تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند! چشم ها را بستند و چه با دل کردند... وای سهراب کجایی آخر؟... زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند ! تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی، عشق را دار زدند، همه جا سایه ی دیوار زدند، وای سهراب دلم را کشتند!
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن از در نشد از پنجره، زوری خودت رو جا نکن آدمکای شهر ما، بازیگرایی قابلن وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می ذارن تو قتلگاه آرزو عاشق کشی زرنگیه شیطونک مغزای ما دلداده دورنگیه دلخوشی های الکی، وعده های دروغکی عشقاشونم خلاصه شد، تو یک نگاه دزدکی آدمکای شب زده، قلبا رو ویرون میکنن دل ستاره ی منو، از زندگی خون میکنن ستاره ها لحظه ها رو، با تنهایی رنگ میزنن به بخت هر ستاره ای، آدمکا چنگ میزنن عمری به عشق پر زدن قفس رو آسون میکنن پشت سکوت پنجره چه بغضی بارون میکنن! مردم سر تا پا کلک، رفیق جیب هم میشن دروغه که تا آخرش، همدل و هم قسم میشن رو دنده حسادتا زندگی رو میگذرونن عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن قصه روزگار اینه، به هیچ کسی وفا نکن روی دلای آدما، هرگز حسابی وا نکن
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• [FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]تو را نمي توان سرود اگرچه من هزار بار به ياد تو قدم به سرزمين واژه ها نهاده ام تو را نمي توان سرود اگرچه من هزار بار به فكر خوب شاعري فتاده ام تو را نه مي توان سرود و نه به شاعري سپرد تو آنقَدَر غنيمتي كه مي توان تو را فقط به كوچه هاي ياد برد تو را نمي توان سرود ![/FONT]
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• [FONT=times new roman,times,serif] [FONT=times new roman,times,serif]رفتنت آغاز ویرانی ست حرفش را نزن [/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]انتهای یک پریشانیست حرفش را نزن[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو [/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]راهمان با ینکه طولانی ست حرفش را نزن[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا [/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]دل شکستن کار آسانی ست حرفش را نزن[/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]عهد کردی با نگاه خسته ای محرم شوی [/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]گر نگاه خسته ی ما نیست حرفش را نزن [/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]خورده ای سوگند روزی عهد مارا بشکنی [/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن [/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام [/FONT] [FONT=times new roman,times,serif]رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن[/FONT] [/FONT]
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینمالا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینمشب رحلت هم از بستر روم تا قصر حورالعیناگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• ای که همچون نفس گرم بهاربر تن تاک زمستان ماندیجلوه ای از جانیگرچه در معبد دیدار تو دیریست نمی سوزد مهرلیک اما به عبادتگه عشقدر شبستان خیالم همه شب مهمانیعطر عود عشقتنرود از دل بیتاب بدین آسانی...
پاسخ : •●من اينجا بس دلم تنگ است...!●• آخر دل مارا تو فنا کردی و رفتیبیهوده مرا چشم به ره کردی و رفتیآن کاخ امیدی که بنا کردم از عشقتخاکستری از آن تو به پا کردی و رفتیدانستی همه ترس من از هجر تو بوده استاین شهر دلم از چه رها کردی و رفتی؟