینگونه فرش ها در این مكان ها در معرض آسیب دیدگی بیشتری قرار می گیرند. ▪ سبك دكوراسیونی: انتخاب فرش نیز مانند انتخاب دیگر لوازم دكوراسیونی تابع رعایت قوانین سبك دكوراسیونی به كار رفته در محیط است. لذا پیش از خرید فرش به انتخاب نقشه ای مناسب با سبك دكوراسیونی فضای خانه تان بیاندیشید. __________________