1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خواجه نصيرالدين طوسي

شروع موضوع توسط Zarirr ‏21/11/10 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    خواجه نصيرالدين ابوجعفر محمد بن حسن طوسي دانشمند بزرگ و نويسنده معروف و حمايت كننده علوم و عالمان در قرن هفتم هجري است. اصلش را از جهرود ساوه يا قم دانسته‏اند. تولد او را در سال 597 در طوس دانسته‏اند و گفته‏اند كه تحت نظر پدرش كه فقيه و عالم بود تربيت يافت و از كودكي به تحصيل دانش‏هاي ادبي و عقلي پرداخت و در آغاز جواني براي تكميل دانش خود به نيشابور رفت. از استادان او معين الدين سالم و كمال الدين موصلي و فريدالدين نيشابوري را نام برده‏اند.

    بعد از حمله چنگيز به قلعه‏هاي اسماعيليان پناه برد و به خواهش محتشم قهستان كه مردي دانشمند بود كتاب الطهارة ابوعلي مسكويه را به پارسي ترجمه كرد و آن را اساس تأليف كتاب اخلاق ناصري قرار داد. بعد از فتح بغداد در سال 657 به دستور هولاكو و با همكاري جماعتي از رياضي دانان بزرگ زمان رصدخانه مراغه را راه اندازي كرد و با استفاده از عايدات اوقاف قلمرو ايلخاني توانست در مراغه يك مركز بزرگ علمي تشكيل دهد و در آن كتابخانه‏اي عظيم با حدود چهارصد هزار كتاب به وجود آورد. خواجه نصير بر تمامي علوم زمان خود احاطه داشت و در بسياري از آنها سرآمد بود و حالت رهبري و پيشوايي آن علم را داشت.

    او مردي كريم و بخشنده و خوش برخورد بود. او با احترامي كه در نزد ايلخانان يافته بود با جمع كردن مقام‏هاي ديني و دنياوي و با استفاده از نفوذ خويش بسياري از بزرگان عهد خويش از جمله علاء‏الدين عطاملك جويني را از مرگ حتمي نجات داد.

    وفات خواجه نصير در سال 672 و در بغداد اتفاق افتاد. از جمله كتابهاي او در منطق اساس الاقتباس، مقولات عشر و قاطيغور ياس

    در حكمت نظري: رساله اثبات واجب، جبر و قدر، تذكرة آغاز و انجام رساله في النفي و الاثبات.

    در حكمت عملي: اخلاق ناصري، نصيحت نامه، اخلاق محتشمي

    در رياضيات و نجوم: رساله در حساب، رساله معينيه در هيئت، حل مشكلات معينيه، شرح ثمرة بطلميوس، ترجمه صور الكواكب عبدالرحمن صوفي، سي فصل در تقويم، ذيج ايلخاني، بيست باب در اسطرلاب.

    در مسايل ديني، فصول نصيريه، رساله در تولا و تبرا.

    در طبيعيات: تنسوق نامه

    علاوه بر اينها رساله معيار الاشعار در عروض فارسي و شرح فتح بغداد و اوصاف الاشراف را مي‏توان نام برد.
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    خواجه نصیرالدین طوسی

    زندگینامه خواجه نصیرالدین طوسی
    سرزمین طوس ناحیه‌ ای از خراسان بزرگ است که خاستگاه دانشورانی بزرگ و تاریخ ساز بوده است. گفته می شود زمانی «شیخ وجیه الدین محمد بن حسن» که از بزرگان و دانشوران قم بوده و در روستای «جهرود» از توابع قم زندگی می کرد به همراه خانواده و به شوق زیارت امام هشتم شیعیان به مشهد عازم شد و پس از زیارت، در هنگام بازگشت به علت بیماری همسرش در یکی از محله ‌های شهر طوس مسکن گزید. او پس از چندی به درخواست اهالی محل علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد، به تدریس در مدرسه علمیه مشغول شد. در صبحگاه یازدهم جمادی الاول سال 598 قمری درخشنده ‌ترین چهره حکمت و ریاضی در قرن هفتم پا به عرصه وجود نهاد. پدر با تفأل به قرآن کریم نوزاد را که سومین فرزند بود «محمد» نامید که بعدها کنیه ‌اش «ابوجعفر» شد و به القابی چون «نصرالدین»، «محقق طوسی»، «استاد البشر» و «خواجه» شهرت یافت.
    زندگی او بر پایه دو هدف اخلاقی و علمی بنا نهاده شده بود. او در بیشتر زمینه‌های دانش و فلسفه، تالیفات و رسالاتی از خود به یادگار گذاشته که بیشتر عربی هستند. از معروفترین آثار او به پارسی، "اساس الاقتباس" و "اخلاق ناصری" را می‌توان یاد کرد. وی در اخلاق ناصری رستگاری راستین انسان‌ها را در "سعادت نفسانی"، "سعادت بدنی" و "سعادت مدنی" می‌‌داند و این نکته نشان می‌دهد که خواجه در مسائل مربوط به بهداشت جسمانی و روانی هم کارشناس بوده است.
    خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه ای و گروهی او را عقل حادی عشر(یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی است در باره استادش چنین می نویسد:
    خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود واز علوم عقیله و نقلیه مصنفات بسیار داشت او اشراف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را. در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذکره ای در هیات را که از تالیفات خود آن بزرگوار است قرائت کردم. پس او را اجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس کناد .
    قسمت اعظم 150 رساله و نامه های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سینا قابل قیاس است جز آن که ابن سینا پزشک بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری، از 5 کتابی که در زمینه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است در ریاضیات تحریرهایی بر آثار آوتولوکوس، آرستارخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هوپسیکلس، تئودوسیوس منلائوس و بطلمیوس نوشت از جمله مهمترین آثار اصیل اصیل وی در حساب هندسه و مثلثات جوامع الحساب بالتخت و التراب، رساله الشافیه و اثر معروفش کتاب شکل القطاع است که به نوشته های رگیومونتانوس اثر گذارده است.
    نصیرالدین زمانی پیش از سال 611 در مقال پیشروی مغولان به یکی از قلعه های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد این کار به وی امکان داد که برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین کتابش اخلاق ناصری را به رشته تحریر درآورد وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند که شروع آن از سال 638 بود برای کمک به رصدخانه، علاوه بر کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذاره شده بود که از عشر«یک دهم» آن جهت امر ««رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می نمود در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود 400000 جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرارداده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان. این کارها مدت 13 سال به طول انجامید تا اینکه ایلخان هولاکوی مغول در سال 663 درگذشت. لیکن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد که خللی در کار آنجا رخ دهد و کوشش بسیار نمود که آن رصدخانه و کتابخانه از بین نرود.
    در مورد تحصیل وی می توان گفت که ایام کودکی و نوجوانی محمد در شهر طوس سپری شد. وی در این ایام پس از خواندن و نوشتن، قرائت قرآن، قواعد زبان عربی و فارسی، معانی و بیان و حدیث را نزد پدر آموخت. مادرش نیز وی را در خواندن قرآن و متون فارسی کمک می ‌کرد. پس از آن به توصیه پدر، نزد دایی خود «نورالدین علی بن محمد شیعی» که از دانشمندان نامور در ریاضیات، حکمت و منطق بود، به فراگیری آن علوم پرداخت. عطش علمی محمد در نزد دایی چندان برطرف نشد و بدین سبب با راهنمایی پدر در محضر «کمال الدین محمد حاسب» که از دانشوران نامی در ریاضیات بود، به تحصیل پرداخت اما هنوز چند ماهی نگذشته بود که استاد قصد سفر کرد و آورده ‌اند که وی به پدر او چنین گفت: من آنچه می‌دانستم به او (خواجه نصیر) آموختم و اکنون سؤالهایی می‌کند که گاه پاسخش را نمی‌دانم!
    پس از چندی که آن نوجوان سعادتمند از فیض وجود استاد بی ‌بهره شده بود دایی پدرش «نصیرالدین عبدالله بن حمزه» که تبحر ویژه ‌ای در علوم رجال، درایه و حدیث داشت، به طوس آمد و محمد که هر لحظه، عطش علمی ‌اش افزون می شد نزد او به کسب علوم پرداخت. گرچه او موفق به فراگیری مطالب جدیدی از استاد نشد، اما هوش و استعداد وافرش شگفتی و تعجب استاد را برانگیخت به گونه‌ ای که به او توصیه کرد تا به منظور استفاده‌ های علمی بیشتر به نیشابور مهاجرت کند. او در شهر طوس و به دست استادش « نصیر الدین عبدالله بن حمزه» لباس مقدس عالمان دین را بر تن کرد و از آن به « نصیرالدین» ملقب شد . سپس در محضر استاد فریدالدین داماد نیشابوری از شاگردان امام فخر رازی کتاب «اشارات ابن سینا» را فرا گرفت.
    پس از مباحثات علمی متعدد فرید الدین با خواجه، علاقه و استعداد فوق العاده خواجه نسبت به دانش اندوزی نمایان شد و فریدالدین او را به یکی دیگر از شاگردان فخر رازی معرفی کرد و بدین ترتیب نصیرالدین طوسی توانست کتاب «قانون ابن سینا» را نزد «قطب الدین مصری شافعی» به خوبی بیاموزد. وی علاوه بر کتابهای فوق از محضر عارف معروف آن دیار «عطار نیشابوری» (متوفی 627) نیز بهره ‌مند شد.
    خواجه که در آن حال صاحب علوم ارزشمندی شده و همواره به دنبال کسب علوم و فنون بیشتر بود، پس از آن به ری شتافت و با دانشور بزرگی به نام برهان الدین محمد بن محمد بن علی الحمدانی قزوینی آشنا شد. او سپس قصد سفر به اصفهان کرد اما در بین راه، پس از آشنایی با «میثم بن علی میثم بحرانی» به دعوت او و به منظور استفاده از درس خواجه ابوالسعادات اسعد بن عبدالقادر بن اسعد اصفهانی به شهر قم رفت. محقق طوسی پس از قم به اصفهان و از آنجا نیز به عراق رفت.
    او علم «فقه» را از محضر «معین الدین سالم بن بدران مصری مازنی» ( از شاگردان ابن ادریس حلی و ابن زهره حلبی) فرا گرفت و در سال 619 قمری از استاد خود اجازه نقل روایت دریافت کرد. آن گونه که نوشته ‌اند خواجه مدت زمانی از «علامه حلی» فقه و علامه نیز در مقابل، درس حکمت نزد خواجه آموخته است. «کمال الدین موصلی» ساکن شهر موصل (عراق) از دیگر دانشمندانی بود که علم نجوم و ریاضی به خواجه آموخت و بدین ترتیب محقق طوسی دوران تحصیل را پشت سر نهاده، پس از سالها دوری از وطن و خانواده، قصد عزیمت به خراسان کرد.

    فعالیتهای خواجه را بدین گونه می توان بیان کرد که:
    اسماعیلیان فرقه ‌ای از شیعیان بودند که اسماعیل فرزند امام صادق (ع) را جانشین آن حضرت دانسته بر او توقف کردند. این گروه پس از مدتها در سال 483 قمری به دست حسن صباح در ایران رونقی دوباره یافتند و پس از چندی، گرایشهای شدید سیاسی پیدا کرده، فعالیتهای خود را گسترش دادند. قلعه الموت در حوالی قزوین پایتخت آنان بود و علاوه بر آن قلعه های متعدد و استواری داشتند که جایگاه امنی برای مبارزان سیاسی به شمار می‌رفت و دستیابی بر آنها بسیار سخت بود.
    خواجه نصیرالدین پس از چند ماه سکونت در قائن، به دعوت «ناصر الدین عبدالرحیم بن ابی منصور» که حاکم قلعه قهستان بود و نیز مردی فاضل و دوستدار فلاسفه بود، به همراه همسرش به قلعه اسماعیلیان دعوت شد و مدتی آزادانه و با احترام ویژه در آنجا زندگی کرد. او در مدت اقامت خود کتاب «طهاره العراق» تألیف ابن مسکویه را به درخواست میزبانش به زبان عربی ترجمه کرد و نام آن را «اخلاق ناصری» گذاشت. وی در همین ایام «رساله معینیه» در موضوع علم هیئت، به زبان فارسی نگاشت. ناسازگاری اعتقادی خواجه با اسماعیلیان و نیز ظلم و ستم آنان نسبت به مردم وی را بر آن داشت تا برای کمک گرفتن، نامه‌ ای به خلیفه عباسی در بغداد بنویسد.
    در این میان حاکم قلعه از ماجرای نامه باخبر و به دستور او خواجه نصیر بازداشت و زندانی شد.پس از چندی خواجه به قلعه الموت منتقل شد ولی حاکم قلعه که از دانش محقق طوسی اطلاع پیدا کرده بود با او رفتاری مناسب در پیش گرفت. نصیر الدین طوسی حدود 26 سال در قلعه ‌های اسماعیلیه به سر برد اما در این دوران لحظه‌ ای از تلاش علمی باز ننشست و کتابهای متعددی از جمله «شرح اشارات ابن سینا»، «تحریر اقلیدس»، «تولی و تبری» و « اخلاق ناصری» و چند کتاب و رساله دیگر را تألیف کرد.
    از آنجا که وجود اسماعیلیان حاکمیت و قدرت سیاسی مغولان را به خطر می‌انداخت هلاکوخان در سال 651 قمری با اعزام لشکری به قهستان آنجا را فتح کرد.حاکم قلعه پس از مشورت با خواجه نصیر، علاوه بر تسلیم کامل قلعه، از مغولان اطاعت کرد و چندی پس از آن در سال 656 قمری تاج و تخت اسماعیلیان در ایران برچیده شد و بدین سان خواجه نصیر بزرگترین گام را در جلوگیری از جنگ و خونریزی و قتل عام مردم برداشت، از این رو نزد خان مغول احترام و موقعیت ویژه ‌ای یافت.
    خواجه که در آن ایام دارای مقام و صاحب نفوذ شده بود از موقعیت استفاده کرد و خدمات بسیاری به فرهنگ اسلام و کشورهای مسلمان روا داشت که می توان به برخی از آنها مانند، انجام کارهای علمی و فرهنگی و نگارش کتابهای ارزشمند؛ جلوگیری از به آتش کشیدن کتابخانه بزرگ حسن صباح در قلعه الموت به دست مغولان؛ نجات جان دانشمندان و علمایی چون ابن ابی الحدید (شارح نهج البلاغه) و برادرش موفق الدوله و عطاءالملک جوینی که بی‌ رحمانه مورد غضب و خشم مغولان قرار گرفته بودند؛ جذب و حل شدن قوم مغول در فرهنگ و تمدن اسلامی به دست خواجه، به گونه ‌ای که موجب شد مغولان به اسلام روی آورند؛ جلوگیری از تهاجم آنان به کشورهای مسلمان؛ تأسیس رصد خانه مراغه در سال 656 قمری با همکاری جمعی از دانشمندان؛ احداث و تجهیز کتابخانه بزرگ رصد خانه در مراغه اشاره کرد.
    خواجه نصیر هجدهم ذیقعده سال 673 قمری وفات یافت و حاصل زندگی او سه پسر: صدرالدین علی، فرزند بزرگ او که همواره در کنار پدر و همگام با او بود و در فلسفه، نجوم و ریاضی بهره کافی داشت. دومین فرزند وی اصیل الدین حسن نیز اهل دانش و فضیلت بود و در زمان حیات اغلب به امور سیاسی مشغول بود. فرزند کوچک خواجه فخر الدین محمد بود که ریاست امور اوقاف در کشورهای اسلامی را به عهده داشت.
    خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری که پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریک وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب واعجاز بود.
    علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی است درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت. او اشرف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را.
    آثار شیخ طوسی
    زندگی او بر پایه دو هدف اخلاقی و علمی بنا نهاده شده بود. او در بیشتر زمینه‌های دانش و فلسفه، تالیفات و رسالاتی از خود به یادگار گذاشته که بیشتر عربی هستند. از معروفترین آثار او به پارسی، "اساس الاقتباس" و "اخلاق ناصری" را می‌توان یاد کرد. وی در اخلاق ناصری رستگاری راستین انسان‌ها را در "سعادت نفسانی"، "سعادت بدنی" و "سعادت مدنی" می‌‌داند و این نکته نشان می‌دهد که خواجه در مسائل مربوط به بهداشت جسمانی و روانی هم کارشناس بوده است.
    آثار فراوانی از خواجه به یادگار مانده که به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

    • ۱ تجریدالعقاید
    • ۲ شرح اشارت بو علی سینا
    • ۳ قواعد العقاید
    • ۴ اخلاق ناصری یا اخلاق طوسی
    • ۵ آغاز و انجام
    • ۶ تحریر مجسطی
    • ۷ تحریر اقلیدس
    • ۸ تجریدالمنطق
    • ۹ اساس الاقتباس
    • ۱۰ ذیج ایلخانی
    • ۱۱ آداب البحث
    • ۱۲ آداب المتعلمین
    • ۱۳ روضةالقلوب
    • ۱۴ اثبات بقاء نفس
    • ۱۵ تجرید الهندسه
    • ۱۶ اثبات جوهر
    • ۱۷ جامع الحساب
    • ۱۸ اثبات عقل
    • ۱۹ جام گیتی نما
    • ۲۰ اثبات واجب الوجود
    • ۲۱ الجبر و الاختیار
    • ۲۲ استخراج تقویم
    • ۲۳ خلافت نامه
    • ۲۴ اختیارات نجوم
    • ۲۵ رساله در کلیات طب
    • ۲۶ ایام و لیالی
    • ۲۷ علم المثلث
    • ۲۸ الاعتقادات
    • ۲۹ شرح اصول کافی
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/8/11
    ارسال ها:
    3,711
    تشکر شده:
    4,792
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    مدرس زبان فرانسه
    پاسخ : خواجه نصيرالدين طوسي

    [STICK]ادغام شد[/STICK]