پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی گروههاي عمده کوچ نشين در جهان از آنجايي که انسان کوچ نشين فقط در رابطه با تداوم حيات خود مجبور به کوچ و جابجايي در محيطهاي مختلف است مسلماً نوع معيشت او گاه همراه با کوچ درنظر گرفته مي شود، اگر چه گروههاي عمده کوچ نشين را اجتماع دامدار و ايلات و عشاير تشکيل مي دهند اما گروههايي هم هستند که شايد دامدار نباشند اما جهت تامين معيشت خود ناچار به کوچ هستند به طور کلي اجتماع کوچ نشين در جهان امروز به صورتها و اسامي زير تقسيم بندي مي گردند: الف) کوچ نشينهاي دامدار: معمولاً بصورت گروههاي مشخص و با اصالت فرهنگي و عظمت اقتصادي ديده مي شوند که گروههاي آنان به اسامي ايلات، طوايف، قبايل و عشاير نيز در هر کجا ناميده مي شود. اين گروه بزرگترين و گسترده ترين جماعات کوچ نشين محسوب مي شود که اغلب اولين حرکتهاي سياسي تاريخي و اجتماعات و اقتصادي ملل کشورها را تشکيل داده اند. نظير آريايها در ايران، ترک و مغول در جنوب غرب آسيا و آسياي مرکزي، عربها در شبه جزيره عربستان، فلسطين و آفريقاي شمالي. اسکيموهاي گوزن پرور و شکارچي ب) اسکيموهاي گوزن پرور و شکارچي: اين گروه از مردم در عرضهاي بالا و مناطق جنوب قطب شمال بويژه در گرينلند، شمال کانادا، جزاير لابرادور، ايسلند، اسکانديناوي و سواحل سيبري در شمال پراکنده گرديده اند. هماهنگي و سازگاري انسان در شرايط حاکم بر محدوده قطب شمال موجب پيدايش شغل گوزن پروري و صيد ماهي و ديگر جانوران قطبي گرديده است که از نظر مسکن، آداب و رسوم ، خصيصههاي فرهنگي و .... نيز داراي وحدت خاصي هستند و از ديگر اجتماع عرضهاي پايين تر جدا و تفکيک شده اند. __________________
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی ج) کوليها: گروههاي سرگردان و حاشيه نشين هستند که سرزمين هند به ديگر نقاط جهان پراکنده شده اند. اگر چه همگي آنان دامدار نبوده و از نظر قومي، فرهنگي نيز با عشاير تفاوتهاي عمده دارند، اما حاشيه نشين در کنار شهرهاي بزرگ و اشتغال به فعاليتهاي کاذب و متنوع که خود تحت تأثير محيط جغرافيايي شهرها بويژه شرايط اقليمي آن قرار دارد، از خصوصيات آنها است. حرکت و جابجايي به مناطق گرمسير و سردسير در فصول زمستان و تابستان که جاذبه هايي در اطراف شهرها بوجود مي آيد آنان را تحت تأثير محيط طبيعي قرار مي دهد. کوليها گروههاي سرگردان و حاشيه نشين
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی کوچ و انواع آن همانطور که قبلاً اشاره شد کوچ در واقع حرکتي است دوجانبه که بر طبق يک جدول زماني مشخص بين دو محيط مشخص و متفاوت الطبيعه انجام مي گيرد و معمولاً در تعيين زمان کوچ، تغييرات شرايط طبيعي بويژه تغييرات درجه حرارت، زمان ريزشهاي جوي و کيفيت ريزشها و تغييرات در رويش گياهان نقش تعيين کننده اي دارند. از طرف ديگر علل کوچ را مي توان با توجه به مطالب مذکور بزبان خيلي ساده بشرح زير خلاصه نمود: تداوم حيات و استمرار معيشت جوامع عشايري و ايلياتي و کوليها مستلزم تداوم فعاليتهاي اقتصادي بصورت متحرک و کوچ نشيني است و بويژه جوامع عشايري که زير بناي اقتصادي آنان را فعاليت دامداري و تهيه مواد و فرآورده هاي دامي تشکيل مي دهند از اينرو طبق يک روش و سنت آباء و اجدادي، انتقال دام به مراتع طبيعي و تازه در فصول گرم و سرد سال در دو محيط ييلاقي و قشلاقي مرسوم و لازمه تداوم اين معيشت است. بطوريکه: عملکرد فصلي ارتفاع ـ پديده هاي آب و هوايي ـ خاک و رويش گياهي در واقع پديده کوچ را براي انسان کوچ نشين فراهم مي آورند. از آنجا که در فرهنگ اين مردمان مسئله تعليف طبيعي دام داراي اهميت خيلي زيادي است، از اين رو مي بايست مراتع طبيعي مساعدي را براي اين حيوانات درنظر بگيريم. از آنجا که زندگي کوچ نشيني در مناطق خشک و نيمه خشک دنيا که دو محيط کاملاً متفاوت دشت و کوهستان در مجاورت هم واقعند، رواج دارد. همين عامل باعث شده که شرايط طبيعي و شرايط مساعد زيست حيوانات و انسان در زمانهاي مشخص در طول يک سال در اين دو محيط يکسان نباشد و همين عوامل باعث تحرک دامداران کوچ نشين مي گردد، زيرا هر محيط طبيعي که نتواند غذاي تمام سال دام و نهايتاً بهره برداري انسان از دام را تأمين نمايد، موجب جابجايي آنها مي گردد. 1-مناطق مرتفع و کوهستاني بخاطر اينکه داراي ارتفاع مي باشند از افت درجه حرارت برخوردارند و از طرف ديگر کوهستان با شکل و جهت گيري خود باعث جذب رطوبت بيشتري مي گردد. افت درجه حرارت و رطوبت زياد باعث شده که در فصول سرد درجه حرارت معمولاً زير نقطه انجماد و ريزشهاي جوي در ابتداي فصل بصورت باران و سرانجام بصورت برف ريزش نمايد. پوشش برف و يخ از يک سو و فقدان گياه و سرانجام درجه حرارت غيرقابل تحمل از سوي ديگر باعث نامساعد بودن محيط کوهستان مي گردد. در همين فصل مناطق جلگه اي و دشتي بخاطر بالا بودن نسبي درجه حرارت نسبت به کوهستان و ريزش جوي بصورت بارانهاي ريز و پراکنده شرايطي را ايجاد نموده که تاحدي بعضي از گياهان مي توانند رويش نمايند. از اين رو در اين منطقه مراتع نسبتاً غني وجود دارد که به لحاظ استفاده از آنها مراتع قشلاقي ناميده مي شوند و اين محيط که فقط در فصل زمستان و پاييز مساعد براي پذيرايي دامها مي باشد مناطق قشلاقي ناميده مي شود. مناطق قشلاقي معمولاً از اوايل پاييز براي بهره برداري مساعد مي باشد. مناطق قشلاقي در فصول پاييز و زمستان
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی با خاتمه فصل زمستان و شروع فصل بهار که در حقيقت شروع فصل گرم مي باشد. در قشلاق ريزشهاي جوي پايان يافته و درجه حرارت بطور ناگهاني افزايش مي يابد در نتيجه تبخير بشدت انجام مي گيرد وجويبارها و رودخانه ها خشک مي گردند و منابع آبي خيلي محدود و متفرق از هم جلوه مي نمايند. در اين دوره پوشش گياهي در زمان محدودي به سرعت رشد کرده ولي پس از ايجاد شرايط فوق بزودي پژمرده و از بين مي رود. اينجاست که کوچ نشينان مي بايست به فکر حرکت و کوچ باشند در همين زمان محيط کوهستان که از شرايط نامساعد زمستان خارج گرديده است بتدريج درجه حرارتش صعود نموده و پوشش برفي آن ذوب مي شود و همزمان با شرايط رويش گياهي مهيا مي گردد که معمولاً از ارتفاعات پايين شروع و با گذشت زمان به ارتفاعات بالاتر گسترش مي يابد و از اين رو حد رويش گياه در رابطه با افزايش ارتفاع تغيير مي نمايد و هر قدر ارتفاع افزايش يابد، زمان رويش گياه و ذوب برفها ديرتر انجام مي گيرد و از آنجايي که کوچ نشين مي بايست مراتع جديدي را در اختيار دامها بگذارد با توجه به بعضي از ضوابط مثل تغييرات ناگهاني اقليمي مراتع و محدوديت زمان رويش گياه به سمت ييلاق يا مراتع کوهستاني حرکت مي نمايند که در رابطه با شرايط طبيعي منطقه و چگونگي قرار گرفتن کوهها و دشتها مسافتهاي پيموده شده متغير مي باشد. کوچ نشينان پس از ورود به ييلاق ابتدا در ارتفاعات پايينتر که پوشش گياهي آنجا تازه روئيده شده مستقر مي گردند و پس از استفاده از اين مراتع و اتمام آن که مصادف است با زمان رويش گياهان در ارتفاعات بالاتر، تغيير مکان داده و به آن ارتفاعات صعود مي نمايد. مناطق ييلاقي در فصول بهار و تابستان __________________
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی اين حرکت تا اواخر تابستان که به بالاترين نقطه ييلاقي دست مي يابند، ادامه دارد و از اين زمان به بعد که مصادف با پايان فصل گرما و شروع سرما است و شرايط نامساعد در کوهستان حاکم مي گردد و گياهان مرتعي اتمام مي يابند و وزش بادهاي سرد، شروع سرما و انجماد آب و …. آغاز ميگردد مدت اقامت در ييلاق به پايان مي رسد. در عوض شرايط مساعدي در منطقه قشلاق بوجود مي آيد، از اين رو کوچ نشينان در اوايل پاييز مجدداً به سمت قشلاق حرکت مي نمايند. پس اين نتيجه حاصل مي شود که وجود محيطهاي هموار و ناهموار و شرايط فيزيکي متفاوت در آنها در فصول مختلف سال باعث پيدايش محيطهاي مساعد و نامساعد جهت دامداري مي گردد، که همين عوامل باعث تحرک مردم کوچ نشين ميگردد و تنوع محيطهاي طبيعي که خود زائيده اختلافات آب و هوايي ـ ناهمواريها ـ وجود منابع آب ـ شرايط رويش گياهي و تشکيل خاک و سرانجام کيفيت پرورش دام و بهره برداري انسان از دامها است موجب پيدايش زندگي کوچ نشيني گرديده است.
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی انواع کوچ يا تحرک کوچ در همه جا و در يک شرايط انجام نمي گيرد بلکه داراي کيفيتهاي متفاوت است مثلاً وجود جلگههاي گرمسيري در کنار ديواره کوهستاني که کوچ را با اختلاف ارتفاع زياد همراه مي سازد و يا پايکوبها و صحاري وسيع که فقط مساحت پيموده مي شود بدون آنکه اختلاف ارتفاع قابل توجهي همراه باشد ، پس زماني که صحبت از کوچ مي گردد نبايد تصور نمود که تمام حرکات مکاني دامداران در جهت ارتفاع يا عمودي انجام مي گيرد بلکه در رابطه با محيط زندگي و نوع دامها و نحوه تعليف آنهاست از اينرو کوچ هاي عشايري را معمولاً از نظر کيفيت انجام شرايط جغرافيايي محل و نوع دام به دودسته تقسيم مي کنند. کوچ افقي و کوچ عمودي. کوچ افقي: در اين حرکت انسان و دامها در زمين هاي هم ارتفاع با جهت افقي به حرکت خود ادامه مي دهند. اين نوع کوچ در زمانهاي سابق در بيشتر ممالک خشک دنيا از جمله ايران، عربستان، صحراي آفريقا، مناطق خشک جنوب شوروي و صحراي گپي در مغولستان رواج داشته است. در اين نوع کوچ، دام اصلي شتر مي باشد که همراه با آن مقداري بز نيز ديده مي شود. از آنجائي که محيط زندگي شتر و بز منطبق بر مناطق خشک و صحاري وسيع مي باشد، چنانچه در يک منطقه اي پوشش گياهي مثل خار زرد يا تيغ شتر ـ خار مغيلان و ساير گياهان خشکزي از بين برود يا کم شود، کوچنشين و قبايل همراه وي با شترهاي خود در پهنه صحرا بدنبال مراتع غني تري به حرکت درمي آيند و معمولاً مسافات زيادي را مي پيمايند. مشخص ترين اين نوع کوچها در قسمت مرکزي عربستان، صحراي حجاز، نجد و صحاري ليبي و الجزاير ديده مي شود و گاهي ديده مي شود که تا پاي کوهها و ارتفاعات نيز پيشروي مي نمايند. درحقيقت اين قبايل در پهنه صحرا بدنبال منابع آب و علف درگردشند که اين هر دو معمولاً در واحه هايي پراکنده و دور از هم ديده مي شوند در بلوچستان نيز اين نوع کوچ وجود دارد (قبيله زين الديني) کوچ افقي در حاشيه کوير کوچ عمودي کوچ نشينان __________________
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی کوچ عمودي: اين نوع کوچها در ايلاتي ديده مي شود که دامهاي آنها بيشتر از انواع گوسفندان مي باشند و در اين ميان نيز تعدادي بز و حتي گاو ديده مي شود. از آنجايي که مراتع اين دامها مخصوصاً گوسفند مي بايست از انواع گياهان نيمه خشک و يا نيمه مرطوب باشد و هميشه مراتع غني که داراي آب دائمي باشد در اختيار آنها قرار گيرد، از اين رو در فصول مختلف از مراتع ييلاقي و قشلاقي استفاده مي نمايند. و چون دست يابي به اين مراتع مستلزم حرکات صعودي و نزولي در ارتفاعات مي باشد، از اين رو کوچ در حالت افقي انجام نمي گيرد بلکه به صورت عمودي جلوه مي نمايد، معمولاً حرکات آنان با اختلاف ارتفاع همراه بوده و صعودي و نزولي است. ____________
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی تيپهاي مختلف کوچ نشيني و اساس جغرافيايي آن بر هيچکس پوشيده نيست که حرکت و جابجايي بين مناطق و تسلط اقتصاد دامداري و فعاليتهاي جنبي آن زيربناي اصلي زندگي کوچ نشيني را تشکيل مي دهد و دام ، مراتع و کوچ سه رکن اصلي تداوم حيات انسان کوچ نشين را فراهم مي سازد. از طرف ديگر شکل و کيفيت کوچ نشيني در بخشهاي مختلف جهان و تحت تأثير تحولات چند جانبه اقتصادي و اجتماعي يکسان و هماهنگ ديده نمي شود و با آنکه دامداري بصورت متحرک و استفاده از انواع مراتع تابستاني و زمستاني تقريباً در تمام اشکال و تيپها ديده مي شود اما کيفيت آن در همه جا به يک شکل نيست و از اينرو جهت بررسي اين اشکال به مبحث تيپهاي مختلف کوچ نشيني و ذکر علل موثر در پيدايش آنها مي پردازيم. در پيدايش تيپهاي مختلف کوچ نشيني عوامل و پديده هاي متعددي که اغلب منشاء جغرافيايي دارند بشرح زير دخالت دارند: الف) شرايط آب و هوايي منطقه ب) شرايط ژئومورفولوژيکي منطقه ج) نوع مراتع د) نوع دام اصلي ه) تحول و دخالت کشاورزي در فعاليت دامداري (تبديل کوچ نشيني محض به نيمه کوچ نشيني) و) وضعيت سياسي و قدرتهاي اقتصادي و اجتماعي مناطق مثلاً حوضه مديترانه زماني تحت سلطه امپراطوريهاي يونان و بويژه روم بوده است. چون روميها هميشه داراي قدرت سياسي و اقتصادي بوده اند و سعي کردند که کارها را به کارگزاران و کارگران واگذار کرده و خود حاکم و فرمانروا و دستور دهنده باشند و حتي گله داران با استخدام چوپانان از اين ويژگي تبعيت مي کردند و مي بينيم که بعداً اشکال کوچ نشيني ترانسهومانس (transhumance) از اين منطقه رواج پيدا کرد و امروزه هم حوضه مديترانه از مهمترين مناطق داراي تيپ ترانسهومانس است.
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی تيپ نوماديزم اساس و پايه جغرافيايي و پراکندگي نوماديزم الف) تعاريف و واژه ها : واژه نوماد که از سده 18 در زبان علمي آلماني وارد شده است در اصل يوناني و به معني زيستن است. واژه نموس (Nemos) بمعني مرتع گوسفند و نوموس (Nomos) بمعني نظم و قاعده و قانون بکار رفته است. بطوريکه از قدمت لغت نموس پيداست در اينجا تنها راجع به انسانهاي سرگردان و بي هدف بحث نشده، بلکه منظور حرکات منظم در مراتع مي باشد. اين واژه از زمان قديم بکار مي رفته از آن جمله نام نوميديز (Nomidis) به جاي نوماد در آفريقاي شمالي بکار رفته است. و اين واژه همه جا به گوش مي خورد ولي کمتر کسي توجه به معني علمي آن دارد. چنانکه در فرانسه و ساير کشورها معني "کولي ها" و کارگران روزمزد روستاها را از نوماد اقتباس کرده اند. با اينکه نوماديزم شرايطي از زندگي کوچ نشيني و شکل خاصي از اقتصاد کشاورزي استنباط مي شود ولي بايد وجه تشابه آنرا با اشکال رمه گرداني که يکجانشين نيستند ارتباط داد و شرايط خاص اين امر را روشن نمود. در انگلستان مشابه اين واژه رواج دارد. ولي در فرانسه کلمه نوماديز پاستورال (Nomadis – pastoral) را بکار برده اند. اين اصطلاحات را براي کولي ها نيز بکار برده اند، چنانکه گوجرزها (Gojars) و گوخيزها (Kuchis) که نوعي کولي هستند در افغانستان ميمونهاي معروف خود براي ارتزاق از بازاري به بازار ديگر مي روند. همچنين است اشکال زندگي شکارچيان و ولگردها و ميوه جمع کن هاي بومي جنگلها که در يک محدوده جغرافيايي مرتباً در تغيير مکان هستند و همچنين حرکت بوميان و گشت انتقالي منطقه استوايي را مي توان قسمتي از آن دانست. در نوماديزم مالکيت مراتع و کشاورزي و آب فردي نيست و به صورت مشترک و دسته جمعي بهره وري مي شود. اولين مرحله براي محدود کردن و نزديکي اشکال زندگي نوماديزم در جهت حرکت شبانان ، ما را در وحله اول، دچار دشواري تشخيص اشکال مختلف آن مي کند. __________________
پاسخ : جغرافیای کوچ نشینی ويژگي هاي نوماديزم مطلق نظريه نخستين براي نوماديزم مطلق، عرضه علوفه در زمينها و مراتع طبيعي و حرکت مستقل گوسفندان که در فصل معيني انجام مي گيرد، مي باشد. به عقيده دپلانول (Deplanol) جغرافيدان فرانسوي نوماديزم و رمه گرداني در حقيقت بستگي به نحوه فعاليت اقتصادي دارد که تابع شرايط آب و هوايي است. مخصوصاً در مناطق آب و هوايي خشک و نيمه خشک که کشاورزي ضعيف است و يا لااقل امکان تهيه مواد غذايي کشاورزي براي ساکنين اين منطقه کافي نيست. البته استثناهايي نيز وجود دارد. زيرا اين حرکت رمه گرداني در اجتماعات نوماديزم يک اتحاد و وابستگي نژادي بوجود مي آورد. در تمام مناطق، وجود خانه و اطاقک هاي موقت بدين جهت است که نوماديزم مطلق تربيت گله و زندگي در خانه هاي موقت و مشخص و معين است ولي چگونگي اشتغال در کارهاي زراعي معلوم نيست. چون حرکت رمه در عين حال به شيوه هاي اقتصادي ديگر نيز رخ مي دهد، پس بايد در تعبير نوماديزم حرکات گوسفندان را نيز بحساب آورد. رمه هاي اصلي جزء مايملک لاينفک قبايل يا تيره هاي نومادها بحساب مي آيد ولي مرتع در اصل مايملک مشترک آنهاست. بعلت وابستگي هاي شديد و قوي ساختمان قبيله اي در نوماديزم مطلق مي توان گفت چه در گذشته و چه در آينده مدرن نيز زمينهاي قابل گشت مشترک و شخصي قبايل از اين موضوع مجزا هستند، درست است که در نوماديزم داشتن زمينهاي کشاورزي با پرداختن به کارهاي کشاورزي باعث تباهي و نيستي نوماديزم مطلق مي گردد و راجع به اين موضوع ها نيز مثالها و نمونه هاي زيادي داريم ولي در نيمه نوماديزم مسئله بگونه ديگري است در نوماديزم مطلق شغل اصلي کوچنشينان رمه گرداني مي باشد خانه هاي تيپ نيمه نماديزم