Nicholas Bernard James نام کامل: نیکلاس برنارد جیمز آدام بایرن.Nicholas Bernard James Adam Byrne لقب: نیکس ، نیکستر، نیکو تاریخ تولد: 9 اکتبر سال 1978 در دوبلین پایتخت ایرلند. نشان برج تولد: میزان. رنگ چشم: آبی. رنگ موی اصلی : بلوند. قد: 1.77 سانتی متر. خانواده: مادر یوون. پدر نیکلاس. خواهر بزرگتر جیلیان و برادر کوچکتر آدام. فسمت بامزه ی بدن: دو زخم عمیق روی آرنج و یک خالکوبی روی کمر. خودش رو این جور معرفی می کنه: با فکر، قابل اعتماد و مورد اطمینان. ترانه ی مورد علاقه از ترانه های وست لایف: Moments & Flying without wings بدترین متن آهنگ: We had joy we had fun…& I have a dream, A song to sing عادت بد: نوشیدن چای با قاشق درون آن. جمله ی الگویی زندگی: هیچ وقت فکر نکن کسی از تو بالاتره و هیچ وقت فکر نکن تو از کسی بالاتری. پر هیجان ترین لحظه: ایستادن در مقابل 300000 نفر در باشگاه لیدز یونایتد. بدترین درس: هیچ وقت تو ریاضی خوب نبودم! بهترین درس: جغرافی و زبان انگلیسی من عالی بود. بازیگران مرد مورد علاقه: براد پیت و بروس ویلز. بازیگران زن مورد علاقه: دمی مور و کامرون دیاز. خواننده ی مرد مورد علاقه: فیل کالینز. خواننده ی زن مورد علاقه: ناتالی ایمبروگلیا.مددونا بهترین فیلمی که تا حالا دیده: تایتانیک ، جان سخت ، آرماگدون. تیم فوتبال مود علاقه: منچستر یونایتد. رنگ مورد علاقه: آبی و مشکی. گروه خواننده ی مورد علاقه: بوی زون.Boy Zone ترانه ی مورد علاقه: Against all odds و .What I want is what I've got از فیل کالینز. در مورد دخترها: چشم ابرو آبی و بور یا چشم ابرو مشکی: بستگی داره! دختر ایده آل: خوشگل. باهوش. با چشمای قشنگ. همسر؟ : بله. نیکی در سال 2003 با دختر برتی آهرن( وزیر ایرلند) یعنی خانم جورجینا آهرن ازدواج کرد. در مورد نیکی: موقعی که مادر و پدر جورجینا در اطراف هستند نیکی خیلی مودبانه صحبت می کنه.( و وقتی اونا نیستن چی؟؟؟؟؟) او قبل از ورود به وست لایف در تیم لیدز یونایتد بازی می کرد. هنگام بازی در لیدز او با فوتبالیست: آلان اسمیت زندگی می کرد. او در مدرسه از ریاضی متنفر بود. نیکی هنگامی که به وست لایف اومد برای خودش یه ماشین خرید اما زود اونو فروخت چون هیچ وقت خونه نبود!!!!!!!!!!!!! اگه وقت نگهداری شو داشت دوست داشت یه سگ خونگی داشته باشه. نیکی در مورد طرفدارانش: یه روز که ما از تمرینات وست لایف مرخص بودیم و داشتیم توی خونه استراحت می کردیم، چند تا دختر من رو تو خیابون دیدن و ازم خواستن که برای گرفتن عکس و... به خونه ی ما بیان. وقتی اومدن توی خونه از من و مادرم و خونه تعداد زیادی عکس گرفتن و بعد ازمون خواستن که چند تا از گلهای توی باغچه ی مادرم رو بچینن تا یادگاری ببرن. این احمقانه س!!!!