تعيين سن سنگ ها و تشخيص شرايط آب و هوايي گذشته بوسيله سنگواره هاي گياهي ديرينه شناسي گياهي اين مبحث يکي از واحد هاي درسي دوره کارشناسي است . که لازمه ورود به آن آشنايي جزئي با گياهان و انشعابات آنها مي باشد . مطالبي که در اين بخش مي نويسم آشنايي با ديرينه شناسي گياهي و شرايط بقاياي گياهي و اجزاء آنها و روشهاي تقسيم بندي و شناسايي آنها در سنگ ها را مي باشد. بطوري که مشخص است سنگواره هاي گياهي در زمين شناسي براي تعيين سن نسبي و شرايط آب و هوايي و تکتونيکي گذشته کاربرد فراوان دارد . ولي در مقايسه با ماکرو وميکرو فسيل هاي جانوري در مکان دوم قرار داردن زيرا گستردگي و تنوع جنس آها کمتر است . شرايط مناسب براي حفظ بقاياي گياهي : 1) فقدان اکسيژن 2) محيط راکد که شرايط مناسب جهت ارتباط با محيط هاي دريايي را داشته باشد . محيط هاي دريايي حائز شرايط : 1) محيط هاي رود خانه اي 2) swamps (باتلاق ها ) 3) محيط هاي دلتايي در شرايط آب و هوايي گرم و مرطوب باشند.به محيط هاي فوق محيط هاي تدريجي يا Transitional گويند . از اين جهت swamps را محيط تديجي سرشار از گياه مي گويند و تحت پيشروي آب دريا توسط رسوبات پوشيده مي شود . مانند رسوبات دلتاي " مي سي سي پي " که فسيل هاي گونا گوني در خود دارند. درايران سنگ هاي ترياس بالائي _لياس حائز شرايط آب و هواي گرم و مرطوب و وفور گياهان و شرايط دلتايي مي باشد . سنگ هاي ترياس در حوزه البرز داراي آثار ذغالسنگي است . در محيط دلتايي سنگ هاي غالب سنگ هاي رسوبي مي باشد که رسوبات تخريبي را ( شيل ، ماسه سنگ ، کنگلومرا ) شامل مي گردد. در محيط راکد و کم انرژي رسوبات غالب شيل ها هستند زيرا دانه ريز و نياز به محيط راکد دارند ( مانند محيط البرز ) نحوه تمرکز و انباشتگي آثار گياهي در محيط رسوبي : 1)اتوکتون ( درجازا ) : آثار و بقاياي گياهي در محل زندگي در داخل رسوبات دفن شده و قرار مي گيرند يکي از نشانه هاي اتوکتون بودن ،عمودي دفن شدن ساقه گياهان در رسوبات است ( مانند سنگ هاي ترياس بالائي _لياس بعد از پل غزنوي در جاده شاهرود به آزادشهر گرگان ) 2)آلوکتون ( نابرجا ) : بقاياي گياهي توسط رسوبات حمل شده که يکي از نشانه هاي آن افقي دفن شدن ساقه گياهان است . ( مانند سنگ هاي کربناته کربونيفر زيرين البرز در ناحيه دامغان که دريک محيط کم عمق نهشته شده اند .