1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نعمت جهان ابدی نیست!

شروع موضوع توسط minaaa ‏19/12/10 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    حضرت صالح(ع)
    حضرت صالح(ع):
    مردم عاد به سبب گناهان خود هلاک گردیدند و خداوند سرزمین و املاکشان را به ثمود ارزانی داشت. قوم ثمود در سرزمین عاد جایگزین گذشتگان گردیدند و این سرزمین را بیش از پیشینیان آباد ساختند. قنات‌ها حفر کردند،باغ و بستان‌هایی به وجودآوردند، کاخ‌های محکم بنا کردند و در میان کوه‌ها خانه‌هایی از سنگ تراشیدند تا از حوادث روزگار در امان باشند.
    قوم ثمود در خوش‌گذرانی و وسعت در ناز و نعمت به سر می‌بردند ولی شکر خداوند را انجام نمی‌دادند و نعمت او را ستایش نمی‌‌کردند؛ بلکه به ستمگری و اخلالگری آنان افزوده شد. روز به روز از حق فاصله می‌گرفتند و به خودخواهی خویش می‌افزودند. خداوند یکتا را کنار گذاشته و به عبادت بت‌ها پرداخته‌بودند. برای خداوند شریک ساختند. از دستورات خداوند سرپیچی کردند و فکر کردند در این نعمتفراوان، جاویدان خواهند بود و در این خوش‌گذرانی آزاد می‌مانند.
    خداوند صالح را که از جهت نسب بر همه‌ی آنان برتری داشت و از جهت حلم بهتر از دیگران و از جهت عقل برگزیده‌تر از ایشان بود، بر آنان مبعوث کرد. صالح قوم خود را به عبادت خداوند دعوت کرد و آنان را به طرف یکتایی خداوند از این راه برانگیخت: خداوند یکتا شما را از خاک خلق کرده و به وسیله‌ی شما این زمین را آباد ساخته و روی زمین به شما جای داده و نماینده‌ی خویش ساخته است. آشکار و نهان نعمت ‌های خود را بر شما جاری کرده‌است.
    صالح سپس آنان را دعوت کرد که بت‌پرستی را کنار بگذارند و او را ستایش کنند؛ زیرا بت قدرت ضرر و نفعی برای مردم ندارد و در هر چیز محتاج هب خداوند هستند و از خود اراده‌ای ندارند. صالح ارتباط خویشاوندی و نسب خود را که بین آنان وجود داشت به خاطرشان آورد؛ زیرا این ملت قوم و فرزندان صالح بودند. صالح نفعشان را خواهان بود. در راه خیر آنان می‌کوشید و نقشه‌ای برای ناراحتی آنان طرح نمی‌کرد و بدی آنان را نمی‌خواست.
    صالح به آنان دستور داد که: از خداوند طلب آمرزش کنید و از گناهانی که مرتکب شده‌اید به خداوند بازگشت کنید؛ زیرا خداوند با آن کس که او را بخواند نزدیک است و هرکس از او سؤال کند، پاسخش را می‌دهد و هرکس به سوی او بازگشت کند، می‌شنود و ناله و توبه را پاسخ می‌دهد.
    صالح ریاست طلب نیست!
    صالح بیانات خود را به طور صریح بیان کرد ولی گوش قوم او از بیانات وی بسته بود و دل‌های آنان در پرده‌ی حجاب قرار گرفته بود و چشم‌هایشان در دیدن آثار قدرت خداوند روی هم قرار گرفته‌بود؛ لذا پیامبری صالح را را منکر شدند و دعوت او را به باد مسخره گرفتند و گمان کردند رسالت او از حق به دور است و با صدق فاصله دارد. پس او را سرزنش کردند و گفتند: صالحی که از عقل برتری دارد و آراء او صحیح است غیر ممکن است که این دعوت و کلمات از او صادر شده‌باشد!
    مخالفین صالح او را مخاطب قرار داده و گفتند: ای صالح! ما تو را روشن‌فکر و صاحب رأی می‌دانستیم. آثار خیر از تو می‌درخشید و علامت‌های رشد اجتماعی و فکری در پیشانی تو برق می‌زد. ما تو را برای آن موقعی که حوادث روزگار به ما حمله می‌کند، ذخیره کرده‌بودیم تا شب تاریک این حوادث با نور عقل تو روشن گردد و با رأی صحیح تو مشکلات حادثه برطرف شود. ما امیدوار بودیم، آن‌گاه که غم متوجّه ما می‌گردد و کار ما مشکل‌ می‌شود، تو ذخیره‌ی فکری و ملی ما باشی ولی به هذیان افتادی و کار بیهوده انجام دادی! این چه کاری ایت که ما را به آن فرا می‌خوانی؟ راستی آیا ما را از عبادت خدایان پدرانمان منع می‌کنی و دستور می‌دهی آن خدایانی را که با آن رشد پیدا کرده و به کمال رسیده‌ایم، کنار بگذاریم. بدون تردید ما در گفتار و دعوت تو تردید داریم و به حرف تو اطمینان نداریم و اعتمادی به صحّت دعوت تو نیست. ما خدایان پدران خویش رها نمی‌کنیم و متمایل به هوس و کج‌روی تو شویم.
    صالح ملّت را از مخالفت با خویش ترساند و رسالت خود را در میان آنان آشکار ساخت و نعمت‌هایی را که خداوند برای آنان جاری ساخته به خاطرشان آورد و آنان را از عذاب و غضب خداوند ترساند و علناً به آنان گفت: من از دعوت خود نفعی را در نظر نگرفته‌ام و حرص به مال و ثروت ندارم و ریاست طلب نیستم و مزدی برای رسالت خود از شما نمی‌خواهم و پاداش پند و اندرز خود را مطالبه نمی‌کنم. مزد رسالت من به عهده‌ی پروردگار جهانیان است.
    صالح مطالب بالا را به این جهت برای ملت تشریح کرد که شبهات و اشکالاتی که در افکار آنان پیدا می‌شود و تردیدهایی که گاهی ممکن است در خاطره‌هایشان آشکار گردد، برطرف شود و به را راست هدایت گردند.