پیام های سوره یوسف در داستان یوسف ، مثل داستان های دیگر که قرآن نقل کرده است ، همه چیز بر اساس پیامی که در دل دارد خلق می شود . فضا و مکان ، سرعت روایت ، ترتیب در گزارش اتفاق ها ، شخصیت پردازی و دیگر اجزای داستان ، جوری انتخاب شده اند که خواننده در بهترین موقعیت برای دریافت پیام باشد ؛ پیام هایی که هرکدامشان به تنهایی می تواند درهایی از آرامش و زیبایی و موفقیت را به رویمان باز کند ؛ اگر خوب بیندیشیم و خوب تر به کار ببندیمشان . بعضی از این پیام ها را روشن و گویا ، به طور مستقیم یا از زبانشخصیت های داستان می شنویم ؛ مثل : پیکار مداوم شیطان برای بیچاره کردن انسان (آیه 5 ) دست خدا بالای همه دست هاست و خواست خدا به هرحال اتفاق می افتد ؛ ولی مردم به ای حقیقت بی اعتنایند ( آیه 21 ) بهترین پاداش در مقابل خوبی افراد ، بخشیدن علم و دانایی به آن هاست ؛ ( آیه 22 ) کسانی که حق را پایمال می کنند ، عاقبت خوشی ندارند ؛ ( آیه 23 ) اگر کسی تسلیم فرمان خداوند بود ، خدا وسوسه ها را از او دور می کند و از گناه نجاتش می دهد (آیه 24 ) یکی از خوبی های خداوند در حق انسان ها همین است که در پرستیدن غیر خدا ، هیچ سودی قرار نداده تا به آن ترغیب نشوند ؛ ( آیه 38 ) داشتن یک خدا آن هم خدای قدرتمند مسلط بر همه چیز ، بهتر است از اطاعت چند خدای بی شمار که چه بسا هرکدام ، چیزی از تو بخواهند ؛ ( آیه 39 ) محکم ترین دین ، اطاعت بی چون و چرای خداست ؛ ( آیه 40 ) خداوند نمی گذارد نقشه خیانت کاران به سرانجام برسد ؛ ( آیه 52 ) اگر خدا هوای انسان را نداشته باشد ، انسان خودش را به بدبختی می کشاند ؛ ( آیه 53 ) کار پسندیده کسی پیش خدا گم نمی شودو او رحمتش را به هرکس که اراده کند می بخشد ؛ ( آیه 56 ) برای کسانی که ایمان دارند و مراقبند که دست از پا خطا نکنند ، چیزهای باارزش تری در دنیای بعد ، وجود دارد ؛ ( آیه 57 ) برای توکل کردن ، هیچ کس مطمئن تر از خداوند نیست ؛ ( آیه 67 ) از هر عالمی ، عالم تر هم هست ( جز خداوند ) ؛ ( آیه 76 ) فقط کسانی از لطف خدا ناامید می شوند که لطف های بی شمار او را نادیده بگیرند ؛ ( آیه 87 ) روش رسول خدا این است که مردم را به ایمان از روی آگاهی دعوت کند نه با اجبار و فریب ؛ ( آیه 108 ) قرآن برای کسانی فایده بخش است که به آن ایمان بیاورند ؛ ( آیه 111 ) اما فهمیدن بعضی از پیام های این داستان ، به دقت بیش تری نیاز دارد . این پیام ها را باید در لابه لای رفتار افراد و نتیجه ای که از کارهایشان می گیرند و دیگر اتفاق های داستان که دستی پنهان در پیش برد آن ها وجود دارد ، پیدا کرد . به عنوان مثال ؛ حضرت یوسف علیه السلام هنگام دعا به خداوند می گوید : خداوندا اگر تو نقشه هایی را که برای به گناه انداختن من می کشند از من دور نکنی ، من مثل آدم های نادان ، به گناه می افتم . انگار بخواهد بگوید : علمی را هم که خداوند به انسان ها عطا می کند ،بدون حمایت لحظه به لحظه او ، با جهل فاصله ای ندارد ؛ ( آیه 33 ) و این که یوسف هیچ کینه ای از برادرانش در دل نداشت و چون برای او از همه چیز مهم تر ، هدایت برادرانش بود ، اشتباه هولناک آن ها را به راحتی نادیده گرفت ؛ ( آیه 92 ) حضرت یوسف علیه السلام ، پیش از آن که خواب هم زندانی هایش را تعبیر کند ، از توجهی که به اوداشتند ، برای هدایتشان استفاده کرد ؛ ( آیات 37 ـ 42 )