پاسخ : متن تمام ترانه های ابی پریا پریا! گشنه تونه؟ پریا! تشنه تونه؟ پریا! خسته شدین؟ مرغ پر بسّه شدین؟ چیه این های های تون گریه تون وای وای تون؟» پریا هیچ چی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا مث ابرای باهار گریه می کردن پریا « ـ پریای نازنین چه تونه زار می زنین؟ توی این صحرای دور توی این تنگ غروب نمی گین برف میاد؟ نمی گین بارون میاد؟ نمی گین گرگه میاد می خوردتون؟ نمی گین دیبه میاد یه لقمه خام می کند تون؟ نمی ترسین پریا؟ نمیاین به شهر ما؟ شهر ما صداش میاد، صدای زنجیراش میاد- پریا! قد رشیدم ببینین اسب سفیدم ببینین اسب سفید نقره نًل یال و دُم اش رنگ عسل، مرکب صرصر تک من! آهوی آهن رگ من! گردن و ساقش ببینین! باد دماغش ببینین! امشب تو شهر چراغونه خونه ی دیبا داغونه مردم ده مهمون مان با دامب و دومب به شهر میان داریه و دمبک می زنن می رقصن و می رقصونن غنچه ی خندون می ریزن نُقل بیابون می ریزن های می کشن هوی می کشن: « ـ شهر جای ما شد! عید مردماس، دیب گله داره دنیا مال ماس، دیب گله داره سفیدی پادشاس، دیب گله داره سیاهی رو سیاس، دیب گله داره ...» پریا! دیگه توکِ روز شیکسّه دَرای قلعه بسّه اگه تا زوده بُلن شین سوار اسب من شین می رسیم به شهر مردم، ببینین: صداش میاد جینگ و جینگ ریختن زنجیر برده هاش میاد. آره ! زنجیرای گرون، حلقه به حلقه، لابه لا می ریزن ز دست و پا. پوسیده ن، پاره می شن، دیبا بیچاره میشن: سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار می بینن سر به صحرا بذارن، کویر و نمک زار می بینن عوضش تو شهر ما... ] آخ ! نمی دونین پریا! [ دَرِ برجا وا می شن، برده دارا رسوا می شن غلوما آزاد می شن، ویرونه ها آباد می شن هر کی که غصه داره غمشو زمین میذاره. قالی می شن حصیرا آزاد می شن اسیرا. اسیرا کینه دارن داس شونو ور می میدارن سیل می شن: شُرشُرشُر! آتیش می شن: گُرگُرگُر! تو قلب شب که بد گِله آتیش بازی چه خوش گِله! آتیش! آتیش! - چه خوبه! حالام تنگ غروبه چیزی به شب نمونده به سوز تب نمونده به جستن و واجَستن تو حوض نقره جَستن... الان غلاما وایسادن که مشعلا رو وردارن بزنن به جون شب، ظلمتو داغونش کنن عمو زنجیر بافو پالون بزنن وارد میدونش کنن به جائی که شنگولش کنن سکه ی یه پولش کنن: دست همو بچسبن دور یارو برقصن « حمومک مورچه داره، بشین و پاشو » در بیارن « قفل و صندوقچه داره، بشین و پاشو » در بیارن پریا! بسّه دیگه های های تون گریه تون، وای وای تون !»... پریا هیچ چی نگفتن، زار و زار گریه می کردن پریا مث ابرای باهار گریه می کردن پریا ... * « ـ پریای خط خطی لخت و عریون ، پاپتی! شبای چله کوچیک که زیر کرسی، چیک و چیک تخمه می شکستیم و بارون می اومد صداش تو نودون می اومد بی بی جون قصه می گف حرفای سر بسّه می گف قصه ی سبز پری زرد پری، قصه ی سنگ صبور، بز روی بون، قصه ی دختر شاه پریون، - شما ئین اون پریا! اومدین دنیای ما حالا هی حرص می خورین، جوش می خورین، غصه ی خاموش می خورین که دنیامون خال خالی یه، غصه و رنج خالی یه؟ دنیای ما قصه نبود پیغوم سر بسّه نبود. دنیای ما عیونه هر کی می خواد بدونه: دنیای ما خار داره بیابوناش مار داره هر کی باهاش کار داره دلش خبردار داره! دنیای ما بزرگه پر از شغال و گرگه! دنیای ما - هی ،هی ، هی ! عقب آتیش – لی ، لی ، لی ! آتیش می خوای بالا تَرَک تا کف پات تَرَک تَرَک ... دنیای ما همینه بخواهی نخواهی اینه! خوب، پریای قصه! مرغای پرشیکسّه! آبِ تون نبود، دونِ تون نبود، چائی و قلیون تون نبود؟ کی بِتون گفت که بیاین دنیای ما، دنیای واویلای ما قلعه ی قصه تونو ول بکنین، کارتونو مشکل بکنین؟» پریا هیچ چی نگفتن، زار و زار گریه می کردن پریا مث ابرای باهار گریه می کردن پریا. دلنگ دلنگ! شاد شدیم از ستم آزاد شدیم خورشید خانم آفتاب کرد کلّی برنج تو آب کرد: خورشید خانوم! بفرمائین! از اون بالا بیاین پائین! ما ظلمو نفله کردیم آزادی رو قبله کردیم. از وقتی خلق پا شد زندگی مال ما شد. از شادی سیر نمی شیم دیگه اسیر نمی شیم ها جَستیم و واجَستیم تو حوض نقره جَستیم سیب طلا رو چیدیم به خونه مون رسیدیم...» * بالا رفتیم دوغ بود قصه ی بی بی م دروغ بود، پائین اومدیم ماست بود قصه ی ما راست بود: قصه ما به سر رسید غلاغه به خونه ش نرسید، هاچین و واچین زنجیرو ورچین!
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی هم صدای اگه هم صدام بودی هیشکی حریفم نمیشد کوه اگه رو شونه هام بودی کمرم خم نمیشد تو اگه خواسته بودی تو اگه مونده بودی موندنی ترین بودم عمق صدام کم نمیشد اگه زخمی می شدم به دست تو مرحم بود زخم قیمتیِ من محتاج مرحم نمیشد اگه بارونِ عزیزِ با تو بودن می گرفت گل سرخ قصه مون تشنه ی شبنم نمیشد تو اگه خواسته بودی تو اگه مونده بودی موندنی ترین بودم عمق صدام کم نمی شد
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی مرمر برای من که خسته ام که بی ثمر نشسته ام برای من که خسته ام که بی ثمر نشسته ام گریه نکن گریه نکن نذار که بارون بباره گریه نکن چشمای من طاقت دیدن نداره مرمر شکست آهن شکست مرمر شکست آهن شکست عهد تو با من نشکست عهد تو با من نشکست برای من که خسته ام که بی ثمر نشسته ام گریه نکن گریه نکن نذار که بارون بباره مرا در آخرین بن بست به تنهایی صدا کردی تو راه قصه ی ما را از این عالم جدا کردی تو پیمان بستی و ماندی مرا از نو بنا کردی به من درس وفا دادی به عهد خود وفا کردی مرمر شکست آهن شکست مرمر شکست آهن شکست عهد تو با من نشکست عهد تو با من نشکست
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی معما گم ترین گم شده ام تو مرا پیدا کن زندگی چیست بگو عشق را معنا کن تا مرا در یابی با عذابم سر کن زخمی زندگیم زخم را باور کن گم شده ی تو تنها اسیر یک معماست جواب این معما تو چشمای تو پیداست گم ترین گم شده ام تو مرا پیدا کن زندگی چیست بگو عشق را معنا کن تا مرا در یابی با عذابم سر کن زخمی زندگیم زخم را باور کن من که با عشق تو آمیخت همه دریای تنم کس نمی داند که امروز این تو هستی یا منم هر جا تو باشی قبله همون جاست هر ذره خورشید هر قطره دریاست گم شده ی تو تنها اسیر یک معماست جواب این معما تو چشمای تو پیداست
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی خانه سرخ خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است عاری از خون پهنه ی برزن و میدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر می خیزد مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است رو سیاه است اگر این شب مردم کش بد تا دم صبح سحر سینه ی یاران سرخ است با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران تا در این دشت غرور کینه داران سرخ است خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است عاری از خون پهنه ی برزن و میدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که برمی خیزد مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی پرنده مهاجر ای پرنده مهاجر، ای پر از شهوت رفتن فاصله قد یه دنیاست، بین دنیای تو با من تو رفیق شاپرک ها، من تو فکر گلمونم تو پی عطر گل سرخ، من حریص بوی نونم دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی نور دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور من دارم تو آدمک ها می میرم، تو برام از پریا قصه میگی من توی پیله وحشت می پوسم، برام از خنده چرا قصه میگی کوچه پس کوچه خاکی، در و دیوار شکسته آدمای روستایی، با پاهای پینه بسته پیش تو یه عکس تازه است واسه آلبوم قدیمی یا شنیدن یه قصه است از یه عاشق قدیمی برای من زندگی اینه، پر وسوسه پر غم یا مثل نفس کشیدن ، پر لذت دمادم ای پرنده مهاجر، ای همه شوق پریدن خستگی یه کوله باره، روی رخوت تن من مثل یک پلنگ زخمی پر وحشته نگاهم می میرم اما هنوزم دنبال یه جون پناهم نباید مثل یه سایه، زیر پاها زنده باشیم مثل چتر خورشید باید روی برج دنیا واشیم
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی عطر تو همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش در آوار همه آینه هاتکرار من باش همین امشب کلید قفل این زندون تن باش رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت ای جان جانان ای درد و درمان ای سخت و آسان آغاز و پایان ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای پر سایه ای افتاده تر شو رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت ای جان جانان ای درد و درمان ای سخت و آسان آغاز و پایان امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره امشب همین ترانه هم نفس نفس دوستت داره صدا صدا صدای من به وصعت یکی شدن بیا بیا شکن شکن بیا به جنگ تن به تن بیا به جنگ تن به تن ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای پر سایه ای افتاده تر شو رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت ای جان جانان ای درد و درمان ای سخت و آسان آغاز و پایان
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی با تو با تو این تن شکسته داره کم کم جون میگیره آخرین ذرات موندن تو رگهام نمیمیره با تو انگار تو بهشتم با تو پرسعادتم من دیگه از مرگ نمیترسم عاشق شهامتم من اگه رو حصیر بشینم اگه هیچ نداشته باشم با تو من مالک دنیام با تو در نهایتم من با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من دیگه از مرگ نمیترسم عاشق شهامتم من با تو شاه ماهی دریا بی تو مرگ موج تو ساحل با شکل یک حماسه بی تو یک کلام باطل بی تو من هیچی نمیخوام از این عمری که دو روزه در اتاقم واسه قلبم پیرهن عزا بدوزه با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من دیگه از مرگ نمیترسم عاشق شهامتم من با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من دیگه از مرگ نمیترسم عاشق شهامتم من
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی باورکن باور کن صدامو باور کن صدایی که تلخ و خسته س باور کن ، قلبمو باور کن قلبی که کوهه اما شکسته س باور کن ، دستامو باور کن که ساقه ی نوازشه باور کن ، چشم منو باور کن که یک قصیده خواهشه . وسوسه ی عاشق شدن التهاب لحظه هامه حسرت فریاد کردن اسم کسی با صدامه اسم تو ، هر اسمی که هس مثل غزل چه عاشقانه س پر وسوسه ، مثل سفر مثل غربت صادقانه س باور کن ، اسممو باور کن من فصل بارون برگم مطرود باغ و گل و شبنم درختم ، درخت خشکی تو دست تگرگم باور کن ، همیشه باور کن که من به عشق صادقم باور کن ، حرف منو باور کن که من همیشه عاشقم
پاسخ : متن تمام ترانه های ابی بگو ای یار بگو ای یار بگو ای وفادار بگو از سر بلند عشق بر سر دار بگو بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو از شب شبزدهها که نمیمونه بگو بگو از محبوبهها ، نسترنهای بنفش سفرههای بیریا ، توی سبزهزار فرش بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده رو زمین جا ندارم ، آسمون سنگ شده بگو از شب کوچهها ، پرسه های بیهدف کوچهباغ انتظار توی بارون و علف بگو از کلاغ پیر که به خونه نرسید از بهار قصهها که سر شاخه تکید بگو از خونه بگو ، از گل پونه بگو از شب شبزدهها که نمیمونه بگو بگو از محبوبهها ، نسترنهای بنفش سفرههای بیریا ، روی سبزهزار فرش بگو ای یار بگو ، که دلم تنگ شده ...