عاقبت تمسخر پيامبر(صلی الله و علیه و آله) حكم بن ابي العاص پدر مروان كه فرزندانش بعدها به خلافت رسيدند، از دشمنان سرسخت رسول خدا(ص) در مكه بودند. او در سالي كه مكه به دست مسلمانان فتح شد، به ظاهر قبول اسلام كرد مسلمان شد، ولي هميشه در پي اذيت و آزار پيامبر اكرم(ص) بود و به صور مختلف آن حضرت را رنج مي داد. از كارهاي زشت او اين بود كه به منظور جاسوسي، در موقع تشكيل جلسات محرمانه، در گوشه اي پنهان مي شد و تصميماتي را كه رسول اكرم(ص) به اتفاق اصحاب و يارانش درباره منافقين و مشركين مي گرفتند، در ميان مردم فاش مي كرد به اطلاع دشمنان اسلام مي رساند. گاهي سخنان آن حضرت را با حركات و لحن مسخره آميزي در مجالس منافقين بازگو مي كرد حاضرين در مجلس را مي خنداند و گاهي با جمعي از منافقين پشت سر پيغمبر اكرم(ص) حركت مي كرد و طرز راه رفتن آن حضرت را تقليد مي نمود و با تكان دادن شانه ها و كج و راست كردن دست هاي خود با وضع مسخره اي منافقين را مي خنداند. رسول گرامي(ص) از گفتار و رفتار حكم بن ابي العاص آگاه بود، اما از روي بزرگواري نسبت به كردار حكم چشم پوشي نموده، گذشت مي كرد، تا شايد او از حركات زشت خود دست برداشته، پشيمان شده و متنبه گردد، ولي برعكس، حكم هر روز بر جسارت خود مي افز ود و با جرات بيشتري به كار ناروايش ادامه مي داد، به همين علت صبر حضرت به سر آمد و تصميم گرفت اين بار در مقابل او عكس العمل نشان داده، برخورد نمايد. يك روز پيامبر اكرم(ص) از جايي عبور مي كرد، حكم بن ابي العاص مثل هميشه از پشت سر حضرت به راه افتاد و با تكان دادن سر و دست، شروع كرد به مسخره كردن، در همين موقع ناگهان پيامبر گرامي(ص) برگشت و رو در روي حكم ايستاد و با شدت به او فرمود: «اي حكم! اميدوارم هميشه همين طور باشي». حكم بن ابي العاص با شنيدن اين جمله چنان ضربه اي به روح و اعصابش وارد شد كه ناگهان بر تمام اعضاي پيكرش رعشه افتاد و براي هميشه به همان حركت زشت مسخره آميز مبتلا گرديد به طوري كه تا زمان مرگش هميشه در حال ارتعاش بود و بدنش رعشه داشت. پيامبر اكرم(ص) بعد از اين برخورد و عكس العمل، حكم را لعنت كرد و او را از مدينه به شهر طائف تبعيد نمود. 1- بحارالانوار، ج 18، ص 68