پاسخ : متن تمام ترانه های ابی سادگی هميشه سبز می خشکد هميشه ساده می بازد هميشه لشکر اندوه به قلب ساده می تازد من آن سبزم که رستن را تو آخر بردی از يادم چه ساده هستی خود را به باد سادگی دادم به پاس سادگی در عشق درون خود شکستم زود دريغا سهم من از عشق قفس با حجم کوچک بود درونم ملتهب از عشق برونم چهره ای دم سرد ولی از عشق باختن را غرور من مرمت کرد به غير از "دوستت دارم" به لب حرفی نشد جاری ولی غافل که تو خنجر درون آستين داری طلوع اولين ديدار غروب شام آخر بود سرانجام تو و عشقت حديث پشت و خنجر بود
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی ستاره دنباله دار تو آسمون زندگيم ستاره بوده بی شمار اما شبای بی کسی يکی نمونده موندگار يکی نمونده از هزار ستاره های گمشده هر شب من هزار هزار اما هميشگی تويی ستاره ی دنباله دار يکی نمونده از هزار ای آخرين ، تنهاترين آواره ی عاشق هر شب عمرم همراه با من ستاره ی عاشق ای تو آشنای ناشناسم ای مرهم دست تو لباسم ديوار شبم شکسته از تو از ظلمت شب نمی هراسم انگار که زاده شده با من عشقی که من از تو می شناسم ای آخرين ، تنهاترين آواره ی عاشق هر شب عمرم همراه با من ستاره ی عاشق تو بودی و هستی هنوز سهم من از اين روزگار با شب من فقط تويی ستاره ی دنباله دار با شب من فقط تويی
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی رازقی از تو تا ويرونی من از تو تا مرز شکستن فاصله وا کردن در فاجعه صدای بستن برای ضيافت عشق اگه شب ، شب غزل نيست اگه نور آينه به آينه اگه گل بغل بغل نيست برای گلدون دستات يه سبد رازقی دارم بهترين قلب تو دنيا برای عاشقی دارم ترسم از بی رحمی شب نيست ترسم از دلتنگی فرداست ترسم از شب مرگی آواز ترسم از تدفين قمری هاست سهمی از رجعت انسان سهمی از خداشدن باش سهمی از معجزه عشق سهمی از معراج من باش
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی آرزو خيلی وقته از چشام بی تو بارون می باره دل نا اميد من تو رو آرزو داره ای هميشگی ترين آه ای دورترين سوختن کار من است نگرانم منشين راست مي گفتی تو ،ديگر اکنون ديرست دوستی و دوری ، آخرين تدبيرست راست می گفتی ، تو بايد از عشق بريد از چنين پايانی به سرآغاز رسيد شکستی و شکستم گسستی و گسستم چه بودی و چه بودم چه هستی و چه هستم تو رها از من باش ،ای برايم همه کس زير آوار قفس مانده ام من ز نفس تو و خورشيد بلند ،من و شب های قفس بعد از اين با خود باش ، ياد تو ما را بس ...
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی باورم کن باورم کن باورم کن باورم کن آنچه هستم بس که ناباوری ديدم تو خودم هر بار شکستم باورم کن خيلی خسته م از غم ناباوری ها تو کمک کن تا نباشم آيه ی دربه دری ها رگبار تلخ دو رنگی دشنه زد به تار و پودم از غم نامردمی ها مرده ذرات وجودم ديگه باورم نمی شه که هنوزم زنده هستم گر چه می دونم که پاکی شده باعث شکستم باورم کن که تو سينه غم دارم به حجم فرياد آخه اين غم کمی نيست که صداقت رفته بر باد زير اين گنبد وحشی توی اين دل نگرونی تو بيا همسفرم باش اگه تو بخوای می تونی تو می تونی تو می تونی
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی خانه سرخ خانه سرخ و کوچه سرخ است و خيابان سرخ است آري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است خانه سرخ و کوچه سرخ است و خيابان سرخ است آري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است تا گل خوني فرياد در اين باغستان ساقه از ضربه ي شلاق زمستان سرخ است وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران تا در اين دشت غرور کينه داران سرخ است رو سياه است اگر اين شب مردم کش بد تا دم صبح وطن سينه ي ياران سرخ است با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است تا گل خوني فرياد در اين باغستان ساقه از ضربه ي شلاق زمستان سرخ است وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران تا در اين دشت غرور کينه داران سرخ است رو سياه است اگر اين شب مردم کش بد تا دم صبح وطن سينه ي ياران سرخ است با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر ميخيزد مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی روزگار از روزگار دلم گرفته از این تکرار دلم گرفته دلم می خواد گریه کنم بارون ببار دلم گرفته برای گم کردن خویش رها شدن از کم و بیش برای در خود گم شدن جدا از این مردم شدن بهانه ی گریه می خوام بهانه ی فریاد زدن بیا تو باش ای مهربان بهانه ی گریه ی من از روزگار دلم گرفته از این تکرار دلم گرفته دلم می خواد گریه کنم بارون ببار دلم گرفته از من دیگه هیچی نمونده یه قصه ام صد باره خونده امروز هوا هوای گریه س گونه هامو بارون پوشونده ابر غمم بارون نمی شه درد سکوت درمون نمی شه بخون برام از پشت شیشه درد سکوت درمون نمی شه از روزگار دلم گرفته از این تکرار دلم گرفته دلم می خواد گریه کنم بارون ببار دلم گرفته
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی نون و پنیرو سبزی نون و پنیرو هق هق سفره ی سرد عاشق نون و پنیروفندق رخت عزا تو صندق نون و پنیروحلوا سوخته حریر دریا نون و پنیرو گردو قصه ی شهر جادو نون و پنیرو بادوم یک قصهء نا تموم نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی پای همه گلدسته ها دوباره اعدام صدا دو باره مرگ گل سرخ دوباره ها دوباره ها حریق سبز جنگلها بدست کبریت جنون از کاشی های آبی مون سرزده فوارهء خون نون و پنیرو بادوم یک قصه ی نا تموم نون و پنیرو سبزی تو بیش از این می ارزی قصه ی جادوگر بد که از کتابا می اومد نشسته بر ممبر خون عاشق ها رو گردن می زد کنار شهر آینه جنگل سبز شیشه بود برای گیس گلابتون اون روز مثل همیشه بود پونه می ریخت تو دامنش تا مادرش چادر کنه می رفت که از بوی علف تمام شهر و پر کنه غافل از اینکه راهش رو جادوگر دزدیده بود روصورت خورشید خانم خط سیاه کشیدهبود آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه برای گی سگلابتون از مرگ جادوگر بگه از مرگ جادوگر بد که از کتابها می اومد
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی گل سرخ شکفته چون گل سرخ بر سینه های یاران عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران ای هم عزای خسته ای هم تبار زخمی مایوس و دل شکسته آه ای سوار زخمی هنوزم در رگ ما خون امید جاریست با عاشقان فردا ، نه غم نه سوگواریست هرچند که عاشقان را شب است و تیرباران اگر چه سهم یاران شکنجه است و زندان شکفته چون گل سرخ بر سینه های یاران عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران بی وحشت از بد و درد در شامهای ممتد این شیر آسیا را بخوان که سر فرازد آنک قیام خورشید با دستهای مردم از موجهای دریا تا دشت و کوه و گندم شکفته چون گل سرخ بر سینه های یاران عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران آلوده گر چه دست جلادهای دشمن به خون همسر تو به خون کودک من اگر چه مانده خیل نعش شهید بر خاک کاوه هنوزم با ماست بگو بگو به ضحاک شکفته چون گل سرخ بر سینه های یاران عشقی به نام مردم قلبی به شکل ایران
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی کویر ن کويرم , من کويرم دشت تب کرده ی پيرم نفسم مرده تو سينه عطشم کرده اسيرم من کوير خشک و پيرم که طراوت نپذيرم توی روياها می بينم روز ميلاد بهارم مثل يک جنگل سبزم عطر پاک سبزه زارم اما اين مثل يک خوابه تن من تشنه ی آبه بوته های خشک و زردم زير تيغ آفتابه نقش رويای بهاران در نگاه من نشسته توی رگهای تن من حسرت بارون نشسته