1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار انتظار...

شروع موضوع توسط Twister ‏9/8/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    از راه می رسد سحر و زنده می شوم


    از یادها نرفته و پاینده می شوم


    چون ذرّه ام ،اگر چه نیم قابل تو لیک


    با مِهر تو چو مِهر درخشنده می شوم


    باری!نگاه کن که به یک گوشه نگات


    مشمول عفو خالق بخشنده می شوم


    جانا ز لطف گر نپیذیری مرا مدام


    سر خورده تر زپیش و سرافکنده می شوم


    محروم لااقل ز دعایت مکن مرا


    در مصر جان عزیز نشد بنده می شوم


    هر چند ای عزیز گر آیی ،زلطف خویش


    در وقت مرگ،پیش تو شرمنده می شوم


    اما در آن نفس که همه غرق گریه اند


    من با نظر به روی تو در خنده می شوم


     
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    از سوز سحر نیست مرا حظّ و نصیبی


    بیمار من عمریست به دنبال طبیبی


    جانا عوض این همه دوری و ملامت


    گهگاه سراغی ز دل افکار غریبی


    هر لحظه که از ساحت قدس تو شوم دور


    افتد به دلم فتنه و آشوب عجیبی


    این بار اگر رفتی ازین خانه مبادا


    با آمدنی باز دلم را بفریبی


    یا دار بنا کن که هوادار تو هستم


    یا همچو مسیحم بنما نقش صلیبی


    از فرصت رفته نتوان چشم بپوشید


    بگذشت دمی با تو گاهی به رقیبی


    باشد که سرانجام به پایت فتدم سر

    در پاسخ عمری که خزان شد به شکیبی
     
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    ای آشنای غربت جمعه ظهور کن


    یک مرتبه زکوچه ما هم عبور کن


    حک شد به روی بال قنوت نمازمان


    این خواهش قدیمی آقا ظهور کن


    چشم انتظار قایق صیاد مانده ام


    محض خدا بیا و مرا صید تور کن


    من را که دور ماندهام از خاک کربلا


    اقا بیا و همسفر بال نور کن


    یک شب بیا میان حسینیه عزا

    یادی زروضه های کنار تنور کن
     
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    اى آن كه بود منزل و مأواى تو چشمم


    بازآ! كه نباشد به جز از جاى تو
    چشمم



    در راه تو، با ديده حسرت نگرانم


    دارد همه دم شوق تماشاى تو چشمم


    گر قابل ديدار جمال تو نباشد


    اى كاش كه افتد به كف پاى تو چشمم


    تا چند دهى وعده ديدار به فردا


    شد تار، در انديشه فرداى تو چشمم


    تا كور شود ديده بدخواه تو، بگذار


    يك لحظه فتد بر قد رعناى تو چشمم


    تا عكس تو، در آينه ديده ام افتد


    بازست هماره به تمنّاى تو چشمم


    بازآى و قدم نه به سر ديده، كه شايد


    روشن شود از پرتو سيماى تو چشمم


    چون ديده نرگس كه شد از روى تو روشن

    دارد هوس نرگس شهلاى تو چشمم
     
  5. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    اي امانت دار كوثر كي تو مي‏آيي ز در؟


    وي وصي آل حيدر كي تو مي‏آيي ز در


    مصحف زهراست نزدت، تيغ‏حيدر
    همچنين



    وارث بابا و مادر كي تو مي‏آيي ز در


    چشم اميد تمام انبياء و اولياء


    بر ظهور تست آخر كي تو مي‏آيي ز در


    هستي از هست‏تو هستي‏يافت اي هست‏خدا


    وي همه هست پيمبر كي تو مي‏آيي ز در


    ديدگان اشكبار شيعيان مي‏خواندت


    كاي به عالم ميرو رهبر كي تو مي‏آيي ز در


    هر سحر گويد مؤذن با نواي تازه‏اي


    مجري احكام داور كي تو مي‏آيي ز در


    كربلا، مكّه، مدينه، كاظمين،
    مشهد، نجف



    سامرا، گويند يكسر كي تو مي‏آيي ز در


    روشني بخش قلوب مؤمنين و مؤمنات

    منجي دلهاي مضطر كي تو مي‏آيي ز در؟
     
  6. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    اى روشنى ديده احرار كجايى؟


    وى ماه دل افروز شب تار كجايى؟


    اى دسته گل سرسبد باغ رسالت


    وى وارث پيغمبر مختار كجايى؟


    جان ها ز فراق مه رويت به لب آمد


    هستيم همه طالب ديدار كجايى؟


    اى منتقم خون شهيدان فضيلت


    وى رهبر مردان فداكار كجايى؟


    اى مظهر جانان تو بيا تا كه به پايت


    سازيم سر و جان خود ايثار كجايى؟


    گلشن شود از مقدم تو ساحت گيتى


    اى باغ طرب را گل بى خار كجايى؟


    بر «حافظى» سوخته دل كن نظر از لطف

    اى بر همگان سيّد و سالار كجايى؟
     
  7. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    اي حُجّت خداي، که عشقت امان ماست


    ذکر تو در محافل روضه نشان ماست


    خون گريه کن که ماتم جد غريب توست


    يار دل حزين تو آه و فغان ماست


    ما را نواي نوحه جد او جانفزاست


    الحق که روضه،داروي روح و روان ماست


    هرجا که مي‌رويم دم از عشق مي‌زنيم


    آري حديث مهر تو ورد زبان ماست


    پرچم، چراغ، آب، سياهي، کتيبه، اشک


    اين ها همه بهانه سر نهان ماست


    سرِّ نهان ما که به جز شاه عشق نيست


    در قبضه ولايت او جسم وجان ماست


    سلطان عشق آبروي عالمين کيست؟


    آنکه هماره در گرُوَش آرمان ماست


    هستي به دست تو ،دل تو در کف حسين


    دست تو بر سر و غم او سايبان ماست


    در حال روضه معني هر زمزمه تويي

    غمگين مباش زمزمه طرز بيان ماست
     
  8. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم


    از پرده دل راز نگهدار تو
    باشم



    دستم تهی ونیست کلافی به بساطم


    تابر سر بازار خریدار توباشم


    یک عمر به دنبال امان بودم وصحت


    منت نه و بگذار که بیمار توباشم


    ای سایه لطفت همه جا روی سرمن


    بگذار که در سایه دیوار توباشم


    ای کاش شبی آیدودرجامع سهله


    با چشم دلم زائر رخسار توباشم


     
  9. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    اى كه عشق تو بود مونس جان و دل ما


    وى كه مهر تو عجين گشته در آب و
    گل ما



    دل ما گشته زدورى تو كاشانه غم


    تا نيايى بَرِ ما غم نرود از دل
    ما



    مشكلى گشته به ما هجر تو و طعن رقيب


    جز به وصلت به خدا حل نشود مشكل
    ما



    شوق ديدار تو ما را دهد اميد حيات


    ترسم آخر غم هجر تو شود قاتل ما


    تو شبى محفل ما را زرخت روشن كن


    اى كه نام تو بود روشنى محفل ما


    ما كه در بحر جهان كِشتى سرگردانيم


    اى نجى الله ثانى بنما ساحل ما


    ما نكِشتيم كه تا جان به فداى تو كنيم


    بپذير از كرم اين هديه ناقابل ما


    نظر از «خسرو» دلخسته خود باز مگير

    اى كه لطف تو بود صبح و مسا شامل
    ما
     
  10. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعار انتظار...

    دلم دوباره خبر می دهد ظهور تورا


    بدون فاصله حس میکنم حضور تورا


    به من مگو که نرفته چگونه باز آید


    مسیر جاده خبر می دهد عبور تورا


    کدام آینه در این زمانه ناقص نیست


    که خوب جلوه دهد انعکاس نور تورا


    شبی به سینه طوفانی ام به صید ببیا


    مگر که لمس کنم رشته های تور تورا


    من از زیارت ناحیه خوب دانستم

    شکسته است کسی شیشه غرور تو را