1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار انتظار...

شروع موضوع توسط Twister ‏9/8/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    چه كنم تا كه شبي لايق ديدار شوم


    بهر ديدار گل فاطمه بيدار شوم


    همچو آن پير خراباتي و عاشق پيشه


    چشم بيمار تو را بينم و بيمار شوم


    همه ي ترس من اين است كه اي محرم راز


    بروم باز از اينجا و گنه كار شوم


    كاش مي شد به سويم نظري مي كردي


    تا كه از خواب گنه يكسره بيدار شوم


    عاشقان بي سر و سامان و گرفتار تواند


    كاش از عشق تو من نيز گرفتار شوم


    در بيابان گناه و هوس و بي كسي ام

    كمكم كن كه دگر راهي گلزار شوم
     
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    تا به كى در پرده مانى ماه من! روشنگرى كن


    تا كنى هر دلبرى را عاشق خود، دلبرى كن


    جلوه اى كن! زهره را چون ذرّه محو خويش گردان


    رخ نما و مشترى را بر رخ خود مشترى كن


    تا به كى از دورى ماه رخت كوكب شمارم؟


    چرخ دين را مهر شو، در آسمان
    روشنگرى كن



    شاهباز دين ز هر سو مى خورد تيرى، خدا را


    طاير بشكسته بال دين حق را شهپرى كن


    قاف تا قاف جهان پر شد ز ظلم اى حجّت حق


    تكيه زن بر مسند عدل الهى، داورى
    كن



    موج بحر كفر، پهلو مى زند بر ساحل دين


    نوح شو، توفان به پا كن! فُلْك
    دين را لنگرى كن



    تا نداده حق پرستى جاى خود بر بت پرستى


    بت شكن شو چون خليل و دفع خوى
    آزرى كن



    تا به كى چرخ ستمگر بر مدار ظلم گردد؟


    تا كند اندر مدار عدل گردش، محورى
    كن!



    كفر را از ريشه بركن، ظلم را از بن برافگن


    برق شو! از دشمنان خرمن بسوزان، تُنْدَرى كن


    تا به كى اى گوهر دين! از صدف بيرون نيايى؟


    ناخدا شو! كشتى دين خدا را رهبرى
    كن



    تيغ بركش از نيام و قصد جان دشمنان كن


    پاى برزن بر ركاب و حمله هاى
    حيدرى كن



    اى همه جان ها به لب از هجر رويت، چهره بگشا!


    وى همه آثار هستى از تو مشتق، مصدرى كن

    (محمّد على مجاهد «پروانه»)
     
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    جان مي دهم براي تو يا ايها العزيز


    سر مي نهم به پاي تو يا ايها العزيز


    يك عمر ميله هاي قفس را شمر ده ام


    -با شوق دستهاي تو يا ايها العزيز


    من سوگوار بر سر هر دار مي روم


    شايد شوم فداي تو يا ايها العزيز


    اين روز ها ز امدنت مژده مي رسد


    بر دل رسد صداي تو يا ايها العزيز


    اي كاش بشنوم به قنوت شما شدم


    من شامل دعاي تو يا ايها العزيز


    قلبم گرفته است به داد دلم برس


    تا حس كنم صفاي تو يا ايها العزيز


    محتاج تر ز دست و دل من نديده اي


    هستم سگ گداي تو يا ايها العزيز


    در ابتدا در دل من يك ظهور كن -

    - جان مي دهم براي تو يا ايها العزيز
     
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    جمعه ها ما
    زائر گل میشویم



    شاخساران توسل
    میشویم



    خشم ما در جمعه طغیان
    میکند



    اشک را در چشم پنهان
    میکند



    می شکوفد تا حریم کبریا ناله هامان


    تا کی
    گل نرگس بیا



    ای گل نرگس صفای دل
    توئی



    چلچراغ سبز
    این محفل توئی



    ای گل نرگس رهایی دست توست



    یک گلستان شقایق هست توست


    ای گل نرگس ای صاحب
    الزمان



    از فراقت از
    فراقت الامان



     
  5. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    چه كنم تا كه شبي لايق ديدار شوم


    بهر ديدار گل فاطمه بيدار شوم


    همچو آن پير خراباتي و عاشق پيشه


    چشم بيمار تو را بينم و بيمار شوم


    همه ي ترس من اين است كه اي محرم راز


    بروم باز از اينجا و گنه كار شوم


    كاش مي شد به سويم نظري مي كردي


    تا كه از خواب گنه يكسره بيدار شوم


    عاشقان بي سر و سامان و گرفتار تواند


    كاش از عشق تو من نيز گرفتار شوم


    در بيابان گناه و هوس و بي كسي ام


    كمكم كن كه دگر راهي گلزار شوم


     
  6. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    چه می باشد مجازات دل آزاری دل افسرده


    کسی که باد عصیان خرمن اعمال او برده


    ترحم ای عزیز مصر جان بر یوسف عمرم


    که در حبس گناه و معصیت حمک ابد خورده


    صفای باطنم را در گذشته یاد می آری


    مگیر ای نازنین بر حال و روز فعلیم خُرده


    گلی را که نگیرد باغبان زیر پر و بالش


    عجب نبود اگر افتد کنار باغ ، پژمرده


    بیا ما را سوار بالهای عشق و عرفان کن


    سواری تا به کی ابلیس می گیرد از این گُرده


    طبیبا قبل از آنی که رسد وقت جواب من


    بیا یکدم ملاقات من تنها و افسرده


    نمی دانم پس از این ناسپاسیهای من از تو

    تفاوت می کنم در پیشگاهت زنده یا مُرده
     
  7. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    حق دوباره کرمی کرد که بیدار شوم


    با نگاه تو گل فاطمه هشیار شوم


    از ازل گر دل من بر تو ارادت کردست


    مادرت خواست که من بر تو گرفتار شوم


    همه ترس من از باقی عمرم این است


    باز بر پیش نگاه تو گنهکار شوم


    به خدا حاجتم از سفره زهرا این است


    دور از اهل سقیفه به علی یار شوم


    حق ان چادر پر وصله و خاک آلوده


    محرم اهل کسا با دل بیمار شوم


    همچو مقداد هماهنگ شوم با رهبر


    جان نثار تو چو میثم به سر دار
    شوم



     
  8. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    در ميان دشت گلها انتظارت مي كشم


    خوشترين اميد دلها انتظارت مي كشم


    منتظر بر يوسفم اي مرد شبنم پوش عشق


    صبر ايوب زمان من انتظارت مي كشم


    بر خلاف هر تبسم غرق اشك است ديده ام


    من حقيرم مرد والا انتظارت مي كشم


    در نگاه سبز باغ و اين سكوت و بي كسي

    دير كردي اي دلارا انتظارت مي كشم
     
  9. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    دروغ گفته ام از دوریت شکسته دلم


    ترک نخورده و انگار آهن است دلم


    به شوق دیدن رویت نزد به دریا آه


    کنار شهوت مردابی اش نشست دلم


    میان سینه دلم بی تو مرده سنگ شده


    بیا که سخت شبیه لحد شده است دلم


    بیا شراب ترین عشق را نصیبم کن

    که تا همیشه شود مست مست مست دلم
     
  10. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    دنیای با حضور تو دنیای دیگریست


    روز طلوع سبز تو فردای دیگریست


    بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها


    خاک زمین بهاری گلهای دیگریست


    گلهای مریم از گل نرگس معطّرند


    عیس اسیر نام مسیحای دیگریست


    دیگر زمان از این همه تکرار خسته
    است



    تاریخ بی قرار قضایای دیگریست


    فردای بی تو آینه دار سیاهی است


    فردای با تو نور به معنای دیگریست


    با هر غروب جمعه دلم زار می زند


    چشم انتظار جمعه زیبای دیگریست


    با یادت ای مسافر شب گریه بقیع

    در جمکرانم و دل من جای دیگریست