1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حکایتهایی از حضرت رسول اکرم (ص)

شروع موضوع توسط سجاد.اروميه ‏15/8/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏8/8/11
    ارسال ها:
    4,021
    تشکر شده:
    408
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    بماند
    بنای مسجد قبا


    توقف رسول اکرم(ص) در دهکده قبا پانزده روز به درازا کشید. و رسول‏خدا(ص) در این مدت تصمیم گرفت‏برای فعالیتهای عبادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی‏مسلمانان پایگاهی برپا کند. بدین منظور مکان مسطح و وسیعی را، که در کنارخانه‏کلثوم بن هدم بود و از آن برای خشک کردن خرما استفاده می‏شد، انتخاب کرد.
    بدیهی است که برای ساختن مسجد باید نخست نقشه‏اش ترسیم می‏شد. به گفته طبرانی‏رسول خدا به یارانش فرمود: نقشه این مسجد از سوی خداوند است و اینک شتر من‏مامور این کار است. کسی بر شتر سوار شود و او را حرکت دهد تا محدوده مسجد رامشخص سازد. ابوبکر برخاست و بر شتر نشست، ولی هرچه تلاش کرد شتر حرکت نکرد. به‏ناچار ابوبکر پیاده شد.

    سپس عمر برخاست تا این ماموریت را انجام دهد، ولی تلاش او نیز بی‏ثمر بود ونتوانست‏شتر را حرکت دهد. در این هنگام، رسول خدا(ص) به علی فرمود: برخیز وبرشتر بنشین چون علی بر پشت‏شتر قرار گرفت، شتر راه افتاد، محدوده‏ای را دور زدو سپس به جای نخست‏خویش بازگشت. بدینسان محدوده مسجد قبا مشخص شد و رسول‏خدا(ص) قبله آن را به سمت‏بیت المقدس تعیین فرمود.

    پیامبر برای ساخت این مسجد بسیار تلاش کرد. زنی به نام شموس بنت نعمان می‏گوید:
    هنگام ساخت مسجد قبا، پیامبر(ص) را می‏دیدم که سنگهای کوچک و بزرگ را بر می‏داشت‏تا آنجا که سنگینی سنگها پشت مبارکش را خم کرده، سپیدی خاک بر بدن مبارکش‏نمایان بود(گاه) مردی از صحابه می‏آمد و می‏گفت:
    ای فرستاده خدا، پدر و مادرم فدایت‏باد! سنگ و خاک را به من واگذار تا به جای‏تو کار کنم. پیامبر می‏فرمود: نه، تو نیز سنگ دیگری بردار. حضرت هماره در تلاش‏بود تا ساختمان مسجد پایان یافت.

    در روزهایی که بنای خانه توحید ساخته می‏شد، عطر زمزمه‏های روح نواز صحابه، که‏بیانگر بینش الهی آنان و عشق خدایی‏شان بود، فضا را آکنده می‏ساخت و گاه رسول‏خدا(ص) نیز با آنان هم نوا می‏شد.

    عبدالله بن رواحه، با آهنگی دل نواز، می‏خواند: افلح من یعالج المساجد، آن که‏در پی ساختن و پرداختن مساجد است رستگار است.

    پیامبر(ص) با همان آهنگ، آخرین قسمت‏شعرش را تکرار می‏کرد و می‏فرمود: مساجدا.
    سپس عبدالله ادامه می‏داد: و یقراء القران فیه قائما و قاعدا; آنکه پیوسته‏نشسته و ایستاده در مسجد قرآن می‏خواند.

    پیامبر می‏فرمود: و قاعدا آنگاه عبدالله می‏خواند: ولا یبیت اللیل عنه راقدا; وشب را نیز هماره بیدار بوده، به خواب نمی‏گذراند.

    پیامبر می‏فرمود: راقدا
    بدین سان ساخت اولین بنای توحیدی در اسلام، که دارای 3 ردیف ستون چوبی بود، با تلاش مسلمانان به پایان رسید.