یه روز برفی ، تو خیابون راه میرفتیم قول دادیم تا با هم هستیم عاشق هم باشیم و به هم دروغ نگیم از هم جدا نشیم منو اون هر روز عاشق تر از قبل دوست داشتم همو از ته قلب اما یهو دنیای قشنگمون خراب شد و اون نبود کنار من وقتی اون بود همه فصلا برام بهاری بود وقتی اون بود دلم از درد و غصه خالی بود وقتی اون بود نمیشکستم از غم مثل الآن تنها بشم هر بار که اون به صدای زنگ گوشی // دوباره دلم مثل سیر و سرکه جوشید با اینکه نگفته بودی ازم بیزاری و سیری // فکر کردم زنگ میزنی میگی میذاری و میری همونا که جلوشون خیت میارم و بدن // گفتم شاید همونا زیرآبمو زدن قلب منو دادین همتون بازی // حسمو نفهمید احدالناسی تو دیدی کی هستم تو دیدی که هستن // همه اینارو دیدی تو دیدی که میمونن ولی توی دل تو مهمونیه گره // بین دوراهیه که بمونه یا بره اگه رابطمون ، پره غم بوده برو // دیگرونو زیاد کنم من بازم پر نمیکنم کمبوده تو رو پس میسپارمت به دست فراموشی // وای ، دوباره صدای زنگ گوشیت وقتی اون بود همه فصلا برام بهاری بود وقتی اون بود دلم از درد و غصه خالی بود وقتی اون بود نمیشکستم از غم مثل الآن تنها بشم هر بار که خواستم به تو گله کنم // رفتی و من موندم با این دل پرم منم و یه جای خالی و این فکر پرم // اینقدر فشار رومه که شاید سکته کنم توی جنگ گناه و جنگجویی بازه // و با عشق میگیره رنگ و بویی تازه زندگی منم واسه رسیدن به تو جنگه // اونقدر رفتی و جلو همه شدن سنگ رو یخ روزگار و کاراشو ببین // یه روز همه چیمون خوب بود و حالا شده این باختی پیش هر کی که تو خوبشو بردی // بعد بدی کرد بهت تو چوبشو خوردی آره آدما عشقمو دزدیدن و // با همون تو روی خود من پز میدن و و بدون یادداشتی // بالاخره زمینت میزنه همونی که اصرار میکرد تو از جات پاشی وقتی اون بود همه فصلا برام بهاری بود وقتی اون بود دلم از درد و غصه خالی بود وقتی اون بود نمیشکستم از غم مثل الآن تنها بشم