پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• من منتظرت شدم ولي در نزدي بر زخم دلم گل معطر نزدي گفتي كه اگر شود مي آيم اما مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• شاعر از كوچه ي مهتاب گذشت ليك شعري نسرود نه كه معشوقه نداشت نه كه سرگشته نبود سالها بود دگر كوچه ي مهتاب خيابان شده بود!!
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• این جادههای بیکسی عاقبت مرا به سرزمین غریب چشمان تو رساند من در این غربت با شقایقها بیگانه خواهم ماند من در غربت با باران اشنا نخواهم شد من در این غربت ... غمی نیست هرچند غریب بمانم ...تو تنها نگاهت را از من نگیر ...
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض یک طرف خاطره هاست یک طرف فاصله هاست در همه آوازها حرف آخر زیباست آخرین حرف تو چیست؟ تا به آن تیکه کنم ...حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• دلبر آهنین! خواندی: « زیرِ باران باید رفت » و رفتی. از باران، بدم میآید دیگر!
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• [FONT=times new roman,times,serif]یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]امروز بس دلم تنگ است :gerye: [/FONT]
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• هرگز بـرای آدمهـا دلسوزی نکن ! آنهـا به وقتَش دلت را خواهند سوزانـد........... !
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• دلبسته به سکه های قلک بودیم دنبال بهانه های کوچیک بودیم رویای بزرگ شدن خوب نبود ای کاش تمام عمر کودک بویم ؟
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• غمم ا ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم دل بیمار شد از دست رفیقان مددی تا طبیبش بسر آریم و دوایی بکنیم آنکه بی جرم برنجید و بتیغم زد و رفت باز ش آرید خدا راکه صفایی بکنیم خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست تا در آن آب و هوا نشو ونمایی بکنیم مدد از خاطر رندان طلب ایدل ور نه کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم سایه طایر کم حوصله کاری نکند طلب از سایه میمون همایی بکنبم دلم از پرده بشد حافظ خوش گوی کجاست تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم د؟ امشب دلم بیشتر از همیشه گرفته.....
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• تنها جایی که "حجاب" داشت ، هنگام نماز خواندن بود، گویا تنها کسی که به او "محرم" نبود، "خدا" بود!!!!!