همین چند وقت پیش داشتم با دوستم تلفنی صحبت میکردم یکی زنگ درو زد منم تو رفتم ببینم کیه به دوستم گفتم یه لحظه صب کن ببینم کیه تا موبایلمو برداشتم از گوشم، گوشی ایفونو گرفتم گفتم الو مامور اب بود
هفته پیش بچه هام امتحان فارسی داشتند مبحث بنویسیم...این امتحان طراحش من نبودم یه سنجش کلی بود ...خلاصه سوال این بود کلمه ای بنویسین که توش(ص)داشته باشه و دو نقطه ای باشه...یکی از شاگردا همه سوالای سخت رو نوشته بود اینو هنگ کرده بود یعنی این سوال جزو سوالاتی بود که نمره اور واسه تیپ ضعیف کلاس بود...تا رسیدم بالا سرش از هول اینکه دعواش نکنم زودی نوشت(صمیرا)تو افق محو شدم...ما به (ص)میگیم (ص صابونی)...به س میگیم سین...گفتم:مریم دلبندم سمیرا با سینه نه با ص صابونی ینی عین عقاب پرید رو برگه نوشت...(صابون)...epressed:epressed:
سلام اونو کلی گفتم نسبت به گرامیان انجمن نمی دونم چرا اون جوری شد الان ویرایش می زنم ممنون که گفتین کلا سوتی که زیاد می دم من
یا سلام و عرص ادب محضر زیما خانم نه دیگه زیما خانم اگر ویرایش بفرمائید که نان بنده را آجر میکنید . اونوقت همه میگویند این سایه های بیداری ، کلام زیما خانم را تحریف نموده .
•زمانی که شاغل بودم از این سبک سوتیا زیاد میدادم،جایی برای خرید رفتم و کارتُ کشیدم،برگشتم به فروشنده گفتم؛رمزتون؟حالا تا اینجا باز اوکیِ،کلی خندیدیمُ رمز رو زدم و رسید رو گرفتم سوتی دوم همون لحظه،رسیدُ دادم به فروشنده و گفتم خدابرکت بده خوش اومدین یادم بخیر
یکی از سوتی های منم اینکه سرکار که میرفتم، صبح ساعت 6:30 باید کل بخش رو فشارخون و دمای بدن مریضا می گرفتیم من ساعت 6:30 درجه تب برا یه مریض گذاشتم و رفتم تااااا موقع تحویل شیفت (ساعت 7- 7:15) یهو مریضه صدام زد و گفت : خانوم پرستار ، آلو خشکه هم بود تا حالا زیر زبونم خیس خورده بود. من خجالت و اون بنده خدا میخندید یادش بخیر